یاقوت حموی نخستین کسی است که درباره اوضاع و احوال تهران آگاهیهای نسبتاً مفصل و جالب به دست داده است. او که در ۶۱۷ ق./۱۲۲۰م. از پیشاپیش سپاهیان مغول میگریخت، به ری رسید و با آنکه خود تصریح کرده که در مدت اقامتش در ری از تهران بازدید نکرده، اما به نقل از یکی از مردم ری، روستای تهران را چنین وصف کرده است: میان این دو یک فرسنگ فاصله است. تهران روستایی بزرگ است که در زیرزمین بنا شده، و هیچکس نمیتواند به خانه اهالی آن دسترسی یابد، مگر آنکه خودِ اهالی آن بخواهند. بارها اتفاق افتاده که برضد سلطان سر به شورش برداشتهاند و او چارهای نداشته است، جز آنکه آنان را با حیله به دام اندازد. در این روستا ۱۲ محله وجود دارد که اهالی آنها پیوسته با یکدیگر در جنگ و ستیزند و ساکنان یک محله به دیگر محلهها نمیروند. در تهران باغها و بستانهای درهمتنیده بسیار هست که مانع تاخت و تاز ناگهانی مهاجمان میشود.( حموی، ج۴، ص۵۱) اشارات یادشده را زکریای قزوینی در نیمه دوم سده ۷ق تأیید و تکمیل کرده است. به گزارش او در آن روزگار که چند دهه از حمله مغولان به ری میگذشته، تهران روستایی بزرگ و پرجمعیت به شمار میرفته، و در باغهای انبوه آن انواع میوههای ممتاز به عمل میآمده است. او نیز همچون یاقوت به خانههای زیرزمینی تهرانیها اشاره، و آنها را به سوراخ موش کور تشبیه کرده است(قزوینی، ص۳۴۰) ورود به این خانههای زیرزمینی که دسترسی به آنها فقط از طریق دهلیزهای تنگ و تاریک میسر بوده، در واقع مهمترین ابزار دفاعی روستای بدون حصار تهران به شمار میرفته است، (عدل، ج۱، ص۱۵، تهران پایتخت دویست ساله) به نوشته زکریای قزوینی (قزوینی،ص۳۴۰)مردم تهران به هنگام تهاجم دشمنان در این خانههای زیرزمینی پناه میگرفتند و از نظرها ناپدید میشدند و دشمن پس از چند روز که کسی را نمییافت، به ناچار آنجا را ترک میکرد. از سویی دیگر این خانههای زیرزمینی صاحبانشان را از گرمای شدید تابستان و سرمای زمستان تهران محافظت میکرد. (معتمدی، ج۱، ص۱۵) با همه این احوال، بعید است که همه خانههای تهران یکسره زیرزمینی بوده باشد. بدون تردید بعضی از خانهها دستکم دارای ساختمانی مختصر در سطح زمین بودهاند؛ برای مثال اتاقی داشتهاند که به تونل ورودی راه داشته است. دیوار دور باغها و جالیزهایی که خانههای زیرزمینی میان آنها قرار داشتهاند، مانعی نسبتاً مستحکم بوده، و نقش دفاعی را در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایفا میکرده است. البته دستکم در میان بزرگان شهر کسانی بودهاند که حتی اگر خانهای عادی نداشتهاند، حداقل خانهای داشتهاند که بخشی از آن در سطح زمین بوده است.(عدل، ص۱۶)