باغ لاله زار
«به فرمان فتحعلی شاه قاجار، در بیرون از حصار شاهطهماسبی تهران باغ لالهزار احداث شد. سپستر، دو عمارت در این باغ بنا شد که یکی قصری دوطبقه دارای ۱۲ اتاق و دو تالار بود و دیگری کلاهفرنگی باغ لالهزار بود که به فاصلهٔ حدود ۴۰۰ ذرع از قصر و در جنوب باغ قرار داشت.»(اعتمادالسلطنه، «روزنامهٔ شرف»، ۱۳۰۲ ق.)
وجه تسمیه «لالهزار» بر ما معلوم نیست.
ژنرال «گاردان» سفیر ناپلئون در سال 1807 م./ 1222 ق. چند روزی در این باغ اطراق کرد. (خاطرات گاردان)
نمایندگان انگلیس، اتریش و جز آن هم در آن باغ ماندهاند. (اطلاعات ماهانه 1329 ش.)
فتحعلی شاه در اواخر سلطنت گهگاهی با ولیعهدش محمد میرزا سواره از تهران به باغ لالهزار میآمد (همان).
بارون فیو دورکورف روسی که در ١٢١٣ش./١٨٣۴م.) به تهران آمده در بارۀ باغ لالهزار مینویسد: «هنگامی که از حومۀ تهران سخن به میان میآید، نمیتوان در باره باغ بسیار زیبایی که درست چسبیده به شهر است، سخنی نگفت. به این باغ لالهزار میگویند. در این باغ چیزی جز گل رُز وجود ندارد، ولی در عوض هر نوع گل رُزی که بخواهید، به هر رنگ و به هر اندازه، در اینجا خواهید یافت. هنگامی که این «معشوقههای بلبلان» در اوج شکوفایی هستند، چشم و شامه انسان آرزوی چیز دیگری ندارد.»این باغ در زمان فتحعلی شاه برای استراحت مهمانان خارجی در نظر گرفته شده بود چنان که ژنرال گاردن فرانسوی مدتی در این باغ مهمان بود.
در سال1251 ق. به فرمان محمد شاه قائممقام فراهانی صدراعظم را از این باغ به باغ نگارستان احضار و خفه کردند.
در دوره محمدشاه اتفاق خاصی برای باغ نیفتاد و زمانی که او فوت شد.
سال 1264 ق. جسد محمد شاه را از «قصر محمدیه» به لالهزار آوردند و در یکی از حوضخانههایش امانت نهادند.
نخستین سیم تلگراف تهران را موسیو کرشش به سال 1274 ق. از ارگ سلطنتی به این باغ کشید. فتحعلی شاه، محمد شاه و ناصرالدین شاه هر یک عمارتی در باغ ساختند.
ناصرالدین شاه فرمان داد باغ حشی در باغ لاله زار احداث کردند، اما عمر آن طولانی نشد که به باغ دوشان تپه انتقال یافت.
ارنست اورسل، سیاح بلژیکی در ١٢۶١ش.١٨٨٢م. در مورد خیابان لالهزار مینویسد: «خیابان دولت و خیابان لالهزار نیز که هر دو خیابانهای درازی است، به میدان توپخانه منتهی میشود. این خیابانها خوب سنگفرش شده و در طول جویباری که در دو طرف خیابان جاری است، درختان فراوانی کاشته بودند. در نزدیکی خیابانهای مزبور، باغهای باصفای سلطنتی واقع شده که بر زیبایی منظره این قسمت بسی افزوده است.»
ادیبالملک در «دافعالغرور» درباره لالهزار نوشت:
«… هوایش بهجت بخشاست و صفایش روح افزا ... باغ لالهزار سه باغ بزرگ و سه باغ کوچک داشت.»
به سال 1282 ق. دختر فتحعلی شاه زن آقاخان اول سه فیل و یک کرگدن از هندوستان برای نوه برادرش ناصرالدین شاه فرستاد. شاه حیوانات را در شرق باغ جا داد و نخستین باغ وحش تهران را پدید آورد. حیواناتی دیگر نیز در این باغ وحش افزوده شد، تا اینکه روزی پلنگی از لالهزار گریخت و دست کودکی را خورد، شاه باغ وحش را به دوشان تپه برد.
تا سال 1282 ق. هنوز باغ لالهزار بیرون تهران قرار داشت و خیابانی هم از آن تولد نیافته بود. حصار صفوی را در فاصله سالهای 1282 تا 1284 ق. خراب کردند و حصار وسیعتر ناصری را ساختند و بدین ترتیب لالهزار درون شهر و از چشم شاه افتاد. باغ رها شد. درختان روبه خشکی و عمارات رو به ویرانی گذاشت.
اعتمادالسلطنه به سال 1299 ق. وضع نگهداری لالهزار را بد توصیف میکند و به سال 1301 مینویسد:«… مهماندار ایلچی آلمان در این باغ بودم ...»
نخستین هیئت رسمی سفارت آلمانی در ذیحجۀ 1301/ سپتامبر 1884، به تهران رسید. اعضای هیئت عبارت بودند از: ارنست فون براونشوایگ، وزیرمختار و ایلچی مخصوص آلمان؛ بروکس، مستشار سفارت؛ و دو تن دیگر بهعنوان کارمندان سفارت. این گروه پس از ورود به ایران در بندر انزلی توسط میرزا رضا خان جنرال آجودان مورد پیشواز قرار گرفتند و تا تهران همراهی شدند. در باغشاه از آنان استقبال رسمی شد و عمارتی نیز، در باغ لالهزار برای اقـامت آنها در نظر گرفتند (ایران، شم 557، ص 1- 2). 6 ماه پس از ورود هیئت آلمانی به تهران، دولت آلمان درخواست کرد تا سفیر آلمان بهصورت دائمی و رسمی در ایران اقامت داشته باشد؛ دولت ایران نیز این درخواست را پذیرفت (همان، شم 572، ص 1-2).
«باغبان و سرایدار لاله زار و جمعی از عمله احتساب به بهجت آباد رفته که اجزای آبنجا را بزنند آب برای باغ مبارکه لاله زار و باغبان ها بیاورند…(گزارشهای نظمیه، 562)
تابلوی عمارت مبارکهٔ لالهزار از طرف جنوب اثر ابوتراب غفاری (در حدو سال ۱۲۶۳ ش.) اثری از آن باغ است.
باغ لالهزار
بارون مینویسد: «هنگامی که از حومهٔ تهران سخن به میان میآید، نمیتوان در بارهٔ باغ بسیار زیبایی که درست چسبیده به شهر است، سخنی نگفت. به این باغ لالهزار میگویند. در این باغ چیزی جز گل رز وجود ندارد، ولی در عوض هر نوع گل رزی که بخواهید به هر رنگ و به هر اندازه در اینجا خواهید یافت. هنگامی که این «معشوقههای بلبلان» در اوج شکوفایی هستند، چشم و شامهٔ انسان آرزوی چیز دیگری ندارد.» (بارون،۲۱۵:۱۳۷۲)
به سال 1303 آخرین مهمان خارجی ایران نصرت پادشاه عثمانی هم در این باغ پذیرایی شد. (اعتمادالسلطنه، روزنامه خاطرات)
ناصرالدین شاه باغ را به فروش گذاشت. دکتر تولوزان پزشک شاه بارها خواست شاه را از این کار مانع شود، نشد. تولوزان میگفت این باغ حکم ریه شهر تهران را دارد، باید آن را حفظ کرد.
مخبرالسلطنه از پذیرایی نمایندگان دیگر کشورها در این باغ به روزگار فتحعلی شاه سخن گفته و از دو باغ پدرش مخبرالدوله که در همسایگی لالهزار بود، مینویسد؛ یکی از دو باغ در غرب آن قرار داشت که امروز سفارتخانههای آلمان و ترکیه شده است دیگری در شمال لالهزار بود که از قرار ذرعی یک ریال از استاد شیر جعفر خریداری شده بود. باغ دوم در شمال میدان استقلال (مخبرالدوله سابق) و غرب خیابان سعدی قرار داشت. (خاطرات و خطرات)شاه قجر باغ را 90 هزار تومان فروخت (همان منبع).تولوزان التماسها کرد که نگاه بدارند که سبب لطافت هوای شهر است نشنیدند در تابستان خیابان لالهزار هوای خنک بسیار خوبی داشت در آن اوقات که خیابان خوش هوا و روحافزا بود اهالی کمتر استفاده میکردند اینک که هوای آن خیابان باطناً و ظاهراً کثیف و موذی است محل توجه و ازدحام خلق است.( خاطرات و خطرات، ص ۵) اراضی باغ بعدها قطعه قطعه شد، باغ امین لشکر (= بانک شاهی = بانک شاهنشاهی = بانک بازرگانی فعلی)، خیابان لالهزار، خیابان اکباتان، خیابان سعدی و … همگی در همین اراضی احداث شد.
و اینگونه در اوایل قرن چهاردهم قمری «خیابان باغ لالهزار» در تهران تولد یافت.
امینالسلطان صدراعظم ناصرالدین شاه که جنب لالهزار منزل داشت، برای آسانی آمدوشد خود، خط واگن اسبی را به خیابان لالهزار کشید.
خانم بنجامین (آمریکایی) درباره این خیابان بدان روزگار مینویسد:«اسم این خیابان باغ لالهزار است اما یک برگ سبز هم در آن ندیدیم. از ساعت 5 به بعد مردان برای گردش به این خیابان میآیند ولی عبور و مرور زنها در عصر در این خیابان ممنوع است … تراموی اسبی گاهگاهی عبور میکند که داخلش زنان هستند …» (اطلاعات ماهانه 1329)زنان با خرید بلیط پنج شاهی تراموا میتوانستند سواره از این خیابان بگذرند. بیآنکه بتوانند پیاده شوند.
مهدیقلی هدایت در مورد آن میگوید:«لالهزار باغی بود بین خیابان لالهزار و میدانی در متمم خیابان استانبول و خیابان ماشین که حال اکباتان نام نهادهاند قسمت شرقی آن را باغ وحش میگفتند حال همه عمارت شده است خیابان لختی (سعدی) آن دو قسمت را از هم جدا کرده است، ناصرالدین شاه لالهزار را به نود هزار تومان فروخت تولوزان التماسها کرد که نگاه بدارند که سبب لطافت هوای شهر است نشنیدند در تابستان خیابان لالهزار هوای خنک بسیار خوبی داشت در آن اوقات که خیابان خوش هوا و روحافزا بود اهالی کمتر استفاده میکردند اینک که هوای آن خیابان باطناً و ظاهراً کثیف و موذی است محل توجه و ازدحام خلق است.»(هدایت، خاطرات و خطرات، ص ۵)
از اواخر سلطنت مظفرالدین شاه و دوران مشروطه خیابان لالهزار رو به آبادی نهاد.
لالهزار در اواخر دوره قاجار زمان احمد شاه قاجار و اوایل پهلوی، نماد نوگرایی و هنر ایران بود و «شانزهلیزهٔ تهران» لقب گرفت. بسیاری از تئاترها، رستورانها، تجارتخانهها، کابارهها، پیالهفروشیها، خیاطخانهها، سینماها و فروشگاههای معروف ایران در این خیابان قرار داشتند. همچنین موسیقی سبک کوچهبازاری در این منطقه متولد شد.
نخستین هتل ایرانیان «گراندهتل» را در لالهزار ساختند.
با احداث خیابان لالهزار مراکز تازهتاسیس به تقلید از غرب در این خیابان شکل میگیرد. در اواخر حکومت قاجاریه و اوایل دوره پهلوی اول این خیابان به مرکز اصلی خرید و فروش اجناس لوکس پایتخت تبدیل میشود، در عین حال محل آمدورفت هنرمندان و روشنفکران تهرانی بود. همچنین در این خیابان انواع برنامههای هنری همچون نقالی، شعبدهبازی، کارناوالها اجرا میشد و کمی بعدتر لالهزار محل تماشاخانهها، سالنهای تئاتر و سینما میشود
زمان رضاشاه سطح خیابان آسفالت شد.
به روزگار پهلوی اول خیابان لالهزار تفرجگاه تهرانیها بود و عصرها زنان و مردان شیکپوش قدمزنان به سینما و تأتر میرفتند و پس از صرف غذا در رستورانهایش در پیادهرو آرام راه میرفتند و مباحثه ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میکردند.
سالهای بعد هر چند لالهزار پاتوق روشنفکرانی نظیر هدایت، چوبک، شاملو، نادرپور و … با مباحثههای ادبی و مجادلههای سیاسی و جز آن شده بود ولی با این وجود هنوز این خیابان شانه از پذیرایی عوام و کسبه اهل دل خالی نکرده بود. اگر شازدههای قجر و ثروتمندان فرنگی و فرنگرفتهها میهمان «گراند هتل» میشدند، عشقیهای کم پول تهران هم مهمان «کافه مامان آش» بودند.
دکتر باستانی پاریزی از آن روزهای لالهزار چنین سردوده است:
دوش سوی لالهزارم برد عزم سیر و گشت / خسته از بیکاری و پیشانی از غم چین زده
ماهرویان دیدهها بر روی ویترین دوخته / مرد و زن نه، بل بت فَرخاری آذین زده
نقشهای سرخ گل بر چین دامنهای زرد / انقلاب سرخ را ماند به ملک چین زده
فتحعلی شاه تصمیم بگیرد بیرون حصار تهماسبی باغ لالهزار را احداث کند.
«باغ لاله زار کاخ بسیار آبرومندی داشت که در آن از نمایندگان و سفرای خارجی پذیرائی می شد. نخستین سیم تلگراف بین این کاخ و کاخ گلستان امتداد یافت و شخص ناصرالدین شاه این پدیده نو را افتتاح کرد(1274 ق). بعدها این باغ جنبه سلطنتی خود را از دست داد و محل گردش اعیان و بزرگان شهر شد و در قسمتی از آن در جبهۀ شرق باغ وحش بوجود آمد.(نجمی ، دارالخلافه تهران ص ۱۵۶) اشجار باغ قطع شد و دو خیابان ایجاد گردید، یکی خیابان لاله زار و دیگری خیابان سعدی. کم کم محله ای پر هیاهو و پر جمعیت شد. ناچار اعیان آرامش طلب زمینهای اطراف باغ نگارستان (شمال میدان بهارستان) را مورد توجه قرار دادند. در نتیجه در اطراف خیابان بهارستان فعلی و در دروازه شمیران، پارکها ، باغها و ساختمانهای اشرافی ایجاد شد.از جمله پارک امین الدوله بود که هنوزآثاری از آن بر جاست. لذا بهای زمین در اطراف دروازه شمیران بقدری ترقی کرد که یک زرع زمین به مبلغ دو قران خرید و فروش می شد. که مردم تهران این شعر را زمزمه می کردند:اینجا رو تهرونش میگن؛ اینجا که تونشسته ای دروازه شمرونش میگن؛ یواش بیا یواش برو که گربه شاخت نزنه.»(رضوانی،سندی از تهران قدیم، دفتر دوم گنجینه ، زمستان 1368، ص 117)
در اوایل دورهٔ پهلوی، در اوایل خیابان لالهزار از سوی میدان توپخانه، مغازهای به نام پیرایش قرار داشت که به جهت داشتن پوشاک مد روز در تهران شهرت داشت. روبهروی این مغازه، کافه قنادی لالهزار واقع بود.(منتصری، در آنسوی فراموشی… پائیز ۱۳۷۹، ص۱۳)
«خانه و باغ اتحادیه» یا «خانه امینالسلطان» عمارتی مربوط به دوران قاجار است که به عنوان تنها بازمانده از خیابان لالهزار قدیم و یکی از نفایس معماری عصر قاجار شناخته میشود.
به نوشتهٔ جعفر شهری در کتاب «تهران قدیم»:«عشقی و عارف بهترین نمایشنامههای خود را در سالن گراند هتل آن به معرض تماشا گذارده… زیباترین خانمهای شوخ و شنگ و رعناترین پسران دلربا نیز از این ساعات رو به آن میآوردند و شیک پوشترین مردان و آلامدترین جوانان در این خیابان دیده میشدند.»( شهری،(۱۳۷۶) طهران قدیم، ص ۲۷۸)
کمکم چراغ کارهای هنری در این خیابان کم نور شد و نور چراغ ها جایگزین آن شد و یاد باغ لالهزار در خاطرهها باقی ماند.