آقامحمدخان(شخصیت)
شخصیت طبق یک تعریف: « الگویی از صفت‌های نسبتا همیشگی و ویژگی‌های منحصر به فردی که هم یکپارچگی و هم فردیت به رفتار یک شخص میدهند»(-Feist and Feist.۲۰۰۸Theories of Personality.California: Mcgraw Hill.p۴) از مسائل جالب در مطالعات تاریخی اینست که علت رفتارها و کردارهای آدمیان چیست، چه انگیزه‌ها و تفکرات و عواطفی مایه‌ رخ دادن رخدادها شده اند. در واقع آدمیان نقش مهمی در ایجاد و انجام رخدادها و رفتارها در بستر تاریخ دارند؛ به عبارت دیگر موضوع روانشناسی رفتارها و فرایندهای ذهنی انسان است و هنگامی که این تعریف در بستر تاریخ قرار می‌گیرد به دنبال اینست که در تحلیل رخدادهای تاریخی، عوامل رفتاری و ذهنی و نقش ویژگیهای شخصیتی را دریابد و از این رهگذر به فهم بهتر و چندجانبه تاریخ و مسائل آن نزدیک‌تر شود. اهمیت این دسته از مطالعات میان‌رشته‌ای از آن جهت است که به ما کمک می‌کند علت بسیاری از رخدادها را چندجانبه و چندبعدی ببینیم و از یافته‌های رشته های مختلف مانند روانشناسی در فهم بهتر و دقیقتر تاریخ بهره ببریم. از طرف دیگر سودی که این مطالعات برای روانشناسی دارد آن است که روانشناسان را به مصادیق عینی نظریه های شخصیت آشنا می کند و به آزمون نظریه های شخصیت در بستر تاریخ و جامعه کمک می‌کند.
اولین تئوری پردازی‌های رسمی درباره شخصیت و رفتار سیاسی با آثار فروید در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰میلادی آغاز شد. فروید یک اثر در شرح حال لئوناردو داوینچی (۱۹۱۰) و غیره. فروید در اثر نخست چنین نتیجه گرفته که در شخصیت داوینچی گرایش های جنسی سرکوب شده‌ای وجود داشته که در نقاشی‌های او بروز کرده است.(- Freud, Sigmund. (۲۰۰ Leonardo Da Vinci and A Memory of His Childhood. UK: Routledge
and Kegan Paul Ltd.p۸۲) در اثر بعدی فروید و بالیت تاثیرات عقده ادیپ در شخصیت ویلسون را بررسی کرده‌اند.(-Freud,Sigmund and Bullitt,William. ۱۹۹۹ Woodrow Wilson(A Psychological Study. New York:
Routledge.p۳۸) لاسول و مریام دو تن از پدران روانشناسی سیاسی هستند که تاثیر مهمی در این زمینه داشتند به ویژه لاسول که دو کتاب مهم ((آسیب شناسی روانی و سیاست)) و ((قدرت و شخصیت)) را به ترتیب در سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۸ منتشر کرد. لاسول معتقد بود که سیاستمداران ممکن است در پی قدرت سیاسی به عنوان نوعی مکانیسم جبران برای مسائل دیگر باشند(پاتریک هوتون، دیوید،۲۰۰۹م، روانشناسی سیاسی، ترجمه سعید عبدالملکی، تهران، دانژه، ۱۳۹۳، ص۴۸)در ایران توجه به مطالعات میان‌رشته‌ای بین تاریخ، علوم سیاسی و روانشناسی بیشتر شده است و پژوهش های چندی انجام شده است که به آنها اشاره می‌شود: در پژوهشی از برزگر، شخصیت آقامحمدخان قاجار برپایه‌ رویکرد آدلر تحلیل و بررسی شده است. در این مطالعه نقش ِ اختگی و عقده‌ حقارت‌‌ در شکل گیری شخصیت آقامحمدخان قاجار بررسی شده و چنین نتیجه گرفته می‌شود که سبک زندگی بنیانگذار قاجاریه درست مطابق با رویکرد آدلر در روانشناسی شخصیت است(برزگر، ابراهیم،( ۱۳۸۷)، ((نظریه آدلر و روانشناسی سیاسی آقا محمدخان قاجار))، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال چهارم، شماره اول، صص۷-۸)«رفتارهای آقامحمدخان مطابق نظریه آدلر از ((احساس حقارت)) و در مراتب بعدی ((عقده حقارت)) نشأت می‌گرفت. او کوشید تا برای غلبه بر این حقارت اجتماعی که برخاسته از نقص بدنی بود برتری خود را به اشکال مختلف به اثبات برساند».(همان،ص۴۲) برزگر نتیجه می‌گیرد که احساس حقارت و کمبود نه تنها باعث نمی‌شود که آقامحمدخان دست از تلاش وکوشش برای رسیدن به پادشاهی بردارد بلکه او را جری‌تر و مصمم‌تر می کند تا براحساس خواری و حقارت خود چیره شده و با رسیدن به پادشاهی کمبودهای اجتماعی و حس احترام خود را جبران کند. (همان،ص۴۲) جاوید و سفیدان در پژوهشی تحت عنوان ((نگرشی روانشناختی به شخصیت آقامحمدخان قاجار))، نقش عامل وراثت، ایدئولوژی حاکم برجامعه‌ ایران آنزمان و تجربیات تلخ اختگی و اسارت در شیراز بر شکل‌گیری شخصیت آقامحمدخان قاجار و رفتارها و کردارهای سیاسی او را بررسی و تحلیل کردند‌.( جودی سفیدان، قادر و کریمی جاوید، ابوالفضل، (۱۳۹۱)، ((نگرشی روانشناختی به شخصیت آقامحمدخان قاجار))، فصلنامه علمی تخصصی خردنامه، سال چهارم، شماره نهم، پاییز ۱۳۹۱، ص۲۱) این تحقیقات از جهت پیشینه نظری تحقیقات میان‌رشته‌ای روانشناسی تاریخی در ایران شایان توجه و بررسی است. با این وجود، در این زمینه‌ها هنوز تحقیقات کم است و جادارد که محققان بیشتری به این موضوعات و تحلیل‌های میان‌رشته‌ای در ایران بپردازند.(وبگاه مورخان شبکه علمی تاریخ نگاران ایران)

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.