ارباب مهدی یزدی (۱۲۷۸ – ۱۳۴۸ ش.) بازرگان،صراف،مالک عمده و نماینده مجلس شورای ملی بود. مذاکرات میان سران فرقه دموکرات آذربایجان و دولت مرکزی در سال ۱۳۲۵ در باغ جوادیه در شرق تهران برگزار شد که باغ شخصی او بود. ارباب مهدی در اوائل سلطنت رضا شاه تاجری بزرگ و بانفوذ در زاهدان بود و پانزده سال در این شهر زندگی کرد.(مذاکرات جلسه ۹۳ دوره هجدهم مجلس شورای ملی ۲۴ بهمن ۱۳۳۳) او با رشوه دادن به گمرک و مأموران مرزی به قاچاق نیز اشتغال داشت. در سال ۱۳۱۰ به جرم قاچاق با پیگرد قانونی روبرو و به مدت سیزده ماه زندانی شدو در سال ۱۳۱۲ به شصت هزار تومان جریمه نقدی محکوم کرد.(مذاکرات جلسه ۲۱ دوره هجدهم مجلس شورای ملی هجدهم خرداد ۱۳۳۳) ارباب مهدی سپس به تهران آمد. از راه صرافی ثروت زیادی به دست آورد و یکی چند بازرگان درجه اول ایران شد. .(عاقلی، شرح حال رجال سیاسی…،ج اول، ۶۹–۷۰، ۱۳۸۰)] باغ جوادیه را در شرق تهران همراه با باجناقش علی‌اکبر موسوی‌زاده خریداری کرد و زمین‌های اطراف باغ را هم با سندسازی تملک کرد درآورد.(مذاکرات جلسه ۲۱ دوره هجدهم مجلس شورای ملی هجدهم خرداد ۱۳۳۳) موسوی‌زاده در سال ۱۳۲۵ در دولت قوام‌السلطنه وزیر دادگستری شد و در تابستان همان سال که پیشه‌وری و همراهانش برای مذاکره با دولت به تهران رفتند، در باغ جوادیه ساکن شدند. تمام مخارج پذیرائی آنان را نیز ارباب مهدی پرداخت.(مذاکرات جلسه ۴۹ دوره پانزدهم مجلس شورای ملی چهارم اسفند ۱۳۲۶) ارباب مهدی چندین دوره نماینده مجلس شد. ابوالحسن عمیدی نوری به اعتبارنامه‌اش اعتراض کرد و گفت نباید اجازه داد یک «قاچاقچی» بر کرسی مجلس بنشیند. اما اعتبارنامه ارباب مهدی تنها با دو رأی مخالف (عمیدی نوری و روح‌الله کیکاوسی) تصویب شد.(مذاکرات جلسه ۲۱ دوره هجدهم مجلس شورای ملی هجدهم خرداد ۱۳۳۳) ارباب مهدی در دوره نوزدهم نیز نماینده بندرعباس بود، وضع مالی‌اش خراب شد و تا آستانه ورشکستگی پیش رفت. بنابراین سیاست و تجارت را رها کرد و در باغ جوادیه با شعرا و نویسندگان و هنرمندان مجالس به بزم و شب‌نشینی مشغول شد تا اینکه در سن هفتاد سالگی به صورت ناگهانی بر اثر سکته قلبی درگذشت. وارثانش باغ جوادیه را به شهرداری فروختند و شهرداری آنجا را باشگاه کارمندان خود کرد.(عاقلی، شرح حال رجال سیاسی…،ج اول، ۶۹–۷۰، ۱۳۸۰)
جوادیه روستایی در جنوب شرقی بلوک شمیران بر سر راه تهران ـ دماوند، بود. جوادیه آباد کرده آقا سید جواد،امام‌جمعۀ تهران است (معصوم‌علیشاه، طرائق الحقائق، ۱۳۴۵ ش. ۳/ ۶۴۴). در عصر قجر جوادیه از روستاهای آباد و معتبر حوالی تهران به شمار می‌رفت و با این شهر، حدود ۵/ ۱ فرسنگ فاصله داشت (معصوم‌علیشاه، همانجا). در اوایل دهۀ ۱۳۲۰ ش./ ۱۹۴۰ م. اراضی آن را ارباب مهدی یزدی خریداری کرد و به جوادیۀ ارباب مهدی معروف شد (معتمدی، ۳۶۹؛ شجیعی، ۲۹۳؛ اسامی نمایندگان … ، ۴۲۴). اراضی جوادیه از شمال به اراضی آبادیهای قنات کوثر و خاک‌سفید و مجیدآباد، از شرق به اراضی آبادی حکیمیه (امامیه)، از جنوب به جادۀ تهران ـ دماوند، و از غرب به اراضی آبادیهای مجیدآباد و مهدی‌آباد محدود بود (ستوده، ۱/ ۳۱۶).از آبادی جوادیه چند راه می‌گذشت که به لواسان، جاجرود و دماوند می‌رسید (همانجا). در دهۀ ۱۳۲۰ ش.، جوادیه دارای حدود ۵۰ تن جمعیت، شامل ۴ خانوار یزدی بود که به باغبانی، کشاورزی و دامداری اشتغال داشتند. در باغهای آن میوه‌هایی چون زردآلو، توت، گلابی، گیلاس، آلبالو و انار به عمل می‌آمد و هندوانه، خیار، گوجه‌فرنگی، سیب‌زمینی، شلغم و چغندر ازجملۀ محصولات جالیزی آن بود. آب آن از دو رشته قنات موسوم به قنات پایین، معروف به قنات امام‌جمعه، و قنات بالا تأمین می‌شد. آب قنات امام‌جمعه سبک‌تر و گواراتر از آب قنات بالا بود. هر یک از این دو رشته قنات در سالهای پرباران حدود ۳ سنگ آبدهی داشت و آب آنها پس از آبیاری زمینها و باغهای آبادی جوادیه به تهران می‌رسید و در امامیه، در محل بیمارستان کنونی بوعلی (واقع در خیابان دماوند، در حوالی میدان امام حسین امروزی)، آفتابی می‌شده است ( اسامی دهات … ، ۱/ ۷۳؛ فرهنگ … ، ۱/ ۵۴؛ ستوده، ۱/ ۳۱۷). جوادیه در ۱۳۳۵ ش. دارای ۷۹ تن جمعیت، مشتمل بر ۴۷ مرد و ۳۲ زن بوده است ( گزارش گزارش مشروح حوزۀ سرشماری تهران، وزارت کشور، ۱۳۳۷ ش.، ۲). دهۀ ۱۳۴۰ ش، ضمیمۀ کلان‌شهر تهران شد. محلۀ تهران‌پارس دربخشی از زمینهای جوادیه برپا شده‌اند.

ارسال دیدگاه

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.