پیشینه تمدن در گستره تهران
تِهْران، پايتخت و بزرگترين شهر ایران، است. یافتههای باستانشناختی و شواهد توپوگرافیکی و اقلیمی، مؤید آن است که زمینهای واقع میان ارتفاعات توچال در شمال تهران و چشمهعلی در ری باستان (که بعدها هسته اولیه شهر تهران در آن محدوده شکل گرفت و گسترش یافت) در اعصار پیش از تاریخ خالی از سکنه نبوده است. در واقع آبهایی که بر اثر ذوب شدن برفهای قله توچال به جلگه تهران جاری میشود و یا برف و بارانهایی که از زمینهای بلند شمال به جلگه پست تهران فرو میریزد، شرایط زیستمحیطی مناسبی را برای نخستین اقوام کشاورز که دست از شکار کشیده، و در جستوجوی محلهای مناسب برای کشاورزی بودند، فراهم کرده بوده است. یافتههای باستانشناختی در چشمهعلیِ ری، دروس و بهویژه قیطریه واقع در شمال تهران از وجود جمعیتهایی در این منطقه از حدود ۸ هزار سال پیش حکایت میکند. ( کامبخشفرد، ج۱، ص۸) این تمدن که به واسطه استفاده گسترده مردم این ناحیه از سفالهایی به رنگ قرمز که بدون چرخ سفالگری ساخته شدهاند، به «تمدن سفال قرمز» معروف است،( کامبخشفرد، ج۱، ص۶۷) تقریباً تا ۵ هزار سال بعد ادامه داشت. در پایان هزاره ۲قم (تقریباً میان ۱۲۰۰-۸۰۰ قم)، تازهواردانی که بارزترین مشخصه آنها استفاده از سفالهایی به رنگ خاکستری تیره است، و به باور بیشتر دانشمندان منشأ آریایی داشتند، جای مردم متعلق به تمدن سفال قرمز را گرفتند. آثار قابل توجهی از صاحبان تمدن سفال خاکستری در حوزه تهران مانند خوجیر تهرانپارس، فشاپویه (پشاپویه)، حصارکِ شمیران، پل رومی، اوین، فرودگاه امام خمینی، دروس، بوستان پنجم سلطنتآباد (پاسداران)، عباسآباد و قیطریه یافت شده است. بیشتر این آثار در محدوده تهران امروزی بهطور اتفاقی و به هنگام کارهای ساختمانی یافت شده، و سپس مورد توجه باستانشناسان قرار گرفته است.( عدل،باغ مسکونی یا تهران درگذشتههای دور از پیدایش تا عهد صفوی، ج۱، ص۱۲، تهران پایتخت دویست ساله؛ کامبخشفرد، ج۱، ص۱۴)