سرسره فتحعلی شاه
سعید نفیسی می گوید:من در 18 خرداد 1274 در خانه پدري در کوچه ناظم الاطبا ولادت يافته ام. ميدان بهارستان آن زمان خيلي تنگ تر از امروز بود و در حاشيه جنوبي آن در کنار ديوار باغ نظاميه يک رديف چنارهاي بسيار کهن چند صدساله بود که مانند چنارهاي معروف خيابان باب همايون امروز و الماسيه آن روز جلوه خاصي داشت و اينکه شهر تهران در ميان مسافران اروپايي که تهران سابق را ديده اند، به “شهر چنار” معروف بود، به واسطه همين چنارهاي کهن چند صد ساله بود. باغ نظاميه گردشگاه بسيار با رونق جوانان خوش طبع و ظريف آن روزگار و حتي ميعاد عشق بازان و ميگساران و شاعران بود. در ضلع شمالي ميدان بهارستان، تا آنجايي که امروز خيابان هدايت هست؛ يعني از ميان ميدان و خيابان صفي علي شاه و خيابان دروازه شميران و خيابان هدايت سرتاسر باغ بزرگي به نام باغ نگارستان بود که در زمان فتحعلي شاه آباد شده بود و بناهاي متعدد بسيار جالب داشت که اينک تنها حوض خانه کوچک آن باقي مانده و موزه هنرهاي زيبا در آنجاست. در همين باغ آن سرسره معروف فتحعلي شاه بود که در هنگام تفريح شاه با زنان بسيار متعدد خود که شماره آنها از شماره هاي روزهاي سال هم تجاوز مي کرد، به آنجا مي رفت. در ضلع جنوبي اين باغ که در شمال ميدان بهارستان امروز باشد، بالا خانه اي بالاي سر در باغ بود که ميرزا ابوالقاسم قائم مقام، نويسنده و شاعر و صدراعظم معروف محمدشاه را در آنجا خفه کرده بودند. قائم مقام را محمدشاه به اين باغ احضار کرده بود و ديگر زنده از آنجا بيرون نيامد؛ به همين جهت مثلي مدتها در زبان فارسي رايج بود که وقتي مي خواستند تعليق به محال بکنند، مي گفتند: “باش تا قائم مقام از باغ بيرون بيايد!”گشت و گذاري در تهران قديم. نويسنده : سعيد نفيسي