<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>فتحعلی شاه &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D9%81%D8%AA%D8%AD%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 04 Apr 2021 08:27:14 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.1</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>فتحعلی شاه &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>حرم سرا</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%ad/%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a7/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%ad/%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 04 Apr 2021 08:27:14 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[حرم سرا &#8211; گاسپار دروویل در سفرنامه خویش درباره خانه‌های اعیانی زمان فتحعلی‌شاه آورده است که در شهرها خانه‌ها با دیوارهای بالنسبه بلندی محصور شده‌اند، چنان‌که نمای آن‌ها کاملاً مخفی می‌ماند. ساختمان‌ها همیشه دور از کوچه‌ها و در انتهای حیاط‌های بزرگی بنا می‌شوند. خانه‌ها به اسلوب زیبایی ساخته شده‌اند و تقسیم‌بندی قسمت‌های مختلف آن تا [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">حرم سرا &#8211; گاسپار دروویل در سفرنامه خویش درباره خانه‌های اعیانی زمان فتحعلی‌شاه آورده است که در شهرها خانه‌ها با دیوارهای بالنسبه بلندی محصور شده‌اند، چنان‌که نمای آن‌ها کاملاً مخفی می‌ماند. ساختمان‌ها همیشه دور از کوچه‌ها و در انتهای حیاط‌های بزرگی بنا می‌شوند. خانه‌ها به اسلوب زیبایی ساخته شده‌اند و تقسیم‌بندی قسمت‌های مختلف آن تا اندازه‌ای منظم است. خانه‌ها دارای اتاق‌های متعدد است و در تالار وسیعی که به دیوان‌خانه معروف است، صاحب خانه هر روز مراجعان را می‌پذیرد. دیوان‌خانه میان یک حیاط و یک باغ و غالباً میان دو باغ قرار دارد. در هر دو سمت پنجره‌های بزرگی که بلندی آن به سقف می‌رسد، وجود دارد که هنرمندانه از قطعات کوچک چوب به اشکال تزیینی ساخته شده است. نجبا و ثروتمندان این پنجره‌ها را با شیشه‌های الوان تزیین می‌کنند، اما مردمان عادی معمولاً از کاغذ روغنی (که از نفوذ هوای سرد جلوگیری می‌کند) استفاده می‌نمایند. ایرانی‌ها به آب علاقه بسیاری دارند و از این‌رو کمتر خانه‌ای می‌توان یافت که جلو پنجره‌هایش حوض بزرگی از مرمر سفید یا سنگ رخام نباشد. در وسط این حوض‌ها فواره‌های بسیار زیبایی وجود دارد. خانه‌ها شامل قسمت‌های دیگری نیز هست و آن اتاق‌هایی است که با سقف‌های کم و بیش بلند به صورت منظمی در طبقه بالا بنا شده و نام آن بالاخانه است. در این خانه‌ها زیرزمین‌هایی با سقف‌هایی به شکل طاق وجود دارد که اتاق‌های بالا را از آسیب رطوبت محفوظ می‌دارد و در آنجا هیزم و وسایل ییلاقی را نگاهداری می‌نمایند. در حیاط چندین بنای جنبی نیز به چشم می‌خورد. در یک طرف اتاق‌هایی برای غریبه‌های متوسط الحال و درویشان در نظر گرفته شده و در سمت دیگر طویله و انبارهای کاه و جو و لانه برای سگ‌های شکاری ساخته شده است. ساختمان حرم‌سراها معمولاً شبیه دیوان‌خانه، منت‌ها با وسعت بیش‌تر و اتاق‌های بیشتری است. در این قسمت نیز چندین بنای کوچک وجود دارد که از ساختمان اصلی مجزا ست. آشپزخانه‌ها، حمام‌ها و جز این‌ها در این قسمت واقع‌اند. تالار بزرگ حرم‌سراها اختصاص به رئیس خانواده دارد و در آن غذا می‌خورد و غالباً می‌خـوابد و ضمناً محـل تجمع همه زن‌هایـش نیـز هست./ دروویل، سفر در ایران، ج۱، ۷۲-۷۴، ۱۳۶۷ش.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%ad/%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حاکم تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%ad/%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%ad/%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Mar 2021 21:40:56 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[حاکم تهران &#8211; شاهزاده حسنعلی میرزا( ۱۲۷۱ ق &#8211; ۱۲۰۴ ق/ ۱۷۸۹) ملقب به شجاع‌السلطنه فرزند فتحعلی‌شاه قاجار و بدر جهان خانم نخستین همسر عقدی فتحعلی شاه و دختر محمدجعفرخان عرب و نوه قادر خان عرب عامری (حاکم بسطام) بود. او در پانزده سالگی از سوی پدر به حکومت تهران رسید. بعد از مرگ پدر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">حاکم تهران &#8211; شاهزاده حسنعلی میرزا( ۱۲۷۱ ق &#8211; ۱۲۰۴ ق/ ۱۷۸۹) ملقب به شجاع‌السلطنه فرزند فتحعلی‌شاه قاجار و بدر جهان خانم نخستین همسر عقدی فتحعلی شاه و دختر محمدجعفرخان عرب و نوه قادر خان عرب عامری (حاکم بسطام) بود. او در پانزده سالگی از سوی پدر به حکومت تهران رسید. بعد از مرگ پدر در زمان محمدشاه کور و سالها زندانی شد. زمان سلطنت ناصرالدین شاه عفو شد و در تهران اقامت یافت.( عضدالدوله، ۱۹۱-۱۹۲) وی ادیب و دوستدار دانش بود و شعر می‌سرود و «شکسته» تخلص می‌کرد.(همان) چند فرزند او نیز شعر می سرودند. بنگرید به شجاع السلطنه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%ad/%d8%ad%d8%a7%da%a9%d9%85-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ظالمی شقی</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%b8/%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%82%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%b8/%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%82%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2021 13:19:39 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%82%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[ظالمی شقی – این عبارت را قاآنی در قصیده ای در مدح امیر کبیر به کار برده است. میرزا حبیب‌الله شیرازی شاعر دربار فتحعلی شاه بود. او تا عصر ناصری زیست و برای شاه و درباریان مدح ها گفت و شعرها سرود. تخلصش قاآنی و لقب محمدشاهی اش «حسان‌العجم» است. پس از مرگ محمدشاه و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">ظالمی شقی – این عبارت را قاآنی در قصیده ای در مدح امیر کبیر به کار برده است. میرزا حبیب‌الله شیرازی شاعر دربار فتحعلی شاه بود. او تا عصر ناصری زیست و برای شاه و درباریان مدح ها گفت و شعرها سرود. تخلصش قاآنی و لقب محمدشاهی اش «حسان‌العجم» است. پس از مرگ محمدشاه و عزل از صدارت میرزا آقاسی در وصف امیرکبیر چنین سرود:</p>
<p dir="RTL">به جای ظالمی شقی، نشسته عادلی تقی &#8211; که مؤمنان متقی‌، کنند افتخارها</p>
<p dir="RTL">امیر از اینکه او راعادلی تقی و میرزا آقاسی را ظالم شقی خواند، خوش نیامد. زیرا پیشتر حاجی میرزا آقاسی را مداحانه « قلب‌ گیتی، انسان کامل‌ و خواجه دو جهان» توصیف کرده بود.</p>
<p dir="RTL">امیر کبیر که مصلحت مردم ملاک صدارتش بود، مقرری شاعر تملق گو را که سودی برای کشور نداشت، قطع کرد. اعتضادالسلطنه وساطت کرد. امیر نمی پذیرفت تا آنکه دانست قاآنی بر زبان فرانسه مسلط است. بنابراین وی را مامور کرد، تا کتابی را در زمینه فلاحت (کشاورزی) از فرانسه به فارسی برگرداند و آنگاه مستحق دریافت مقرری شد، ولی شاعر درباری دست از عادت بر نداشت. با عزل امیر وی را «خصم خانگی‌ و اهرمن‌خو و بدگوهر» خواند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%b8/%d8%b8%d8%a7%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%b4%d9%82%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولین امام جمعه تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 16:10:55 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[در سال 1236 ق. به فرمان فتحعلى شاه قاجار، میر محمد مهدى معمم اصفهانى فرزند سیدمرتضى صدرالعلماء به تهران آمد و براى نخستین بار به سمت امام جمعه تهران برگزیده شد. !رجوع کنید به امام جمعه.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در سال 1236 ق. به فرمان فتحعلى شاه قاجار، میر محمد مهدى معمم اصفهانى فرزند سیدمرتضى صدرالعلماء به تهران آمد و براى نخستین بار به سمت امام جمعه تهران برگزیده شد. !رجوع کنید به امام جمعه.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انجمن خاقان</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 12:06:56 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[انجمنى است ادبى كه از فضلا و ادباى زمان فتحعلى شاه و به فرمان او تشكیل یافت و قرار شد كه تذكره‌‌اى نیز در شرح حال دانشمندان و شاعران دربار تألیف گردد. این تذكره را ابتدا احمد بیگ كرجى آغاز كرد، عمرش كفایت نكرد و سرانجام «تذكره انجمن خاقان« را فاضل خان گروسى كه خود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">انجمنى است ادبى كه از فضلا و ادباى زمان فتحعلى شاه و به فرمان او تشكیل یافت و قرار شد كه تذكره‌‌اى نیز در شرح حال دانشمندان و شاعران دربار تألیف گردد. این تذكره را ابتدا احمد بیگ كرجى آغاز كرد، عمرش كفایت نكرد و سرانجام «تذكره انجمن خاقان« را فاضل خان گروسى كه خود عضو انجمن بود تمام كرد. تنها نسخه این كتاب كه تاریخ 1227 ق. را دارد در كتابخانه برلین مظبوط است. سرآمد شاعران انجمن خاقان (فتحعلى خان) صبا، (میرزا عبدالوهاب) نشاط و (سیدحسین طباطبایى) مجمر هستند.</p>
<p dir="RTL"> «بدین قرار، صدها شاعر قصیده‌‌گو و غزلسرا، كه محور همه آن‌‌ها ملك الشعراى صبا بود، به امید نزدیك شدن به مركز قدرت و گرفتن صله و جایزه و كسب نام (بهترین شعر) و ربودن قلب ملك الشعرایى، از هر سو در پیرامون شاه، شاعر و شعرشناس گرد آمدند و انجمنى به نام انجمن خاقان تشكیل دادند و در ستایش دست بخشنده ممدوح بزرگ و ولیعهد جوان و وطن‌‌پرست او، عباس میرزا نایب‌‌السلطنه&#8230; سخن دادند&#8230;» <strong><em>/ از صبا تا نیما</em></strong><strong>، ص 15.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%82%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امیر قاسم خان (قاسم)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 16:54:44 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[امیر قاسم خان قوانلو قاجار داماد فتحعلى شاه (شوهر بیگم جان دختر دوم فتحعلى شاه) و پدر مهد علیا مادر ناصرالدین شاه یعنى ملك جهان خانم ملقب به مهد علیا. آب انبار در بین راه تهران و شهر رى و مسجد و مدرسه مادر شاه سمت جنوب غربى در آخر خیابان باب همایون تهران از [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">امیر قاسم خان قوانلو قاجار داماد فتحعلى شاه (شوهر بیگم جان دختر دوم فتحعلى شاه) و پدر مهد علیا مادر ناصرالدین شاه یعنى ملك جهان خانم ملقب به مهد علیا. آب انبار در بین راه تهران و شهر رى و مسجد و مدرسه مادر شاه سمت جنوب غربى در آخر خیابان باب همایون تهران از بناهاى اوست و چون در مدرسه مزبور مهد علیا تعمیراتى نمود امروز معروف به مدرسه مادرشاه است.</p>
<p dir="RTL"> مرحوم بامداد راجع به عاقبت زندگى ایشان مى‌‌نویسد: «امیر قاسم خان در قمشه در حال مستى از پنجره‌‌اى به پایین افتاد و مرد.» <strong><em>/ شرح حال رجال ایران، </em></strong><strong>ج 3، ص 126.</strong></p>
<p dir="RTL"> «جد مادرى اعلیحضرت شاهنشاه و جده من مهد علیا، مرحوم امیر قاسم خان پسر امیركبیر، سلیمان خان اعتضادالدوله كه همشیره زاده خاقان مغفور و داماد خاقان مغفور (فتحعلى شاه) بود، سال‌‌ها در این قصبه (قمشه) حكمرانى كرد&#8230; .» <strong><em>/ خاطرات ظل السلطان، </em></strong><strong>ج 1، ص 201.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامیه (حكیمیه، چاهك)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%83%db%8c%d9%85%db%8c%d9%87%d8%8c-%da%86%d8%a7%d9%87%d9%83/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%83%db%8c%d9%85%db%8c%d9%87%d8%8c-%da%86%d8%a7%d9%87%d9%83/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 13:14:40 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%83%db%8c%d9%85%db%8c%d9%87%d8%8c-%da%86%d8%a7%d9%87%d9%83/</guid>

					<description><![CDATA[دیهى بوده است در كم و بیش ده كیلومترى شمال شرقى تهران بر سر راه دماوند كه هم اكنون مانند دیگر آبادى‌‌هاى اطراف تهران به كام تهران بزرگ فرو رفته و در كام این نهنگ شهر نه از آب و هواى مصفاى روزگار كهنش چیزى باقى است و نه از اراضى كشاورزى و باغات وسیعش. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">دیهى بوده است در كم و بیش ده كیلومترى شمال شرقى تهران بر سر راه دماوند كه هم اكنون مانند دیگر آبادى‌‌هاى اطراف تهران به كام تهران بزرگ فرو رفته و در كام این نهنگ شهر نه از آب و هواى مصفاى روزگار كهنش چیزى باقى است و نه از اراضى كشاورزى و باغات وسیعش.</p>
<p dir="RTL"> راجع به این آبادى در طرایق الحقایق: آمده «اصل ده را میرزا على نقى حكیم الممالك ساخت. آقا اسماعیل، پیشخدمت شاه مبرور، آباد نمود و نامش را حكیمیه نهاد و به جناب ظهیر الاسلام آقا میرزا زین العابدین امام جمعه دارالخلافه فروخت و حال امامیه خوانده مى‌‌شود.» <strong><em>/ طرائق الحقائق، </em></strong><strong>ج 3، ص 302.</strong></p>
<p dir="RTL"> بنابراین روشن است وجه تسمیه «حكیمیه« ساختن آن دیه وسیله حكیم الممالك و «امامیه« تملك امام جمعه تهران بر آن بوده است. اما راجع به چاهك و نام دیگر آن، نویسنده تاریخ تهران، بلاغى مى‌‌گوید، چاهك نام باستانى این دیه است بر این اساس آبادى مزبور مربوط به دوره قجر نبوده، بلكه بسیار كهن و قدیمى است و حكیم الممالك نیز نباید آن را احداث كرده باشد، بلكه شاید چاهك بیش از آن رونقى نداشته و حكیم الممالك به عمران و آبادى آن همت گماشته و شهرت حكیمیه به آن دیه مزد این همت است. <strong><em>/ تاریخ تهران، </em></strong><strong>حجت بلاغى، ج 2، ص 23.</strong></p>
<p dir="RTL"> اعتمادالسلطنه راجع به حكیمیه و معرفى چاهك چنین اظهار نظر مى‌‌كند: «چاهك نقاط و آثار خرابه‌‌اى بود در بین راه تهران به مازندران واقع در جلگه تهران در سمت شرق این شهر و طرف جنوب البرز، بایر و خالى از سكنه، متعلق به ورثه میرزا محمد لواسانى وزیر، جناب میرزا على‌‌نقى حكیم الممالك، پیشخدمت باشى سلام، آن را ابتیاع نموده، قنات آن را دایر كرده، باغى و عمارتى و آبادى‌‌اى در آن‌‌جا ایجاد كرده و حكیمیه‌‌اش نامیدند. <strong><em>/ مرآت البلدان، </em></strong><strong>ج 4، ذیل كلمه چاهك.</strong></p>
<p dir="RTL"> باز هم اعتمادالسلطنه از این آبادى یاد مى‌‌كند: (در سال 1306 ق) «حكیمیه كه از جناب جلالت مآب میرزا على نقى حكیم‌‌الممالك بود؛ اینك به جناب شریعت مآب میرزا زین العابدین امام جمعه تهران سلمه اللّه تعالى متعلق است.» <strong><em>/ المآثر و الآثار، </em></strong><strong>ص 87.</strong></p>
<p dir="RTL"> ناصرالدین شاه در سفر خراسان كه از این راه عبور كرده به حكیمیه به عنوان اولین منزل اشاره دارد: «امین السلطان پیش از ما به طرف دماوند و خراسان حركت كرده كه احدى او را ندیده بود منزل اولش حكیمیه بود&#8230; .» <strong><em>/ سفرنامه خراسان، </em></strong><strong>ص 4.</strong></p>
<p dir="RTL"> اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود در روز 26 ربیع الاول 1310 ق. مى‌‌نویسد: «درب خانه رفتیم، امام جمعه (سید زین العابدین ظهیر الاسلام) از حكیمیه به حضور آمد، مدتى با ایشان خلوت شد و عصر چهارصد تومان به جهت ایشان فرستاده شد كه به بعضى علماى فقیر تقسیم كنند.»</p>
<p dir="RTL"> «یكشنبه 9 شوال 1291 ق. امین حضرت عرض كرد، هندوانه از حكیمیه، حكیم الممالك فرستاده است به سلطنت آباد.» <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه</em></strong><strong>، ص 118</strong>.</p>
<p dir="RTL"> امامیه (قلعه امام جمعه یا قلعه امامیه) &#8211; اراضى امامیه را آقا میرمحمد مهدى خاتون آبادى، امام جمعه دارالخلافه (زمان فتحعلى شاه) خریدارى و آباد كرده است. نامبرده در سال 1263 ق. فوت شده است. <strong><em>/ تاریخ اصفهان و رى.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> چون محمد شاه در سال 1251 ق. در امامیه بوده و از امامیه به تهران رفته است (ناسخ التواریخ، ج 2، از تاریخ قاجاریه، ص 291.) بنابراین در این سال امامیه آباد و قابل توقف شاه بوده است و این سال با دوران زندگى آقا میر محمد مهدى سازش دارد. پس از آقا میر محمد مهدى برادر زاده‌‌اش، میرزا ابوالقاسم، امام جمعه تهران (و مالك امامیه) شد و او هم در سال 1271 ق. به رحمت ایزدى پیوسته است. <strong><em>/ تاریخ اصفهان و رى.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> در سال 1327 ق. پس از فتح تهران به دست مشروطه‌‌خواهان و خلع محمد على شاه هیئت مدیره‌‌اى براى اداره مملكت درست شد. یكى از اقدامات این هیئت مدیره اعدام و تبعید كسانى بود كه مخالف اساس مشروطیت بودند. از آن جمله سید ابوالقاسم امام جمعه بود كه شخص امپراتور روس او را به تبعیت روس پذیرفت و تحت حمایت خود قرار داد.</p>
<p dir="RTL"> روز سیزدهم رجب 1327 ق. كه حاج شیخ فضل‌‌الله نورى را دار زدند، سید ابوالقاسم با وحشت زیادى از قلعه امامیه با شتاب هرچه تمام‌‌تر خود را به سفارت روس در زرگنده رسانیده و در آن‌‌جا متحصن شد<strong><em>. / شرح رجال ایران</em></strong><strong>، ج 1، ص 56.</strong></p>
<p dir="RTL"> «امامیه ده كوچكى است كه فعلاً متصل به شهر تهران شده است.» <strong><em>/ فرهنگ جغرافیایى ایران، </em></strong><strong>ج 1، ص 21.</strong></p>
<p dir="RTL"> «امامیه دهى كوچك بوده است كه از سوى تهران پارس به شهر متصل گردیده است.» <strong><em>/ كتاب اسامى دهات كشور، </em></strong><strong>ج1، ص 235.</strong></p>
<p dir="RTL"> عبدالرزاق خان بغایرى این امامیه را قلعه امام جمعه ضبط كرده است. <strong><em>/ نقشه تهران</em></strong><strong>، 1328 ق.</strong></p>
<p dir="RTL"> سه تن از نویسندگان میان این امامیه و امامیه دیگرى  كه ابتدا نامش حكیمیه و (چاهك) بوده فرق نگذاشته و خلط مبحث كرده‌‌اند:</p>
<p dir="RTL"> 1. حجت بلاغى پس از نقل مطالب فرهنگ جغرافیایى درباره این امامیه مى‌‌نویسد: «حكیمیه در دو فرسنگى شرق تهران است، اسم سابقش چاهك بوده و سپس حكیمیه شد.» <strong><em>/ تاریخ تهران</em></strong><strong>، ج 2، ص 23.</strong></p>
<p dir="RTL"> 2. حسین كریمان پس از ذكر مطالب كتاب اسامى دهات كه قابل تطبیق با امامیه متصل به تهران است مى‌‌نویسد: «این آبادى در ابتدا حكیمیه خوانده مى‌‌شد.»</p>
<p dir="RTL"> 3. مهدى بامداد مى‌‌نویسد: «حكیمیه مدتى نامش امامیه بود و اكنون تبدیل به بیمارستان مسلولین شده است.» <strong><em>/ شرح رجال ایران، </em></strong><strong>ج 2، ص 49.</strong></p>
<p dir="RTL"> در رد گفته حجت بلاغى باید گفت كه امامیه‌‌اى كه در فرهنگ جغرافیایى آمده و قلعه امام جمعه نیز خوانده مى‌‌شد، غیر از حكیمیه و چاهك است؛ در رد گفته حسین كریمان باید گفت كه امامیه متصل به شهر تهران هیچ‌‌گاه حكیمیه خوانده نشده است؛ در رد گفته مهدى بامداد باید گفت حكیمیه نامش مدتى امامیه بوده است ولى غیر از این امامیه است و حكیمیه تبدیل به بیمارستان مسلولین نشده است.</p>
<p dir="RTL"> امامیه مورد بحث قابل تطبیق با اراضى تهران نو است كه در زمان ظهیر الاسلام آقا میر زین العابدین امام جمعه دارالخلافه صورت آبادانى بیشترى پیدا كرد. نامبرده براى دست اندازى به اراضى شمال شرقى تهران ناصرى آب اضافه گردش مزارع و باغ حكیمیه (= چاهك = امامیه) را به این امامیه متصل به تهران آورده و به وسعت كشتزار آن افزوده است. این اراضى قابل تطبیق با اراضى تهران نو و تأسیسات شركت سهامى شیمیایى ایران و اراضى بیمارستان جرجانى و گورستان قدیم كلیمى‌‌هاست و نباید آن را با چاهك (= حكیمیه = امامیه) اشتباه كرد<strong><em>. / جغرافیاى تاریخى شمیران</em></strong><strong>، ص 106.</strong></p>
<p dir="RTL"> منوچهر ستوده خود در معرفى محل كنونى این امامیه دچار اشتباه شده و آن را مطابق با بیمارستان جرجانى دانسته درصورتى‌‌كه محل امامیه (قلعه امام جمعه) امروزه به بیمارستان بوعلى تبدیل شده است و بیمارستان جرجانى قبلاً كارخانه گودرون و قبرستان یهودى‌‌ها بوده است. براى اثبات این ادعا كافى است به نقشه‌‌هاى تهران در تاریخ‌‌هاى مختلف دقت شود. در این صورت اثبات خواهد شد كه قلعه امامیه در جنوب جاده دماوند بوده و حتى برابر نقشه 1944 م. تا پایان جنگ جهانى دوم هنوز این قلعه وجود داشته و در آن ترسیم شده است.</p>
<p dir="RTL"> معیرالممالك مى‌‌نویسد: «امام جمعه مردى نیك منظر و خوش محضر بود. هم سرآمد روحانیان زمان بود و هم مبارزى كاردان و سیاست دان. در عمران و آبادى نیز دستى دراز داشت از جمله در زمین‌‌هاى بى آب و گیاه واقع در سمت راست جادّه سرخه حصار باغى به مساحت چند میلیون متر و قناتى پر آب احداث كرد و سردر و عمارتى زیبا در آن‌‌جا بنا نهاد. از گرد عمارت هشت خیابان عریض منشعب و دامنه آن‌‌ها تا دیوار باغ كشیده مى‌‌شد. هر خیابان دو سه هزار ذرع طول داشت و در دو طرف هر یك نوعى از درختان بى‌‌بر و به اصطلاح جنگلى كاشته شده بود. در فاصله خیابان‌‌ها، چمنستان‌‌ها، گلزارها، حوض‌‌ها، جویبارها و درختان بارور بسیار، نظر را لذت مى‌‌بخشید و هواى معطر و مطبوع باغ دل را به فرح و انبساط مى‌‌آورد. خلاصه آن‌‌كه امامیه یا قلعه امام كه به این هر دو نامش مى‌‌خواندند بهشتى بود از رنگ و بوى و آباد كننده‌‌اش آزاده مردى نیك خوى و دلجوى.»</p>
<p dir="RTL"> مقر ییلاقى امام جمعه اسدآباد شمیران بود. اسدآباد به فرزانه خانم دختر فتحعلى شاه تعلق داشت. <strong><em>/ رجال عصر ناصرى، </em></strong><strong>ص 257<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> خلاصه این‌‌كه امامیه‌‌اى كه امام جمعه فتحعلى شاه آباد كرده و منسوب به اوست و بعدها در اختیار امام جمعه‌‌هاى بعدى افتاده در شرق عشرت آباد و غرب فرح آباد و مهدى آباد و در ابتداى جاده دماوند آن روز یعنى كمى بالاتر از میدان امام حسین كنونى است. اما امامیه‌‌اى كه به ظهیر الاسلام امام جمعه تهران منسوب بوده و پیش از او به نام حكیم الممالك پیشخدمت ناصر الدین شاه حكیمیه مى‌‌خواندند و پیش از ایشان هم وجود داشته و در اصل دیه باستانى چاهك بوده چندین كیلومتر از امامیه اولى دورتر و در شمال سرخه حصار و شرق خاك سفید یعنى امامیه كنونى بوده است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%db%8c%d9%87-%d8%ad%d9%83%db%8c%d9%85%db%8c%d9%87%d8%8c-%da%86%d8%a7%d9%87%d9%83/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده قاسم</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 15:13:29 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[بقعه امامزاده قاسم (ع) بر فراز بلندى مشرف به قریه ییلاقى كه به مناسبت بقعه مزبور به همین نام خوانده مى‌‌شود، در كنار دره نزهت‌‌انگیز و لطیفى به نام گلاب دره در دامان كوهستان شمیران قرار دارد.   امامزاده قاسم    قسمت قدیمى و اصلى بقعه برج هشت ضلعى آجرى است كه حرم امامزاده را [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">بقعه امامزاده قاسم (ع) بر فراز بلندى مشرف به قریه ییلاقى كه به مناسبت بقعه مزبور به همین نام خوانده مى‌‌شود، در كنار دره نزهت‌‌انگیز و لطیفى به نام گلاب دره در دامان كوهستان شمیران قرار دارد.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده قاسم</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> قسمت قدیمى و اصلى بقعه برج هشت ضلعى آجرى است كه حرم امامزاده را تشكیل مى‌‌دهد و ضریح و صندوق تاریخى عتیقه در آن قرار دارد و گنبد و كاشى بر فراز آن بنیاد گردیده است. برج مزبور به احتمال قوى از آثار قرن هفتم هجرى بوده، هر ضلع داخل آن بالغ بر 2/25 متر مى‌‌باشد. طول تمام حرم از مشرق به مغرب یا از شمال به جنوب 5/32 متر است.</p>
<p dir="RTL"> در زمان شاه طهماسب اول (930-984 ه.ق.) شهریار صفوى صندوقى بر روى مرقد نهاده و ظاهراً طهماسب اول به تكریم و عمران بقاع متبركه در تمام خاك ایران همت به خرج مى‌‌داده است. صندوق امامزاده قاسم به درازاى 1/93 متر و پهناى 1/24 متر و بلندى 1/17 متر در وسط ضریح چوبى عالى عهد قاجاریه قرار دارد. بر حاشیه بالاى اضلاع چهار سمت صندوق قسمتى از ابتداى سوره مباركه «یس« از آغاز سوره تا انتهاى آیه هفدهم، الاالبلاع المبین، به خط ثلث برجسته نوشته شده است و بر روى هر یك از اضلاع غربى و شرقى صندوق كه سمت بالاى سر و پایین پا باشد، نیز كتیبه‌‌هایى به خط نستعلیق به طور برجسته مرقوم مى‌‌باشد كه ذیلاً نقل مى‌‌گردد:</p>
<p dir="RTL"> روى ضلع غربى (طرف بالاى سر) در هفت سطر: «هذا المرقد الشریف و المقبر المنیف صلواة الله على مشرف‌‌ها و هو سلطان المقربین و برهان المتقین سلالة الائمة المعصومین صلواةالله علیهم اجمعین قاسم بن الحسن بن امیرالمؤمنین و یعسوب‌‌الدّین و ابن عمّ رسول رب العالمین اسدالله الغالب على بن  ابى طالب علیه‌‌السلام».</p>
<p dir="RTL"> كلمات «الغالب» به بعد بر روى بدنه صندوق در بالاى لوحه كتیبه نوشته شده است. روى ضلع شرقى (سمت پایین پا) نام بانى و كاتب و سازنده صندوق و تاریخ آن در كتیبه هشت سطرى بدین قرار نوشته شده است: «هذا اللّه العلىّ الكبیر تمام شد، این مرقد منوّر معطر &#8211; به سعى مشكور و اهتمام موفور حضرت عالى جاه حكومت و رفعت، دستگاه كمال الدین، شادى بیك بن جناب مغفرت پناه شاه قلى بیك روشیخلو ذوالقدر، تحریراً فى شهر جمادى‌‌الاخر سنه ثلث ستین و تسع مائه كتبه اللّه وردى، تمام شد این مرقد به عمل قطب‌‌الدین بن و سیف بخار بن اسكندر معصوم لباسانى».</p>
<p dir="RTL"> با ملاحظه كتیبه‌‌هاى فوق معلوم مى‌‌گردد كه در سال 963 ق. یعنى مقارن سى و سومین سال شهریارى شاه طهماسب اول صفوى صندوق مطهر امامزاده قاسم شمیران، وسط حرم قدیمى آن نصب شده است و بانى صندوق كمال الدین شادى بیك و استادان سازنده آن قطب الدین و سیف نجار پسران اسكندر معصوم لواسانى بوده‌‌اند.</p>
<p dir="RTL"> ضریح چوبى با آلت بندى به سبك موسوم به جعفرى به درازى 2/76 متر و پهناى 1/83 متر و بلندى 1/80 متر در عهد قاجاریه و به احتمال نزدیك به یقین در دوران فتحعلى شاه تهیه شده در وسط حرم نصب شده است و دو صندوق عتیقه درون آن محفوظ مى‌‌باشد.</p>
<p dir="RTL"> ساختمان اصلى بقعه را نیز در عهد فتحعلى شاه قاجار (1211-1250 ق.) توسعه داده، ایوان بزرگ فعلى را در طرف قبله رو به جنوب بنا كرده‌‌اند و ایوان كوچك عهد شاه طهماسب اول را به رواق تبدیل ساخته‌‌اند و گنبد و كاشى را برفراز برج هشت ضلعى قدیمى استوار نموده بقعه را به صورت كنونى درآورده‌‌اند. بیرون بقعه در گوشه جنوب غربى بناى قدیمى طاق نماها و رومى‌‌هاى عهد شاه طهماسب اول صفوى هنوز موجود و مشهود است و مى‌‌رساند كه بقعه هشت ضلعى قدیمى را در همان چهارصد و چند سال پیش از بیرون هم تعمیر و مرمت نموده، با احداث جرزها و طاق‌‌ها آن را مستحكم ساخته و به صورت چهار ضلعى در آورده‌‌اند و به شرحى كه قبلاً ذكر گردید، ایوانى از جانب مشرق بر آن افزوده شده است. قصیده‌‌اى را كه سیدالشعرا مجمر اصفهانى شاعر مشهور عهد خاقان مغفور درباره این تعمیر و ماده تاریخ آن سروده است به خط نستعلیق برجسته در حاشیه اطراف ایوان نگاشته‌‌اند كه نمونه‌‌هاى اغراق شاعرانه توأم با اطلاعات تاریخى مفید را در بر دارد. قصیده مجمر در ایوان امامزاده قاسم:</p>
<p dir="RTL"> كجا این عدل در گیتى، كجا این نام در عالم</p>
<p dir="RTL"> كنون این شاه‌‌و آن كسرى، كنون این خسرو و آن جم</p>
<p dir="RTL"> چه دردى دین و دولت را به جسم از تیغ او دارد</p>
<p dir="RTL"> چه زخمى ملك&#8230;&#8230;</p>
<p dir="RTL"> غرض چون یافت تعمیر از پى تاریخ آن مجمر</p>
<p dir="RTL"> رقم زد «شد اساس بقعه قاسم زشه محكم [1224]»</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 107 كتاب روح و ریحان، سطر آخر نام قاسم بن حسن بن زید بن حسن (ع) كه از اولاد حسن امیر(؟) بوده است مذكور مى‌‌باشد، ولى اشاره‌‌اى نشده، كه قاسم بن حسن مزبور همین امامزاده قاسم مدفون در بقعه ذكر شده است یا نه؟</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 124 همان كتاب درباره امامزاده قاسم شمیران بحث شده و انتساب آن را كه محل سر حضرت قاسم (ع) یا مدفن قاسم ثانى باشد رد كرده است. اجمالاً در دنباله بحث راجع به نسب امامزاده قاسم در صفحه 125 كتاب مذكور نتیجه گرفته شده كه مدفن امامزاده واجب التعظیم است. ولى نسبت او را به طور اطمینان نمى‌‌توان تصریح نمود. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران</em></strong><strong>، ص 231.</strong></p>
<p dir="RTL"> طرحى در سال 1275تا1277 ق. از امامزاده قاسم كشیده شده كه در كتاب مسافرت به ایران طرح آنالویى امیل دو هوسه آمده است.</p>
<p dir="RTL"> پیش از این منطقه‌‌اى كه امامزاده قاسم در آن قرار دارد به درج علیا شهرت داشت.</p>
<p dir="RTL"> سیر تحول بناى امامزاده: همان‌‌طوركه اشاره شد بناى اولیه بقعه هشت وجهى بود كه گنبد دو پوش بر فراز آن قرار داشت. بعد در قسمت شرق یك ایوان به بقعه  افزوده شد و بعد دو ایوان كه یكى مدخل ورودى به رواق مى‌‌باشد و دیگرى در قسمت شمال همین ایوان به آن افزوده مى‌‌شود. در حوالى سال 1350 ش. ایوان سرتاسرى رو به قبله به آن اضافه شده است.</p>
<p dir="RTL"> بناى اولیه مربوط به قرن هفتم هجرى مى‌‌باشد و شامل یك بقعه هشت وجهى كه ابعاد داخل آن 2/25 متر و طول تمام برج از بیرون از شمال به جنوب یا شرق به غرب 5/32 متر بوده است، گنبد و بنا فاقد هرگونه تزیینات بوده و در كنار قنات قدیمى ده قرار داشته و هم اكنون نیز قنات آبك از كنار آن مى‌‌گذرد و قبر نیز در یك سردابه قرار داشته است.</p>
<p dir="RTL"> بناى ثانویه: در زمان شاه طهماسب صفوى 930-984 از شمال مدخلى با یك ایوان كوچك باز شده و همچنین یك ایوان در قسمت شرق به بنا اضافه مى‌‌شود، البته ایوان شمالى مدتى تبدیل به شبستان مى‌‌شود، كه تاریخ این تغییر مشخص نیست.</p>
<p dir="RTL"> بناى سوم: در زمان فتحعلى شاه (1211تا1250) این مقبره تعمیر و مرمت مى‌‌شود. در این زمان است كه ایوان شرقى تبدیل به رواق شده و یك ایوان دیگر در قسمت شرق در جلوى این رواق ساخته مى‌‌شود و نیز سر ایوان در قسمت جنوب به كل مجموعه اضافه مى‌‌گردد.</p>
<p dir="RTL"> در اطراف ایوان میانى یك قصیده به صورت كتیبه گچى وجود دارد كه زمان تعمیرات و ساخت بناهاى جدید را بیان مى‌‌كند. در این زمان داخل حرم را با كاشى هفت رنگ برجسته مى‌‌سازند و گنبد آن را نیز با كاشى هفت رنگ كاشى‌‌كارى مى‌‌كنند.</p>
<p dir="RTL"> بناى چهارم: در حدود سال 1350 ایوان‌‌ها را با درب‌‌هاى آهنى مسدود مى‌‌كنند و ایوان جدید با ستون‌‌هاى فلزى و سقف تیرآهنى و چوبى در جلوى آن مى‌‌سازند. در قسمت شمال نیز چند اتاق به مجموعه اضافه مى‌‌كنند، عناصر تشكیل دهنده بنا:</p>
<p dir="RTL"> 1. صحن حرم.</p>
<p dir="RTL"> 2. رواق شرقى (عهد شاه طهماسب).</p>
<p dir="RTL"> 3. شبستان شمالى.</p>
<p dir="RTL"> 4. رواق شرقى (عهد فتحعلى شاه).</p>
<p dir="RTL"> 5. ایوان‌‌هاى جنوبى.</p>
<p dir="RTL"> 6. انبار لوازم.</p>
<p dir="RTL"> 7. مسكونى.</p>
<p dir="RTL"> 8. نمازخانه.</p>
<p dir="RTL"> 9. ایوان جدید.</p>
<p dir="RTL"> در صفحات 542 و 544 جلد اول مرآت البلدان آمده: «چون حضرت خاقان خیال صعود به این كوه (كوه شمیران) فرمود دو روز پیش خیام با احتشام را به قلعه بردند و انواع لوازم از مأكولات و غیره آن‌‌جا حاضر كردند. در اوایل ذیقعده از قصر كاوس امامزاده قاسم انتهاض كرده در مدت چهار ساعت به قلعه رسیدند.»</p>
<p dir="RTL"> در بدایع الانساب اشاره‌‌اى به تاریخ احداث بقعه شده كه مربوط به قرن چهارم است. البته موضوع قابل بررسى است:</p>
<p dir="RTL"> «در سال 370 ق عضدالدوله دیلمى بر قبر امامزاده بقعه‌‌اى بنا كرد و در سال 963 كمال‌‌الدین سبكتكین سلجوقى ضریحى ساخته و بر قبر نهاده است.» <strong><em>/ بدایع الانساب</em></strong><strong>، ص 48.</strong></p>
<p dir="RTL"> برخى از روزهایى كه ناصرالدین شاه در امامزاده قاسم گذرانده است: یكشنبه 21 رمضان 1270 شاه از نیاوران به قصد زیارت امامزاده قاسم رفتند / چهارشنبه 26 محرم 1306 / جمعه 47 ذى الحجه 1307 / یك‌‌شنبه 7 ذى القعده 1309 / سه‌‌شنبه 22 ذى الحجه 1311 / جمعه 6 ذى الحجه 1312 ق. <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، </em></strong><strong>ص 1102</strong>.</p>
<p dir="RTL"> مدفونین در جوار امامزاده قاسم:</p>
<p dir="RTL"> 1. قدیم‌‌تر از همه قبر ابراهیم بن عزیز الله نامى است كه در سنه یك هزار و یك از دنیا رفته است.</p>
<p dir="RTL"> 2. قبر دیگرى است كه شمعدان مسى سه شاخه روى قبر اوست و شبانه روز شمع بر آن مى‌‌سوزد.</p>
<p dir="RTL"> 3. قبر دیگرى در رواق دست راست هنگام ورود به حرم است كه سنگى از مرمر بالاى سر قبر بر دیوار منصوب است.</p>
<p dir="RTL"> 4. قبر محمدتقى قوش بیگى &#8211; صدراعظم سابق بخارا &#8211; متوفى در هفتم آذرماه 1327 خ. در صحن امامزاده است. وى پس از این‌‌كه بخارا به دست روس افتاد به  ایران آمده بود.</p>
<p dir="RTL"> 5. حاج سید جواد مدنى دماوندى از علما و فقها است كه در سال 1364 ق. وفات كرده است.</p>
<p dir="RTL"> البته تعداد زیادى از بزرگان علم و ادب معاصر نیز در محوطه امامزاده مدفون‌‌اند.</p>
<p dir="RTL"> قصر مادر محمدشاه در امامزاده قاسم، مادر شاهنشاه كه چند ساعت قبل از مرگ، پسر را عیادت كرد به قصرى كه در امامزاده قاسم داشت مراجعت كرد، از این قضا موى بكند. <strong><em>/ ناسخ التواریخ، </em></strong><strong>ج 2، در تاریخ قاجاریه، ص 418.</strong></p>
<p dir="RTL"> قبه امامزاده قاسم را به امر ناصرالدین شه از نو عمارت و بنیان كردند. <strong><em>/ همان مرجع، </em></strong><strong>ج 3، از تاریخ قاجاریه، ص 107.</strong></p>
<p dir="RTL"> در این مدت (سال 1261 ق.) كه مرض وبا بالا گرفته بود، بر حسب فرمان محمدشاه، ظل‌‌السلطان در قریه امامزاده قاسم كه از قراى شمیران است سكونت داشت<strong><em>. </em></strong><strong>/ همان مرجع<em>، </em>ج 2، از تاریخ قاجاریه، ص 291.</strong></p>
<p dir="RTL"> حاج مخبرالسلطنه هدایت مى‌‌گوید: «آقاى مستوفى (میرزا حسن خان) سكته قلبى داشت. روز ششم شهریور (1311 ش.) در امامزاده قاسم میهمان سردار فاخر بودند بدون مقدمه از صندلى افتادند و داعیه حق را لبیك اجابت گفتند. <strong><em>/ خاطرات و خطرات، </em></strong><strong>ص 394.</strong></p>
<p dir="RTL"> باغ اللهیار صالح در امامزاده قاسم: باغچه‌‌اى به مساحت تقریبى 2800 متر مربع كه به باغ صالح معروف است، در امامزاده قاسم است. چهار دانگ این باغچه متعلق به خانم صفیه وزیرى (مسمى به مهین بانو) همسر مرحوم اللهیار صالح است و دو دانگ آن متعلق به آن مرحوم بود.</p>
<p dir="RTL"> مدفون میرگوهر على‌‌شاه و تاج على‌‌شاه رشتى و بعضى از فقراى خاكسار و جلالیه در امامزاده قاسم است. <strong><em>/ تاریخ عمومى تهران، </em></strong><strong>صفحات 235 و 236.</strong></p>
<p dir="RTL"> قصر آغا باجى، دختر ابراهیم خان جوانشیر كه یكى از زنان فتحعلى شاه قاجار است در امامزاده قاسم است. <strong><em>/ تاریخ عضدى، </em></strong><strong>صص 13 و 14.</strong></p>
<p dir="RTL"> تاج‌‌الدوله طاووس خانم یكى از زنان فتحعلى شاه در ییلاق امامزاده قاسم به سبب ناخوشى وبا پسرش احمد میرزا را از دست داد. <strong><em>/ همان مرجع</em></strong><strong>، ص 8.</strong></p>
<p dir="RTL"> كنار راه امامزاده قاسم آرامگاه جمعى از بزرگان و هنرمندان است كه در عرف مردم به «سر قبر ظهیرالدوله« شناخته مى‌‌شود. ظاهراً نخست جسد على خان ظهیرالدوله در این‌‌جا به خاك سپرده شده است. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em></strong><strong>صص 300 278 66 57 43 41 و 383.</strong></p>
<p dir="RTL"> دهكده امامزاده قاسم در قدیم به نام «دزج علیا« خوانده مى‌‌شد. مزرعه حسن آباد كه در سابق به صنیع‌‌الدوله تعلق داشت جزو امامزاده قاسم است. قبرستان ظهیرالدوله كه آرامگاه جمعى از رجال نامى است، در این اراضى واقع است.</p>
<p dir="RTL"> علف چین و علف چرهاى دیه: سرچال كوچك، سرچال بزرگ، چالیزون، سیالیز، كُلَك چال (به ضم كاف و فتح لام) و گاهى آن را «كردچال« گویند، درزق نو (به فتح دال و زاء) یا «دزق نو، (به ضم دال و فتح زاء)»، گرزه دره (به ضم گاف و فتح زاء و تشدید راء و كسر آن(، چاشته خورون، پیاز چال، پهنه (به كسر پ وها و فتح نون)، هف برار (به فتح ها و كسر باء)، شیر پلا، فراخ لا، میرمین (به كسر راء)، چال او، یخچال.</p>
<p dir="RTL"> قنات‌‌هاى امامزاده قاسم واقع در باغ‌‌ها و منازل زیر است: قصر ملك التجار، باغ حسن‌‌آباد، معتمدالسلطنه، باغ حاجى محمد مهدى، باغ كهنه، باغ اویسى، باغ شركاء، باغ انجیلى، باغ دكتر شكوه، باغ نخجوانى، منزل كربلایى على، منزل كربلایى رمضان‌‌على، منزل حاجى میرزا على محمد لاریجانى، منزل حاجى سید مرتضى لاریجانى، آبك. <strong>/ همان منبع.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده صالح (تجریش)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 14:23:40 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[         امامزاده صالح در بازار تجریش از پسران امام موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی پسر موسی (رضا) است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و با شماره ۹۰۹ ثبت شده‌است. بر اساس آخرین برآورد تعداد زائران امامزاده ۳۰ هزار نفر است. به استناد کتیبه سردر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">      </p>
<p dir="RTL">امامزاده صالح در بازار تجریش از پسران امام موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی پسر موسی (رضا) است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و با شماره ۹۰۹ ثبت شده‌است. بر اساس آخرین برآورد تعداد زائران امامزاده ۳۰ هزار نفر است. به استناد کتیبه سردر صحن و بر اساس کتب بحرالانساب و کنز الانساب، نسب امامزاده صالح بدین شرح ‌است: «امامزاده صالح فرزند امام موسی کاظم است؛ که به شهرری آمده و در تجریش ایشان را به قتل رسانده‌اند.» زیارت‌نامه منصوبه ایشان نیز آن را تصریح و تایید می کند.</p>
<p dir="RTL"> در بحرالانساب معروف، نام امامزاده صالح آمده است و برخى او را حسن ملقب به صالح مى‌‌دانند. این شخص از نوادگان امام موسى كاظم (ع) است. قصه قتل امامزاده صالح چنین آمده: «حسن نامى بهبهانى از پل كرخ (كَ‌‌رَ) كه امروز به كرج مشهور است، در تعقیب امامزاده صالح بود تا بالاخره در باغ جنت گلشن زیر چنار بزرگ چشمه‌‌سارى او را گرفتار كرد و با بیل كشت. چشمه‌‌سارى كه در قصه قتل امامزاده یاد شد، ظاهراً قناتى است كه در زیر چنار معروف آفتابى مى‌‌شد كه بعدها خشك شد. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران</em></strong><strong>، ص 259.</strong></p>
<p dir="RTL">بنای بقعه</p>
<p dir="RTL">این بقعه بناى چهارگوش بزرگ و محكمى است كه تصور مى‌‌رود با وجود چنار بسیار قدیمى و سنگ‌‌هاى قبر عهد مغول یقیناً بناى اصلى مربوط به قرن هفتم یا هشتم هجرى باشد. در كنار این امامزاده درخت چنار كهنسالى قرار داشت كه متأسفانه از میان رفته است. چنار مزبور با محیطى برابر پانزده متر خود از آثار تاریخى تهران به شمار مى‌‌رفت.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده صالح شمیران</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> هلاكومیرزا فرزند فتحعلى شاه قاجار در سال 1210ه .ق. بانى تعمیر و تزیینات آن شده و نقاشى‌‌ها و اصلاحات داخلى حرم و احداث گنبد و كاشى‌‌كارى آن را انجام داده است. طبق كتیبه‌‌هاى موجود در بنا، مدفن صالح، برادر امام هشتم (ع) و از پسران امام موسى بن جعفر (ع) مى‌‌باشد. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 233.</strong></p>
<p dir="RTL"> در سال 1323 خ. مرحوم حسن فداكار بانى تعمیر و كاشى‌‌كارى مجدد گنبد گردید.</p>
<p dir="RTL"> داخل حرم با نقاشى‌‌هاى زیبایى از دوران قاجاریه مزین است. فضاى درونى آن قریب شش متر و نیم در شش متر ونیم وسعت دارد. در وسط حرم مزبور ضریحى از نقره و چوب كه بنا به گفته‌‌هاى ابوالقاسم امامى متولى بقعه به وسیله میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه، تهیه شده است، نصب مى‌‌باشد. داخل ضریح مزبور ضریح دیگرى از چوب به سبك خانه‌‌بندى مربع خراطى قرار دارد و در میان ضریح دوم، صندوقى كه اهمیت تاریخى ندارد، كمى مورب قرار گرفته است.</p>
<p dir="RTL">ایوان ورودى و رواق، در سمت شمال حرم واقع شده، بالاى دَرِ حرم، در رواق لوحه مستطیل خشت كاشى شامل «بسم الله الرحمن الرحیم« و سنه 1210 بر دیوار نصب است و كمى پایین این كتیبه را به خط نستعلیق گچ‌‌برى نموده‌‌اند:</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده صالح قدیم</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> هوالمعز</p>
<p dir="RTL"> بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p dir="RTL"> سنه 1210</p>
<p dir="RTL"> ادخلوها بسلام آمنین</p>
<p dir="RTL"> ایران كه نظیر روضه رضوان شد</p>
<p dir="RTL">از فتحعلى شاه، شه دوران شد</p>
<p dir="RTL"> هرجا ز ملك‌‌زاده‌‌اى آمد آباد</p>
<p dir="RTL">این روضه چو جنت از هلاكوخان شد</p>
<p dir="RTL"> بر بالاى سر در شمالى صحن دو بیت شعر زیر به خط نستعلیق سفیدرنگ بر خشت كاشى لاجوردى خوانده مى‌‌شود:</p>
<p dir="RTL"> شاهى كه خاك درگهش از عرش برتر است</p>
<p dir="RTL">با حضرت رضا شه هشتم برابر است</p>
<p dir="RTL"> نام نكوش حضرت صالح كه در نسب</p>
<p dir="RTL">گلدسته‌‌اى ز گلشن موسى بن جعفر است</p>
<p dir="RTL"> بناى آن از نظر تناسب طاق‌‌هاى داخل حرم و شكل ساختمان در شمار آثار ممتاز عهد قاجاریه و قرن سیزدهم است. در محوطه داراى مقابر خانوادگى بود كه البته بعد از انقلاب كلیه مقابر تخریب و به محوطه و فضاى باز تبدیل شده است. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران</em></strong><strong>، ص 233.</strong></p>
<p dir="RTL"> مساحت بقعه و بارگاه امامزاده و صحن آن سه‌‌هزار متر مربع است به پلاك 2640 و در شمال صحن مسجدى است به مساحت یكصد متر مربع كه تماماً وقف است.</p>
<p dir="RTL"><strong>نامداران دفن شده:</strong></p>
<p dir="RTL">آستان امامزاده صالح در دورهٔ قاجار مانند اغلب امامزاده های تهران قدیم و روستاهای اطراف گورستان بود. براین اساس بسیاری از چهره های برجسته بر حسب علاقه  و ارادت وصیت می کردند که پیکرشان در کجا دفن شود. منوچهر ستوده فهرست برخی از سرشناسان مدفون شده را اعلام کرده و تعدادی نیز در این سالها به آن فهرست افزوده شده است:</p>
<p dir="RTL"> مدفونین در جوار امامزاده صالح: 1. حاجیه شاهزاده صاحب خانم دختر ولیعهد عباس‌‌میرزا نایب‌‌السلطنه قاجار كه در سال 1310 ق. درگذشته؛ 2. میرزا نصرالله‌‌خان نایینى كه ابتدا ملقب به مشیرالملك بود و سپس لقب مشیرالدوله به او اعطا شد. در سال 1324 ق. فرمان مشروطیت به وسیله وى به ملت ابلاغ شد. در دوم صفر 1325 ق. از صدارت استعفا داد و در جمعه چهارم شعبان 1325 ق. درگذشت.</p>
<p dir="RTL"> 3 و 4. زوجه میرزا نصرالله‌‌خان به نام قدس‌‌الدوله دختر حاج میرزا تقى‌‌خان، و زیبا خانم (مادر و دختر(؛ 5 و 6. مؤیدالسلطنه میرزا عبدالحسین‌‌خان برادر قدس‌‌الدوله، و میرزا تقى خان فرزند مؤیدالسلطان؛ 7. میرزا حسن‌‌خان مشیرالدوله پیرنیا فرزند میرزا نصرالله‌‌خان مذكور كه به سن 63 سالگى، 29 آبان 1314 خ. درگذشت؛ 8. میرزا حسین‌‌خان مؤتمن‌‌الملك پیرنیا فرزند میرزا نصرالله‌‌خان در 9 شهریور 1326 خ. دفن شد؛ 9. محمدولى‌‌خان سپهسالار تنكابنى كه براى ندادن مالیات و نپرداختن قروض سیاسى خودكشى كرد.</p>
<p dir="RTL"> گروه دیگرى از مدفونین امامزاده: 1. میرزا ابوالقاسم‌‌خان آهى؛ 2. میرزا مجیدخان آهى؛ 3. دختر نایب‌‌السلطنه امیركبیر؛ 4. اژدرالممالك وكیل مجلس؛ 5. مساوات؛ 6. مدحت‌‌السلطنه؛ 7. دبیرالملك حاكم تهران؛ 8. پسر ساعدالدوله؛ 9. مؤیدالدوله اصلانى؛ 10. حكیم اعظم؛ 11. شمرانى وكیل مجلس؛ 12. مشارالسلطنه؛ 13. چایچى؛ 14. امیر منتخب؛ 15. امیر شوكت‌‌الملك خواجه نورى؛ 16. حاج صدرالسلطنه نورى؛ 17. حاج محمدجواد گنجه‌‌اى.</p>
<p dir="RTL"> البته در سال‌‌هاى اخیر همه سنگ‌‌هاى قبور را  كنده و مقبره اشخاص را نیز از میان برده‌‌اند. جاى تأسف است كه یك دوره تاریخ این سرزمین را زیر سیمان و سنگ مرمر بروجرد دفن كرده‌‌اند. صورت مفصلى از مدفونین امامزاده در صفحه 270 كتاب «جغرافیاى تاریخى شمیران« درج است.</p>
<p>در سال های اخیر چهره هایی به آن افزوده شده است:</p>
<ul>
<li><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87" title="فهرست مسجدهای ایران">طاهره صفارزاده</a></li>
<li><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C">مجید شهریاری</a></li>
<li><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%81%D8%AE%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87" title="مجید شهریاری">محسن فخری‌زاده</a></li>
</ul>
<p dir="RTL">چنار امامزاده</p>
<p dir="RTL"> راجع به چنار امامزاده، مادام دیولافوا  كه در دوره ناصرالدین شاه به ایران آمده، چنین شرحى دارد: «چنار عجیب و غریبى است كه كمتر نظیر آن در دنیا پیدا مى‌‌شود. قطر فوق‌‌العاده آن را نمى‌‌توان دقیقاً با رقم معین كرد، تقریباً محیط آن به پانزده متر مى‌‌رسد. هر یك از شاخه‌‌هاى آن مانند تنه درخت كهنسالى در بالاى بناى مسجد و سایر اطراف سر به آسمان كشیده است. این درخت عده  كثیرى را در سایه خود پناه مى‌‌دهد. مؤمنین در زیر سایه آن نماز مى‌‌خوانند. مكتب‌‌دار، اطفال را در آن‌‌جا جمع كرده ودرس مى‌‌دهد، قهوه‌‌چى سماور و استكان و لوازم خود را درون آن قرار داده است. سقا هم كوزه‌‌هاى پرآب خود را در گوشه‌‌اى از تنه آن گذارده است.» <strong><em>/ سفرنامه دیولافوا ایران، كلده و شوش</em></strong><strong>، ص 160.</strong></p>
<p dir="RTL"> ماركوپولو هم در سفرنامه خود در حدود هفتصد سال پیش، از این چنار یاد كرده است. پولاك نیز در صفحه 75 سفرنامه‌‌اش مى‌‌گوید: «چنار فوق‌‌العاده كهنى در قریه تجریش از مهم‌‌ترین نمونه‌‌هاى این درخت در جهان شمرده مى‌‌شود.»</p>
<p dir="RTL"> پیرمردان تجریش اعتقاد افسانه‌‌وارى درباره تاریخ تجریش دارند: «&#8230; هم‌‌زمان با پیداشدن امامزاده صالح در اراضى اطراف این باغ‌‌ها، گرگ فراوان پیدا شد و اسباب زحمت اهالى گردید. اهالى این اراضى را رها كرده به حوالى امامزاده روى آوردند و ساختمان كردند و تجریش فعلى را به وجود آوردند.» <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em></strong><strong>ص 200.</strong></p>
<p dir="RTL"> اولیویه فرانسوى در عصر آغامحمدخان به تهران آمده از امامزاده صالح چنین مى‌‌نویسد: هنگامى كه صاحب منصب و ملازمان ما مشغول تحصیل و جستجوى منزل براى ما بودند، ما فرصت را مغتنم شمرده، خواستار دیدار از داخل مسجد شدیم و به آسانى رخصت یافتیم. بعد از آن، اندازه و مقیاس و بزرگى و حجم چنارى را  كه در سایه آن نشسته بودیم، معلوم كردیم. داخل مسجد چیزى كه سزاوار ذكر باشد، نداشت، الاّ این‌‌كه مضجع شخصى بود كه ایرانیان بسیار محترم داشته، به زیارت قبر وى مى‌‌آمدند و «امامزاده صالح» مى‌‌نامیدند.</p>
<p dir="RTL"> اما چنار در اسفل ساقه، شكل مخروطى داشته و چنان معلوم بود كه موجب استحكام و دوام شده و اندازه كلفتى آن در جوار زمین، هفتاد قدم به شمار مى‌‌آمد. هر قدم دوازده اصبع است و بیست و سه قدم و چند اصبع قطر دایره آن مى‌‌شود. ساقه و شاخه‌‌هاى آن بى‌‌عیب و سالم بودند. چوب‌‌هاى شاخه‌‌هاى اصلى آن به نظر بهتر و سخت و نسج الیافش بیشتر از ساقه آن بود. آنچه در عمارات دولتى اصفهان از نوع این چوب‌‌ها، به صورت اسباب ساخته بودند، ملاحظه كردیم. بسى بهتر و اعلاتر از چوب گردو مشاهده افتاد. <strong><em>/ سفرنامه، </em></strong><strong>ص 76<em>.</em></strong></p>
<p> </p>
<p dir="RTL"> در بحرالانساب نیز از چنار یاد شده: «حسن نامى بهبهانى از پل كرخ (كَ‌‌رَ) كه امروز به كرج مشهور است، در تعقیب امامزاده صالح بود تا بالاخره در باغ جنت گلشن زیر چنار بزرگ چشمه‌‌سارى او را گرفتار كرد و با بیل كشت. چشمه‌‌سارى كه در قصه قتل امامزاده یاد شد، ظاهراً قناتى است كه در زیر چنار معروف آفتابى مى‌‌شد كه بعدها خشك شد. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران</em></strong><strong>، ص 259.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong><em>قنات امامزاده</em></strong></p>
<p dir="RTL"> دو قنات امامزاده كه اكنون خشك شده‌‌اند قبلاً مظهر آن‌‌ها در امامزاده صالح بود و آب آن را خانه‌‌هاى جنوبى امامزاده مصرف مى‌‌كردند.</p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده زید</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 Mar 2017 03:58:13 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[این بقعه در خیابان باب همایون در جنوب میدان سپه واقع است. طول داخلى آن قریب شش متر و عرض آن چهار متر است. ضریح چوبى زیبایى دارد. اثر قدیمى ندارد. لوحه كاشى‌‌كارى كوچك بالاى در آن مورخ به تاریخ 1311 ق. مى‌‌باشد. (پارچه­ روی ضریح «بن حسن» قید شده است).  امامزاده زید &#8211; این [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">این بقعه در خیابان باب همایون در جنوب میدان سپه واقع است. طول داخلى آن قریب شش متر و عرض آن چهار متر است. ضریح چوبى زیبایى دارد. اثر قدیمى ندارد. لوحه كاشى‌‌كارى كوچك بالاى در آن مورخ به تاریخ 1311 ق. مى‌‌باشد. (پارچه­ روی ضریح «بن حسن» قید شده است).</p>
<p dir="RTL"> <strong>امامزاده زید</strong> &#8211; این امامزاده از آثار پیش از دوران صفویه است كه به لحاظ سال تاریخ موجود در آن سومین بقعه متبركه تهران بعد از امامزاده یحیى و امامزاده سید اسماعیل است. در تاریخ 25 خرداد 1315 خ. ذیل شماره 259 در فهرست آثار ملى ایران به ثبت رسیده است. این بقعه در محله بازار، انتهاى بازار بزّازان معروف به بازار امیر، بین چهارسوق كوچك و انتهاى بازار ارسى‌‌دوزان قرار دارد. روى صندوق عتیقه مرقد امامزاده زید (ع) در حاشیه افقى، یكى در بالاى چهار بدنه صندوق و دیگرى در پایین چهار ضلع آن تعبیه شده است. حاشیه بالایى حاوى كتیبه‌‌اى است كه آن را به خط ثلث به‌‌طرز برجسته منبت‌‌كارى كرده‌‌اند و مشتمل بر دو آیه اول آیةالكرسى (آیات 256 و 257 سوره بقره) است، بعد از كلمات سمیع علیم كه انتهاى آیه دوم مزبور مى‌‌باشد، چنین نوشته شده است: «صدق اللّه العظیم و صدق رسوله الكریم» و در ادامه مرقوم گردیده: «تحریراً فى خامس شهر اللّه رجب المرّجب سنة اثنى و تسع مائه هجریة النبویه علیه افضل الصّلوات»</p>
<p dir="RTL"> بدین قرار صندوق مزبور در سال 902 ق. یعنى پنج سال قبل از رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران و جلوس رسمى شاه اسماعیل اول، سرسلسله صفویه، بقعه امامزاده زید تهران در حاشیه شمالى كنار شهر تهران قدیم وجود داشته و زیارتگاه پانصد سال پیش مردم این ناحیه بوده است. بر روى حاشیه پایین صندوق در هر طرف یك كتیبه به خط ثلث بر روى ترنجى طویل به طور برجسته نوشته شده، بر ضلع شمالى: هذه البرئه المقبره امامزاده سید زید بن زین‌‌العابدین بن حسین بن على علیه السلام.»</p>
<p dir="RTL"> بر ضلع شرقى: «عمل زبدتى‌‌الصناعین استاد حبیب و استاد احمد نجّارالبّاسانین.»</p>
<p dir="RTL"> بر ضلع جنوبى: نام بانى صندوق آمده «وقف نمود جناب عمده‌‌الصواحب فى‌‌الزمان بانى مبانى‌‌الخیرات خواجه قنبر على بن محمد زرین كمرالطّهرانى ادام توفیقه، كه نام بانى صندوق است.</p>
<p dir="RTL">  از صندوق كه بگذریم سایر قسمت‌‌هاى بقعه امامزاده زید تمامى از آثار دوره قاجاریه است. صحن و ایوان و حجرات آن در زمان ناصرالدین شاه احداث گردیده (به سفارش كامران میرزا نایب‌‌السلطنه در خلال 1297 تا 1301 ق.) <strong><em>/ </em></strong><strong><em>جنةالنعیم</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>ص 98<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> در بالاى دیوار حرم كتیبه‌‌اى از خشت‌‌هاى كاشى لاجوردى‌‌رنگ با خط ثلث كه مشتمل بر سوره دهر اهل اتى بوده كه پس از پایان سوره مزبور در گوشه شمال غربى حرم این اشعار به خط نستعلیق مرقوم رفته است.</p>
<p dir="RTL"> به عهد خسرو صاحب‌‌قران داراى دین‌‌پرور</p>
<p dir="RTL">سلیمان دویم فتحعلى شه ظل یزدانى</p>
<p dir="RTL"> قوام ملك شاهنشه جناب آصف‌‌الدوله</p>
<p dir="RTL">شد این محكم بناى دیرپا را از هم بانى</p>
<p dir="RTL"> پى تاریخ اول سال بنیادى خرد گفتا</p>
<p dir="RTL">به‌‌پا شد كعبه اول به حكم آصف ثانى</p>
<p dir="RTL"> به حساب ابجد سال تاریخ فوق 1245ق. مى‌‌شود.</p>
<p dir="RTL">  بین حرم و ایوان اصلى، دَرِ خاتم زیبایى نصب است كه بر آن عبارات زیر نوشته شده است:</p>
<p dir="RTL"> «صانع استاد كریم شیرازى ساكن دارالخلافه 1301»</p>
<p dir="RTL"> در ایوان بزرگ بقعه كتیبه‌‌اى به خط نستعلیق ذكر شده كه به عهد ناصرالدین شاه ایوان صحن حضرت زید بن على بن الحسین (ع) به امر شاهزاده اعظم امیركبیر نایب‌‌السلطنه كامران میرزا  كامكار صورت یافت و در پایان آن نوشته شده: «عمل استاد مهدى ولد مرحوم استاد على كاشى‌‌پز سنه 1297».</p>
<p dir="RTL"> در اتاق آینه‌‌كارى شده جنب حرم، مقبره حاجیه شاهزاده جهان سلطان خانم دختر خاقان مغفور فتحعلى شاه مورخ به سال 1312 واقع گشته و نیز مدفن شاهزاده فتحعلى‌‌خان فرزند هفت ساله كامران‌‌میرزا كه امیر توپخانه بوده و بر سنگ قبر بسیار زیباى آن تصویر برجسته طفل مزبور با لباس امیرى توپخانه و حمایل و شمشیر نیز به سال 1310 ق. حجارى گردیده است. لطفعلى‌‌خان زند نیز در جوار امامزاده زید دفن است. لوحه مربوط به لطفعلى‌‌خان از این قرار است:</p>
<p dir="RTL"> «هوالباقى»</p>
<p dir="RTL"> «لطفعلى‌‌خان زند فرزند دلاور محمدجعفر خان نواده برادرى كریم‌‌خان وكیل‌‌الرعایا سر سلسله زندیه است كه تولدش در حدود سال 1187 ق اتفاق افتاده در روزگار پادشاهى محمدجعفرخان، لطفعلى خان مأمور خطه لار و سواحل خلیج شد، چون پدرش به قتل رسید به پایتخت آمد و آن‌‌جا را در بهار سال 1203 ق از مدعیان سلطنت خالى نمود و خود در همان تاریخ به پادشاهى نشست و تا ربیع‌‌الثانى سال 1209ق سلطنت نمود تا آنكه در پنجم ربیع‌‌الثانى سال 1209ق در بم به دست حكمران آن‌‌جا گرفتار و كور گردید. طولى نكشید كه خان نابیناى زند در تهران مابین ماه‌‌هاى جمادى‌‌الاخر و رجب سال 1209ق در سن 22 سالگى به قتل رسید و سپس در امامزاده زید تهران به خاك سپرده شد، به تاریخ آبان ماه 1319 خ.».</p>
<p dir="RTL"> راجع به تعمیرات بقعه در كتیبه‌‌اى به خط ثلث چنین ثبت است:</p>
<p dir="RTL"> «در فروردین ماه 1319خ كه تعمیرات ضرورى بقعه امامزاده زید آغاز شد، كاشى‌‌كارى گنبد آن هم كه تا آن وقت انجام نیافته بود، مورد نظر وزارت فرهنگ قرار گرفته و در آذرماه 1322خ. پایان یافت.»</p>
<p dir="RTL"> كاشى‌‌كارى گنبد و تجدید تعمیر ایوان و آینه‌‌كارى رواق و حرم و مقبره جنب آن در خلال سال‌‌هاى 1316 &#8211; 1315 خ. انجام شده است. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 22.</strong></p>
<p dir="RTL"> در صفحه 331 كتاب «زندگانى من» مستوفى آمده: «در دوره‌‌هاى سابق بر این دوره تجار مجموعه‌‌هاى صحن امامزاده زید را در ماه رمضان موقتاً اجاره كرده، هر یك شعبه‌‌اى از دكان خود را به آن‌‌جا برده نمایشگاهى ترتیب مى‌‌دادند و این بهترین تدبیر براى فروش امتعه بود.»</p>
<p dir="RTL"> «در تهران قدیم امامزاده زید محل تجمع مردم تهران و یكى از محل‌‌هاى گردش ایشان بود كه تعدادى هم از آن‌‌ها جهت یافتن زن یا دختر و یا پسرى در این معركه حاضر مى‌‌شدند و این وضع به قدرى بد شد كه خبرهاى ناهنجارى به ناصرالدین شاه رسید و او از قاآنى شاعر آن دوران موضوع را استفسار مى‌‌كند و قاآنى در پاسخ مى‌‌گوید: «امامزاده زید یعنى دكانى كه هر آینه صبیه باكره در آن رود تیبه [غیر باكره] باكرّه بیرون آید.» <strong><em>/ تاریخ اجتماعى تهران</em></strong><strong>، ج4، ص 340.</strong></p>
<p dir="RTL">براى آشنایى با جایگاه امامزاده زید در میان مردم تهران به مطالبى از روزنامه وقایع اتفاقیه توجه مى‌‌كنیم. قاعده دارالخلافه تهران این بوده كه در ایام ماه رمضان‌‌المبارك اهالى شهر از كثرت نقاهت روزه، از صبح تا وقت ظهر در منزل‌‌هاى خود به استراحت مشغول باشند&#8230; از سه ساعت به غروب مانده الى مغرب قرار این ایام است كه در امامزاده زید به جهت مشغولیت كه روز را به شام برسانند در گردش باشند&#8230; الى صبح در امامزاده به گردش خواهند بود.» / وقایع اتفاقیه سنه 1267 نمره نوزدهم.</p>
<p dir="RTL"> «.. به جهت مشغولیت، در امامزاده زید جنب بازار و كاروانسراى اتابكیه، كه كسبه اسباب و ظروف و قطعات چیده‌‌اند به داد و ستد و تفرج به شام مى‌‌رسانند&#8230;» <strong>/ همان مرجع، نمره بیست ودویم.</strong></p>
<p dir="RTL"> «پیش طاق‌‌هاى حجرات امامزاده زید، جنب بازار و سراى اتابكیه را در این ایام روزه خوب بسته‌‌اند و آن‌‌چه اسباب تحفه و قطعه كه در این شهر به هم مى‌‌رسیده و از سایر ولایات آورده‌‌اند، همه را آورده در پیش روى حجرات چیده‌‌اند&#8230;» <strong>/ همان مرجع، نمره بیست و چهارم.</strong></p>
<p dir="RTL"> مهدى بامداد هم تعبیرى درباره امامزاده زید دارد:</p>
<p dir="RTL"> «در دوره فتحعلى شاه به واسطه این‌‌كه در شب‌‌هاى جمعه در امامزاده یحیى ازدحام مى‌‌شد محل آشنایى مردها با زن‌‌ها در آن‌‌جا بود. در زمان محمد شاه مدتى این كار در امامزاده زید صورت مى‌‌گرفت. در زمان ناصرالدین شاه در تیمچه حاجب‌‌الدوله، سید نصرالدین و حضرت عبدالعظیم و در زمان مظفرالدین شاه و دوره مشروطیت خیابان لاله‌‌زار و در این ایام در همه جا.» <strong><em>/ شرح رجال ایران، </em></strong><strong>ج 6، ص 54.</strong></p>
<p dir="RTL"> یكى از متعلقات امامزاده زید، مدرسه امامزاده است كه از نوع مدارس قدیم و مربوط به دوران پیش از قاجاریه مى‌‌باشد.</p>
<p dir="RTL"> جعفر شهرى چنین مى‌‌نویسد: «اگرچه مدفون در آن امامزاده واجب‌‌التعضیمى است&#8230; اما دالان و حجرات آن جز آن نبود كه انبار و بارانداز كسبه اطراف آن بوده باشد و حوض و فضاى صحنش كه همواره مشتى بیكاره و لخت و عور در آن به شستشوى كثافات رخوت و تن و سر مشغول بوده، در سایه درختان یا گوشه كنار اتاق‌‌هایش لنگ پاره‌‌هایى انداخته استراحت نمایند و ضلع جنوب شرقى آن قهوه‌‌خانه‌‌اى كه مانند امامزاده سید ولى پاتوق مطرب‌‌ها و الدنگ‌‌ها و هرزگان و منحرفین شده باشد و رواق و مضجعش خوابگاه شب‌‌هاى گدایان و ولگردان و بى‌‌خانمان‌‌ها و ظهور بسا اعمال ننگین آن‌‌ها و روزها خلوتگاه عشاق و فَسَقه گردیده باشد و تنها چیزى كه در آن به چشم نمى‌‌آید آن‌‌كه كسى براى نماز و زیارت و عبادت به آن رو آورد. مردها و فاعلین كه بچه رقاص‌‌هاى مطرب‌‌هاى قهوه‌‌خانه را در كنار و گوشه مسجد و پشت ضریح امامزاده بكشند و پسرها و دخترهایى كه سر بر سر هم به مقبره چسبانده راز و نیاز كرده، در خلوت‌‌هاى آن رفع حاجت نمایند. مگر زن‌‌هایى كه بنا به عبادت تقدس و مراجعه به اماكن مقدسه دیگر در شب جمعه‌‌ها و در صحن و كوچه شمالى آن اجتماع كرده از پنجشنبه بازار آن خرت و پرت خرید بكنند و بى هدف‌‌هایشان هم بدكاره‌‌ها را با خود به امامزاده بكشانند، تا اواخر كه وضع آن‌‌چنان به افتضاح كشیده شده بود كه كمتر محترمى مى‌‌توانست در آن قدم بگذارد و كمتر بزرگ خانواده‌‌اى كه اجازه دخول به آن به زن و بچه خود داده، آن را زیارتگاه و محل امن بشناسد. <strong><em>/ تهران قدیم، </em></strong><strong>ج 2، ص 244.</strong></p>
<p dir="RTL"> علاوه بر این نویسنده جنةالنعیم درباره این امامزاده مى‌‌گوید:</p>
<p dir="RTL"> «به طریق تحقیق این امامزاده زید كه در جامعه تهران است، زید بن حسن بن على نیست، و وى یا در حاجز یا در بقیع مدفون است. و زید بن على بن الحسین هم نیست. وى به تاریخ مسطور در كوفه شهید شد، و یقیناً استخوان او را به رى نیاوردند و بدن شریفش را نقل نكردند و زید بن موسى بن جعفر هم نیست. و وى در «سر من راى» سامره رحلت كرد و مدفون شد و ایضاً زید بن حسن بن موسى ثانى كه از فرزندان موسى‌‌الجون پسر عبدالله محض كه آل او را زیود خوانند نیز نیست. از آن‌‌كه مدفون وى جز رى مى‌‌باشد.»</p>
<p dir="RTL"> وى سپس از مجموع تحقیقات خویش با استناد به كتاب منتقله‌‌الطالبیه چنین نتیجه گرفته است:</p>
<p dir="RTL"> «زید نامى از امامزادگان كه حَسنى است، به چند فاصله و واسطه به حضرت امام حسن مجتبى (ع) مى‌‌رسد. در رى آمده، وفات نموده است و جز این بزرگوار در رى و اطراف آن مزارى كه به دین اسلام معروف باشد، نیست و به واسطه فاصله كثیره كه بین این امامزاده مكرم است با حضرت امام حسن (ع) معلوم مى‌‌شود بعد از حضرت عبدالعظیم به رى آمده است.» <strong><em>/ </em></strong><strong><em>جنةالنعیم</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>ص 153.</strong></p>
<p dir="RTL"> عبداللَّه مستوفى مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «یكى از كارهاى رایج، گردش در بازارها بود. مردم، به خصوص اعیان بعد از نماز ظهر و عصر و شنیدن موعظه، براى گذراندن وقت به بازار مى‌‌رفتند و خریدهایى هم مى‌‌كردند و به بعضى دكان‌‌هاى خرازى و بزازى به خصوص دكان حاجى ابوالفتح بلورفروش حكماً سرى مى‌‌زدند. بر فرض كه چیزى نمى‌‌خواستند بخرند، در صحن امامزاده گردش مى‌‌كردند و وقت مى‌‌گذراندند و انگاره كار را طورى مى‌‌گرفتند كه وقتى به خانه برسند، وقت افطار و سر سفره گسترده بروند. البته گردشى هم در مسجد شاه مى‌‌كردند.» <strong><em>/ شرح زندگانى من</em></strong><strong>، ج 1، ص 331.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
