بی‌تردید برای پیاده کردن شکل جدید ابتدا نقشه‌ای به روی کاغذ تهیه شد. تهیه‌کننده نقشه مسیو بهلر فرانسوی، یکی از استادان دارالفنون بود.( ذکاء، ص۱۵) طرح حصار و خندق از یک قلعه‌ساز فرانسوی سده ۱۷م به نام وبان اقتباس شد. ( کرزن، ج۱، ص۴۰۵) نقطه کانونی این طرح پیش‌بینی میدانی در قلب محدوده جدید بود که تبدیل به مرکز تازه شهر شد و این نقش را دست‌کم تا ۹۰ سال بعد، پس از آن‌که شهر از محدوده دوره ناصری به خارج تجاوز کرد و خندق‌ها پر شد، حفظ کرد. سرانجام در ۱۱ شعبان ۱۲۸۴ق./۸ دسامبر ۱۸۶۷م. کلنگ احداث خندق دوم تهران بر زمین زده شد و از این تاریخ شهر تهران به لقب دارالخلافه ناصری ملقب گردید. (اعتمادالسلطنه، مرآة ‌البلدان، ج۳، ص۱۵۶۶-۱۵۶۷) به دنبال توسعه رسمی حدود شهر در ۱۲۸۴ق. فشار جمعیت برای اقامت در محدوده تهران قدیم کاهش یافت و ساختمان‌سازی در اراضی جدید شهری شروع شد. در ۱۲۸۶ق. در دومین آمارگیری شهر تهران ۰۲۴، ۱ باب خانه شمارش شد. جمعیت محله‌های نوساز خارج شهر قدیم ۸۵۳‘۱۶ نفر بود که چیزی در حدود ۱۱ه کل جمعیت شهر را تشکیل می‌داد. از این شمار جمعیت تنها ۱۶ه آن‌ها در تهران متولد شده بودند و بقیه آن‌ها از مهاجران بودند. شهرِ توسعه‌یافته، اراضی خارج حصار قدیم را که بسیاری از آن تفکیک و خانه‌سازی شده بود، دربرگرفت و موجبات گسترش باغ‌های جدید در پیرامون حصار جدید را فراهم آورد. معابر نسبتاً عریض و مستقیم و طولانی ساخته شد. این خیابان‌ها برای راندن کالسکه که مدرن‌ترین وسیله نقلیه زمان و علامت تشخص به‌شمار می‌رفت، مناسب بود.(اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات، ج۱، ص۸۱)

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.