<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>طبیب &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%d8%b7%d8%a8%db%8c%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 18 Mar 2017 14:14:54 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>طبیب &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>امیر اعلم</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%85/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 14:14:54 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[(زاده 1256 تهران- در گذشته 1340ش.) دكتر امیرخان امیراعلم، فرزند علی اكبر خان معتمد الوزاره، به اتفاق والدین خود به تركیه و سوریه سفر كرد. بعد در زمان مظفرالدین شاه، در دانشكدۀ پزشكی فرانسوی بیروت، مشغول به تحصیل و درسال ۱۲۸۰ش. فارغ‌‌التحصیل شد. سپس به فرانسه رفت و در مدرسۀ طبی نظامی لیون، مشغول به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">(زاده 1256 تهران- در گذشته 1340ش.) دكتر امیرخان امیراعلم، فرزند علی اكبر خان معتمد الوزاره، به اتفاق والدین خود به تركیه و سوریه سفر كرد. بعد در زمان مظفرالدین شاه، در دانشكدۀ پزشكی فرانسوی بیروت، مشغول به تحصیل و درسال ۱۲۸۰ش. فارغ‌‌التحصیل شد. سپس به فرانسه رفت و در مدرسۀ طبی نظامی لیون، مشغول به تحصیل شد.</p>
<p dir="RTL">پس از اتمام تحصیلات، با رتبۀ سروانی، در دارالمعلمین طبی نظامی پاریس، موسوم به والدوگراس وارد شد و مدت دو سال نیز در آنجا به تحصیل پرداخت. وی با رتبۀ سرتیپی، به ریاست بهداری ارتش انتخاب شد و پس از چندی تنظیم تشكیلات بهداری ژاندارمری جدیدالتأسیس را بر عهده گرفت. وی قورخانه كهنه را، به كمك برادرش غلامحسین اعلم، به صورت بیمارستانی آبرومند در آورد و آن را، بیمارستان نظامی احمدیه(سپه)، نام نهاد.وی مشاغل دیگری چون عضویت شورای عالی فرهنگ، وزیر فواید عامه، نمایندگی و نایب رئیسی مجلس و وزیر فرهنگ (معارف) وریاست كل بهداری كشور (مجلس حفظ الصحه)، نیز داشت.</p>
<p dir="RTL">وی در اواخر سلطنت احمد شاه، سمت طبیب مخصوص او را بر عهده داشت و پس از روی كار آمدن رضا شاه نیز به عنوان طبیب مخصوص او به ادامة فعالیت پرداخت. در سال 1314ش.، ریاست تالار تشریح دانشكدۀ پزشكی به او محول و در سال 1318ش. به سمت كارمند پیوسته و رئیس كمیسیون پزشكی فرهنگستان انتخاب و بعد به نیابت ریاست فرهنگستان منصوب شد. در سال 1327ش.، وزارت بهداری به او واگذارشد، ولی پس از مدت كوتاهی به علت كسالت از كار كناره گرفت. دكتر امیراعلم در سال ۱۳۲۹ش. بازنشسته شد و در زمرۀ استادان افتخاری دانشكده درآمد.وى از اطباى تحصیل كرده تهران بود و چندین بار وزیر، نماینده مجلس و سناتور و چند سالى نیز طبیب خاص رضاشاه بود. <strong><em>/ شرح رجال ایران</em></strong><strong>، ج 5، ص 32.</strong></p>
<p dir="RTL"> او با زرنگى موقعیت و منافع خود را در دوره قاجاریه و پهلوى حفظ كرد. بیمارستان زنان و كودكان امیر اعلم در سال 1335 ق. (1295 خ.) توسط ایشان تأسیس شد و مریض‌‌خانه نسوان نامیده شد. در سال 1322 خ. بخش زنان به بیمارستان زنان مقابل پیچ شمیران منتقل شد.</p>
<p dir="RTL"> وى در سال 1332 ق. (1292 خ.) بیمارستان دیگر[ى] با نام بیمارستان نظامیه احمدیه در میدان توپخانه در محل قورخانه كهنه تأسیس كرد كه بعدها تعطیل شد. <strong><em>/ تاریخ تهران (حجت بلاغى)، </em></strong><strong>ج 1، ص 268.</strong></p>
<p dir="RTL"> طورى‌‌كه قهرمان میرزا سالور مى‌‌نویسد: «پس از اعلام انقراض قاجاریه امیر اعلم فوراً كاشى‌‌هاى سردر مریض خانه احمدیه را شكست. هر كس دید فحش داد.» <strong><em>/ روزنامه خاطرات عین‌‌السلطنه</em></strong><strong>، ج 9، ص 7385.</strong></p>
<p dir="RTL"> امیر اعلم با افسر وثوق دختر حسن وثوق (وثوق‌‌الدوله) ازدواج كرد. <strong><em>/ تهران به روایت تاریخ، </em></strong><strong>ج 4، ص 2214.</strong></p>
<p dir="RTL"> هنگامى كه سردار سپه اعلام كناره‌‌گیرى از قدرت كرد و به بومهن رفت، عده‌‌اى از طرف فراكسیون آزادى خواه تعیین شدند كه به بومهن نزد ایشان رفته و تقاضا كنند كه از تصمیم جدى خود برگردد. امیر اعلم یكى از آن افراد بود. <strong><em>/ احزاب سیاسى ایران، </em></strong><strong>ج 2، ص 76.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b9%d9%84%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اُرس (قبر)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%8f%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%a8%d8%b1/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%8f%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%a8%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2017 00:40:29 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%8f%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%a8%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[سر قبر ارس در كوه‌‌هاى شمیران در دامنه توچال درون دره‌‌اى است كه كمى بالاتر از بند سنگى نود گیله «قبرارس« قرار دارد. مغرب آن بند مگس زاغ و مشرق آن بند شیرپلا و شمال آن دره فراخ‌‌لا است. در این‌‌جا بر سنگ بزرگى از جنس گرانیت عبارتى به زبان فرانسه نوشته شده كه ترجمه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">سر قبر ارس در كوه‌‌هاى شمیران در دامنه توچال درون دره‌‌اى است كه كمى بالاتر از بند سنگى نود گیله «قبرارس« قرار دارد. مغرب آن بند مگس زاغ و مشرق آن بند شیرپلا و شمال آن دره فراخ‌‌لا است. در این‌‌جا بر سنگ بزرگى از جنس گرانیت عبارتى به زبان فرانسه نوشته شده كه ترجمه فارسى آن چنین است:</p>
<p dir="RTL"> «هنگام وبا كنت دوسارتیژ و فرانسویان مقیم طهران در این دره سنگلاخ و كنار این چشمه‌‌هاى پرجوش و خروش دور از بلا اردو زدند. 20 اوت 1840. ژنرال بارتلمى سمینو، ژ.پ فریه صاحب منصب سوار، ه . &#8211; ویدال، ب. نیكلا، د. ژاكه.</p>
<p dir="RTL"> از بازماندگان ژنرال سمینو، نصرت‌‌الله سمینو است كه اطلاعات زیر را درباره جد خود داده است:</p>
<p dir="RTL"> ژنرال بارتلمى سمینو پسر آمبروا سمینو است كه ژنرال قنسول ایتالیا در فرانسه بوده و با زنى فرانسوى ازدواج كرده كه در سال 1776 پا به عرصه حیات گذاشته است. بعدها تبعیت دولت فرانسه را پذیرفته و در قشون ناپلئون داخل گردیده است.</p>
<p dir="RTL"> پس از تبعید ناپلئون به یونان سپس به روسیه و از آن‌‌جا به اتفاق طبیب خود دكتر كرمیك به تبریز وارد گردید.</p>
<p dir="RTL"> در تبریز مورد توجه عباس میرزا قرار گرفت و در باب تشكیلات قسمت‌‌هاى سپاه ایران به تقلید قشون فرانسه به او كمك‌‌هایى كرد و در جنگ با روسیه، در خدمت عباس میرزا شركت كرد.</p>
<p dir="RTL"> در جنگ اول هرات در زمان محمدشاه ژنرال سمینو شركت داشت. در جنگ دوم در زمان ناصرالدین شاه هم دخیل بود. در جنگ اول ژنرال براوسكى لهستانى هم با او همكارى داشت. براوسكى در این جنگ كشته شد و سمینو همسر او را به زنى گرفت و از او پسرى به نام نیكلا سمینو به دنیا آمد.</p>
<p dir="RTL"> نزدیك اردوگان فرانسویان، نزدیك خطالراس گورى است كه كلماتى به خط لاتین بر آن حك شده ترجمه فارسى آن چنین است:</p>
<p dir="RTL"> این‌‌جا آ. آنتونلى دوماچرتا كه از بیمارى وبا درگذشته است، به خاك سپرده شد. در اوت 1846.</p>
<p dir="RTL"> كف گودال نزدیك اینجا سنگ قبرى با نوشته‌‌اى به زبان فارسى است كه عبارات زیر بر آن حك شده است.</p>
<p> «هوالباقى. وفات مرحمت پناه مطیع الاسلام آلیا آنتونلى ساعت ساز طایفه ایتالیا از مملكت ماچرلاتا در شهر شعبان 1262 از ناخوشى وبا وفات یافت«. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em>ج 1، ص 190، به نقل از مجله<em> یادگار</em>، ش 4 و 5، صص 28 تا 35 و نیز مقاله‌‌اى از احمد توكلى در ش 1 و 2 </strong>!رجوع کنید به <strong>سمینو</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%8f%d8%b1%d8%b3-%d9%82%d8%a8%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>احیاءالسلطنه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Feb 2017 02:17:48 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[دكتر حسین خان احیاءالسلطنه طبیب اواخر دوره قاجاریه و اوایل پهلوى در شهر تهران است.  وى نمایندگى مجلس شوراى ملى را نیز داشته است: «.. خواست كار را به مجلس كشاند در آن‌‌جا مدرس و حائرى‌‌زاده از احساسات عمومى استفاده كرده مانع شدند. اما تیر آخر را سیلى دكتر بهرامى (احیاءالسلطنه) در مغز جمهورى خالى [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">دكتر حسین خان احیاءالسلطنه طبیب اواخر دوره قاجاریه و اوایل پهلوى در شهر تهران است.</p>
<p dir="RTL"> وى نمایندگى مجلس شوراى ملى را نیز داشته است: «.. خواست كار را به مجلس كشاند در آن‌‌جا مدرس و حائرى‌‌زاده از احساسات عمومى استفاده كرده مانع شدند. اما تیر آخر را سیلى دكتر بهرامى (احیاءالسلطنه) در مغز جمهورى خالى كرد. او در جلسه علنى مجلس به گوش مدرس سیلى زد و ختم جمهورى را برچید&#8230; .» <strong><em>/ از سید ضیاء تا بختیار، </em></strong><strong>ص 67.</strong></p>
<p dir="RTL"> «در هر حال این روزها دیگر مدرس كسى نبود كه سید محمد تدین بتواند با او خشونت یا احیاءالسلطنه او را چك‌‌كارى كند، بلكه در این وقت سید، یكه‌‌تاز میدان ضد سردار سپه شده بود.» <strong><em>/ شرح زندگانى من، </em></strong><strong>ج 3، قسمت دوم، ص 430.</strong></p>
<p dir="RTL"> مورخ‌‌الدوله نیز خاطره‌‌اى از او نقل مى‌‌كند: «سه‌‌شنبه 28 شعبان 1335 ق. / 19 ژون 1917 م. به مناسبت ورود محبوسین فارس دكتر ملك‌‌زاده و منتصرالدوله و یاور فتحعلى خان و شانزده نفر دیگر عده كثیرى از تهران تا شاه‌‌آباد به استقبال رفته با اجلال و تكریم فوق‌‌العاده آن‌‌ها را تا منزل دكتر حسین‌‌خان احیاءالسلطنه مشایعت نمودند.» <strong><em>/ ایران در جنگ بزرگ</em></strong><strong>، ص 484.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%ad%db%8c%d8%a7%d8%a1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
