«دعوت عباس میرزا از اروپایی ها برای اقامت در آذربایجان: دلایل و انگیزه ها»
داریوش شهبازی

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند

چرخ اگر میگذاشت، شاید ایرانیان را روی دیگری (توسعه و عدالت و دادگستری) از قاجاریان به منصه ظهور میرسید که نشد. عباس میرزا شهزاده درس آموخته مکتب اندیشه و معرفت میرزا عیسی فراهانی (قائم مقام اول) اگر فرصت می یافت به قطع و یقین «شاه خوبان» می شد و ایران گلستان. او قابلیت و شایستگی فراوانی در مدیریت کلان جامعه داشت و «وفا و عهد نکو» را خوب آموخته بود، اما از بخت بد این مردمان پیش از پادشاهی درگذشت. پس از او ایران و شاهان قاجار(هرچند همه ز نسل اویند، اما مویی به تن از او ندارند.) به اسارت روس و انگلیس در آمدند و هرگز از دامان این کژاندیشان سر به سلامت بیرون نبردند.
او دویست سال پیش با رویکرد توسعه و عدالت و دادگستری اقداماتی از قبیل کسب فناوری و تعلیمات جدید، ایجاد دارالترجمه، بازار، چاپارخانه، مهمان سرا و پل و غیره برای نوسازی کشور کوشید. او فاصله ایران با اروپا را دریافت. دست به اصلاحات عمومی و مدنی زد. با ایجاد پایه های مدرن جامعه و اقتصاد، خواست مهاجران پیشرفته، توسعه یافته اروپا را در ایران اقامت دهد. باور کرد که اگر اروپاییان آماده مهاجرت به گرجستان و داغستان باشند، احتمالاً چنین تمایلی هم به ایران، دارند!
در 11 ژوئیه 1823، تایمز لندن نامه سرگشاده ای از عباس میرزا قاجار، ولیعهد ایران منتشر کرد. وی از اروپایی ها با وعده طیف وسیعی از امتیازات جذاب، دعوت کرد تا به ایالت آذربایجان مهاجرت کنند.
انگیزه عباس میرزا از نگارش و انتشار این نامه مدرن سازی کشورش، بوده است.
از آن جا که این نامه به طور خاص به انگلیسی ها خطاب شده است، این تحلیل همچنین دلایل روابط ویژه عباس میرزا با انگلیس را مورد بحث قرار می دهد.
عباس میرزا انگلیسی بلد نبود و همان طور که خود تایمز به روشنی بیان کرده است، نامه به نمایندگی از سلطان قاجار بوده است که احتمالاً میرزا صالح شیرازی، وزیر ایران در لندن را ارسال کرده است، متنی به فارسی که دومی – با توجه به دانش و دستور خوب زبان انگلیسی – ترجمه و طراحی شده به آن زبان و سپس ارسال آن به تایمز. اگرچه روزنامه تایمز به ما می گوید كه این نامه به نمایندگی عباس میرزا بوده است، اما هنوز نمی دانیم كه ایده نوشتن و انتشار چنین نامه ای در اصل از وی بوده است، یا میرزا صالح یا شاید یكی از معاونان و مشاوران وی به ویژه دو نفر از وزیران نزدیک، توانا و اصلاح طلب، یعنی میرزا عیسی فراهانی (قائم مقام اول، معروف به میرزا بزرگ، 1753-1822) و پسرش میرزا ابو القاسم فراهانی (قائم مقام دوم، 1779 – 1835) . درصورتی که ایده دعوت از اروپایی ها توسط عباس میرزا یا یکی از اطرافیان نزدیک او در ایران نباشد، این احتمال را که می تواند یکی از دوستان نزدیک انگلیسی او باشد نمی توان رد کرد.
تا سال 1823 (دوره پس از ناپلئون) رقابت آنگلو-روسی شدت گرفت، بنابراین حل و فصل شهرک نشینان انگلیسی در آذربایجان، در شمال ایران، باعث افزایش نفوذ انگلیس در ایران می شد و احتمالاً مانع از پیشرفت بیشتر روسیه می شد.
متن نامه عباس میرزا به مرکز ایالت شهر تبریز است که به محض ورود آن ها به منطقه ساوجبلاغ [Savujbolagh] ، او بلافاصله بخش هایی از زمین را با اقامتگاه های متصل به آن ها و همه نیازهای آسایش و معاش خود را به آن ها اختصاص می دهد. اراضی حاصلخیزی که محصولات زراعی فراوانی از گندم، جو، برنج، پنبه و هر گونه میوه یا دانه را می توان برداشت کرد. علاوه بر دریافت کمک هزینه های اراضی، این مهاجران تا زمانی که در ایران سکونت داشته باشند از هر گونه مالیات یا کمک های مالی معاف و تحت حمایت خود شاهزاده خواهند بود. اموال و اشخاص آن ها حفاظت می شود. با بیشترین مهربانی و توجه به آن ها رفتار می شود و طبق آداب و رسوم پارس، در آزادی کامل برای لذت بردن از زندگی خویش قرار دارند. درعقاید و احساسات مذهبی و پیروی از دین خود و شیوه عبادت خود آزادند. این جا دارای بهترین آب و هوا در زیر آفتاب است و مناسب برای افرادی که سلامت آن ها با اقامت در هند مختل شده است.
اعلیحضرت از این تجربه متقاعد شده است، با تعامل گسترده تر و آشنا تر با اروپایی ها می تواند در افزایش دانش و از نظر مادی از هر نظر بسیار پیشرفت کند.
گواینکه اقدامات قبلی فرانسه و انگلیس به ایرانیان ثابت کرد که اتحاد آن ها با ایران ماهیت موقت دارد، زیرا به راحتی در نوسانات سریع سیاست و اتحادهای اروپایی تغییر می کند. پس چگونه عباس میرزا بدون اتحاد پایدار با قدرت های اروپایی می تواند کشورش را مدرن كند؟ به نظر می رسد در اواسط سال 1823 عباس میرزا فکر کرد که ممکن است او پاسخ این سؤال را داشته باشد.
سئوالات اصلی درباره این نامه سرگشاده توسط عباس میرزا، به شرح زیر است: چرا عباس میرزا احساس کرد که چنین نامه ای لازم است؟ آیا مدرنیزاسیون کشورش تنها دلیل بود؟ چرا او این نامه را در یک روزنامه انگلیسی و در اواسط سال 1823 منتشر کرد؟ چرا او اروپائیان را برای اقامت در منطقه ساوجبلاغ از همه مکان دعوت كرد و چرا وی چنین شرایط سخاوتمندانه ای را برای آن ها پیشنهاد كرد؟ و چرا این نامه به طور خاص به اروپایی ها گفته شده است به ویژه مردم از انگلیس؟ تعدادی پاسخ قابل قبول وجود دارد و این ها را باید در ادامه جستجو کرد: رقابت قدرت معاصر اروپا و ارتباط آن ها با ایران، مقام عباس میرزا به عنوان وارث سلطنت و کسانی که وی را تهدید و به چالش کشیده اند. دانش او از کشورهای اروپایی؛ تمایل وی برای نوسازی و اصلاح ایالت آذربایجان و کشور ایران و دیدگاه های او در مورد غرب، به طور کلی و به ویژه روسیه و انگلیس.
تجزیه و تحلیل نامه عباس میرزا:
زمان نامه در طول 1820 – 1819 روابط ایران و عثمانی رو به وخامت بود. جدای از رقابت قومی و مذهبی بین عثمانی های سنی و ایرانیان شیعه، در محور این روابط وخیم، تعدادی از معضلات قرار گرفت: اولین، ادعاهای هر طرف برای حاکمیت بر تعدادی از قبایل عشایری در نزدیکی مرز. دوم، حمایت هر یک از نامزدهای رقیب برای رهبری حکومت کردستان و سوم، برخورد نادرست عثمانی نسبت به زائران شیعه ایرانی.
دلایل نامه:
دلیل رسمی: معرفی مدرنیزاسیون در نامه خود به روزنامه ها – عباس میرزا هدف از نامه خود را فاش می کند، یعنی این که «آرزوی سخت» او «بهبود کشورش» است. شکی نیست که معرفی مراحل نوسازی به سبک اروپایی به ارتش آذربایجان پایان یافت، بلکه آغاز یک فرایند نوسازی در مقیاس بزرگتر بود. وی با «بهبود» احتمالاً به معنای «نوسازی» بود که او نه تنها در ارتش بلکه در غیر نظامی نیز شروع به معرفی نمود. تا سال 1823 و پس از یک جنگ طولانی علیه روسیه و تماس با مأموریت های نظامی اروپا، عباس میرزا قبلاً، فهمیده بود که فاصله بین ایران و اروپا چقدر زیاد است. وی با آموزش ارتش خود توسط مدرسین نظامی اروپا توانست در ارتش خود نظم و پیشرفت لازم را ایجاد كند. وی همچنین با اعزام تعدادی از دانش آموزان به اروپا توانست شاهد پیشرفت آن ها در هنگام بازگشت و مقایسه آن با تحصیلات سنتی رایج در ایران باشد . وی همچنین برخی از اصلاحات عمومی و مدنی را در برخی ساخت و سازها معرفی کرد (مواردی از قبیل؛ بازارها، چاپارخانه ها، مهمان سراها، و پل ها)، آبیاری (مانند بازسازی قنوات)، بهبود امنیت داخلی و مبارزه با مالیات های اضافی توسط مقامات محلی .47 عباس میرزا همچنین از پروژه های آموزشی خارجی، چه به صورت شفاهی و چه کتبی پشتیبانی می کند. استان وی و این حمایت كاملاً منجر به افتتاح مدارس رسمی مدرسه برای فرزندان بالای دانش آموزان تبریز شد.
مطمئناً با دعوت از اروپایی ها برای اقامت در آذربایجان می توانست كمك كند تا مراحل بعدی نوسازی را به كشور خود وارد كند.
در حال حاضر با اولین سخنان نامه، دانش عباس میرزا در مورد اروپا و جهان مشهود است. چنین دانشی که وی توانسته است از راه های مختلفی مانند خواندن در مورد اروپا، مشارکت در مذاکره با اروپایی هایی که با وی ملاقات کرده است (به عنوان مثال مسافر، دیپلمات و مشاور نظامی) به دست آورد، با دانشجویان ایرانی که برای تحصیل در اروپا اعزام شده اند مشورت کند. بازگشت آن ها و گزارش های مربوط به آن ها و کتاب هایی که توسط آن ها نوشته شده است را بخواند.
عباس میرزا سعی داشت تا از مسیحیت که نه تنها دین اصلی اروپا، بلکه دین بخشی از افرادی که در آذربایجان زندگی می کنند، دشمنان روسی و احتمالاً بیشتر اروپاییانی که او از آن ها دعوت کرده، آگاهی داشته باشد. وی دستور داد كه عهد جدید به فارسی ترجمه شود و ترجمه فارسی تورات را بدست آورد و از این طریق بخواهد اطلاعات مربوط از روحانیان ارمنی، كالدیان و یهودی نیز بدست آورد.
عباس میرزا سعی کرد تا شایستگی خود را ارائه دهد. به عنوان مثال، با شنیدن شکایت یکی از درباری های وی علیه یک بازرگان ارمنی که سابق ادعا کرده بود که وی را به دلیل تکفر کردن عیسی مسیح مورد ضرب و شتم قرار داده است، عباس میرزا یک شورای از علما را موظف به بررسی کرد. حکم دادگاه وی به دلیل سوء رفتار، مجازات او با 100 ضربه شلاق و سپس آزاد کردن او، با آزاد شدن ارمنی ها. مطمئناً چنین تحمل مذهبی و نگرش لیبرال نسبت به مسیحیان ممکن است در ترغیب و جذب مهاجران اروپایی برای استقرار در آذربایجان کمک کرده باشد.
عباس میرزا هرگز به اروپا سفر نکرد، اما موقعیت جغرافیایی آذربایجان نزدیک به تأثیرات و ارتباطات با اروپایی ها (یعنی روسیه) و کشورهایی دانست که قبلاً دستخوش اصلاحات اساسی در سبک اروپایی بودند (یعنی امپراتوری عثمانی). این واقعیت که در هر دو طرف مرزهای آذربایجان ایران، مردم از قومیت یکسانی ساکن بودند و حرکت مردم به آن سوی مرزها، همچنین کانال ارائه دهنده اطلاعات مهم در مورد اروپا را فراهم می کرد. احتمالاً این مهاجرت اروپایی به قفقاز بود که عباس میرزا، با توجه به موقعیت قفقاز، فقط به شمال آذربایجان ایران علاقه مند شد. این احتمالاً وی را باور می کرد که اگر اروپایی ها آماده مهاجرت به گرجستان و داغستان باشند، احتمالاً همچنین مایل به انتقال به آذربایجان ایران، به طور خاص ساوجبلاغ که از این طریق محصول غنی از گندم، جو، برنج، پنبه و هر گونه میوه یا دانه و جایی که محصول طبیعی کشور از سایر محصولات بیشتر است، هم باشند. اگر فرض صحیح است، پس وارث قاجار نتوانست تفاوت بین مهاجران اروپاییان مسیحی را بین مناطقی كه تحت سلطه روسی مسیحیان و احتمال مهاجرت مشابه به ایران تحت حاكمیت شیعه مسلمان بود، تشخیص دهد كه احتمالاً این امر چشم انداز جذاب اروپاییان نبود. در واقع، بر خلاف مهاجرت اروپایی ها به قفقاز، به دنبال نامه عباس میرزا، سرانجام چنین مهاجرتی در ایران صورت نگرفت.
می توان فرض کرد که اگر اروپایی ها (و به خصوص انگلیس) در صورت بروز جنگ با روسیه ممکن است حتی علیه آن اسلحه گرفته دفاع کنند.
من هیچ مدرکی پیدا نکردم مبنی بر این که دولت انگلیس هیچ گونه اظهار نظری درباره نامه عباس میرزا کرده باشد.
مطابق گفته دکتر جان کورمیک (پزشک عباس میرزا)، عباس میرزا، به دنبال محافظت از جمعیت مسیحی در برابر ظلم و سوء استفاده از مسلمانان محلی بود،
مستعمرات آلمان در قفقاز شمالی قبلاً درآمده بودند و موج مهاجرت رو به رشد بود.
تا سال 1823 ارتش وی نه تنها تجربه نبرد (علیه روس ها، عثمانی ها، ترکمن ها، افغان ها و خان های غیرمسئول) را به دست آورد و تا حدودی مدرنیزه شده بود، بلکه او همچنین کار خود را در این زمینه آغاز کرده بود تا استان خود را در مسیری مدنی و اقتصادی – اجتماعی به سوی مدرنیزاسیون قرار دهد و مهاجرت اروپاییان به آذربایجان می توانست از طریق تعامل با مردم محلی و احتمالاً انتقال تکنیک ها و فن آوری های پیشرفته تر، سبب رشد مهارت مردم محلی شود.
ویژگی مهم محل سکونت:
در این نامه، عباس میرزا از اروپایی ها دعوت می کند تا در ساوجبلاغ آذربایجان از توابع تبریز و در غرب اردبیل مستقر شوند. چرا از همه جا وجود دارد؟ نگاهی به نقشه می تواند پاسخ این سئوال را نشان دهد و همچنین اهداف پنهان عباس میرزا در دعوت از اروپایی ها را برای اسکان در همان مکان نشان می دهد. Savujbolagh به زبان ترکی، “سرزمین چشمه های آب سرد” یک منطقه کشاورزی غنی از آب است و از آب و هوای مطلوبی برخوردار است و بسیاری از محصولات کشاورزی مانند میوه، غلات، غلات و پنبه را تولید می کند.
از نظر کشاورزی، می تواند مهاجران خارجی را برای آبادانی زمین های ثروتمند و حاصلخیز خود جذب کند و از امتیازات اضافی ای که توسط عباس میرزا به دست می آید، اشاره نکرد. از نظر استراتژیک، این واقعیت است که با زمان نگارش نامه (اواسط 1823)، ایران هنوز خانات ایروان و نخجوان را نگه داشته است.
این بدان معنی است که در سال 1823 کل منطقه به شمال غربی آذربایجان ایران، از جمله مرکز استان تبریز، کاملاً امن و امن بود.
آذربایجان با موفقیت های اخیر نظامیان ایران علیه عثمانی ها نسبتاً امن بود، با این كه مذاكرات برای معاهده صلح (پیمان اول ارزروم) در حال انجام است. فقط شمال شرقی نیروهای روسی نزدیک به آذربایجان بودند، زیرا آن ها کنترل تمام قلمرو شمال رودخانه های ارس و کورا را داشتند و نیروی دریایی روسیه می توانست به راحتی از دریای خزر به آذربایجان شرقی حمله کند. بنابراین، کاملا ممکن است که ساوجبلاغ مورد حمله قرار گیرد.
جایی که انتخاب شده برای چنین شهرک سازی اروپایی نه تنها به دلیل داشتن خاک غنی (مانند مناطق دیگر با خاک غنی در آذربایجان) بلکه احتمالاً به دلیل موقعیت استراتژیک این کشور در مقابل پیشروی احتمالی روسیه به سمت آذربایجان است.
مهاجران دعوت شده سئوال مهم دیگر این است که چرا نامه عباس میرزا به “مردم انگلیس” و “چند ملت اروپایی دیگر” ارسال شده است؟ در این تحقیق چه هدفی انجام شده است؟ و چرا به زبان های دیگر اروپایی ترجمه نشده و به سایر روزنامه های اروپایی ارسال شده است؟ پاسخ این است که در وضعیت رقابت اروپایی و به ویژه در صحنه خاورمیانه آن و درگیری های عباس میرزا با اروپایی ها به طور کلی و به ویژه انگلیس جستجو شود. تا سال 1823، خاور میانه از رقابت با قدرت اروپایی عمدتا به روسیه و بریتانیا واگذار شد. در آن سال روسیه موفق شده بود خود را در مرزهای شمال شرقی جمهوری آذربایجان مستقر کند، در حالی که انگلیس از طریق شرکت هند شرقی انگلیس کنترل کاملی بر هند داشت. در حالی که روسیه تشنه تصرفات بیشتر و به خصوص به سمت جنوب (هند) بود، انگلیس قصد داشت تا روسیه را تا حد ممکن با آن مقابله کند. ایران میان این دو کشور در فشار واقع شد که شاهزاده او، یعنی عباس میرزا، گزینه های مختلفی را برای جلوگیری از ضررهای بیشتر سرزمینی ایران به روسیه در تلاش بود. در میان قدرت های اصلی اروپایی که عباس میرزا با آن ها ارتباط برقرار کرد – یعنی انگلیس، فرانسه و روسیه – او به ویژه جذب انگلیس شد. دلیل قابل قبول برای این امر می تواند این باشد که در حالی که روسیه دشمن بود (که ایران را شکست داد و سرزمین هایی را از او گرفت) و فرانسه به ایران خیانت کرد (با استفاده از برنامه ریزی)، این از آن جمله بود که هیچ کس نه تنها ارتش عباس میرزا را آموزش داده، بلکه حتی در اواخر جنگ نیز جنگید. همچنین شاهزاده قاجار موفق به ایجاد روابط نزدیک تر با برخی افسران انگلیسی به ویژه با سروان چارلز کریستی (که در اکتبر 1812 در جنگ اسلاندوز درگذشت) و سرهنگ هنری لیندزی بیاتون و همچنین هارفورد جونز شد.
و این که دو گروه اول دانشجویان ایرانی به خارج از کشور اعزام شده اند. علاوه بر این، تا سال 1813 کمکی که ایرانیان از فرمانده کل هند دریافت می کردند از همه مهم تر بود، زیرا نه تنها حقوق عباس را پرداخت می کرد. ارتش جدید میرزا (نظام الجدید)، و خرید مقادیر زیادی سلاح های مدرن (سنگین و سبک) و لوازم نظامی مرتبط با آن. علاوه بر این تهیه وسایلی برای ارتش عباس میرزا و شرکت در ساخت یا تقویت تعدادی از قلعه های آزمایشی در آذربایجان. در واقع، عباس میرزا در نامه اظهار می دارد كه وی متقاعد شده است، از تجربه گذشته [یعنی تا سال 1813] كه مردمش «می خواستند دانش خود را توسعه دهند و به طور مادرانه از هر منظر سودمند باشند، با تعامل گسترده تر و آشناتر. با اروپایی ها»، مهاجران انگلیس، به نظر می رسید در مواجهه با تهدید روسیه، منافع کشور خود را بهتر از هر اروپایی دیگری تأمین می کنند.
نتیجه گیری:
عباس میرزا به عنوان اولین اصلاح خواه دوره قاجار در تاریخ ایران به طور گسترده شناخته شده است. او با مشاهده و تجربه شکاف بین ارتش های مدرن اروپایی و سنتی ایران – که علیرغم اصلاحات قبلی، هنوز بسیار عقب تر از ارتش های اروپا بود- عباس میرزا از اهمیت و ضرورت اجرای اصلاحات بیشتر فهمید. کشورش باید همواره با عطش روسیه برای تصرف سرزمین های بیشتر ایران مقابله کند.
آگاهی از این که چنین اصلاحاتی قبلاً در امپراتوری عثمانی – یعنی رقیب قدیمی سنی مسلمان ایران – وارد شده بود، احتمال چنین اصلاحاتی را واقعی و در دسترس ساخته است. به هر حال، عباس میرزا با خواندن تاریخ اروپا و مقایسه وضعیت آن با وضعیت وخیم ایران در اوایل قرن نوزدهم، فهمید که شکاف بین ایران و اروپا بسیار گسترده تر از محدود کردن در ارتش است و نتیجه گرفت که اصلاحات در سایر زمینه ها نیز لازم است، اما وی حاکم آذربایجان بود و هنوز پادشاه سرتاسر کشور نبود. بنابراین، او می توانست چنین اصلاحاتی را در ایالت خود به اجرا گذارد که از نظر وی نه تنها می توانست آن را در برابر تجاوزات بیشتر روسیه تقویت کند، بلکه در داخل کشور نیز در برابر برادرانش باشد. علاوه بر این، موفقیت در مدرن سازی ایالت خود، به ویژه در مقایسه با ایالت های دیگر، می تواند باعث افزایش حیثیت و اعتبار او در کشور و تحکیم جایگاه وی در مقام پادشاه آینده شود.
بنابراین، پس از آن که گام های اولیه را برداشت – یعنی نوسازی ارتش ایالتی وی، از طریق مدرسان نظامی اروپایی (عمدتاً بریتانیا) – عباس میرزا احتمالاً به فکر مرحله دوم یعنی ایجاد پایه های مدرن جامعه و اقتصاد بود. به همان روشی که آموزش نظامی روزانه به بهبود ارتش خود کمک می کرد، مهاجران پیشرفته تر، توسعه یافته و اصلاح شده اروپا، می توانند در اجرای آرزوی خود کمک کنند. اگرچه به طور کلی برای مردم اروپا جذاب بود، اما به نظر می رسید عباس میرزا مهاجران انگلیسی را ترجیح می دهد. این امر احتمالاً به دلیل تجربه و آشنایی وی با انگلیسی ها، چه از طریق كتاب هایی در مورد انگلیس و چه از طریق تماس روزانه با مربیان ارتش انگلیس بود كه بخشی از آن ها نیز در كنار دشمن مشترکشان یعنی روسیه، با او جنگیدند. تماس نزدیک وی با انگلیس ها احتمالاً به همین دلیل است که عباس میرزا اولین گروه دانش آموزان را در دوره قاجار به انگلستان فرستاده است.
عباس میرزا که پیشگام چنین اصلاحاتی بود، احتمالاً تصور می کرد که چنین اصلاحاتی می تواند آذربایجان را به عنوان الگویی از سایر ایالات ایران دنبال کند و همچنین او را – تواناتر و با استعداد از دیگر شاهزادگان بسازد.
مطمئناً، شکست های نظامی و از دست دادن قلمرو، مانند آنچه پس از جنگ اول ایران و روسیه اتفاق افتاد، نشانه ای از رهبری قوی نیست. آن ها ضعف را ایجاد می کنند و از رقابت قوی تر دعوت می کنند. از سوی دیگر، پیروزی هایی مانند امپراتوری عثمانی به عنوان لحظه مناسب دیده می شود، زیرا آن ها قدرت (در برابر رقبای داخلی و خارجی) را رقم می زنند و این احتمالاً زمان نامه عباس میرزا را توضیح می دهد. با این حال، به نظر می رسد که عباس میرزا نتوانسته است بین استادان نظامی اروپا که به طور رسمی از طرف دولت مربوطه (فرانسوی و انگلیسی) به منظور خدمت به منافع ملی خود و افراد اروپایی که تحت این دستورات نبودند، تفاوت قائل شود.
به هر حال وعده داده شده به اروپایی ها برای اقامت در آذربایجان می تواند وسوسه انگیز باشد، زمان و شرایط به اندازه کافی برای یک اروپایی مسیحی جذاب نبود. چشم انداز ترک دنیای مدرن تر، جایی که آن ها با زبان محلی صحبت می کردند و با فرهنگ و حکومت مسیحی آن آشنا بودند، برای حرکت و زندگی در یک کشور توسعه نیافته و عقب مانده، ناآشنایی با زبان محلی، دین، فرهنگ و آداب و رسوم و تحت یک حکومت شیعی اسلامی زندگی می کنند، جایی که اکثریت قریب به اتفاق مردم آن نسبت به بیگانگان و به ویژه غیرمسلمانان تحمل ناپذیری دارند، جذابیت نداشت. علاوه بر این، اخبار مربوط به شکست ایران در جنگ اول ایران و روسیه و روابط پرتنش بین دو کشور، از قبل در اروپا بسیار مشهور بود و حتماً باید بر همه اروپایی ها تأثیر داشته باشد. بنابراین بسیار شگفت آور است که عباس میرزا این باور را داشته باشد که نامه او و امتیازاتی که او مایل بود از عهده خود برآید، می تواند اروپاییان را متقاعد کند که بیایند، به خصوص، این کشور و اندیشیدن ایران و ایالت آذربایجان. نامه سرگشاده در تایمز نه تنها استفاده هوشمندانه از رسانه های اروپایی را برای به حداکثر رساندن دسترسی وی نشان نمی دهد، بلکه نشانه ای از ذهن و نبوغ او را نشان می دهد تا این ایده – چه توسط خود او و چه از طریق دیگران و به عمق او برسد. مایل به مدرن کردن ایالت و کشور خود است. در واقع، روند آغاز شده عباس میرزا – همراه با دو وزیر توانمند اصلاح طلبش، میرزا عیسی و میرزا ابوالقاسم فراهانی – آغاز روند طولانی و آهسته نوسازی ایران در دوره قاجار بود که با اصلاحات میرزا تقی خان امیرکبیر ادامه داشت.

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.