نظام آباد
گو این که زنان در دوره قجر از منظر اجتماعی غایب بودند، اما در عصر مشروطه کم و بیش به میدان آمدند. «زن‌های ایرانی به‌طور محسوسی در همه‌جا غایب هستند. اگر گاهی چند زن جسور در خیابان لاله‌زار دیده شوند، از آنان چیزی جز یک چادر سیاه با کفش‌های پاشنه‌بلند دیده نمی‌شود، حتی صورتشان در پشت پیچه‌های ساخته‌شده از موی سیاه اسب ناپیداست.» (معتمدی،1381، 539)
در امامزاده داوود در یک اتاق چند نفر زن را بدون مرد دیدند که ساکن شده‌اند. لوطیان به آن‌ها می‌گویند که: از این اتاق بیرون روید تا ما منزل کنیم. آن‌ها درصدد برمی‌آیند که به‌زور این زنان را بیرون کنند؛ لهذا چادر آن‌ها را کشیده و دست بی‌عصمتی دراز کرده، آن زنان را عنفاً بیرون می‌کنند. آن زنان ناله و فریاد برآورده، وامحمدا! واشریعتا! می‌گویند؛ اشرف‌الذاکرین و صدرالواعظین که از بزرگان واعظین هستند، در آن هنگام به زیارت آمده بودند. نالۀ زنان را می‌شنوند. به لوطیان می‌گویند: چرا متعرض این زنان شدید؟ لوطیان دست و زبان هرزگی دراز کرده، به این دو نفر محترم تعرض می‌کنند. این دو نفر … از امامزاده داوود به نظام‌آباد منزل ییلاقی نظام‌الملک، آمده، عرض حال کردند. جناب نظام‌الملک دیدند که: اگر جلوی این کار را نگیرند و حفظ شریعت و دولت نکنند، فردا لوطیان هر محله آشوبی بر سر پا کرده، از هر گوشه‌ای صدایی برمی‌خیزد؛ شورشیان زیاد می‌شوند و جمهوریان هم در دیوانگی و افساد و شرارت خود می‌افزایند و کار هرج‌ومرج می‌شود. لهذا، مأمورین غلاظ و شداد فرستاده، آقا عزیز،‌ رئیس لوطیان را با چند تن به تهران احضار کرد. آن‌ها حاضر شدند و استنطاق به عمل آمد. ثابت شد که کسان و همراهان آقا عزیز، به‌ناحق درصدد آزار زنان و بی‌احترامی واعظین برآمده‌اند. لهذا جناب نظام‌الملک که از شرارت لوطیان مسبوق بود، محض نظم و از برای سکوت واعظین و سادات و اهل علم، بفرمود که چوب و فلک آوردند. فراشان پای آقا عزیز را در فلک گذاشته، بنای چوب زدن گذاشتند. (افضل‌الملک، 1361، 477)

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.