دولت ایران برای خودکفایی تصمیم گرفته بود که تأسیسات تولید هواپیمای خود را تأسیس کند. کارخانه هواپیماسازی ایران در شهباز، دوشان تپه، در 3.5 مایلی جنوب شرقی تهران، ساخته شد. مهندس سوئدی، ان. اچ. لارسون، از اوت ۱۹۳۳ برای برنامه‌ریزی و سازماندهی کارخانه استخدام شده بود. ده کارگر چوب، نصاب و نقشه‌کش در نوامبر ۱۹۳۵ شروع به کار کردند و ماشین‌آلات لازم تهیه شد. کارخانه در سال ۱۹۳۶ آماده شد و تا اکتبر همان سال، دو بریتانیایی، یک ایتالیایی و ۴۱ ایرانی در فهرست حقوق‌بگیران قرار گرفتند. کاپیتان واکر به همراه فرانک نایت به عنوان دستیارش، جایگزین لارسون در مدیریت کارخانه شدند. اولین هواپیماهای ساخته شده، پنج فروند تایگر موث بودند که در اکتبر ۱۹۳۷ تکمیل شده بودند، اما هنوز آزمایش نشده بودند. در آغاز سال ۱۹۳۸، هر پنج فروند توسط خلبان ارشد آزمایش، کاپیتان افخمی، به پرواز درآمدند. یک دسته پنج فروندی آداکس در بهار ۱۹۳۸ تکمیل شدند.
شاه در ۲۱ ژوئن ۱۹۳۸ از کارخانه بازدید کرد و به او گفته شد که کار بر روی دسته‌های جدید پنج فروند آداکس و پنج فروند تایگر موث در حال انجام است. در پایان سال، محل کارخانه گسترش یافت. ساخت تایگر موث‌ها در مارس ۱۹۳۹ تکمیل شد و آداکس‌ها در آوریل-مه همان سال به پرواز آزمایشی درآمدند و تحویل داده شدند. علاوه بر این، بیست فروند تایگر موث ساخت بریتانیا (شماره‌های ۳۹۳۰-۳۹۳۴، ۸۲۰۰۵-۸۲۰۰۹، ۸۲۰۴۷-۵۱ و ۸۲۰۹۲-۹۶) در ماه ژوئن با قطار به تهران رسیدند تا در کارخانه هواپیماسازی ایران مونتاژ شوند. پرسنل بریتانیایی با مشکلات همکاری با مقامات نیروی هوایی مواجه شدند و کمپینی برای سرکوب استفاده از خط لاتین در ایران، کار را دشوار کرد، زیرا کارت‌های فهرست فروشگاه و سفارشات کاری باید منحصراً به زبان فارسی نوشته می‌شدند.
در سال ۱۹۳۴، طرح‌هایی برای یک سرویس هوایی نظامی ایران با پنج فروند فاکس ماث و پنج فروند دراگون از شرکت دی هاویلند تهیه شده بود، اما در نهایت طرح کوچک‌تری انتخاب شد. سه فروند DH 89 Dragon Rapides (شماره‌های پرواز ۶۳۲۱-۶۳۲۳) در سال بعد خریداری شدند. آنها در ژوئیه ۱۹۳۶ به ایران رسیدند و توسط پیتر دی هاویلند در اهواز مونتاژ شدند. در همان ماه، پنج هواپیمای دیگر سفارش داده شد، اما بعداً لغو شدند. سه خلبان ایرانی برای پرواز با Dragon Rapide در انگلستان آموزش دیده بودند. قرار بود آنها با همکاری وزارت پست، تلگراف و تلفن (PTT) به کار گرفته شوند و در مارس ۱۹۳۸، از IIAF به شرکت هواپیمایی دولتی ایران منتقل شدند و با کد EP-AAA به AAC ثبت شدند. این شرکت توسط PTT با کمک Imperial Airways تأسیس شده بود. خدمات از تهران به کرمانشاه و به بغداد، عراق، در ۱۵ مارس ۱۹۳۸ آغاز شد. بعداً چندین مکان دیگر به شبکه داخلی اضافه شد. یک هواپیما در ۲۰ مارس ۱۹۳۹ سقوط کرد و سوخت. ایران در نوامبر ۱۹۳۹ درخواست جایگزینی داد و بعداً سفارش داد، اما به او گفته شد که دراگون رپید موجود نیست.
در ژوئن ۱۹۳۸، سه اسکادران از هنگ اول در تهران به ترتیب ۱۵ فروند فیوری و ۷ فروند تایگر موث، ۱۵ فروند آداکس و ۶ فروند تایگر موث و ۱۵ فروند آداکس و ۷ فروند تایگر موث داشتند. مدرسه آموزش پرواز ۳ فروند فیوری، ۸ فروند آداکس و ۳۱ فروند تایگر موث داشت. دسته‌های مستقر در مشهد و اهواز هر کدام ۷ تا ۸ فروند آداکس و ۳ فروند تایگر موث داشتند. گسترش بیشتر نیروی هوایی در نظر گرفته شده بود و در سال قبل، سفارشی برای ۳۵ فروند هاوکر هایند دو سرنشینه با موتور بریستول مرکوری ۸ داده شده بود. اولین فروند از این هواپیماها، با شماره 601، اولین پرواز خود را در آوریل 1938 انجام داد. 18 فروند اول در نوامبر به اهواز رسیدند و آخرین فروند از 17 فروند باقی مانده در فوریه 1939 از اهواز به تهران پرواز کرد. قرار بود 20 فروند دیگر از هواپیماهای هایند در کارخانه هواپیماسازی ایران ساخته شوند و تولید قطعات بدنه آنها در فوریه 1939 آغاز شد. این هواپیماها در بهار 1941 مونتاژ و تحویل داده شدند.

در تابستان 1939 به همه گروه‌ها وضعیت هنگ داده شد:

هنگ اول در قلعه مرغی (15 فروند فیوری، 26 فروند آداکس و 20 فروند تایگر موث)
هنگ دوم در تبریز (10 فروند آداکس، 5 فروند تایگر موث)
هنگ سوم در مشهد (7 فروند آداکس و 3 فروند تایگر موث)
هنگ چهارم در اهواز (10 فروند آداکس و 4 فروند تایگر موث)
علاوه بر این، مدرسه آموزش پرواز در مهرآباد وجود داشت (۳ فروند فیوری، ۸ فروند آداکس، ۳۵ فروند هایند و ۵۱ فروند تایگر موث). هنگ پنجم کمی بعد در دوشان تپه، در ابتدا با ۱۱ فروند تایگر موث، تشکیل شد.

هاوکر آداکس در اواسط دهه ۱۹۳۰ به نوع عملیاتی اصلی IIAF تبدیل شد. در مجموع ۵۶ فروند از بریتانیا تحویل داده شد و کارخانه هواپیماسازی ایران بعداً ده فروند دیگر ساخت.
هدایای عروسی و طوفان‌ها
در ۱۴ آوریل ۱۹۳۹، یک هواپیمای تک کابین RWD-13 ساخت لهستان (SP-BNY، c/n 285) به خلبانی پرزیسکی و کرینسکی به تهران رسید. این هواپیما هدیه عروسی رئیس جمهور لهستان به ولیعهد بود و بعداً در نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران ادغام شد. دولت ایران در نوامبر ۱۹۳۸ درخواستی برای خرید ۲۴ فروند جنگنده سوپرمارین اسپیت‌فایر ارائه کرده بود، اما از آنجایی که سفارش تأیید نشد، بعداً لغو شد. ایرانی‌ها همچنین به خرید شش فروند بریستول بلنهایم و بعداً به خرید هفت فروند هندلی پیج همپدن ابراز علاقه کردند، اما هیچ سفارشی برای این نوع هواپیماها نیز ثبت نشد. با این حال، قراردادی برای خرید سه فروند هواپیمای ایراسپید آکسفورد Mk I (P1984، P1993 و P2002) در پاییز ۱۹۳۹ امضا شد. این هواپیماها حدود مارس ۱۹۴۰ تحویل داده شدند و توسط خلبان آزمایشی ایراسپید، برایان فیلد، مونتاژ و آزمایش شدند. در اکتبر ۱۹۴۰، آخرین دسته شامل ۱۰ فروند تایگر موث (شماره‌های ۸۳۳۵۲، ۸۳۳۵۳، ۸۳۳۵۵ و ۸۳۳۵۷-۸۳۳۶۳) از انگلستان تحویل داده شد. ایران قصد داشت در سال ۱۹۴۱، سفارشی برای مواد اولیه جهت ادامه تولید تایگر موث در کارخانه هواپیماسازی ایران به کانادا ارائه دهد، اما بریتانیا این درخواست را رد کرد.
یک فروند هاوکر هاریکن، با شماره L2079، در 28 ژوئیه 1939 برای یک دوره آزمایشی شش ماهه به ایران ارسال شد. این هواپیما به اهواز رسید و در 18 اکتبر توسط خلبان آزمایشگر هاوکر، ریچارد رینل، به تهران پرواز کرد. سفارش 30 فروند هاریکن با موتورهای مرلین III داده شد، اما وزارت هوایی فقط با تحویل 15 فروند از آنها موافقت کرد که قرار بود در دوره مارس تا سپتامبر 1940 ارسال شوند. قرارداد این هواپیماها در دسامبر 1939 منعقد شد، اما تحویل آنها به دلیل مشکلات مربوط به توسعه فیلتر هوای گرمسیری به تأخیر افتاد. هواپیمای دوم، P3270، در ماه مه 1940 (شماره سریال 252) با پرچم ایران در بریتانیای کبیر به پرواز درآمد، اما احتمالاً هرگز ارسال نشد. وزارت هوایی سرانجام سفارش هاریکن را در دسامبر 1940 به حالت تعلیق درآورد.
وقتی تنها نیمی از سفارش هوریکان برای تحویل آماده شد، به سرعت تصمیم گرفته شد که ۱۵ هواپیمای باقیمانده در کارخانه هواپیماسازی ایران ساخته شوند و مواد اولیه و قطعات نهایی در اوایل سال ۱۹۴۱ در بریتانیای کبیر سفارش داده شدند. با این حال، به دلایل سیاسی (نفوذ شدید آلمان در ایران) مواد مورد نیاز برای تولید هوریکان به تعویق افتاد تا نیروی هوایی ایران تقویت نشود. در ماه ژوئن تصمیم گرفته شد که به جای آن، مواد لازم برای ۱۲ هوریکان Mk II با موتورهای Merlin XX ارسال شود و اولین محموله قرار بود فوراً ارسال شود. در واقع، این مواد فقط به این دلیل آزاد شدند که پرسنل بریتانیایی – مشاور فنی فرانک نایت و یازده انگلیسی دیگر – که هنوز در کارخانه هواپیماسازی ایران مشغول به کار بودند، همچنان در این کارخانه مشغول به کار باشند. با افزایش تنش‌های سیاسی، تأخیرهای جدیدی رخ داد و در ۲۵ اوت، مجوز صادرات این مواد لغو شد.
وقتی بریتانیا از تحویل خودداری کرد، ایران به جای آن به ایالات متحده روی آورد. در نوامبر ۱۹۳۹، یک هیئت از نیروی هوایی ایران، متشکل از سرهنگ دوم خسروانی، سرگرد شالتشی و کاپیتان افخمی، به ایالات متحده عزیمت کردند. آنها ده جنگنده کرتیس H-75A-9 هاوک (شماره‌های پرواز ۱۵۲۵۲-۱۲۲۶۱) خریداری کردند که بین ۹ مارس و ۸ آوریل ۱۹۴۱ در ایالات متحده پذیرفته شدند. یکی در مارس و بقیه در ماه مه ارسال شدند. خلبان آزمایشی، سم ایروین، برای تحویل اعزام شد. این هیئت همچنین تعدادی هواپیمای سبک برای باشگاه هوایی دولتی ایران سفارش داد. در این میان، نیروی هوایی ایران به آموزش خلبانان جدید ادامه داد. در ۲۲ فوریه ۱۹۴۱، در مجموع ۱۰۴ فروند تایگر موث، هایند، فیوری و آداکس در یک بازدید نظامی شرکت کردند.
جنگ جهانی دوم
بیزاری سنتی ایرانیان از بریتانیا، هرگونه اتحاد سیاسی با آن کشور را غیرممکن می‌کرد. آلمان نفوذ خود را در ایران افزایش داده بود، اما این قدرت نیز با سوءظن نگریسته می‌شد. بی‌طرفی تنها سیاست قابل قبول بود، چیزی که در واقع توسط آلمان تشویق می‌شد. با پیشروی آلمانی‌ها از طریق بخش‌های جنوبی اتحاد جماهیر شوروی علیه قفقاز، متفقین حضور قوی آلمان در ایران را غیرقابل قبول می‌دانستند. در ۱۷ اوت ۱۹۴۱، اتحاد جماهیر شوروی و بریتانیا خواستار اخراج پرسنل آلمانی شاغل در ایران شدند. این درخواست رد شد و در نتیجه ایران در ۲۵ اوت مورد حمله قرار گرفت. نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب وارد کشور شدند و روس‌ها از شمال رسیدند.
پس از پایان عملیات بریتانیا در عراق در ماه مه ۱۹۴۱، نقشه‌هایی برای عملیات علیه ایران کشیده شده بود. فرمانده کل نیروهای بریتانیایی در خاورمیانه، دستور اشغال میادین نفتی اطراف آبادان و اهواز و خانکین را صادر کرد. قرار بود کنترل ارتباطات در سراسر ایران با همکاری اتحاد جماهیر شوروی برقرار شود. کل عملیات با نام رمز عملیات «Y» نامگذاری شده بود و قرار بود توسط سپهبد ای. پی. کوینان رهبری شود. هواپیماهای شرکت‌کننده نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در شیبه مستقر بودند و شامل اسکادران‌های ۱۱ و ۸۴ با هواپیماهای بلنهایم ۴، اسکادران ۲۶۱ با هواپیماهای هاریکن و گلادیاتور، اسکادران ۲۴۴ با هواپیماهای وینسنس و پرواز «A» از اسکادران ۳۱ با شش فروند هواپیمای ترابری والنتیا بودند. والنتیاها در روز اول عملیات، نیروها را به پرواز درآوردند و زنان و کودکان بریتانیایی و هندی را تخلیه کردند. نیروی دریایی سلطنتی نیز نیروها را پیاده کرد. اسکادران ۲۶۱ پشتیبانی جنگنده‌ها را فراهم کرد و فرودگاه و هواپیماهای آداکس نیروی هوایی ایران را در اهواز به رگبار بست. اسکادران ۸۴ دو حمله بمباران انجام داد و اسکادران ۲۴۴ پروازهای شناسایی انجام داد.
روز بعد، اسکادران ۲۶۱ یک فروند آداکس نیروی هوایی ایران را سرنگون کرد. آنها همچنین به یکی از هواپیماهای خود، یک وینسنت از اسکادران ۲۴۴، حمله کرده و آن را سرنگون کردند! در ۲۸ آگوست، اسکادران ۸۴ به حمله به اهواز ادامه داد، اما در این روز نیروهای ایرانی تسلیم شدند و عملیات تهاجمی بیشتر متوقف شد. در ۱۷ سپتامبر، نیروهای انگلیسی-روسی وارد تهران شدند. یک ماه بعد، پس از آنکه شاه به نفع پسرش از سلطنت کناره‌گیری کرد، انگلیسی‌ها به سلطان آباد و همدان و روس‌ها به کازرین و پهلوی عقب‌نشینی کردند. اسکادران ۲۴۴، شامل «پرواز ایکس» متشکل از گلادیاتورهای اسکادران ۲۶۱، تا اواخر سال ۱۹۴۲ به عنوان بخش هوایی نیروهای اشغالگر بریتانیا در آبادان باقی ماند.

IRANIAN EAGLES
Civil and Military Aviation in Iran 1924-1949
http://www.artiklar.z-bok.se/iran-2.html

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.