صاحب اختیار– کسی که مجوز برای اجرای حکمش بدون چون و چرا دارد (برای افرادی که تحت فرماندهی باشند).
Resume content
صاحب جمع– رئیس حمل و نقل؛ مسئول ضبط و تحویلنویسی از اموال دیوانی بوده (در دوره صفویه)؛ صاحب جمع خزانه؛ صاحب جمع جباخانه؛ صاحب جمع قپچاقخانه و…
Resume content
صاحب دیوان – صاحب دیوان(فتحعلیخان صاحبدیوان) هم لقب بود و هم منصبی در دوران قاجاریان. صاحبدیوان، رئیس کل بودجه؛ کسی که اسامی هر حقوقبگیری را به اندزه مواجب داشتهاست (از اواسط سلطنت قاجار، این لقب، جزو القاب منحصر محسوب میشدهاست). صاحب دیوان از قرون پیش به کار می رفته است که در عصر پهلوی منسوخ...
Resume content
صاحبدیوان رسالت– دبیر؛ رئیس دفتر.
Resume content
صاحبدیوان رسایل– رئیس دفتر مخصوص شاهنشاهی.
Resume content
صادرات ایران رقم صادرات ایران در 1267 بیش از یک میلیون لیره بود (لیره دو تومان بود)عمده صادرات ایران ابریشم بود که به روسیه می رفت. میزان تولید ابریشم گیلان در 1257 ق. به یک میلیون کیلو گرم می رسید.(آدمیت،امیر کبیر و ایران ص407)
Resume content
در بارة سياست حمايت و ساماندهى حرف جديد و نتايج آن در دورة ناصرى اطلاعات اندكى در دست است. يكى از معدود آگاهى ها، به گزارش مربوط به برنامة حمايت از صحافى فرنگى، به عنوان حرفه اى متفاوت، مربوط است كه با وارسى آن مى توان پرتوهايى بر اين بحث افكند. در مورد فن صحافى...
Resume content
صدر– رئیس؛ در دوره فتحعلیشاه، وزیر عدلیه را صدر دیوانخانه میگفتند؛ و نیز امیر دیوانخانه.
Resume content
صدر اصفهانی – رجوع کنید به باغ هفت حوض.
Resume content