نمایش یا درام مذهبی در ایران بر محور شهادت سالار شهیدان کربلا به صورت یک نمایش کمنظیر جهانی میان شیعیان ایران شکل گرفت. تعزیهخوانی به احتمال بسیار در اواخر دوره صفوی بنیان گرفت و در جامعه دوره قاجار تحول یافت و در دوره ناصری به اوج شکوفایی و درخشندگی خود رسید و جاذبه خاصی در میان توده مردم متدین یافت. در دوره فتحعلی شاه، تهرانیان از هر گروه و صنف در ساختن تکیه در محلههای خود به قصد نمایش مذهبی تعزیه و وقف آن برای برگذار کردن این آیین علاقه فراوان نشان میدادند. دربار و درباریان و حکومتیان و اعیان و اشراف نیز به دلایل مختلف مذهبی و انگیزههای سیاسی و اجتماعی از برگذاری تعزیهخوانی حمایت میکردند و آن را هرسال با جلال و جبروت مخصوص در تکیه شاهی و تکیه دولت و تکیههای عمومی و حیاط خانههای خود برپا میکردند.(بلوکباشی، ج۱، ص۱۷وص۱۴۹) در سالهای آغاز سلطنت ناصرالدین شاه، در ۱۲۶۹ق/۱۸۵۳م، ۵۴ باب تکیه برای عزاداری و شبیهخوانی در نقاط مختلف تهران دایر بود. از این شمار ۳ باب آن به نامهای تکیهشاهی، تکیه جناب صدراعظم (تکیه حاج میرزا آقاسی) و تکیه دربچه در محله ارگ، و بقیه در ۴ محله سنگلج، عودلاجان، بازار و چالمیدان ساخته شده بود.(آمار دارالخلافه تهران، ج۱، ص۴۸؛ شهیدی، ج۱، ص۲۴۷؛بلوکباشی، ج۱، ص۹۵) شمار تکیههای تهران در ۱۳۱۷ق/۱۸۹۹م، در دوره مظفرالدین شاه به ۴۳ باب تقلیل یافت.( آمار دارالخلافه تهران، ج۱، ص۳۵۵) پس از آن نیز مردم نه تنها تکیه نساختهاند، بلکه شمار بسیاری از تکیههای معمور و فعال قدیم را نیز به سبب کمتوجهی به هنر اصیل مذهبی شبیهخوانی خراب کرده، یا آنها را به کاروانسرا و پاساژ و پایگاههای اقتصادی و شغلی تبدیل کردهاند.(بلوکباشی، ج۱، ص۷۶) در همه جهان نمایش مصیبت، یا به اصطلاح ایرانیان شیعه تعزیه و شبیه را پدر تئاتر، و تئاتر را زاده آن دانستهاند. در ایران این پدر به سبب عاملهای اجتماعی مختلف و نبودن فرهنگ عمومی، کموبیش عقیم ماند و فرزند برومندی از خود به جای نگذاشت.(نوشین، ج۱، ص۳۱و33) تعزیهخوانی، این نمایش برجسته آیینی که در زیر چتر حمایتی دربار قاجار، بهویژه ناصرالدین شاه، در تهران گسترش یافت و به اوج شکوفایی خود رسید، به سبب سستی و غفلت ایرانیان در پاسداری از این میراث اجتماعی ـ فرهنگی و عدم شناخت آنان در چند و چونی ظرفیت و قابلیت این هنر نمایشی آیینی، بهتدریج از عرصه هنرها بیرون رانده شد.( بلوکباشی، ج۱، ص۱۵۱؛ دانشنامه بزرگ اسلامی، تعزیهخوانی)