سید عبدالحمید یکی از مشروطهخواهانی بود که در جریان درگیری تحصن مشروطهخواهان در مسجد جامع و مدرسه حاج ابوالحسن به شهادت رسید. این حادثه در ۱۸ جمادیالاول ۱۳۲۴ ق. /۱۱ ژوئیه ۱۹۰۶ م. رخ داد و نقطه عطفی در نهضت مشروطه شد. در ۱۸ جمادیالاول ۱۳۲۴ق.، درگیری شدیدی بین قزاقان و طلاب مدرسه و مسجد حاج ابوالحسن پدید آمد. در این درگیری، سید عبدالحمید به شهادت رسید و ادیبالذاکرین نیز زخمی شد.کشته شدن سید عبدالحمید باعث ایجاد جوش و خروش عظیمی در شهر شد و مردم به سمت مسجد جامع حرکت کردند. بازارها بسته شدند و مردم در مسجد جامع گرد هم آمدند تا برای تأسیس مشروطه تلاش کنند. شهادت سید عبدالحمید از رویدادهای مهم تاریخ مشروطه است و نقش مهمی در پیشبرد این نهضت داشت.
نهضت مشروطه در شهر تهران با تشکل آزادیخواهان در ۱۳۲۲ق./۱۹۰۴م. در همین دوره آغاز شد. درخواست تأسیس عدالتخانه نخستینبار از سوی مردم در ۱۶ شوال ۱۳۲۳ق./۱۵ دسامبر ۱۹۰۵م.، همزمان با هجرت علما به آستانه حضرت عبدالعظیم و تحصن در آنجا در اعتراض به استبداد علاءالدوله حاکم تهران مطرح شد. این نخستینبار بود که از مجلس رسیدگی به عرایض متظلمین و از عدالتخانه به عنوان یک نهاد سیاسی مشخص سخن گفته شد و تشکیل آن همچون یک خواست همگانی صریحاً اعلام گردید. این تحصن سرانجام در ۱۶ ذیقعده ۱۳۲۳ق./۱۳ ژانویه ۱۹۰۶م.، پس از یک ماه با وعده مظفرالدین شاه برای تدوین و اجرای قانون به پایان رسید.) ملکزاده، ص۳۰۸-۳۱۰( علما آنگاه در باغ گلستان و تخت مرمر با شاه ملاقات کردند؛ اما استبداد عینالدوله حاکم تهران همچنان ادامه یافت. این فشار سرانجام در ۱۸ جمادیالاول ۱۳۲۴ق./۱۱ ژوئیه ۱۹۰۶م.، با درگیری قزاقان با طلاب مدرسه و مسجد حاج ابوالحسن، و زخمی شدن ادیبالذاکرین و کشته شدن سیدعبدالحمید نهضت را وارد مرحله دوم کرد. به دستور صدرالعلما پیکر عبدالحمید از بالای امامزاده یحیی تا مسجد جامع تشییع گردید. بازار بسته شد و مردم در مسجد جامع برای تأسیس عدالتخانه تحصن کردند.
در روز جمعه ۲۰ جمادیالاول ۱۳۲۴ق./۱۳ ژوئیه ۱۹۰۶م. که تمام صحن مسجد و اتاقها و شبستانها و حتی پشتبامها و گوشه و کنار مملو از جمعیت بود، در برابر مسجد آقاموسی، نرسیده به چهارسوق بزرگ بازار، درگیری خونینی میان متحصنان و نظامیان رخ داد. علما تصمیم به هجرت به عتبات گرفتند و تجار تهران در سفارتخانه انگلیس، در خیابان علاءالدوله متحص شدند. )ناظمالاسلام کرمانی، ج۱، ص۴۰۸-۴۱۴(در یک ماه پس از آن، کار تحصن تا بدانجا بالا گرفت که از پناهنده شدن ۹ نفر تاجر برای گرفتن تأمین جان و مال به گرد آمدن هزاران نفر برای درخواست مشروطیت انجامید و سخنرانی درباره نظامهای مشروطه اروپایی و بیان مطالبی که پیشتر اظهارش در ایران بسیار خطرناک بود، سفارت را به مدرسه علوم سیاسی بزرگی در فضای آزاد بدل کرد.(همان، ص۲۷۴(