كلمهاى است تركى كه به رسول و فرستاده پادشاه یك دربار به دربار دیگر گفته مىشد. در زمان سلاطین صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه تا زمان سلطنت مظفرالدین شاه نیز استعمال این كلمه معمول بود و به نمایندگان سیاسى ایران كه به خارج فرستاده مىشدند و یا نمایندگان دول خارجى كه به ایران اعزام مىگردیدند،...
ادامه مطلب
از بازارچههاى قدیمى كه اكنون تنها نامش باقى است و در نزدیكى باغ ایلچى در جنوب محله بازار قرار داشت.
ادامه مطلب
كوچهاى كه در بازار تهران از گذر لوطى صالح به سمت غرب مىرود، به كوچه باغ ایلچى شهرت دارد.
ادامه مطلب
رجوع کنید به میرزا ابوالحسن شیرازى
ادامه مطلب
ایلچی– رسول و فرستاده پادشاه به نزد پادشاه دیگر، در زمان صفویه، افشاریه، زندیه، قاجاریه (تا زمان سلطنت مظفرالدین شاه)؛ نمایندگان سیاسی ایران ــ به خارج فرستاده میشدند، یا نمایندگان دول خارجی که به ایران اعزام میگردیدند («ایلچی»؛ نماینده سیاسی، وزیر مختار و سفیر است؛ و «ایلچی کبیر» سفیر کبیر است؛ پیامگزار؛ سفیر («ایلچی بزرگ»:...
ادامه مطلب
ایلخان– رئیس ایل، خان قبیله؛ ایلبیگی؛ رئیس طایفه.
ادامه مطلب
در عصر ایلخانان مغول، در زمان زمامدارى غازان خان تهران معسكر بود. پس از برقرارى آرامش نسبى در سال 674 ق. / 1275 یا 1276 م. زكریاى قزوینى درباره آن نوشته است: «روستایى است پر جمعیت و بزرگ، تابع مركز رى است. باغ و باغاتش زیاد و میوه باغات تهران بین میوهها ممتاز است و...
ادامه مطلب
(تركى) منسوب به ایلخان، ایلخان بودن، در رتبه بالاتر ایل بیگى است. ! رجوع کنید به ایل بیگى
ادامه مطلب