نامگذاری زنان حرم بر اساس جوانی و زیبایی

نامگذاری زنان حرم بر اساس جوانی و زیبایی زشتی و زیبایی، جوانی یا پیری در برتری یافتن زنان نزد صاحبان حرمسراها تاثیر فراوانی داشت. به زنان حرم “خانم” گفته می‌شد و عناوینی که به زنان درجه ۲ یا پایین‌تر می‌دادند به ترتیب عبارت بود از: “بیگم باجی” و “ضعیفه”.(پولاک، یاکوب ادوارد، سفرنامه پولاک، ترجمه کیکاووس...
ادامه مطلب

نامگذاری کودک

فرانکلین می¬نویسد: « مراسم اسم گذاری کودک در ایران به صورت زیر انجام می‌گیرد در روز سوم یا چهارم تولد بچه دوستان و اقوام زن زائو در منزل او جمع می‌شوند و تعدادی هم نوازنده و دختران رقصنده می‌آورند و جشنی برپا می‌سازند و پس از مدتی رقص و آواز ملایی وارد می‌شود کودک را...
ادامه مطلب

نامه نویسی

ویلز می‌نویسد: « نامه نویسی در ایران، بخصوص نامه های رسمی بین دو نفر صاحب مقام یا به دیگر بزرگان کار هرکسی نیست و نیاز به سواد و تجربه و تعلیم ویژه‌ای دارد. تا شخص نویسنده ضمن انتخاب لغات، جملات و عناوین و القاب مخصوص و شایسته برای طرف توان ادا کردن حق مطلب را...
ادامه مطلب

نان

دالمانی می¬نویسد: « در روستاها نان را زن‌ها می‌پزند. بدین ترتیب که ابتدا کمی خمیر را برداشته روی چرم گوسفندی که آرد بر آن گسترده است می‌غلتانند و صورت گلوله‌ای در می‌آورند آنگاه این گلوله خمیر را بر روی تشکچه‌ای چنان می گسترند که به صورت برگه‌ای نازک با ۲۵ تا ۳۰ سانتی‌متر پهنا و...
ادامه مطلب

نان

سکویل می¬نویسد: « نان در دکه‌هایی به فروش می‌رسد که عمق ندارند تکه‌ای از دیوارند با چند ردیف سکو و نان‌های قهوه‌ای رنگ را روی سکوها پهن می‌کنند درست مانند پلکانی که با قالی فرش کرده باشند نان را به وزن می‌خرند و آن را روی بازو می‌اندازند و می‌برند مانند پتو سفری.» (سکویل، 1375:...
ادامه مطلب

نان

اوليويه (1814-1756م.) مى‏نويسد: «نانی که در ایران صرف می‌شود، بهتر از نانی است که در مملکت عثمانی به مصرف می‌رسد. سفید و خوب پخته و از آرد خالص گندم است.» / اولیویه – گیوم آنتوان، ۱۳۷۱: 166.
ادامه مطلب

نان

نان کم یابی و گرانی ارزاق در 1316ق. افضل الملک نشته است:«گندم هر روز در میدان کم آمد و آرد به خبازخانه دیر رسید و کسر آورد و خبازان و اهل شهر محتاج به گندم خمسه و ساوه وعراق شدند …. و خبازان قیمت نان را بالا بردند و در آرد سبوس و خاک اره...
ادامه مطلب

نان

نان قحطی سال 1317ق. حاجی سیاح می نویسد :«…در این سال 1317 غله کم و گران بود عمده دخل حکام و دیوانیان از ارزاق مردم بیچاره است» .او علت را چنین دانسته :«صد هزاران نفوس معذب می شوند و گرسنه می مانند تا کیسه چند نفر بی رحم و خون خوار پر گردد ….و به...
ادامه مطلب

نان

نان محمد ولی خان در باره این قحطی می نویسد :«…امشب سه شنبه 21جمادی الاول 1336 است ….الان چند ماه است که در تهران قحطی و گرانی است کندم خرواری یکصد و ده تومان رسیده که شاه به این قیمت پریر.ز از گندم ذخیره اش به مردم بیچاره فروخته است .برنج خرواری صد تومان الی...
ادامه مطلب

نان تهران

بروگش مي‌نويسد: « ناني که در دکان نانوايي‌ها پخت مي‌شود و با زحمت بسيار ممکن به دست مردم برسد، تلخ مزه است و معلوم نيست که چه ماده‌ي تقلبي نامطلوبي با گندم و آرد مخلوط مي‌کنند که اين اندازه تلخ مي‌شود.» (بروگش، 612:1367-611)
ادامه مطلب