روحوضی
اندک‌اندک راه بازیگران و تقلیدچیان به دربار و پس از آن به خانه‌های مردم شهر، نخست در خانه‌های اشراف و مردم میانه‌حال تهران، باز شد و با بازی‌های خود مجالس آن‌ها را گرم می‌کردند. برای نمایش بازیگران، روی حوض خانه‌ها را با تخته‌های الوار می‌پوشاندند و روی آن‌ها قالی و گلیم می‌گستردند و صحنه را برای بازی و هنرنمایی دسته‌های تقلیدچی فراهم می‌کردند. پس از این بود که این بازی‌های نمایشی به نمایش روحوضی یا تخت حوضی معروف شد.(بیضایی، ج۱، ص۱۷۹؛احمدی، ج۱، ص۷) و جنبه عمومی یافت. برخی از نویسندگان بیرون آمدن این نوع بازی‌های نمایشی از انحصار دربار و اعیان، و شکل عام و اجتماعی یافتن آن‌ها را مقدمه پیدایش نوعی تئاتر، یعنی همان تئاتر روحوضی دانسته‌اند.( ایرانشهر، نشریه کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج۱، ص۹۱۴-۹۱۵)
تئاتر روحوضی را ویلیام ‌بیمن ( Beeman، W O، Why Do the Laugh، ج۱، ص۵۱۲، Journal of American Folklore، ۱۹۸۱، vol XCIV.) در اصل یک تئاتر شهری می‌داند که به احتمال بسیار از صورت نمایش‌های مضحک روستایی گرفته شده بوده است. نمایش‌های روحوضی از مسیر سرگرمی‌های نمایشی سده ۱۳ق./۱۹م. دربار قاجار و جامعه شهری دوره قاجار عبور کرده است. در سنت نمایش روحوضی، تمام نمایش‌ها داستان‌هایی با نتایج معین و روشن دارند و موضوع بیش‌تر آن‌ها از ادبیات کلاسیک، داستان‌های تاریخی و مجموعه مشهور قصه‌ها، مانند کتاب هزارویک شب گرفته شده‌اند. داستان‌هایی از تئاتر غرب نیز در سده ۱۴ق./۲۰م. به گنجینه داستان‌های تئاتر روحوضی راه‌ یافتند.( Style and Strategy in Iranian Interaction، سراسر اثر برای اطلاعات بیش‌تر درباره توسعه نمایش عامه در ایران، Beeman، W O، Status، Style and Strategy in Iranian Interaction، Antropological Linguistics، ۱۹۷۶.) هدف در نمایش‌های تخت حوضی سرگرم کردن مردم و ساختن فضای شاد و خنده برای آن‌ها از راه هجو کردن مسائل جدی جامعه و طنزگویی و بذله‌گویی بوده است. در نمایش‌های تخت حوضی همه‌چیز، حتی داستان‌های جدی، مانند یوسف و زلیخا، به صورت کمیک اجرا و بازی می‌شد. در نمایش یوسف و زلیخا هم سیاه وارد شده بود و همان سیاه‌بازی‌هایِ نوکر و اربابی را در این قصه جدی ‌بازی می‌کرد و در نقش نوکر تاجر نمایان می‌شد.(نصیریان، ج۱، ص۱۰۹-۱۱۰ ) دردوره ناصرالدین‌شاه ‌بازیگران‌ نمایش‌های‌ روحوضی ‌دسته‌بندی شده بودند و هر دسته از آن‌ها زیر نظر و به سرپرستی یک سردسته بازی در می‌آوردند و به نام سردسته‌شان معروف بودند. نخستین و معروف‌ترین دسته‌های دوره ناصری دسته کریم شیره‌ای و دسته اسماعیل بزاز بودند. بعدها، رفته رفته دسته‌های روحوضی دیگری تشکیل شد که دسته‌های حسین‌ آقاباشی، سیداحمدخان باشی و دسته مؤید از سرشناس‌ترین و کهن‌ترین آن‌ها بودند. در کتاب کهنه‌های همیشه نو نام ۱۶ دسته از این دسته‌ها آمده است.(احمدی، ج۱، ص۷-۸؛ بیضایی ، ج۱، ص۱۷۹) احمد مؤید معروف به باشی از هنرمندان دوره احمدشاه و اوایل پهلوی بود که در تحول نمایش‌های روحوضی نقش برجسته‌ای داشته است.(بیضایی، ج۱، ص۱۸۴؛ احمدی، ج۱، ص۸)پاتوغ این سردسته‌ها بیش‌تر در باغ ایلچی، واقع در انتهای بازار عباس‌آباد و قهوه‌خانه مشدی صفر در سرپولک و در خیابان سیروس بود.(احمدی، ج۱، ص۸)کریم شیره‌ای نخستین کسی بود که بازی‌های نمایشی و تقلیدچیگری را از قهوه‌خانه و از میان توده مردم به دربار ناصرالدین شاه برد( بلوکباشی، ج۱، ص۱۱۹)و دلقک درباری شد و پس از چندی به نایبی نقاره‌خانه و سرپرستی نقاره‌چیان تهران گمارده شد و بر دسته مطرب‌های غیردولتی درجه ۲ و ۳ شهر هم ریاست‌می‌کرد. وی به همه‌ درباری‌ها و رجال ‌مملکتی متلک می‌گفت و سربه سر آن‌ها می‌گذاشت. او را به سبب شیرین‌کاری‌هایش در نمایش و یا شغل شیره‌فروشی، کریم‌ شیره‌ای می‌نامیدند. (مستوفی، ج۱، ص۳۵۹-۳۶۰) معروف‌ترین شرین‌کاری‌های او در نمایش جیجک علیشاه، هجونامه‌ای در بیان وضع دربار بوده است.(ایرانشهر، نشریه کمیسیون ملی یونسکو در ایران، ج۱، ص۹۱۴)اسماعیل بزاز نخست در دسته حسینعلی نقش سیاه را بازی می‌کرد. پس از مهارت یافتن در بازیگری، خود دسته‌ای مستقل تشکیل داد و از استادان برجسته این نمایش‌ها شد. چون در زمان او مطربی کار شریفی نبود، اسماعیل بزاز از پستی‌های مطربی و نان درآوردن از این راه دوری می‌کرد و همراه با داشتن دسته مطرب به شغل بزازی می‌پرداخت و از این راه ‌امرارمعاش می‌کرد. او را از نیکمردان خیّر در گروه تقلیدچیان و مطربان معرفی کرده‌اند. وی در اواخر عمر به مکه رفت و در تهران مسجدی ساخت و اموال موقوفه‌ای برای آن مقرر داشت. مردم به پاس حرمت و بزرگ‌منشی او خیابانی را که بنای مسجد در آن بود (خیابان مولوی کنونی)، به نام او کردند.(مستوفی، ج۱، ص۳۶۱) یکی دیگر از لوده‌ها و بذله‌گویان معروف آن زمان شیخ حسین، معروف به شیخ شیپور بود که در مجالس عروسی و مهمانی اشخاص حضور می‌یافت و به بذله‌گویی و لیچارپرانی و شوخی کردن با مردم می‌پرداخت و همه را سرگرم و شاد می‌کرد. او صدایی همچون صدای گاو از حلقوم خود در می‌آورد و موجب خنده همگان می‌شد.(مستوفی ، ج۱، ص۳۴۸-۳۴۹؛آرین‌پور، ج۱، ص۳۲۵ )شیخ شیپور، شیخ کرنا و چند تن دیگر از مسخرگان و تقلیدچیانی بودند که به دستگاه‌های بزرگان و دربار راه نیافتند و در زمره دلقکان مقرب الخاقان درنیامدند. این‌ها در میان توده مردم تهران‌ تقلید در می‌آوردند و با شوخی‌ها و گفته‌های هزل و رکیک و شکلک درآوردن‌های خود آنان را سرگرم و شاد می‌کردند.(جنتی عطایی ، ج۱، ص۵۶)از نمایش‌های معروف این دسته مطربان روحوضی می‌توان به نمایش‌های خنده‌آور پهلوان کچل یا پهلوان پنبه، عروسی هالو، خاله رورو، چهار صندوق و طبیب کاشی اشاره کرد. دسته‌های تقلیدچی معمولاً این نمایش‌ها را در عید نوروز، روز نام‌گذاری کودک، عروسی‌ها، ختنه سورانی‌ها و مهمانی‌های بزرگ اجرا می‌کردند. مضامین این نمایش‌ها بیش‌تر حاوی مسائل اخلاقی، انتقادی و داستان‌های تلخ و عبرت‌انگیز از زندگی اجتماعی و خصوصی مردم بود که به صورت بدیهه‌گویی و با شوخی و مسخره و بیان شیرین اجرا می‌شد.(جنتی عطایی ، ج۱، ص۵۷، ۵۸ ؛مؤمنی، ج۱، ص۳۱-۳۷)در نخستین دهه‌های سده ۱۴ش تنی چند از این گروه بازیگران در هنر تقلید و بازی در نقش سلطانی و سیاه‌بازی خوش درخشیدند و شایستگی‌هایی از خود نشان دادند. اکبر سرشار و عباسعلی بیک‌بَبْراز، معروف به ببراز سلطانی، و دو تن بازیگر پیشکسوت در نقش سیاه‌بازی (ذبیح‌الله ماهری (ذبیح زرگر) و مهدی مصری) در زمره این بازیگران هستند. همچنین دو دسته محمدجواد نایب و عباس مؤسس که در باغ فردوس مولوی بساط تقلید برپا می‌کردند، از دسته‌های نام‌آور دوره نمایش‌های روحوضی هستند. از این زمان سردسته‌های برخی از دسته‌های بزرگ و معروف تقلیدچی و مطرب دکه‌هایی به نام بنگاه شادمانی برپا کردند. در این بنگاه‌ها دسته‌های مطرب و بازیگر برای مجالس بزم و شادمانی فراهم می‌کردند و به خانه‌های مردم می‌فرستادند. نخستین بنگاه‌های شادمانی را ظاهراً در ۱۳۰۱ش عباس مؤسس در پاچنار و ببراز سلطانی در ۱۳۱۰ش در کوی صابون‌پزخانه دایر کردند. بعدها دیگران بنگاه‌هایی دیگر در نقاط مختلف شهر، به ویژه در خیابان سیروس راه انداختند.(بیضایی، ج۱، ص۱۹۱؛نصیریان، ج۱، ص۱۱۸-۱۲۰ درباره نقش سلطانی و سیاه‌بازی در نمایش‌ها، فصلنامه تئاتر، تهران، ۱۳۷۰ش، شم‌ ۱۳؛دانشنامه بزرگ اسلامی، روحوضی)

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.