غزلخوانی
خواندن غزل، قصیده، مسمط و حتی مثنوی، تحت عنوان غزلخوانی، تنها موسیقی تهرانی است که امروزه نیز، بهویژه در شهر ری، رواج دارد. میتوان با اطمینان گفت که این نوع موسیقی حداقل از اواخر دوره قاجار، میان داشها رایج بوده است. شهری توضیح میدهد که در تهران قدیم گاه مجالس رقابت در غزلخوانی نیز میان داش یک محله و داشی دیگر از محلهای دیگر در قهوهخانهها با آداب خاصی برگذار میشده است. شهری، طهران قدیم، ج۲، ص۱۵۹؛شهری، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج۱، ص۴۰۲وج۶، ص۴۶۷) غزلخوانی (که فرهنگ رسمی تمایل دارد آن را «کوچهباغی» یا برای ارزش بخشیدن به آن، «بیات تهران» بنامد (احمدی، من و زندگی، ج۱، ص۸۲؛ بدیعزاده، ج۱، ص۲۲۴-۲۲۸؛ همایون، ج۱، ص۲۰۴، فصلنامه موسیقی ماهور، تهران، ۱۳۸۵ش، شم ۳۳) آوازی است غیرضربی، فاقدتحریرهای رایج در موسیقی کلاسیک ایرانی که بدون همراهیساز، غالباً در دستگاه سهگاه یا آواز دشتی، و گاه در همایون و برخی دستگاهها و آوازهای دیگر، اجرا میشود. محتوای اشعار آن طیف نسبتاً وسیعی از مسائل مذهبی و عرفانی گرفته، تا هزل و مطایبه و نیز پند و اندرز، بهویژه از زبان یک زندانی را دربر میگیرد.( یادداشتهای ساسان فاطمی.)غزلخوانی در موقعیتها و مکانهای متفاوتی اجرا میشود: در قهوهخانهها، به خصوص در شبهای ماه رمضان پس از افطار و در حین ترنابازی؛ در گروبندیهای کبوتربازی، هنگامی که شخص گروبند با دعوت کردن دوستان خود مجلسی ترتیب میدهد و طی آن، اگر افراد خوشصدایی در مجلس باشند، به نوبت به غزلخوانی میپردازند؛ در زورخانهها، توسط ورزشکاران در گود زورخانه و در فرصتهای استراحت میان انجام حرکات ورزشی؛ در خرابات و مجالس استعمال بنگ و حشیش؛ در مراسم مذهبی ماه محرم، قبل یا بعد از نوحهخوانی و در جمع دوستان و مجالس خصوصی( دانشنامه بزرگ اسلامی، غزلخوانی.)