<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ناصرالدین شاه &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%A7%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 09 Feb 2025 09:45:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>ناصرالدین شاه &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>واژه های متروک</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%88/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%b1%d9%88%da%a9-13/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%88/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%b1%d9%88%da%a9-13/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jan 2024 14:04:43 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%b1%d9%88%da%a9-13/</guid>

					<description><![CDATA[واژه های متروک (13) در سلسله مطالب واژه‌های متروک تهران قدیم به کلمه دیگری برمی‌خوریم که دیگر در میان مردم کاربردی ندارد و آن دامن شلیته است. با کوچ شلیته‌پوشان و شلیته‌فروشان به دیار باقی نام آن هم نرم‌نرم دارد از حافظه‌ها پاک می‌شود. گو این که امروزه «شلیته» از واژگانی است که کهنه و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">واژه های متروک (13)</p>
<p dir="RTL">در سلسله مطالب واژه‌های متروک تهران قدیم به کلمه دیگری برمی‌خوریم که دیگر در میان مردم کاربردی ندارد و آن دامن شلیته است. با کوچ شلیته‌پوشان و شلیته‌فروشان به دیار باقی نام آن هم نرم‌نرم دارد از حافظه‌ها پاک می‌شود. گو این که امروزه «شلیته» از واژگانی است که کهنه و متروک شده و دیگر کسی آن را نمی‌شناسد و اگر بانویی نیز آن را بشناسد در این دنیای مد جرأت و رغبت پوشیدن آن را ندارد اما روزگاری ملکه‌های پرشمار ایران در حرمسرای ناصرالدین شاه اول شلیته‌پوش این دیار شدند، تا اندام حجیم‌شان در نظر شاه قجری دلربا‌تر جلوه کند و در پی آن بسیاری از زنان درباریان و رجال در آرزوی پوشیدن آن از شوق نوپوشی و رخ‌کشی میان هم‌طرازان مدت‌ها با سنت و شوی جنگیدند تا آنان را شکستند و با تداوم این جنگ و آن شکست که به تک‌تک خانه‌ها رفته بود سرانجام شلیته همه‌گیر شد و وجهه عام یافت.</p>
<p dir="RTL">اوضاع و احوال مردمان و نوع فرهنگ و اعتقادات آنان رنگ و نوع لباس‌شان را معین می‌کند و از سویی سرما و گرما و شرایط اقلیمی و عواملی دیگر از این دست تاثیر بسزایی در انتخاب لباس میان مردم هر اقلیم دارد. لباس هر قوم و ملتی نماد فرهنگ و طرز فکر آنان است که متاثر از آداب آیینی و رسوم آن ملت است. از این روست که در کشوری چون ایران که اقوام گوناگونی در آن می‌زیند در هر نقطه‌ای از آن لباس خاصی برتن ساکنانش دیده می‌شود.</p>
<p dir="RTL">تا اواسط دوره قاجار تغییری چشمگیر در نوع پوشش ایرانیان پدید نیامد و لباس آنان همان بود که نسل‌های پیش می‌پوشیدند اما از اواخر عهد ناصری رفته‌رفته رنگ‌پذیری پوشش درباریان و رجال از فرنگی‌ها که هر روز پدیده صنعتی نوظهوری را به کشور ما وارد می‌کردند احساس شد.</p>
<p dir="RTL">در این عصر اروپاییانی بیش از گذشته به ایران آمدند و جسته گریخته سفر‌های ایرانیان به روندی روبه رشد و مداوم تبدیل گشت. این عوامل و از آن‌ها مهمتر سفر ناصرالدین شاه به فرنگ، فرهنگ پوشش ایرانی‌ها را تحت تاثیر قرار داد و دست‌کم در محدوده دربار حرکت تاثیرپذیری شکل و شمایل لباس درباریان از فرنگی‌ها آغاز شد. اروپاییان که خود بر اثر تحولات انقلاب صنعتی دچار تغییر و باز نگری نوع حکومت و اندیشه‌های فلسفی جدید و به تبع آن تحولات گسترده در تمامی ابعاد زندگی شده بودند با تغییراتی فاحش در نوع پوشش و برخی رفتار‌های اجتماعی روبرو بودند، آنان بسیار علاقه به نمایاندن پوشش نو و تازه خود به دیگر اقوام و ترویج آن لباس‌ها میان ایشان داشتند زیرا بدین ترتیب هم بازار مصرف پارچه‌ها و کالاهای تولیدی خود را ایجاد می‌کردند و هم با الگو قرار دادن خود به عنوان ملتی دانا و موفق اهداف استعماری خود را بهتر پیش می‌بردند.</p>
<p dir="RTL">سفر ناصرالدین شاه تیر خلاصی بود به پیکر اندیشه استقامت و مقاومت در رنگ‌پذیری بی‌چون و چرای ایرانیان از فرنگی‌ها. شاه در بازگشت از اروپا با ایجاد تکیه دولت و بسیاری تقلید‌ها در پایتخت پیشرفت و ترقی مورد نظرش را به نمایش گذاشت. در همین راه شلیته که تقلیدی از دامن زنان اروپایی بود به زنان اندرونی تحمیل کرد. گو این که روند تغییر لباس ایرانی‌ها در آن زمان از دربار ناصری آغازید اما تا محو شدن کلاه نمدی آخرین نماد لباس سنتی از میان مردم کوچه و بازار و شیوع کلاه پهلوی در عصر پهلوی ادامه یافت.</p>
<p dir="RTL">تا پیش از رواج و شیوع کت و شلوار و دامن لباس‌های جدید لباس ایرانیان عبارت بود از:</p>
<p dir="RTL">آرخالق یا قبا، تنبان، پیراهن، ، کلاه، سرداری، کفش و &#8230; برای مردان و:</p>
<p dir="RTL">پیراهن، شلوار (پاچه تنگ)، چارقد، روبند، یل، شلیته، شمد یا چادر نماز، چادر و چاقجور و &#8230; برای زنان</p>
<p dir="RTL">در سفرنامه‌ ابراهیم‌بیک از وضع پوشش زنان پیش از مشروطیت چنین یاد شده:</p>
<p dir="RTL">«&#8230; در آن زمان زنان بی‌بند و بار شلیته می‌پوشیدند و موی سر را با چادر می‌پوشاندند اما در همان حال که جلو در خانه نشسته بودند میان پای آنان عریان بود.»</p>
<p dir="RTL">در آن برزخ فکری که حاصل برخورد تمدن شرق و غرب بود سال‌هایی قبل از آزادی خواهی ایرانیان نویسنده‌ سیاحتنامه‌ ابراهیم بیک با قیاس پوشش زنان اروپایی و ایرانی از حجاب خرده می‌گیرد و حجاب را از دلایل عقب‌ماندگی ایرانیان و مانع تجدد می‌پندارد.</p>
<p dir="RTL">در لغت‌نامه دهخدا «شلیته» چنین معنا شده است:</p>
<p dir="RTL">دامن چین‌دار که روی نظامی زنانه پوشند: شلیته قجری؛ نوعی از آن شلوار است. (یادداشت پروین گنابادی) . نوعی دامن کوتاه و گشاد و پرچین که در قدیم زنان روی شلوار می‌پوشیدند.</p>
<p dir="RTL">و مرحوم معین آورده:</p>
<p dir="RTL">شلیته: نوعی دامن کوتاه و گشاده و پرچین که در قدیم زنان روی شلوار می‌پوشیدند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%88/%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%aa%d8%b1%d9%88%da%a9-13/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعدام سربازان</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Sep 2022 01:01:03 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[اعدام سربازان &#8211; یک روز در بازگشت ناصرالدىن شاه از زیارت حضرت عبدالعظىم (ع)، سربازهایى که پرداخت حقوقشان ماه ها عقب افتاده بود، میخواستند عریضه اى به شاه تقدیم کنند، اما از طرف همراهان او، با ضرب و شتم پس رانده شدند. آنها نیز از شدت ناراحتى چند تکه سنگ به سوى نوکرهاى شاه پرتاب [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">اعدام سربازان &#8211; یک روز در بازگشت ناصرالدىن شاه از زیارت حضرت عبدالعظىم (ع)، سربازهایى که پرداخت حقوقشان ماه ها عقب افتاده بود، میخواستند عریضه اى به شاه تقدیم کنند، اما از طرف همراهان او، با ضرب و شتم پس رانده شدند. آنها نیز از شدت ناراحتى چند تکه سنگ به سوى نوکرهاى شاه پرتاب کردند. یکى از این سنگ ها به کالسکهٔ شاه خورد و اسب ها رمیدند. به دستور ناصرالدىن شاه، سربازان شاکى را که ده نفر بودند، با دستان بسته به شهر آوردند و همگى آنها را در حضور او، با طناب خفه کردند./ شیخ الاسلامى، افزایش نفوذ روس و انگلیس در ایران، 15.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زرین ملک</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%b2/%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%84%da%a9/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%b2/%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%84%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Mar 2021 00:29:03 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%84%da%a9/</guid>

					<description><![CDATA[زرین ملک &#8211; بنگرید به نقیب الممالک]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زرین ملک &#8211; بنگرید به نقیب الممالک</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%b2/%d8%b2%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%84%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>محمدعلی نقال</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%85/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%85/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Mar 2021 00:22:59 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d9%84/</guid>

					<description><![CDATA[محمدعلی نقال &#8211; بنگرید به نقیب الممالک]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>محمدعلی نقال &#8211; بنگرید به نقیب الممالک</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%85/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c-%d9%86%d9%82%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقیب الممالک</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%86/%d9%86%d9%82%db%8c%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%85%d8%a7%d9%84%da%a9/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%86/%d9%86%d9%82%db%8c%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%85%d8%a7%d9%84%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2021 07:50:57 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%86%d9%82%db%8c%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%85%d8%a7%d9%84%da%a9/</guid>

					<description><![CDATA[نقیب الممالکنقیب الممالک لقب محمد علی از نقالان عصر ناصرالدین شاه است. شاه قاجار او را برای نقل قصه و داستان گویی برگزید،و وظیفه ای بر او معین ساخت  تا هنگام استراحت بعد از ناهار و شب ها پیش از خواب به  داستان گویی(گاهی همراه با نواخته شدن کمانچه) بپردازد.ناصرالدین شاه بعد ها او را [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نقیب الممالک<br />نقیب الممالک لقب محمد علی از نقالان عصر ناصرالدین شاه است. شاه قاجار او را برای نقل قصه و داستان گویی برگزید،و وظیفه ای بر او معین ساخت  تا هنگام استراحت بعد از ناهار و شب ها پیش از خواب به  داستان گویی(گاهی همراه با نواخته شدن کمانچه) بپردازد.ناصرالدین شاه بعد ها او را ملقب به نقیب الممالک نمود.قصه های مشهور امیر ارسلان،ملک جمشید و زرین ملک از جمله داستان هایی بوده است که او در خلال این داستان گویی ها برای شاه قجر می گفته است.<br />داستان امیر ارسلان رومی از داستان های مشهور عامیانه زبان فارسی است که در آن ملک شاه رومی در جنگ با دشمنان کشته می شود و همسر او که باردار است با خواجه نعمان تاجر مصری ازدواج می کند و بعد از مدتی فرزندش از ملک شاه به دنیا می آید. مادر نام کودک را که پسری بسیار زیبا و شجاع بود، امیر ارسلان می گذارد امیر ارسلان که محبوب همه دل هاست سال ها بعدمی فهمدکه پدرش ملک شاه پادشاه روم بوده، بدان کشور لشکر می کشد تا تاج و تخت پدر را باز ستاند .امیر ارسلان در جریان لشکر کشی ، عکس فرخ لقا دختر پطرس خان فرنگی را می بیند و بدو دل می بازد و برای دست یابی به دلبر راهی فرنگ می شود . شاه فرنگ را  دو وزیر است به نام شمس وزیر و قمر وزیر که هر دو در رمل و اسطرلاب استاد اند .از این دو یکی همراه او و دیگری مخالف امیر ارسلان است .ماجرای داستان تلاش امیر ارسلان برای رسیدن به معبود است که بسیار او را دچار مشکل و گرفتاری ها می کند.<br />در سال ۱۳۳۹ خ. بود که محمدجعفر محجوب نسخه تصحیح شده و نهایی داستان را به طبع رساند. اثر به زبان آلمانی نیز ترجمه شده است.<br />دو داستان دیگر نقیب الممالک عبارتند از داستان‌های« ملک جمشید» و «زرین ملک».<br />دوست علی خان معیرالممالک نواده ناصرالدین شاه و خواهر زاده فخرالدوله در کتاب خود از داستانسرایی و قصه گویی شبانگاهان نقیب الممالک  برای شاه و نوشتن داستان امیر ارسلان هنگام بازگویی نقیب الممالک توسط فخرالدوله یاد کرده است/ یادداشت هایی از زندگی خصوصی ناصرالدین شاه،ص36.<br />مهدی بامداد می نویسد؛ نسخه خطی داستان زرین ملک از جمله قصه هایی که نقیب الممالک می گفته، نزد او بوده است/شرح حال رجال ایران،ج4،ص179.<br />«&#8230;در بیش تر مواقع نقیب الممالک که دارای بیانی شیرین بود و در فن داستان سرایی بی مانند،پشت در اتاق خواب شاه قصه می گفت به طوری که شاه بشنود.جواد خان قزوینی با کمانچه بسیار کوچک بعضی مواقع او را همراهی می کرد تا وقتی که شاه به خواب رود و آن وقتی بود که پس از ایستادن از قصه گویی و یا نوازندگی صدایی نمی آمد،بدین معنی است که مرخص هستند.»/جغرافیای تاریخی تهران ،ص222.<br />اعتمادالسلطنه در روز جمعه 18 رجب سنه 1292ق. از نقیب الممالک که ظاهرا از او خوشش نمی آمده،چنین یاد می کند:<br />«&#8230;بعد از ناهار نقیب نقال احضار شد.شش ساعت این مرد که مسلسل حرف زد و دروغ گفت.»/روزنامه خاطرات،ص15.<br />اعتمادالسلطنه، مرگ نقیب الممالک را در روز شنبه 17 ربیع الاول سنه 1300ق. نوشته است/روزنامه خاطرات،ص213.</p>
<p>«امیرارسلان رومی [ اَ اَ س َ ن ِ ] (اِخ ) قهرمان داستان عامیانه &#8230; که از داستانهای بسیار مشهور زبان فارسی است و از یک قرن باین طرف مورد توجه شدید عامه ٔ مردم بوده و همه جا خوانده می شده است و بارها نیز بطبع رسیده و بتازگی از روی آن فیلم تهیه کرده و نمایشنامه پرداخته اند. درباره ٔ گوینده و نویسنده ٔ این داستان اختلاف نظر است . بنا بدلایل زیر این داستان از تراوشهای فکری نقیب الممالک نقال ناصرالدین شاه است:<br /> 1. دوستعلی معیرالممالک که از مردان دوره ٔ ناصری است و اکنون زنده است در مجله ٔ یغما (سال 8 شماره ٔ 12 اسفند 1334 ش. ) در ضمن یادداشت های خود تصریح کرده که داستان امیرارسلان از تراوش های مخیله ٔ نقیب الممالک است که پسند خاطر ناصرالدین شاه افتاده بود و سالی یک بار هنگام خواب برای او تکرار می شد، و چون شب ها نقیب الممالک به داستانسرایی می نشست فخرالدوله (توران آغا دخترناصرالدین شاه همسر مهدی قلی خان مجدالدوله که زنی باسواد و اهل مطالعه و شاعر بوده و به سال 1309 ق. درگذشته است ) با لوازم نوشتن پشت در نیمه باز اطاق خواجه سرایان جا می گزید و گفته های نقال باشی (نقیب الممالک ) را می نوشت . این کار شاه را خوش آمده بود و اوقاتی که فخرالدوله در خانه ٔ خود بسر می برد امر می کرد که قصه های دیگر گفته شود تا فخرالدوله از نوشتن بازنماند.<br />2.امروز نواده های نقیب الممالک زنده اند و از آنان بکرات شنیده شده است که امیرارسلان مخلوق ذهن نقیب الممالک بوده است .<br />3. مقایسه ٔ کتاب ملک جمشید، طلسم آصف و حمام بلور (چ بنگاه فهم) نوشته ٔ نقیب الممالک با داستان امیرارسلان از نظر سبک نویسندگی و عبارت پردازی و توصیفات و تکیه کلام ها و اشعاری که به مناسبت به استشهاد آمده و اعلام کتاب معلوم می دارد که نویسنده ٔ هر دو کتاب یکی است . 4.بیش تر شعرهای امیرارسلان از قاآنی است و بسیاری از اشعار معروف و توصیفات زیبا و مشهور وی در این کتاب آمده است ، و این خود معلوم می دارد که داستان امیرارسلان در دوران شهرت قاآنی (درگذشته به سال 1274 ق. )پدید آمده است . داستان امیرارسلان از لحاظ تنوع صحنه ها و گوناگونی حوادث بر تمام داستان های عامیانه ٔ ایرانی برتری دارد، باآن که بسیاری از حوادث داستان روی گرده ٔ داستان های قدیم تر تنظیم و از آن ها تقلید شده (مانند عاشق شدن امیرارسلان به تصویر فرخ لقا)، اما گوینده ٔ داستان کوشیده است که حوادث را از یک نواختی همیشگی داستان های عامیانه خارج سازد. این خاصیت عمومی داستان های عامیانه ٔ فارسی است که می توان یکی از صحنه های آن را برداشت و به داستانی دیگر افزود بی آنکه در آن نقصی پدید آید و در آن ناسازی و عدم تناسبی به نظر برسد، اما صحنه های امیرارسلان طوری آراسته شده است که نمی توان با آن چنین کاری کرد. در داستان امیرارسلان عیاری و شیرین کاری پیادگان و شاطران و عیاران و خنجربازی و در کار آوردن داروی بیهوشی به دست عیاران مطلقاً وجود ندارد با این همه در امیرارسلان تکیه کلام ها و جمله پردازی های نقالان و قصه خوانان به فراوانی دیده می شود. (از مجله ٔ سخن دوره ٔ 11 شماره ٔ 8 و 9 و 10 و 11 آذر و دی و بهمن و اسفند 1339 ش. . مقالات محمدجعفر محجوب ). /لغتنامه دهخدا.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%86/%d9%86%d9%82%db%8c%d8%a8-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%85%d8%a7%d9%84%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لبو</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%84/%d9%84%d8%a8%d9%88/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%84/%d9%84%d8%a8%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Mar 2021 01:26:02 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%84%d8%a8%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[لبو – لبویی یا لبو فروشی از مشاغل دوره گرد تهران قدیم بود که به ویژه در زمستان بسیار فراوان می شد. نحوه پختن آن حرفه ای و به صورت بخار پز بود تا رنگ و مزه چغندر از دست نرود. به دلیل ارزانی، لبو مورد استفاده خاص و عام بود. «&#8230; کالا‌ها را به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">لبو – لبویی یا لبو فروشی از مشاغل دوره گرد تهران قدیم بود که به ویژه در زمستان بسیار فراوان می شد. نحوه پختن آن حرفه ای و به صورت بخار پز بود تا رنگ و مزه چغندر از دست نرود. به دلیل ارزانی، لبو مورد استفاده خاص و عام بود.</p>
<p dir="RTL">«&#8230; کالا‌ها را به شهر می‌آوردند و در محل‌هایی پاتوغ می‌کردند یا در محله‌ها می‌گشتند و اجناسشان را عرضه می‌کردند. لبویی، دوغی، گردویی، چاغاله (چغاله) ‌بادامی، شورْباقالی‌ فروش، عدسی‌فروش و مانند آن‌ها از زمره این پیشه‌وران بودند.»/ شهری، جعفر، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم، ج۶، ۸۵-۹۱ و۱۰۱ و۱۰۵ ،۱۳۶۸ش.</p>
<p dir="RTL">لبو همان کباب پخته‌ شده است که با انار مخلوط شده است. در زبان آشور و بابل چغندر را لپتو می‌خوانده‌اند و در آرامی لپتا و لیپتا می‌نامیده‌اند و بعید نیست که اصل لبوی فارسی همین باشد./ لغت نامه دهخدا، به نقل از مجله یغما شماره اول سال سوم، مقاله پورداوود.</p>
<p dir="RTL">ساکارز در برگ‌های بزرگ چغندر در هنگام روز ساخته‌می‌شود و شب به ریشه می‌رود در آنجا ذخیره می‌گردد و طبقه‌های ریشه کلفت می‌گردد. رنگ ریشه‌های چغندر ممکن است زرد یا سفید یا سرخ تیره باشد./ گیاه‌شناسی گل گلاب ، ۲۷۴</p>
<p dir="RTL">چُغُندَر (چگندر، چندر) از خانوادۀ اسفناجیان، دارای ریشۀ غده‌ای و قندی و برگ‌ درشت و پهن است. چغندر خواص فراوان خوراکی و دارویی دارد.</p>
<p dir="RTL">دکتر پولاک طبیب ناصرالدین شاه برای نخستین بار در سال 1274 ق. تخم چغندر قند را به ایران آورد و در مقام ترویج و کشت آن بر آمد./ وقایع اتفاقیه، ش74.</p>
<p dir="RTL"> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%84/%d9%84%d8%a8%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شترقربانی</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%b4/%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%b4/%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Mar 2021 14:15:17 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[شترقربانی &#8211; سنتی آیینی &#8211; مذهبی بود که در تهران قدیم در دوره قاجاریه انجام می شد. اوج این مراسم مربوط به عصر ناصری است که در میدان توپخانه با تشریفات هرچه تمام تر اجرا می گردید و تا دوره رضا شاه ادامه یافت و با مخالفت وی این رسم برافتاد. مراسم شترقربانی یا به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">شترقربانی &#8211; سنتی آیینی &#8211; مذهبی بود که در تهران قدیم در دوره قاجاریه انجام می شد. اوج این مراسم مربوط به عصر ناصری است که در میدان توپخانه با تشریفات هرچه تمام تر اجرا می گردید و تا دوره رضا شاه ادامه یافت و با مخالفت وی این رسم برافتاد. مراسم شترقربانی یا به اصطلاح تهرانی ها شترقربونی در روز عید قربان و با تشریفاتی خاص و جالب توجه برگزار می شد. در روز نهم ذی الحجه، شتری نر و درشت استخوان را بسیار زیبا با شال و زنگوله و زیور می آراستند و پیکرش را ریسه می آویختند و زینت می بستند. دست و پایش را حنا می گرفتند و با هلهله و شور و نشاط از اصطبل خیابان علاءالدوله به میدان توپخانه می آوردند. موزیکانچیان قشون هم متشکل از شیپورچی، طبل زنان و سرنازن این جمع را همراهی می کردند. از جار و جنجال مردم بی عار و بی کار غوغایی بپا می شد. سوار شتر شاهی بود که تا پایان مراسم پادشاهی اش دوام داشت. این سمت« شاه شتر قربانی» موقت را مردی کارکشته با آرایشی خاص پادشاه« کلاه نیم تاجدار، شمشیر مرصع، حمایل، قمه، درجه و نشان» برعهده داشت. شتر را با نیزه از پای درمی آوردند و گوشت قربانی را پاره پاره می کردند و به هر یک از صنوف سهمی می دادند.</p>
<p dir="RTL">در لغتنامه دهخدا شترقربانی یا شترقربونی (در تداول مردم تهران ) چنین معنا شده است: نحر کردن شتری از طرف دولت در عید گوسفندکشان در قربانگاه . (یادداشت مؤلف ). نحر کردن شتری در عید قربان پس از آراستن ودر کوچه و بازار پایتخت گرداندن . قربانی یک شتر در روز عید قربان طبق تشریفات خاص و این امر تا اوایل سلطنت رضاشاه پهلوی معمول بود. (فرهنگ فارسی معین ).</p>
<p dir="RTL">&#8211; عید شترقربانی ؛ عید اضحی . عید قربان . عید گوسفندکشان . روز دهم عرفه پس از اداء مراسم قربانی کردن یک شتر. (از یادداشت مؤلف ).</p>
<p dir="RTL"> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%b4/%d8%b4%d8%aa%d8%b1%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خیابان مجمع الصنایع</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%ae/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%ae/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Mar 2021 02:35:12 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9/</guid>

					<description><![CDATA[خیابان مجمع الصنایع &#8211; به دستور ناصرالدین شاه تمام اهل حرفه و صنعت را در ساختمان مجمع‌الصنایع در خیابان باب همایون گرد آوردند و در حجره‌های متعدد آن سکنا دادند و هر حجره را به صنعتگری اختصاص دادند تا به کار صنعت بپردازد.»(ذکاء، تاریخچه ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران، ج۱، ۳۴۳-۳۴۴ و ۳۴۷ ) شمار استادان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">خیابان مجمع الصنایع &#8211; به دستور ناصرالدین شاه تمام اهل حرفه و صنعت را در ساختمان مجمع‌الصنایع در خیابان باب همایون گرد آوردند و در حجره‌های متعدد آن سکنا دادند و هر حجره را به صنعتگری اختصاص دادند تا به کار صنعت بپردازد.»(ذکاء، تاریخچه ساختمان‌های ارگ سلطنتی تهران، ج۱، ۳۴۳-۳۴۴ و ۳۴۷ ) شمار استادان و شاگردان مجمع‌الصنایع در ۱۴ محرم ۱۲۶۹، ۴۵ استاد و ۱۴۴ شاگرد بوده است.(همان) بعدها تعداد صنف ها افزایش یافت و تجمعشان به خیابان های دیگر کشیده شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%ae/%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازار علاقه بندها</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Feb 2021 13:44:34 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[ بازار علاقه‏بندها &#8211; از بازارهاى محله بازار بود كه در سال 1269 ق. اوايل سلطنت ناصرالدين شاه داراى 23 باب دكان بود كه به علاقه بندى و بزازى و غيره اشتغال داشتند. / آمار دارالخلافه تهران، ص 323 ! كارخانه علاقه بند.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"><strong> بازار علاقه‏بندها</strong> &#8211; از بازارهاى محله بازار بود كه در سال 1269 ق. اوايل سلطنت ناصرالدين شاه داراى 23 باب دكان بود كه به علاقه بندى و بزازى و غيره اشتغال داشتند. / <strong><em>آمار دارالخلافه تهران، </em></strong><strong>ص 323 </strong>!<strong> كارخانه علاقه بند. </strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایوان كریم‌‌خانى</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%83%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%89/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%83%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%89/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2017 15:47:37 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%83%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%89/</guid>

					<description><![CDATA[در سبب نام‌‌گذارى ایوان به نام كریم‌‌خان زند دو روایت وجود دارد: یكى به سبب این‌‌كه اساس بناى آن در زمان كریم‌‌خان نهاده شده و دیگر به علت ستم و عمل ناجوانمردانه‌‌اى كه آغامحمد خان قاجار در این محل با استخوان‌‌هاى پوسیده كریم خان روا داشته بود.  در ابتدا، راه عبور از اندرون و باغ [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در سبب نام‌‌گذارى ایوان به نام كریم‌‌خان زند دو روایت وجود دارد: یكى به سبب این‌‌كه اساس بناى آن در زمان كریم‌‌خان نهاده شده و دیگر به علت ستم و عمل ناجوانمردانه‌‌اى كه آغامحمد خان قاجار در این محل با استخوان‌‌هاى پوسیده كریم خان روا داشته بود.</p>
<p dir="RTL"> در ابتدا، راه عبور از اندرون و باغ گلستان و دیوان‌‌خانه از این محل بود و بعداً به انبارهاى سلطنتى تبدیل شد. در زمان ناصرالدین شاه به محوطه كوچكى تبدیل شد كه به آن حیاط كریم‌‌خانى مى‌‌گفتند و به علت صفا و آرامشى كه داشت شاه غالباً به آن گوشه دنج مى‌‌رفت. در سال 1304 خ. رضاشاه به همراه وزیر دربار و بزرگان قوم زند، استخوان‌‌هاى كریم خان را از زیر خاك درآورد و به شیراز برگرداند <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 210.</strong></p>
<p dir="RTL"> از آثار دیدنى این محل، سنگ قبر ناصرالدین شاه است كه پیكر شاه بر روى آن حجارى شده است. <strong><em>/ هویت شهر تهران، ص 243 </em></strong>! <strong><em>خلوت كریم‌‌خانى.</em></strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%83%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
