<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>میرزا تقی خان امیركبیر &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7-%D8%AA%D9%82%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%83%D8%A8%DB%8C%D8%B1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Mar 2017 15:50:43 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>میرزا تقی خان امیركبیر &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>اردوى شاه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%89-%d8%b4%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%89-%d8%b4%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Mar 2017 15:50:43 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%89-%d8%b4%d8%a7%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[پادشاهان كه عازم شهر و مقصدى مى‌‌شدند همراهانشان اردویى را تشكیل مى‌‌دادند با نام اردوى شاه.  در سفرنامه‌‌ها و كتب تاریخى برجا مانده از دوران قاجاریه، شرح سفر اردوهاى شاه و عواقب مصیبت بار آن براى ساكنین مسیر حركت را به فراوانى مى‌‌توان یافت.  بنابر نوشته دوستعلى معیرالممالك در كتاب زندگى خصوصى ناصرالدین شاه اردوى [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">پادشاهان كه عازم شهر و مقصدى مى‌‌شدند همراهانشان اردویى را تشكیل مى‌‌دادند با نام اردوى شاه.</p>
<p dir="RTL"> در سفرنامه‌‌ها و كتب تاریخى برجا مانده از دوران قاجاریه، شرح سفر اردوهاى شاه و عواقب مصیبت بار آن براى ساكنین مسیر حركت را به فراوانى مى‌‌توان یافت.</p>
<p dir="RTL"> بنابر نوشته دوستعلى معیرالممالك در كتاب زندگى خصوصى ناصرالدین شاه اردوى شاه در سفر ناصرالدین شاه به عراق عجم بالغ بر نه هزار نفر بود. ولى تعداد دقیق‌‌تر همراهان را دكتر فووریه، طبیب مخصوص شاه، در كتاب سه سال در دربار ایران ده هزار نفر با چهار هزار اسب عنوان كرده كه علاوه بر این 250 نفر زن از نسوان حرم را نیز كه بر حیوانات باركش سوار بودند باید بدان افزود.</p>
<p dir="RTL"> اعتمادالسلطنه راجع به  اردوى مزبور كه از تهران به كهریزك رسیده مى‌‌نویسد: «.. با این‌‌كه نزدیك شهر هستیم قحطى در اردو به درجه‌‌اى است كه براى احدى نان پیدا نمى‌‌شود. با این‌‌كه 170 خروار گندم از انبار داده شده و میرزا عیسى‌‌خان وزیر تهران براى هر تنورى سیصد تومان نقد داده، پول‌‌ها را خورده گندم‌‌ها را فروخته‌‌اند&#8230;» <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه</em></strong><strong>، ص 928.</strong></p>
<p dir="RTL"> «اردو مركب از هشت هزار نفر جمعیت است&#8230;» <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، </em></strong><strong>ص 9.</strong></p>
<p dir="RTL"> «&#8230; پنج روز در محلات اقامت كردیم، چادرهاى ما را در اطراف باغ‌‌هاى خرم پراكنده از یكدیگر زده بودند، ولى چون روى زراعت مردم كه هنوز محصول خود را برنداشته بودند منزل كرده بودیم، به این بیچاره‌‌ها صدمه بسیار وارد آمد.» <strong><em>/ سه سال در دربار ایران</em></strong><strong>، ص 263.</strong></p>
<p dir="RTL"> «&#8230; در آشتیان&#8230; چادر مرا در میان جالیز خربزه زده بودند&#8230;» <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه</em></strong><strong>، ص 946<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> این بود گوشه‌‌هایى مكتوب از رفتار اردوى همایونى با مردم روستاهاى سر راه كه هجوم ملخ به مزارع را تداعى مى‌‌كند. ولى در شهرها هم همین وضع به شكل دیگرى وجود داشته است: «در كمتر شهر بزرگى بود كه پس از مدتى اقامت آه و ناله تجارى را كه چیزى به شاه فروخته و نفروخته بوده، بى‌‌آن‌‌كه شاه خواسته باشد متاعى پیش او فرستاده بودند نشنیده باشم». <strong><em>/ سه سال در دربار ایران، </em></strong><strong>ص 252<em>؛ سفرنامه عراق عجم</em>، مقدمه، ص هفت.</strong></p>
<p dir="RTL"> شایان توجه است، در آن دوران گاه سفر اردو چنان طولانى مى‌‌شد كه در همان اردوى شاه سكه ضرب مى‌‌گردید و بر آن‌‌ها عبارت اردوى شاهى و یا مباركه، ركاب و یا جلو حك مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> در گذشته برخى از شهرها داراى ضرابخانه بودند كه وقتى سكه‌‌اى در آن ضرابخانه ضرب مى‌‌گردد نام آن شهر را كه محل ضرب سكه بود بر سكه‌‌ها حك مى‌‌نمودند. <strong><em>/ تاریخ سكه (در دوران قاجاریه</em></strong><strong>)، ص 36.</strong></p>
<p dir="RTL"> در عصر قاجاریه فقط در دوره‌‌اى كوتاه ملت ایران شاهد دگرگونى در وضع كشور بودند و آن هم اوایل حكومت ناصرالدین شاه یعنى دوران صدرات میرزا تقى خان، امیركبیر بود. او در سفر اردوى شاه هرگز به احدى اجازه نمى‌‌داد به حریم كسى، روستایى و شهرى، تجاوز كند:</p>
<p dir="RTL"> «.. روز پنج‌‌شنبه غره ماه اردوى شاهنشاهى به جانب قزوین حركت كرده، روز سیم را در كرج در منزل سلیمانیه، به جهت خوبى فضا و نزهت مكان اتراق نموده&#8230; و نظم حركت جمعیت ملتزم ركاب همایون به طورى است كه كسى قدرت ندارد كه به یك برگ زراعت و محصول كسى دست بزند، چنانچه در منزل كرج دو مال تازه مى‌‌خواستند داخل زراعتى بشوند گرفته آورده و صاحب مال‌‌ها را تنبیهى بسزا كردند. سایرین از این ملاحظه با كمال نظم راه مى‌‌روند و كسى را یارا و قدرت بى‌‌نظمى نیست.» <strong><em>/ روزنامه وقایع اتفاقیه</em></strong><strong>، جمعه چهاردهم شهر رجب المرجب 1267 ق.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%89-%d8%b4%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آبدارخانه شاهی</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Jan 2017 08:58:03 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[آبدارخانه یكی‌ از دستگاه‌های‌ مهم سلطنتی‌ دارالخلافه ناصری‌ بود. در این آبدارخانه مواد اولیه از قبیل قند و شكر، آب لیمو و انواع آجیل و اقسام ادویه مانند: زیره، بادیان، هل، زعفران و غیره و انواع گوشت گوسفند، حتی‌ شكار همچون كبك و تیهو، اعم از زنده یا كشته و همین‌طور میوه‌های‌ مختلف و سایر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">آبدارخانه یكی‌ از دستگاه‌های‌ مهم سلطنتی‌ دارالخلافه ناصری‌ بود. در این آبدارخانه مواد اولیه از قبیل قند و شكر، آب لیمو و انواع آجیل و اقسام ادویه مانند: زیره، بادیان، هل، زعفران و غیره و انواع گوشت گوسفند، حتی‌ شكار همچون كبك و تیهو، اعم از زنده یا كشته و همین‌طور میوه‌های‌ مختلف و سایر خوراكی‌‌ها همواره مهیا بود. ماهرترین آشپز و كباب‌پز و شیرینی‌‌پز حاضر بودند كه هرچه شاه بخواهد فوراً آماده سازند. <strong><em>/ تهران عهد ناصری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong>، ص 175.</strong></p>
<p dir="RTL"> آبدارخانه شاهی‌ دردوران قاجاریه ارج و قرب فراوانی‌ داشت تا آن‌جا كه شاید بتوان گفت منزلتی‌ بیش ازوزارت! یكی‌ از افرادی‌ كه خود و خانواده‌اش از امتیاز این شغل و تفكر و توجه شاهان قاجار به خصوص ناصرالدین شاه كه نسبت به آبدارخانه داشت و نهایت استفاده را برد، میرزا ابراهیم خان (امین السلطان بعدی‌ و پدر امین السلطان ثانی‌ یا اتابك اعظم)، ملقب به آبدارباشی‌، پسر زال بیك ارمنی‌، از اُسرای‌ تفلیس بود.</p>
<p dir="RTL"> شخص دیگِر متصدی‌ این شغل امین حضرت است. احتشام السلطنه در سفر ناصرالدین شاه به فرنگ همراه وی‌ بوده و راجع به امین حضرت مطلبی‌ دارد كه بیان آن در شناخت او و اهمیت این شغل، مفید خواهد بود. احتشام السلطنه می‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «دیدم اعلیحضرت به اندازه‌ای‌ خُلق مباركشان تنگ شده كه بدون ملاحظه وتوجه به حضور مهمان‌دارها، قدری‌ به بنده تغّیر فرمودند&#8230; كه چرا آلمان آمدیم؟ چه غلطی‌ بود كردیم؟&#8230; سرانجام امر فرمودند برو هر طوری‌ هست امین حضرت و موثق الملك را بیاور&#8230; وارد هتل شدم &#8230; به طبقه بالا كه محل اقامت حضرات بود، رفتم. امر همایونی‌ را به امین حضرت و موثق‌الملك ابلاغ كردم. امین حضرت جواب داد: «شاه گُه خورد و به فلان &#8230; خندید كه آلمان آمد!&#8230;» <strong><em>/ خاطرات احتشام السلطنه، </em></strong><strong>ص 482.</strong></p>
<p dir="RTL"> در بیان اهمیت آبدار خانه قاجاریان باید به ماشین دودی‌ هم اشاره كرد كه هنگام تأسیس آن بلافاصله بعد از لكوموتیو، واگن شاهی‌ بسته شده بود كه حدود ده مترطول داشت و به سه بخش تقسیم می‌‌شد. بخش اول آبدارخانه شاهی‌ با دو متر طول كه به تهیه وسایل پذیرایی‌ نظیر چای‌، غلیان و غذا برای‌ شاه و همراهان وی‌ اختصاص داشت تا نكند در طول سفر از تهران تا شاه عبدالعظیم ایشان گرسنه و تشنه بمانند.</p>
<p dir="RTL"> در عصر قاجاریه در عمارات سلطنتی‌ آبدارخانه اهمیت زیادی‌ داشت وبخش مهمی‌ از كاخ‌ها را تشكیل می‌‌داد. ساختمان آبدارخانه قصِر سلطنت آباد ازطراحی‌ و وسعت قابل توجهی‌ در میان دیگر قصرهای‌ قاجاری‌ برخوردار بود.</p>
<p dir="RTL"> می‌‌گویند در موقع احداث مسجد شیخ عبدالحسین از ماترك میراث میرزا تقی‌ خان امیركبیر در بازار تهران ازنظر پیاده كردن طرح معماری‌ آن، دچار كمبود زمین می‌‌شوند و به همین سبب از علیقلی‌ میرزا اعتضادالسلطنه كه در پشت مسجد، خانه داشت خواستند زمین خود را به مسجد ببخشد. او نیز این قطعه زمین كه آبدارخانه و میخانه شاهزاده بوده است به مسجد واگذار می‌‌كند و به این ترتیب میخانه خراب و محراب ساخته می‌‌شود كه دراین باره گفته‌اند:</p>
<p dir="RTL"> ببیـن شـرافـت میخانه مـرا ای‌ شیـخ!</p>
<p dir="RTL"> كه چون خراب شود، خانه خدا گردد</p>
<p dir="RTL"> برخی‌ نیز گفته‌اند شخص اعتضادالسلطنه در پاسخ به درخواست شیخ عبدالحسین برای‌ در اختیار گرفتن زمین مزبور خود در نامه‌ای‌ ضمن اعلام موافقت می‌‌نویسد: «ببین تو حرمت میخانه مرا ای‌ شیخ &#8230;»<br /> <strong><em>/ تهران به روایت تاریخ، </em></strong><strong>ج 2، ص 686.</strong></p>
<p dir="RTL"> اعتمادالسطنه از آبدارخانه چنین یاد كرده است: «خدمت شاه رسیدم. اتاق آبدارخانه ناهار صرف می‌‌فرمودند. در طاقچه، كتابچه تنباكو، تألیف خودم را دیدم. افسوس خوردم كه چهارماه زحمت كشیدم كتابچه نوشته و الحال به موجب فرمان بی‌‌شرط به امین‌السلطان داده شد&#8230; .» <strong><em>/ خلسه، </em></strong><strong>ص271.</strong></p>
<p dir="RTL"> كمپفر<a name="_ftnref1" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftn1" title="">[1]</a> آلمانی‌ درقرن هفدهم به ایران آمد او از آبدارخانه صفویان می‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «در آبدارخانه آب آشامیدنی‌ در كوزه‌های‌ سفالین سر به مُهر نگهداری‌ می‌‌شود. به محض این‌كه شاه آب بخواهد آبدارباشی‌ دقت تمام می‌‌كند كه مُهر سر كوزه دست نخورده باشد، پس از مصرف آب در كوزه ناتمام را مُهر می‌‌كند تا هیچ امكان این نباشد كه آن را به زهر آلوده سازند. به همین دلیل كسانی‌ كه كاملاً مورد امتحان قرار گرفته باشند به سمت آبدارباشی‌ منصوب می‌‌دارند<strong><em>. / سفرنامه.</em></strong></p>
<div></p>
<hr width="33%" size="1" />
<div id="ftn1">
<p><a name="_ftn1" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftnref1" title=""></a>1. Kaempfer</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%a8%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d8%a7%d9%87%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
