<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شمیران &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 01 Aug 2022 09:57:34 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>شمیران &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>تاریخچه مذهب مردم شمیران از آغاز تا کنون</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%aa/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%aa/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Aug 2022 09:57:34 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[تاریخچه مذهب مردم شمیران از آغاز تا کنون از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟  به کجا می روم آخر ننمایی وطنم مولوی چکیده: مردم گستره شمیران (قصران و ری) در آغاز عناصر را می پرستیدند(ایران قدیم، ص223) مثل آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و نور و آتش و باد و باران(قصران، [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">تاریخچه مذهب مردم شمیران از آغاز تا کنون</p>
<p dir="RTL" align="right"><strong>از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟</strong> </p>
<p dir="RTL" align="right"><strong>به کجا می روم آخر ننمایی وطنم</strong></p>
<p dir="RTL" align="right">مولوی</p>
<p dir="RTL"><strong>چکیده:</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>مردم گستره شمیران (قصران و ری) در آغاز عناصر را می پرستیدند(ایران قدیم، ص223) مثل آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و نور و آتش و باد و باران(قصران، ص592) حتی درختان را مقدس می شمردند.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>آریاییان هندی و ایرانی در این دوره قوای طبیعت را می پرستیدند. پس از جدایی اقوام هندی و ایرانی از هم «آریان های ایرانی زودتر از آریان های هندی ترقی کرده به درجه پرستش خدای یگانه رسیدند.»( تاریخ ایران قدیم) و اهورامزدا را خدای بنی آدم می شناختند.</strong><strong>نشانه هایی از ایمان ساکنان ری و قصران به</strong><strong>اهورامزدا وجود دارد. این پهنه </strong><strong>خاستگاه مغان ری و دماوند است.</strong><strong> وجود قبرستان قیطریه آهار و ایگل متعلق به </strong><strong>۳</strong><strong> هزار و دویست سال پیش نشان می دهد،</strong><strong> </strong><strong>ظهور زرتشت بعد از قرن نهم ق. م. بوده چون در زمان زرتشت مرده را به خاک نمی سپردند.</strong><strong>مغان روحانی پیش از مادها و زرتشتیان پیدا شدند و به ترویج آیین خود پرداختند. اما بعدها با رواج زرتشتی این آیین را پذیرفتند و مروج این مذهب شدند. هرچند در تغییر برخی از تعلیمات آن موثر بودند. یعنی مغان پس از روی کار آمدن در این پهنه حضور خود را تا ظهور اسلام در منطقه حفظ کردند گو این که در ادوار مختلف دیگر آیین ها را پذیرفتند و تبلیغ آنها پرداختند.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>دین ماد باستان یک دین ابتدائی مزدائی بود. (دین‌های ایران باستان)مغان مادی زرتشتی نبودند. اما نشانه هایی از رواج آیین زرتشتی در این دوره در شمیران وجود دارد.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>تثلیث اهورامزدا، مهر، ناهید ظاهرا از هخامنشی تا پایان اشکانی رواج داشته است.(قصران) در این دوره نیز همچنان مردم شمیران از آیین زرتشتی پیروی می کرده اند. حتی اگر در پذیرفتن گفته پیرنیا تردید کنیم: «</strong><strong>شاهان هخامنشی زرتشتی بوده اند.»(تاریخ ایران قدیم)چون کریمان گوید که به دلایلی چند پادشاهان هخامنشی زرتشتی نبوده اند(قصران).</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>بعد از فروپاشی هخامنشیان بدون شک تا پایان سلسله اشکانی آیین زرتشت بر منطقه ری و قصران سیطره داشت. گو این که به سبب بی توجهی حاکمان رونقی نداشت و نیز نباید از حضور دیگر آیین ها نظیر مانویان و مزدکیان و غیره غافل بود. </strong><strong>زمان حمله اسکندر اغلب سرزمین گسترده ایران زمین آیین زرتشتی رواج داشت و در جای جای این سرزمین آتشگاه های زرتشتی برپا بود که وی بسیاری از آن ها خراب کرد.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>در عصر ساسانیان از تسامح هخامنشیان و اشکانیان خبری نیست. ساسانیان بنا بر مصالح سیاسی کشور، در مقابل دشمنی رومی ها مجبور شدند دین زرتشتی را مذهب رسمی ایرانیان کنند. تا اینکه در زمان ساسانیان  آیین زرتشت دین رسمی کشور شد که ری و مناطق پیرامون آن از اهمیت خاصی برخوردار شد .</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>بعد از سقوط ساسانیان و با فتح ری و رواج دین اسلام آرام آرام روستاهای اطراف ری و قصران خارج نیز یک به یک بدین آیین درآمدند. در ابتدا جملگی به طریق سنت بوده اند و اکثر به امویان تمایل نشان می دادند. گو این که آیین زرتشتی هم در این هنگام تا زمانی دراز همچنان رونق داشت.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>در قصران داخل که هنوز زرتشتی بودند با روی کار آمدن علویان به خواست بزرگان محلی حسن بن زید علوی در سال </strong><strong>۲۵۰</strong><strong>ق. برای دعوت مردم به اسلام به نواحی دماوند و فیروز کوه و قصران رفت. مردم ضمن پذیرش اسلام با او بیعت کردند</strong><strong>. </strong><strong>وجود امامزاده های فراوان این منطقه گواه این دعوی است.</strong><strong>با ظهور صفویان موقعیت شیعه در ایران دچار تحول عظیمی شد. تشیع مذهب رسمی کشور شد و بسیار قوت یافت و تا کنون ادامه یافته است.</strong></p>
<p dir="RTL">بشر از وقتی که وجه تمایز خود را از دیگر جانداران فهمید، برای یافتن گم گشته اش بسیار کوشید. از سر ترس و نیاز، خورشید و ماه و غیره را ستایش کرد و پرستید و این شروع تفکری بود که به پیدایی دین انجامید. دین، <a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" title="جهان بینی (page does not exist)">جهان بینی</a> و مجموعه‌ای از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1" title="باور">باورها</a>یی است که می کوشد تا پاسخی برای گم گشته انسان باشد تا بداند جهان ما از کجا آمده است؟ خدا چه نقشی دارد؟ سرشت جهان چیست؟ از کجا آمده‌ایم و آمدنمان بهر چه بوده‌ است؟ منشأ جهان چیست و پایانش چگونه است؟ جدال مکاتب فراوان دنیای امروز از همان دوران آغاز شد و با نبرد دهریون و قشریون و بسیار اندیشه های دیگر ادامه یافت.</p>
<p dir="RTL"><strong>پیش از تاریخ: دوران پرستش طبیعت:</strong></p>
<p dir="RTL">مردم گستره شمیران (قصران و ری) در آغاز عناصر را می پرستیدند(ایران قدیم، ص223) مثل آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و نور و آتش و باد و باران(قصران، ص592) حتی درختان را مقدس می شمردند.</p>
<p dir="RTL">حدود 6200 سال پیش آثار تمدن در سیلک و چشمه علی شهر ری و نقاط دیگر کشف شد. دوران برنز از پنج هزار سال پیش آغاز شد که آغاز تمدن و فرهنگ در ایران در عیلام کهن است. دوره پایانی هزاره سوم پیش از میلاد فلات ایران نهایت اعتبار یافت. پادشاهان میان رودان از تمدن و فرهنگ ایرانی تاثیر پذیرفتند(تاریخ فرهنگ ایران، جمال انصاری، ص45.) قبل از <a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%B3%D9%85&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" title="مزدائیسم (صفحه وجود ندارد)">مزدائیسم</a> از اعتقادات دینی مردمی که در نواحی مختلف ایران‏ زندگی می‌کردند، اطلاعات ما منحصر است به دین ایلامیان. ایلامیان جزو اولین گروه‌هایی هستند که بر ایران مسلط شده‏‌اند. (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%B9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86#CITEREF.D8.A8.D9.87.D8.B2.D8.A7.D8.AF.DB.8C.D8.A7.D8.B3.D9.81.D9.86.D8.AF_1369">قوم‌های کهن: ایلام (دین، هنر و فرهنگ)</a>، بهزادی، ۸۱۶.) ایلامی‏ها به زندگی پس از مرگ اعتقاد داشتند. آنان از هزاره چهارم قبل از میلاد در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%88%D8%B4" title="شوش">شوش</a> ساکن‏ بودند و با حمله <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D8%A7%D9%84" title="آشوربانی‌پال">آشوربانی‌پال</a> از صفحه تاریخ محو گردیدند لیکن طولی نکشید که قوم و دولت ایلام‏ جزئی از شاهنشاهی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%B4%DB%8C" title="هخامنشی">هخامنشی</a> را تشکیل داد.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%B9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86#CITEREF.DA.A9.D8.B1.D8.AF.D9.88.D8.A7.D9.86.DB.8C1349">باستان شناسی: زیگورات چغازنبیل</a>، کردوانی، ۳۹.) کشف قبوری که به 3200 سال قبل تعلق دارد می رساند که زرتشت در آن دوران هنوز ظهور نکرده بود.گورهای کشف شده دروس، قیطریه، ایگل، آهار و غیره که به دوران پیش از مغان مربوط است ظروف غذا و وسایل جنگی همراه مرده دفن شده است اما لاشه را با موم نپوشانده اند.(تهران سه هزار و دویست ساله،ص 4.)</p>
<p dir="RTL"><strong>دوره آریاییان:</strong></p>
<p dir="RTL">مردم قصران دسته ای از اقوام آریایی هستند که به روزگار پیش از تاریخ به سرزمین ماد و از جمله ری و نواحی آن در آمدند این اقوام در آغاز عناصر را می پرستیدند و قوای طبیعی مثل آسمان و خورشید و ماه و نور و آتش و باد و باران را مقدس می شمردند و خدایانی که مظاهر آن ها بودند می ستودند و برای آن ها قربانی و شربت متبرک هوم اهدا می کردند.(تاریخ ایران قدیم، ص223) ما از تمدن قوم هند و ایرانی در دوران دور تاریخ اطلاع چندانی نداریم. زیرا هیچ نوع اسناد مکتوب یا نشانه ای باقی نگذاشته‌اند. ( مزدیسنا و ادب فارسی، ص ۳۴) بر طبق یکی از تعاریف آریاییان کسانی هستند که به زبان آریایی تکلم می‌کنند، حال رنگ پوستشان یا خونشان از هر نژاد که باشد، تفاوتی ندارد.(مزدیسنا و ادب فارسی، ص ۳۴.) کهن‌ترین دوره‌ای که بدان دسترسی داریم و معتقدات روحانی در بین آریاییان مشاهده می‌شود، زمانی است که آن ها قوای طبیعت را پرستش می‌کردند. خورشید و آسمان مقام نخست را داشتند. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7" title="وارونا">وارونا</a> (آسمان)، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%AA%D8%B1" title="آتر">آتر</a> (آتش، نور)، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%A7" title="میترا">میترا</a> (مهر یا خورشید)، ماه و ستارگان، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AA%D8%A7" title="آناهیتا">آناهیتا</a> (زهره)، وَرَهران (بهرام یا مریخ)، خشتریَه (تیر یا عطارد)، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7" title="ایندرا">ایندرا</a> (آذرخش)، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%88_%28%D8%A8%D8%A7%D8%AF%29" title="وایو (باد)">وایو (باد)</a>، گواتَه (نسیم) و زمین خدایان قوم آریا بودند.(مزدیسنا و ادب فارسی، ص ۳۶.) پس از جدایی اقوام هندی و ایرانی از هم آریان های ایرانی زودتر از آریان های هندی ترقی کرده به درجه پرستش خدای یگانه رسیدند.امروزه می‌دانیم که در دین و آیین هند و اروپایی نه پرستشگاه وجود داشته‌است، نه <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3" title="تندیس">تندیس</a> و پیکره خدایان.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C#CITEREF.D8.A8.D9.86.D9.88.D9.86.DB.8C.D8.B3.D8.AA1354">دین ایرانی</a>، بنونیست، ص۳۹ .)</p>
<p dir="RTL">دین کهن اقوام ایرانی‌تبار برگرفته از عقاید کهن‌تر آریایی‌هاست در طی تکامل این عقاید، هر یک از اجزای طبیعت، به صورت خدایی درآمده‌ بود و بدین‌گونه خدایان بسیاری بر سرنوشت جهان فرمانروایی ‌می‌کردند.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.D8.A8.D9.87.D8.A7.D8.B11376">از اسطوره تا تاریخ</a>، بهار، ۹۴.)</p>
<p dir="RTL">به استناد کتیبه بوغاز در آسیای صغیر دست کم تا سال 1350 ق. م. ایرانی ها و هندی ها مذهب و زبان واحدی داشته اند. بین قرون نهم و چهاردهم قبل از میلاد جدایی مذهب میان آن ها رخ داده است ایرانی ها به موجودات خیر و شر که گنج ها و ذخایر(از همه مهم تر روشنایی و باران بود.) طبیعت را در اختیار داشتند،معتقد بودند. بعدها آریان های ایرانی زودتر از آریان های هندی ترقی کرده به درجه پرستش خدای یگانه رسیدند.(تاریخ ایران قدیم، صص16و15. )</p>
<p dir="RTL"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86" title="آریاییان">آریاییان</a> ایران و هند به یک آیین کیهانی یا نظام مقدس اعتقاد داشتند که با واژه اَرته (با فتح اول و سوم) بیان می‌شده‌ است و آن نگهبان و حافظ نظم و سامان ستارگان و ماه و خورشید و راهنمای گردش و تعادل آن ها در آسمان بود.( مجله بخارا، ش ۳، مقاله:آیا هخامنشیان زرتشتی بوده‌اند؟ یحیی ذکاء، ص ۲۹.)</p>
<p dir="RTL"><strong>دوران مزداییان:</strong></p>
<p dir="RTL">در این دوره ایرانی ها به درجه پرستش خدای یگانه رسیدند.(تاریخ ایران قدیم) و اهورامزدا را خدای بنی آدم می شناختند.آیین کهن آریاییان در میان قوم <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="هندوایرانی">هند و ایرانی</a> تا دیرباز و تا پیدایش <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C%DA%AF_%D9%88%D8%AF%D8%A7" title="ریگ ودا">ریگ ودا</a> در میان هندوان و تا آغاز ظهور <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" title="زرتشت">زرتشت</a> در میان ایرانیان باقی بود. در کتاب مقدس <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%86%D8%AF%D9%88%D9%87%D8%A7" title="هندوها">هندوها</a> به نام <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C%DA%AF%E2%80%8C%D9%88%D8%AF%D8%A7" title="ریگ‌ودا">ریگ‌ودا</a> و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7" title="اوستا">اوستا</a> به وجوه مشترک بسیار برمی‌خوریم. از این رو می‌توان گفت که آیین مزدایی میراث زمان‌های دیرین و دوره‌هایی است که در آن هندیان و ایرانیان و حتی هند و اروپائیان زندگی مشترک داشته‌اند. ایرانیان این افکار و نظریات دیرین را در جامه اندیشه‌های نو پذیرا شدند و سرانجام در زمان‌های متأخرتر این <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" title="زرتشت">زرتشت</a> بود که در معتقدات اصلی مزدایی اصلاحات اساسی و عمیقی به عمل آورد.( مزدیسنا و ادب فارسی، ص ۳۷.)ایرانیان به مرور در آیین کهن آریایی‌ها تصرفاتی قائل شدند. اهورامزدا خدای بزرگ طوایف بوده است. مزداپرستی قدیم‌تر از دین زرتشت است. مزدا خدای قبیله یا ملتی معین نیست و خدای عالم و پروردگار بنی‌آدم است.( <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C#CITEREF.D9.85.D8.B9.DB.8C.D9.861355">مزدیسنا و ادب فارسی</a>، معین، ۵۷ .)</p>
<p dir="RTL">اگر چه تاریخ ایران را از ورود آریایی ها آغاز می کنند تمدن هایی بسیار غنی در فلات ایران از زمان های قدیم تر وجود داشته است، مانند تمدن های ایلام، کاسیان، لولوبی ها و گوتی ها. گریشمن فرانسوی می گوید: روند تکاملی در میان ملل آسیا نیک( بومی ایران و غیر آریایی) ادامه دارد.( تاریخ فرهنگ ایران، جمال انصاری، ص52.)</p>
<p dir="RTL">در میان مردم ماد شرقی که ری و قصران هم جزو آن جا بوده است، آیین مزدا رواج داشته است. (تاریخ ماد، دیاکونف، ص457.) ده قرن پیش از میلاد مردم ری و قصران به آیین مزدایی بوده اند.(قصران، ص614.) آیین مزدایی همانا شکل ایرانی آیین دیرین و مشترک هند و اروپایی هاست.(مزدیسنا و ادب فارسی، ص ۳۷.) مزدا پرستی شکل ایرانی مذهب مشترک هند و اروپایی است. اهورا مزدا ایزدی بسیار کهن است که در کیش زرتشت بسیار برجسته و شکوهمند نشان داده شده است.(دین ایرانی، ص31.) خدایان دیگر تحت سیطره اهورامزدا بر مظاهر طبیعت فرمانروایی دارند. مانند فرماندهی باد و آتش و آب و خورشید و نظایر این ها.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"><strong>دوره مغان:</strong></p>
<p dir="RTL">خاستگاه مغان ری و دماوند است. گو این که موطن اصلی مغان ری و دماوند بوده اما این فرقه بعدها کثرت یافته سراسر ایران زمین منتشر شدند(دیاکونف، ص95.) <strong> </strong>این گروه روحانی پیش از مادها و زرتشتیان پیدا شدند و به ترویج آیین خود پرداختند. اما بعدها با رواج زرتشتی این آیین را پذیرفتند و به ترویج این مذهب دست زدند هرچند در تغییر برخی از تعلیمات آن موثر بودند. یعنی مغان پس از روی کار آمدن در این پهنه حضور خود را تا ظهور اسلام در منطقه حفظ کردند گو این که در ادوار مختلف دیگر آیین ها را پذیرفتند. به نقل از کزانف لیدیانین کورش به وسیله مغان تربیت شد و فلسفه و حکمت را آموخت.(تاریخ ماد، ص95.)</p>
<p dir="RTL">مردم ری باستان و اطراف به روزگار پیش از ظهور زرتشت آیین مغان داشتند. مغان از ری و دماوند برخاستند. در تاریخ ماد آمده است:«شاید قبیله مغان که کاهنان و روحانیان مبلغ تعلیمات زرتشت از میان ایشان انتخاب و استخدام می شدند از ری بوده اند.»( تاریخ ماد، ص71.)در باب اصول آیین مغان و فروع آن اطلاع دقیقی نیست. به نقل دیاکونف، هرتل ایران شناس آلمانی عقیده دارد که مغان همان کاهنان کیش باستانی پرستش خدایان طبیعی یعنی دیوان بوده اند که زرتشت آن آیین را نفی کرد. (تاریخ ماد، ص 463.) مرده یک ایرانی پیش از آن که مرغان یا سگان آن را بدرند دفن می شود می دانم که مغان را این رسم هست اما پارس ها لاشه مرده را با موم پوشانده سپس به خاک می سپارند. مغان همه جانوران را به جز سگ و انسان به دست خود می کشند.( تاریخ هرودت، ج1، ص221.) از کشتن جانوران در میان مغان می توان استنباط کرد که ایشان به نوعی جهان شر معتقد بوده اند و نتیجه گرفت که احتمالا ثنوی بوده اند نه موحد.( قصران، ص595.)مغان در آغاز کیشی مخصوص به خویش داشتند بعدها تعلیمات زرتشت را پذیرفتند و اصلاحاتی را در آن سبب آمدند و باز اندکی دیرتر از این روحانیان زرتشتی در ایران هم مغ ها بودند و مغ مفهوم کاهن زرتشتی را بیافت و این فرقه هم پیش از رواج زرتشت و هم پس از آن در ایالت ری و دماوند و قصران پیشوایی داشتند و احتمال داده اند مصمغان در دماوند جانشین قدرت جسمانی و غیر روحانی زرتشت است.( تاریخ ماد، ص463. )</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"><strong>دوره زروانیان:</strong></p>
<p dir="RTL">زَروان یکی از ایزدان آیین <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7" title="مزدیسنا">مزدیسناست</a>. این نام در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7" title="اوستا">اوستا</a> به صورت زَروان یا زُروان آمده‌است. پیدایش این عقیده به دوره‌های بسیار دور، و پیش از ظهور <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" title="زرتشت">زرتشت</a> انگاشته شده‌است. برخی از دانشمندان جنبشی را که موجب پدید آمدن آیین زروانی شده‌است مربوط به دوران اشکانی و ساسانی می‌دانند.( اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی، رحیم عفیفی، ص ۵۳۹.) و برخی دیگر آیین زروانی را دین مغان مادی پیش از فرارسیدن دین زرتشت پنداشته‌اند.(دین‌های ایران باستان، هنریک ساموئل نیبرگ، ص ۳۸۸.) با اندکی احتیاط تاریخ نشآت مذهب زروانی را می توان به دوران هخامنشی رسانید.(دین ایرانی، ص71.)</p>
<p dir="RTL">آیین زروانیان را که ثنوی بودند در آیین زرتشتی می توان یافت. چنان که حضور آنان را در گستره شمیران نیز باید پذیرفت. اوستای اخیر انباشته از عقاید زروانی است.(دین ایرانی، بنونیست، ص108.) گریشمن می نویسد: این فرقه به دو اصل خدا و اهریمن اعتقاد داشتند مراسم قربانی داشتند و خواب را تعبیر می کردند.(گیرشمن، ص 148)</p>
<p dir="RTL">آیین زروانی مشتق از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86" title="زروان">زروان</a> است به اعتقاد زروانیان وجود مطلق زروان دو قطب متضاد خیر و شر را در خود دارد.( شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ص ۱۱۲.) در این آیین پرستش خدایانی چون <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AA%D8%A7" title="آناهیتا">آناهیتا</a>، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%28%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D8%AF%29" title="تیر (ایزد)">تیر</a>، میترا، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85" title="بهرام">بهرام</a>، ارته، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D9%86" title="رشن">رشن</a>، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DB%8C" title="فروشی">فروشی</a>، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF" title="زامیاد">زامیاد</a> و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%D9%85" title="هوم">هوم</a> رواج داشته است .( <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C#CITEREF.D8.B1.D8.B6.DB.8C1384">دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت</a>، رضی، ص ۳۴۹. )</p>
<p dir="RTL"><strong>ماد:</strong></p>
<p dir="RTL">دین ماد باستان یک دین ابتدائی مزدائی بود. (دین‌های ایران باستان، ص388.)مغان مادی زرتشتی نبودند. اما نشانه هایی از رواج آیین زرتشتی در این دوره در شمیران وجود دارد. آنان در دیرین‌ترین زمان مجموعه‌ای از خدایان را که با آریاییان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="میتانی">میتانی</a> همانندگی بسیار باید داشته‌باشند، می‌پرستیدند. (دین‌های ایران باستان، هنریک ساموئل نیبرگ، ص ۳۷۴.) <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="آئین زروانی">آیین زروانی</a> دین مغان مادی پیش از فرارسیدن دین زرتشت بود. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%86" title="مغان">مغان</a> گروه روحانی دولت کهن <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%AF" title="ماد">ماد</a> بودند. مغان پیش از دین زرتشتی دارای بررسی‌هایی درباره زمان به گونه تکامل یافته آن بودند که ظاهراً درون مایه دین ایشان را می‌ساخت. نام خدای زمان در زبان‌های ایرانی میانه <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86" title="زروان">زروان</a> یا زوروان است. معنای اصلی این واژه زمان است. آیین زروانی صورتی از دین مزدائی است ولی مسلماً زرتشتی نیست.( دین‌های ایران باستان، هنریک ساموئل نیبرگ، ص ۳۸۸.) معابد ایزدان ایرانی بی‌شمار است، در آن جا همچنین آتشکده‌ها وجود دارد، بناهای غریبی که در آن جا مغان پاسدار آتشی هستند که هرگز خاموش نمی‌شود. مغان روزها به آتشکده آمده در برابر آتش، نزدیک به یک ساعت، به زمزمه می‌پردازند در حالی که دسته‌ای از شاخه‌ها را به دست گرفته و روپوشی نمدین پوشیده‌اند که هر دو گونه و لب هایشان را می‌پوشاند.(دین ایرانی، بنونیست، صص46-۴۲ .)</p>
<p dir="RTL">مغان در آغاز قرن ششم پیش از میلاد در دربار شاهان ماد سمت نمایندگی مذهبی داشتند. روشن نیست مغان ری در چه عهدی آیین زرتشتی را پذیرفتند.(قصران، ص601.) نقش مغان در تغییر آیین زرتشت در ادوار قدیم تاریخ دینی ایران باستان روحانیان آیین‌های گوناگون <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA" title="مغ">مغ</a> نامیده شده‌اند. مغان ماد و مغان مجوسی جز از مغان میترا بوده‌اند. مغان میترایی به موجب گات‌ها همان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%B1%D9%BE%D9%86" title="کرپن">کَرَپَن‌ها</a> هستند.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.D8.B1.D8.B6.DB.8C1384">دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت</a>، رضی،ص ۱۸۷.) هرچند تدوین اوستای موجود به عهد ساسانیان انجام یافته و از اوستای عهد ماد و هخامنشیان چیزی به دست نیست لکن آیین زرتشتی ظاهرا چند قرن پیش از عهد ساسانیان در ری رایج بوده است. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D8%A7%DA%A9%D9%88%D9%86%D9%88%D9%81" title="دیاکونوف">دیاکونوف</a> عقیده دارد که تا اواسط قرن ششم قبل از میلاد در مشرق ماد یعنی در ری اوستای کهن پذیرفته شده‌ بود و از آن جا تعلیمات آن همراه با تغییراتی در غرب ایران گسترش یافت.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.D8.BA.D9.81.D9.88.D8.B1.D9.88.D9.811377">غفوروف، تاجیکان</a>، ۷۱.)</p>
<p dir="RTL">در مورد این که از چه زمانی تبلیغ دین زرتشتی در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C" title="ری">ری</a>، پایگاه مرکزی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%86" title="مغان">مغان</a> آغاز به فعالیت کرد، قرائن و شواهد روشنی موجود نیست. گمان می‌رود که دیرترین هنگام برای این رویداد هنگام بنیادگذاری دولت هخامنشیان بوده‌باشد.(دین‌های ایران باستان، ص ۳۷۴.) به نوشته <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D8%AA%D9%88%D8%B1_%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86_%D8%B3%D9%86" title="آرتور کریستن سن">آرتور کریستن سن</a> در زمان داریوش بزرگ و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%A7" title="خشایارشا">خشایارشا</a> قوم ماد زرتشتی بودند و مغان، مردانِ دینی و روحانی هخامنشیان بودند لیکن شاهنشاهان هخامنشی بر دین زرتشتی نبودند و از یک نوع مزداپرستی غیرزرتشتی پیروی می‌کردند .(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.DA.A9.D8.B1.DB.8C.D8.B3.D8.AA.D9.86_.D8.B3.D9.861367">ایران در زمان ساسانیان</a>، کریستن سن، ص ۵۱.)</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"><strong>هخامنشی:</strong></p>
<p dir="RTL">داریوش گوید: «خواست اهورامزدا من شاه هستم»( از زبان داریوش، ص323.) تثلیث اهورامزدا، مهر، ناهید ظاهرا از هخامنشی تا پایان اشکانی رواج داشته است.(قصران، ص639.) گمان می‌رود تبلیغ آیین زرتشت در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C" title="ری">ری</a>، هنگام بنیادگذاری دولت هخامنشیان بوده‌ باشد. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.D9.86.DB.8C.D8.A8.D8.B1.DA.AF1359">(دین‌های ایران باستان</a>، ۳۷۴.) در این دوره نیز همچنان مردم شمیران از آیین زرتشتی پیروی کرده اند. حتی اگر در پذیرش گفته پیرنیا تردید کنیم: «شاهان هخامنشی زرتشتی بوده اند.»( تاریخ ایران قدیم، ص122.) هرچند شواهدی هست که دین زرتشتی چند قرن پیش از ساسانیان وجود داشته است اما به دلایلی چند پادشاهان هخامنشی زرتشتی نبوده اند.(قصران، 601.) انتساب مغان به دین زرتشتی در اوایل دوران هخامنشی سندی ندارد.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.D8.B2.D8.B1.DB.8C.D9.86.E2.80.8C.DA.A9.D9.88.D8.A81364"> تاریخ مردم ایران قبل از اسلام</a>، زرین‌کوب، ص ۱۹۴.)</p>
<p dir="RTL"> شاهان هخامنشي خوب مي دانستند كه اداره امپراتوري بزرگي چون امپراتوري هخامنشي جز با تسامح ديني و آزاد گذاشتن ملل و اقوام در حفظ عقايد ديني و ملي شان ميسر نيست. این تسامح ديني در نظام اداري و حكومتي آنها ريشه دوانده بود و مختص پادشاه خاصي نبوده است. سياست تسامح هخامنشيان از زمان كوروش و با گشودن بابل خود را نشان مي دهد. رفتار كوروش هنگام گشودن بابل اوج آزادي اديان و مذاهب در جهان باستان است كه تا قرن ها بعد هم چنين نگرشي به انسان و آزادي در هيچ حكومتي ديده نشده است. پروفسور هايد ماري كخ در كتاب <em>از زبان داريوش</em> مي نويسد: «يهوديان در معبدسازي اورشليم حمايت مي شوند.» حقوق خدايان براي يونانيان و مخصوصاً آپولون كه طرف احترام داريوش بوده، رعايت مي شد.</p>
<p dir="RTL">در دوران هخامنشیان در ایران یک مذهب واحد رسمی وجود نداشت. مغان و مردم ری و قصران بدین عهد به احتمال زیاد به زرتشت گرویده بوده اند.(دین ایرانی، ص112 .) اوستای اصلی زرتشت بسیار عظیم بوده و آن را در دو نسخه بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بوده اند. یکی را در گنج شاپیکان و دیگری را در خزانه استخر نهاده بوده اند. اسکندر نسخه دوم را آتش زد و نسخه گنج شاپیکان را فرمان داد تا آنچه مربوط به نجوم و طب است به یونانی برگردانند و سپس آن را بسوزانید.( ایران باستان، ج2، ص1516؛ تاریخ ایران قدیم، ص214.)</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"><strong>سلوکیان و اشكانيان: </strong></p>
<p dir="RTL">سلسله هخامنشیان با هجوم اسکندر فروپاشید. گو این که اسکندر هم بعد از این حادثه عمرش دیری نپایید. بدون شک در این دوره طولانی تا فروپاشی سلسله اشکانی آیین زرتشت بر منطقه ری و قصران سیطره داشت. هرچند نباید از حضور دیگر آیین ها نظیر مانویان و مزدکیان و غیره غافل بود. زمان حمله اسکندر اغلب سرزمین گسترده ایران زمین آیین زرتشتی رواج داشت و در جای جای این سرزمین آتشگاه های زرتشتی برپا بود. نظامی گنجوی در این باب می گوید:</p>
<p dir="RTL">      هرآتشگهی کامد آن جا به دست                     چو یخ سرد کردش بر آتش پرست</p>
<p dir="RTL">اسکندر به دین ایرانیان سخت بی اعتنا بود و اوستا را بسوزانید و آتشکده ها را خراب کرد.( البدء والتاریخ، ج3 ،ص153 نقل از قصران، ص604.) با ادامه همین شیوه توسط جانشینان اسکندر آیین زرتشتی رو به فراموشی گرایید. این امر در ری و قصران که مرکز زرتشتیان بود شدت بیشتری داشت. از آمدن اسکندر به ایران تا پایان دوره اشکانی 550 سال طول کشید. در این دوره زرتشت بی رونق مانده بود. در پهنه ری و قصران زرتشتی در همه این مدت به حکم قرائن رواج داشت و از آیین مغان و مزداپرستان باستانی و زروانیان و نظایر این ها آمیختگی فراوان یافت و اثرها پذیرفت تا ساسانیان روی کار آمدند.( قصران، ص610.) از اسکندر تا ساسانیان تعلیمات زرتشت تحریفات فراوان پذیرفت و اصول ادیان در آن فراوان راه یافت.( قصران، ص617.)</p>
<p dir="RTL">با روی کار آمدن اشکانیان، ری اهمیت بسیار یافت اما چون شاهان اشکانی زرتشتی نبودند، وضع زرتشتیان به همان صورت قدیم بماند. گیرشمن گوید:«پارتیان مانند هخامنشیان زرتشتی نبودند و تثلیث اهورا مزدا، مهر، ناهید که در زمان هخامنشیان پرستش می شد دین رسمی بوده است.» (ایران از آغاز تا اسلام ، ص268.) تثلیث اهورامزدا، مهر، ناهید ظاهرا از هخامنشی تا پایان اشکانی رواج داشته است.( قصران، ص639.)</p>
<p dir="RTL">در دوران اشکانی کیش ها و آیین های مختلف رواج داشت. از خصایص اشکانیان بود که به مذهب مردم تابع کشور خویش کاری نداشته باشند.( ایران باستان،  ج 3، ص296.؛ دررالتیجان، ج1 ، ص145.) در عهد اشکانی بود که در سراسر ایران غربی دین عیسوی انتشار یافت.( ایران گذشته و حال، دونالد ویلبر، ترجمه شفق، در کتاب ایران از نظر خاورشناسان، ص16.) در مورد وضعيت اقليت هاي ديني در زمان اشكانيان مثل ديگر موارد تاريخ اين قوم چيز زيادي در دست نيست. فقط معابدي متعلق به خدايان مختلف در شهرهاي بين النهرين وجود دارد كه خود مي تواند گوياي تسامح ديني آن ها باشد.</p>
<p dir="RTL"><strong>ساسانيان :</strong></p>
<p dir="RTL">از تسامح هخامنشیان و اشکانیان در این دوره دیگر خبری نیست. ساسانیان بنا بر مصالح سیاسی کشور، در مقابل دشمنی رومی ها مجبور شدند دین زرتشتی را مذهب رسمی ایرانیان کنند. چون شهرهای غربی کشور که از پیش به آیین مسیحی گرویده بودند در تهاجم رومی ها از وطن می بریدند و به دشمن می پیوستند. بدیهی است که مردم شمیران هم مانند سراسر ایران زرتشتی مذهب بودند.</p>
<p dir="RTL">ساسانیان که از شرق و غرب با هجوم نظامی و مذهبی رو به رو بودند، از رسمی کردن آیین زرتشتی برای تشکیل دولت دیوانسالارانه و قدرتمند کمک گرفتند. در سراسر این دوره اهالی ری و قصران (آبادی های شمیران) آیین زرتشتی داشتند. در اين دوران انگيزه هاي سياسي علل بسياري از سختگيري هاي مذهبي عليه پيروان اديان ديگر به ويژه مسيحيان و سپس مانويان و مزدكيان بود. گاهی پيروان برخي اديان آزار مي دیدند اما يهوديان هيچ گاه اذیت نشدند. مسئله مذهب در زمان ساسانيان يكي از رمزآلودترين موارد در تاريخ ساسانيان است.</p>
<p dir="RTL">برخلاف دوران هخامنشيان و اشكانيان،«عصر ساسانی روزگار تجدید حیات آیین زرتشتی است. مذهب زرتشت مذهب رسمی کشور شد.»(قصران، ص610.) ساسانیان مذهب زرتشت را در ایران رسمی نمودند تا آن زمان اقوام ایرانی هریک در اعتقادات خود آزاد بودند.( تاریخ ایران قدیم، ص252.) بعد از پیروزی های <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9%D8%A7%D9%86" title="اردشیر بابکان">اردشیر بابکان</a> این دین رسمی شد.(<a href="http://www.tebyan.net/literary_criticism/2009/5/26/92494.html">اوستا و زند</a>.) زرين كوب در سخن از سبب رسمی شدن زرتشتی مي نويسد: «اظهار علاقه مسيحي هاي ايران نسبت به فرمانرواي مسيحي روم نيز طبعاً وي را بر آن مي داشت تا در آيين زرتشت خويش بيش تر به چشم آيين ايران و آيين رسمي سلطنت بنگرد.»( تاريخ مردم ايران، ص450.) در دوره ساسانی مذهب عیسوی از غرب و بودائی از شرق به حدود ایران منتشر می شد.(تاریخ ایران قدیم، ص262)</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">در مورد زمان پیدایش زرتشت اختلاف نظر هست( تاریخ ایران قدیم، ص253) بنونیست می نویسد که زرتشت 6000سال پیش از افلاطون می زیسته.(دین ایرانی، ص7.) ازخسانتس مورخ از هرودت قدیمی تر است گفته زرتشت 600 سال پیش از خشایارشا به یونان به سر می برده اسست.(مقاله پورداوود، یسنا، ج1، ص79 نقل از قصران، ص612.) یعنی 1080سال پیش از میلاد مسیح دانست.(پورداود، یسنا،  ج1، ص110.)</p>
<p dir="RTL">مَزدَیَسنا یا دین زرتشتی نامِ <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86" title="دین">دینِ</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1" title="پیامبر">پیامبرِ</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" title="ایران">ایرانی</a>، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" title="اشوزرتشت">اشوزرتشت</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%86%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86" title="اسپنتمان">اسپنتمان</a> است. مزدَیَسنا <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B5%D9%81%D8%AA" title="صفت">صفت</a> است و بمعنای پرستنده <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D8%A7" title="اهورامزدا">اهورامزدا</a> است. مزدا هم همان خدای یگانه‌است.(شناخت اساطیر ایران، ص ۱۴) زرتشت به ویرایش و بازبینی کیش <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%A7%D9%86" title="آئین کهن آریاییان">آئین کهن آریاییان</a> پرداخت و به تدریج برای خود پیروانی یافت که پس از وی به مزدیسنان یا زرتشتیان شُهره شدند. همچنین به زرتشتیان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86" title="بهدین">بهدین</a> نیز می‌گویند. خدای نیک‌سرشت در کیش زرتشتی، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%D8%A7" title="اهورامزدا">اهورامزدا</a> نام دارد که به معنی سرور دانا است و پرستیده می‌شود.(گاتها، یسنا چهل و چهار، بندِ پنجم )</p>
<p dir="RTL">به احتمال زیاد آیین زرتشتی در آغاز یک نهضت محلی در گوشه ای از ایران خاوری بود که هنوز مرزهای جغرافیای آن معین نشده است. کیش زرتشت با آیین هایی که در پی برانداختن آن ها بود در آمیخت و مزدیسنا به گونه ای بسیار متفاوت به ایران باختری رسید.(دین ایرانی، ص112 .) تأثیر آیین‌های کهن ایرانی بر آیین زرتشت به آیین‌ها و عقاید <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1" title="اقوام ایرانی‌تبار">اقوام ایرانی‌تبار</a> و اقوام بومی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86" title="فلات ایران">فلات ایران</a> در عصر مقدّم بر <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" title="زرتشت">زرتشت</a> و چگونگی تأثیرگذاری این آیین‌ها بر نوآوری دینی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA" title="زرتشت">آیین زرتشت</a>، می‌پردازد.(<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.D8.A8.D9.87.D8.A7.D8.B11376">بهار، از اسطوره تا تاریخ</a>، ۱۶۱.) خارجیانی که در این باب تحقیق کرده اند همچون کریستن سن و جاکسن و المستد و بنونیست و گیرشمن، کیش زرتشتی را توحیدی ناقص شناخته اند. کریستن سن می نویسد:«آیین زرتشتی توحیدی ناقص می باشد»(تاریخ ایران گیرشمن، ص154 نقل از قصران، ص624.)</p>
<p dir="RTL">پهنه ری و قصران از کیش زرتشت تبعیت داشتند تا آن که ساسانیان روی کار آمدند و دین زرتشت سمت دین دولتی یافت در گوشه کنار این حدود چندین بنای دینی به وجود آمد یکی از آن ها آتشگاه قصران در کوه میان شهرستانک و آهار است.(قصران، ص631.) از آغاز دوره ساسانی آیین زرتشت در قصران سخت رونق داشته است و ایزد ناهید مورد تقدیس و نیایش بوده است.( همان، ص632.) بنا به مندرجات اوستا ناهید ایزد زن ایرانی دختری است جوان و بلند قامت و نیکوچهره و زیبا اندام است در گردونه خویش نشسته و مهار چهار اسب گردونه را می کشند به دست دارد. این چهار اسب عبارت اند از باد و باران و ابر و ژاله. ناهید نطفه مردان و مشیمه زنان را پاک و وضع حمل زنان را آسان می سازد رمه ها و گله ها را فزونی می بخشد.(یشتها، ج 1، ص167 ؛ قصران، ص656.) ناهید در بزرگی به اندازه همه آب های روان است.(قصران، ص649.) خاتون بارگاه در مرتفعات گرمابدر در رودبار قصران و قلعه هفت دختران و قلاعی در کمرشت و دشتک در لار قصران و آثاری بنایی در دره اسبولک اوشان و بنایی در جنوب قصران خارج و شمال ری در کوه ری که اکنون به نام بقعه بی بی شهربانو شهرت دارد که تمامی این ها به ایزد ناهید وابسته است. همه اماکنی که در ترکیب نام باستانی آن ها کلمات ماما و مام به کار رفته به ایزد ناهید منسوبند. برخی از آن ها در اطراف تهران عبارت اند از: مامازند، مامالو، مامک آباد دماوند.</p>
<p dir="RTL">در عصر ساسانی ایرانیان افزون بر مذاهب بودایی و عیسوی در کشورهای همسایه در داخل کشور هم با ظهور مذاهبی نظیر مانوی، مزدکی و کیومرثیان مواجه شدند.</p>
<p dir="RTL"><strong>مانویان:</strong></p>
<p dir="RTL">مانی، از پدر و مادر <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="ایرانی">ایرانی</a> منسوب به بزرگان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="اشکانی">اشکانی</a> در نزدیکی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D9%84" title="بابل">بابل</a> در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86" title="میان‌رودان">میان‌رودان</a> بخشی از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="شاهنشاهی ساسانی">شاهنشاهی ساسانی</a> (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82" title="عراق">عراق</a> کنونی) بود، در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B2%DB%B1%DB%B0_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29" title="۲۱۰ (میلادی)">۲۱۰</a>م. (<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B2%DB%B7%DB%B6_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29" title="۲۷۶ (میلادی)">۲۷۶</a> )، زاده شد. او واعظ مذهبی و بنیان‌گذار آیینی شد که زمانی دراز در سرزمین‌هایی از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%DB%8C%D9%86" title="چین">چین</a> تا <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7" title="اروپا">اروپا</a> پیروان فراوانی داشت. دوری گزیدن از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%86" title="زن">زن</a> و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%A8" title="شراب">شراب</a> و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%D8%B4%D8%AA" title="گوشت">گوشت</a> بخشی از باورها و وظایف دینی بسیاری از فرقه‌های گنوسی بود. پیروان آیین مانی کمتر از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86" title="زرتشتیان">زرتشتیان</a> بودند. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7%D9%86" title="عرفان">عرفان</a> مانوی ریشه در کیش <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C" title="گنوسی">گنوسی</a> دارد. در نگره <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C" title="مانوی">مانوی</a> همان اندازه که روح والاست، تن فاسد، اهریمنی، حقیر و پلشت است.( <a href="http://www.caravan.ir/BookDetails.aspx?BookId=103">اسطوره آفرینش در آیین مانی،</a> ص ۲۹.) مانی یک اثر بنام <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86" title="شاپورگان">شاپورگان</a> به زبان فارسی میانه و یک کتاب نقاشی بدون متن و شرح بنام <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%DA%98%D9%86%DA%AF" title="ارژنگ">ارژنگ</a> داشته‌است.این متن تا سده پنجم هجری وجود داشته است.(بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام، محمدباقر وثوقی، دانشگاه پیام نور.)</p>
<p dir="RTL"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="دین مانی">دین مانی</a> با <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%A6%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="آئین زروانی">آیین زروانی</a> بیش از هر کیش دیگری ارتباط و بستگی دارد.(دین ایرانی، ص ۸۵.) مانی گوید در215 م. دو دفعه به او الهام شد که مذهب حقیقی را میان مردم منتشر کند.(تاریخ ایران قدیم، ص258.) شاپور به مانی اجازه تبلیغ دینش را داد. اما مورد خشم <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%88%D8%A8%D8%AF" title="موبد">موبدان</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%B1%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C" title="زردشتی">زردشتی</a> دربار <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="ساسانی">ساسانی</a> قرار گرفت و سرانجام در زمان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%85_%D8%AF%D9%88%D9%85" title="بهرام دوم">بهرام دوم</a> کشته شد. مانی مایل بود که خود را به عنوان «حواری <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C_%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD" title="عیسی مسیح">عیسی مسیح</a>» تشریح کند، اما <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3" title="کلیسای ارتدوکس">کلیسای ارتدوکس</a> او را مرتد خواند. مانی گوید: «دینی که من گزیدم از دین پیشینیان به ده چیز بهتر و برتر است.»</p>
<p dir="RTL"><strong>مزدکیان:</strong></p>
<p dir="RTL">مزدک(درگذشته <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B5%DB%B2%DB%B4_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29" title="۵۲۴ (میلادی)">۵۲۴</a> یا <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B5%DB%B2%DB%B8_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29" title="۵۲۸ (میلادی)">۵۲۸</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B3_%D8%A7%D8%B2_%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF" title="پس از میلاد"> م.</a>) از مردم <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1_%28%D8%B4%D9%87%D8%B1%29" title="استخر (شهر)">استخر</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3" title="فارس">فارس</a> و از روحانیون زرتشتی بود و بر پایه آموزه‌های <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="مانی">مانی</a> در باب آفرینش و جهان دیگر معتقداتی ویژه داشت. مزدک در زمان حکومت <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A8%D8%A7%D8%AF" title="قباد">قباد</a> دعوی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1" title="پیامبر">پیامبری</a> کرد. «وی نهضت اجتماعی مهمی ایجاد کرد. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%86" title="ادوارد براون">ادوارد براون</a> او را اولین فیلسوف <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85" title="کمونیسم">کمونیسم</a> می داند.»/ تاریخ مشروطیت</p>
<p dir="RTL">وی به دو اصل نور و ظلمت و رهایی نهایی نور معتقد بود و می‌گفت انسان باید از علایق دنیوی بپرهیزد تا هرچه بیشتر به رهایی نور از بند ظلمت ماده یاری داده باشد. اما وی به خلاف مانی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC" title="ازدواج">ازدواج</a> را منع نمی‌کرد و داشتن یک همسر را کافی می‌دانست. مزدکیان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1" title="گیاهخوار">گیاهخوار</a> بودند و باور داشتند که با <a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1_%D9%86%DB%8C%DA%A9&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" title="کردار نیک (صفحه وجود ندارد)">کردار نیک</a> و بدون انجام امور ظاهری دینی می‌توانند رستگار شود. داشتن بیش از یک زن را ناروا می‌شمرد.(افدی‌های هژده گانه خسرو پرویز، مهری باقری، ص ۱۰۹؛ دین‌های ایران باستان، مهری باقری،  ص ۱۲۸.) او سخنوری ورزیده بود و کلامی نافذ داشت و به هواخواهی مردم مستمند، از درباریان ‌خواست که دست به تعدیل ثروت زنند. نهضت مزدک به انقلابی اجتماعی تبدیل گردید. سرانجام مزدکیان مغلوب و قتل‌عام شدند. در یک روز دوازده هزار مزدکی را کشتند. کتاب‌های ایشان را سوزاندند و اموالشان را مصادره کردند.«آیین مزدک تا حدود 300 ق. در ایران باقی بود.»(تاریخ ایران قدیم، ص261.)</p>
<p dir="RTL"><strong>کیومرثیان:</strong></p>
<p dir="RTL">کیومرثیان ( یا گیومرثیان یا کیومرثیه یا گیومرثیه) یکی از فرقه‌های دین <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7" title="مزدیسنا">مزدیسناست</a>. اگرچه در دوره <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="ساسانی">ساسانی</a>، مذهب <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%A7" title="مزدیسنا">مزدیسنا</a> یا <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA%DB%8C" title="دین زرتشتی">دین زرتشتی</a> مذهب رسمی بود، فرقه‌هایی در میان پیروان زرتشت پیدا شد که معتقدات دیگری داشتند. یکی از آن‌ها فرقه کیومرثیان بودند که عقیده داشتند <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%86" title="اهریمن">اهریمن</a> از شک <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%B2%D8%AF" title="هرمزد">هرمزد</a> به وجود آمده‌است، موافق این عقیده اهریمن مخلوق هرمزد است.(تاریخ باستانی ایران، ص ۴۲۹ .)</p>
<p dir="RTL"><strong>اسلامی:</strong></p>
<p dir="RTL">ری را نخستین بار نعیم بن مقرن به سال 22 ق. به صلح بگشود و رازیان همانند ذمیان جزیه و خراج پپذیرفتند.(طبری، جزء4، ص253.) بدان زمان حاکم ری سیاوخش بن مهران بن بهرام چوبین از خاندان اشکانی بود.(ری باستان، ج1،  ص153.) در باب فتح ری به دست اعراب میان مورخان اختلاف نظر است. این مختصر بررسی آن را به تفصیل بر نمی تابد. با شکست سپاه ساسانی در نهاوند که اعراب فتح الفتوحش خواندند، قدرت عظیم شاهنشاهی ساسانیان فروپاشید. بعد از آن شهرها به تنهایی قادر به مقاومت نبودند و یکی پس از دیگری به دست مسلمانان افتادند. برخی با جنگ و دسته ای با مصالحه و تدبیر حاکم شهر برای جلوگیری از خونریزی. چون زرتشت مورد قبول و احترام مسلمانان بود، ابتدا اهالی زرتشتی شهرها به دین خود ماندند اما با گذشت زمان اندک اندک به دین مبین اسلام گرویدند تا همه مسلمان شدند.</p>
<p dir="RTL"> در کتب تاریخی سال فتح ری با اختلاف از 18 تا 24ق. و نام فرمانده سپاه عرب افراد مختلف آمده است. ری در دوره اسلامی در آغاز <a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%82%D8%B1%D9%86_%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" title="قرن چهارم (صفحه وجود ندارد)">قرن چهارم</a> و در حکومت <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%AC_%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C" title="مرداویج زیاری">مرداویج دیلمی</a> دوران پرشکوهی را آغاز کرد. مرداویج در سال ۳۱۵ ق. به صحنه سیاست آمد و در سال ۳۱۹ ق. استقلال یافت و ری را پایتخت خود کرد. ری در عصر <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DA%A9%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%87" title="رکن الدوله">رکن الدوله</a> هم پایتخت بماند و باز بر اهمیتش افزوده شد تا جایی که به مرکز سیاسی فرهنگی ایران و جهان اسلام تبدیل شد و این امر رونق دانش و ادب را در این شهر درپی داشت. تاریخ این شهر نشان می دهد، مردم ری از کشمکش‌های مذهبی بسیار رنجیده اند. مغولان در سال ۶۱۷ ق مردم ری را  قتل عام کردند و سپاه <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1" title="تیمور">تیمور</a> بار دیگر در سال ۷۸۶.ق چنین کرد و ری را ویران ساخت. در قرآن شریف ذکر زرتشتیان در سوره حج آیه 17 بدین قرار آمده: آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی شدند وصابیان و ترسایان و گبران و آنان که شرک آوردند خدای روز قیامت میان ایشان جدا گرداند. پیغمبر فرمود جز از اهل کتاب جزیه نستانم.(تهذیب الاحکام،  ج9،  ص178.)</p>
<p dir="RTL">موضوع فتح ری به صورت صلح در تاریخ طبری و ابن اثیر و فتوحات الاسلامیه چنین درج گردیده: خداوند بر مسلمانان در ری به مقدار غنیمت مدائن غنیمت داد.(طبری، جز4 ص253؛ ابن اثیر، ج3 ، ص11؛ فتوحات الاسلامیه، ج1 ، ص130؛قصران، ص626.)</p>
<p dir="RTL">پس از ری، مصمغان دماوند از نعیم خواست تا چیزی به رسم فدیه بپذیرد، به شرطی که اگر مسلمانان را حربی پیش آید از مصمغان و سپاه و مدد نخواهد.( قصران، ص627.)</p>
<p dir="RTL">روند رواج آیین اسلام در آبادی های شمیران را بعد از فتح ری، باید در دو بخش کاوید و تاریخ را بازخواند.</p>
<p dir="RTL"><strong>الف)ری و شمیران:</strong> با فتح ری و رواج دین اسلام آرام آرام روستاهای اطراف ری نیز یک به یک بدین آیین درآمدند. در ابتدا و پیش از تشعب و تفرق در میان مسلمانان جملگی به طریق سنت و جماعت بودنده اند و اکثر به امویان و خلافت ایشان تمایل نشان می دادند. این مهم را ابن اثیر و ابن خلدون از مورخان بنام اسلامی هر دو ذکر کرده اند.( ابن اثیر، جزء4، ص318؛ ابن خلدون، جزء ثالث، ص126.) ترجمه قول ابن خلدون چنین است:«مردم ری بیشتر میل به سوی بنی امیه داشتند و ابومسلم املاکشان را بگرفت تا سفاح پس از چندی باز داد.»</p>
<p dir="RTL">پس از آن که برخی از شخصیت های اسلامی مانند حسین نجار و عبدالله کرام و ابوالحسن اشعری و جهم صفان و عمرو عبید معتزلی و گروهی از این دست در مذهب شافعی و ابوحنیفه خلاف کردند و فرقه هایی نیز در عقلیات و اصول از ایشان تبعیت نشان دادند و اختلاف کلمه میان مسلمانان شدت یافت، مسلمانان ری و قصران نیز انشعاب پیدا کردند و گروهایی مختلف از شعبه های اصلی پیدا شدند.(قصران، ص749.) مهم این که از همان قرن نخستین هجری آیین حقه تشیع به ری و آبادی های اطراف از جمله شمیران راه یافت. دلیل این دعوی آن که به زمان حضرت امام محمد باقر و حضرت امام جعفر صادق (ع) و ائمه پس از ایشان جمعی از شیعیان ری، از صحابه و حواریان آن بزرگوار بوده اند. ظاهرا رواج آیین تشیع در ری و قصران به وسیله آن دسته از سادات و فرزندان حضرت علی (ع) صورت گرفت که در خلافت جابرانه امویان و خاصه در حکومت ظالمانه حجاج بن یوسف بر عراقین ( 95- 75ق.) از ستم و جور ایشان بدین نواحی پناه آورده بودند.</p>
<p dir="RTL">نام فرقه های مختلف مسلمان که در ری و نواحی آن می زیسته اند و نامشان در منابع آمده بدین قرار است:</p>
<p dir="RTL">1. حنفیان: حنفی کامل، معتزله، نجاریه معتزله</p>
<p dir="RTL">2. شافعیان: شافعی کامل، حنابله، اشاعره، مجبره</p>
<p dir="RTL">3. شیعیان: شیعه اثناعشری، زیدیان، اسماعیلیان</p>
<p dir="RTL">رواج آیین تشیع رو به پیشرفت بود و به تدریج بدین آیین درآمدند. برخی از آن ها مذهب زیدی را پذیرفتند، مانند ونک و کن و فرزاد و اذون لکن دیری نپایید که آیین اثنا عشری در تمامی پهنه قصران پرتو افکند.(قصران، ص750.)<br /> عبد الجليل رازي در کتاب «النقض» گفته: «بسي مردم جامه‌ها چاک کردند&#8230; زيادت از آن بود، که شيعه به زعفران جاي کنند.»که اشاره به «زعفران جاي» از محلات شیعه نشین ری در فاصله امامزاده عبدالله تا حضرت عبدالعظيم است و این ناظر بر روزگاری است که اهل تسنن و پیروان دیگر مذاهب در ری سکونت و هر یک محله ای داشتند. قوامي رازي در شعری از نام محل« زعفران جا» ی ری یاد کرده است: <br />     آرد به زعفران جا هر سال گريه‌ها                                آن     زعفران که خاصيتش خنده آورد       </p>
<p dir="RTL">یاقوت حموی که در سال 617ق. از هجوم مغول می گریخت در گذارش از ری می نویسد: «اهل ری سه فرقه بوده اند شافعی که شماره ایشان بسیار کم تر و حنفی که شماره ایشان بیش تر و شیعه که شماره ایشان بسیار زیاد بوده است.»(معجم البلدان ، ج 2 ، ص893 .) نزهه القلوب مذهب اهالی ورامین را حنفی یاد کرده است.(نزهه القلوب، مقاله ثالثه، ص54.) از اواخر قرن ششم به بعد آیین رسمی مردم قصران خارج شیعه اثناعشری بوده است.(قصران، ص750.)</p>
<p dir="RTL"><strong>ب) قصران داخل:</strong> آیین زرتشتی در هنگام رواج اسلام در ری و قصران خارج تا زمانی دراز همچنان در قصران داخل و دماوند به رونق پیشین خویش باقی بود.(قصران، ص751.)</p>
<p dir="RTL">از مسائل آن عهد این که پیروان ابومسلم یا فرقه مسلمیه می گفتند ابومسلم زنده و در کوه های ری پنهان است. دولت مصمغان  تا سال 141ق. دوام یافت تا این تاریخ اسلام هنوز در بسیاری از نقاط  کوهستانی رویان و قصران راه نیافته بود و مردم فقط سالیانه مالی به حاکم مسلمان عرب می پرداختند. مردم لارز و شرز(نواحی شمال قصران) در سال201ق. به آیین اسلام در آمدند.(قصران، ص751.) در سال 310ق. مردم دیلم کافر و به دین مجوس بودند. ایشان را به خدای بخواند و آن جماعت ره دست او مسلمان شدند.»/ بحرالانساب، ج2، ص72.</p>
<p dir="RTL">از این پس مازیار روی کار آمد و در این نواحی حکومت کرد. مامون او را نام اسلامی محمد بخشید اما وی به مقتضای مصلحت چنین کرد و در عمل مسلمانان را برکنار کرد و زرتشتیان را روی کار آورد و مساجد را خراب کرد و بر مسلمانان ظلم و جور روا داشت.(تاریخ ابن اسفندیار، ج1، ص209.؛ تاریخ طبرستان مرعشی، ص64.) پس از مازیار پای طاهریان در پهنه قصران باز شد و در این عهد پاره ای از آتشگاه ها خاموش شد.(قصران، ص752.) در سال 250ق. علویان زیدی مذهب مازندران روی کار آمدند و مردم قصران و ری و دماوند به دعوت حسن بن ید اسلام پذیرفتند. رابینو می نویسد: «در میان شیعه ها مذهب امامی بیش تر نفوذ داشت. هرچند عده ای زیادی نیز از دسته زیدیه ها بودند.»( تاریخ طبرستان، ص34.)</p>
<p dir="RTL">با ظهور صفویان موقعیت شیعه نه تنها در شمیران که در سرتاسر ایران دچار تحول عظیمی شد. تشیع مذهب رسمی کشور شد و بسیار قوت گرفت و تا کنون ادامه یافته است.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">منابع:</p>
<p dir="RTL">تاریخ ماد، ا م یاکونف، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات غلمی و فرهنگی، 1380.</p>
<p dir="RTL">تهران سه هزار و دویست ساله، سیف الله کامبخش، نشر فضا،1370.</p>
<p dir="RTL">«باستان شناسی: زیگورات چغازنبیل». بررسی های تاریخی، محمودکردوانی، ش ۲۶ ،۱۳۴۹.</p>
<p dir="RTL">«قوم‌های کهن: ایلام (دین، هنر و فرهنگ)» رقیه بهزادی، مجله چیستا، ش. ۶۶ ، ۱۳۶۸.</p>
<p dir="RTL">«قوم‌های کهن: ایلام (دین، هنر و فرهنگ)» رقیه بهزادی، مجله چیستا، ش. ۶۷ ،۱۳۶۹.</p>
<p dir="RTL">تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام، عبدالحسین <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%DA%A9%D9%88%D8%A8" title="عبدالحسین زرین‌کوب">زرین‌کوب، </a>امیرکبیر، ۱۳۶۴.</p>
<p dir="RTL"><a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8_%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF" title="کتاب تاریخ زبان فارسی (صفحه وجود ندارد)">تاریخ زبان فارسی</a>، محسن <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85%DB%8C" title="محسن ابوالقاسمی">ابوالقاسمی، </a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%85%D8%AA" title="سازمان سمت">سازمان سمت</a>، ۱۳۷۳.</p>
<p dir="RTL">مزدیسنا و ادب پارسی. محمد <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86" title="محمد معین">معین، </a> ج ۱، دانشگاه تهران، ۱۳۵۵.</p>
<p dir="RTL">دانشنامه مزدیسنا، واژه نامه توضیحی آیین زرتشت، جهانگیر اوشیدری، نشر مرکز، ۱۳۷۶.</p>
<p dir="RTL">روزنامه شرق ، ش 1061 ،23شهریور1389.</p>
<p dir="RTL">تاریخ باستانی ایران، حسن پیرنیا، دنیای کتاب، ۱۳۶۲.</p>
<p dir="RTL">دین و فرهنگ ایرانی پیش از عصر زرتشت، هاشم <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85_%D8%B1%D8%B6%DB%8C" title="هاشم رضی">رضی، </a>انتشارات سخن، ۱۳۸۴.</p>
<p dir="RTL">دین‌های ایران باستان، هنریک ساموئل نیبرگ، ترجمه سیف الدین نجم آبادی، مرکز ایرانی مطالعه فرهنگ‌ها، ۱۳۵۹. </p>
<p dir="RTL">دین ایرانی بر پایه متن‌های مهم یونانی. امیل بنونیست، ترجمه سرکاراتی، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴.</p>
<p dir="RTL">قصران، حسین کریمان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1385.</p>
<p dir="RTL">نزهه القلوب، حمد الله مستوفی قزوینی به کوشش محمد دبیر سیاقی، کتابخانه طهوری، 1336.</p>
<p dir="RTL">ری باستان، حسین کریمان،  دانشگاه ملی ایران، 1371.</p>
<p dir="RTL">نشریه <a href="http://www.noormags.com/view/fa/magazinebycategory/14">زبان و ادبیات</a>« <a href="http://www.noormags.com/view/fa/magazine/106">دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز</a> »، افدی‌های هژده گانه خسرو پرویز، مهری باقری، <a href="http://www.noormags.com/view/fa/magazine/number/3496"> 1357 .</a></p>
<p dir="RTL">دین‌های ایران باستان، مهری باقری، بندهش، ۱۳۸۶.</p>
<p dir="RTL">بررسی منابع و مآخذ تاریخ ایران پیش از اسلام، محمدباقر وثوقی، دانشگاه پیام نور.</p>
<p dir="RTL">تاریخ ایران باستان، م م  دیاکونف، ترجمه روحی ارباب، انتشارات علمی و فررهنگی، 1380.   </p>
<p dir="RTL"><strong>از اسطوره تا تاریخ، مهرداد بهار، ویراستار ابوالقاسم اسماعیل پور، نشر چشمه، 1386.</strong></p>
<p dir="RTL">مرآت البلدان، اعتمادالسلطنه‌، وحيد‌، 1367.</p>
<p dir="RTL">تاریخ امپراتوری هخامنشیان، پی یر بریان، ت‍رج‍م‍ه‌ م‍ه‍دی‌ س‍م‍س‍ار ، زری‍اب‌، 1377.</p>
<p dir="RTL">تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، دنیای کتاب، 1362.</p>
<p dir="RTL">تاریخ ایران قدیم، حسن پیرنیا، کتابخانه خیام، 1356.</p>
<p dir="RTL">دررالتیجان فی تاریخ بنی اشکان، محمد حسن خان اعتمادالسلطنه، 1308.</p>
<p dir="RTL">تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی، چاپ برنهارد دورن، پترزبورگ 1850، چاپ افست تهران، 1363.</p>
<p dir="RTL">تاریخ هرودت، هرودت، ترجمه مازندرانی، انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶.</p>
<p dir="RTL">مزداپرستی در ایران قدیم، آرتور کریستن سن، ترجمه ذبیح الله صفا، هیرمند، ۱۳۷۶ .</p>
<p dir="RTL">شناخت اساطیر ایران، جان هینلز، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، چشمه، ۱۳۷۵ .</p>
<p dir="RTL"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D9%87%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D8%B1_%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA#CITEREF.DA.A9.D8.B1.DB.8C.D8.B3.D8.AA.D9.86_.D8.B3.D9.861367"> ایران در زمان ساسانیان</a>، آرتورکریستن سن، ترجمه رشید یاسمی، 1345.</p>
<p dir="RTL">یشتها، گزارش ابراهیم پورداوود، تهران، 1347.</p>
<p dir="RTL">معجم البلدان ، یاقوت حموی، سازمان میراث فرهنگی، 1380.</p>
<p dir="RTL">النقض، عبد الجليل رازي، تصجیج محدث ارموی، تهران، 1331.</p>
<p dir="RTL">ترجمه تاریخ طبری، بنیاد فرهنگ ایران، 1344.</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.caravan.ir/BookDetails.aspx?BookId=103">اسطوره آفرینش در آیین مانی،</a> <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84_%D9%BE%D9%88%D8%B1" title="ابوالقاسم اسماعیل پور">ابوالقاسم اسماعیل پور</a>، <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86" title="انتشارات کاروان"> کاروان</a>، ۱۳۸۵ .</p>
<p dir="RTL">اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی، رحیم عفیفی، توس، ۱۳۷۴.</p>
<p dir="RTL">مجله بخارا، ش ۳، مقاله:آیا هخامنشیان زرتشتی بوده‌اند؟، یحیی ذکاء</p>
<p dir="RTL">ایران از آغاز تا اسلام، رومن گریشمن، ترجمه محمد معین، نگاه، ۱۳۸۸.</p>
<p dir="RTL">از زبان داریوش، خانم پرفسور هاید ماری کخ، ترجمه پرویز رجبی، کارنگ،1377.</p>
<p dir="RTL">ایران از نظر خاورشناسان، رضازاده شفق، تهران، 1335.</p>
<p dir="RTL">تاریخ فرهنگ ایران از آغاز تا عصر پهلوی، جمال انصاری، سبحان نور 1387.</p>
<p dir="RTL"> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%aa/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85-%d8%b4%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d9%86%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایزكمر (ایس كمر)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%83%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b3-%d9%83%d9%85%d8%b1/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%83%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b3-%d9%83%d9%85%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2017 15:01:07 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%83%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b3-%d9%83%d9%85%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[بند ایزكمر در جنوب قله توچال (دره اوسون) شمیران در ارتفاع حدود 3000 مترى واقع است.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بند ایزكمر در جنوب قله توچال (دره اوسون) شمیران در ارتفاع حدود 3000 مترى واقع است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d8%b2%d9%83%d9%85%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b3-%d9%83%d9%85%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولین خط پستى</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%89/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%89/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 18:51:39 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%89/</guid>

					<description><![CDATA[نخستین خط پستى بین تهران و شمیران در اواسط تابستان 1292 ق. (1875 م.) به كار افتاد. رجوع کنید به پست.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نخستین خط پستى بین تهران و شمیران در اواسط تابستان 1292 ق. (1875 م.) به كار افتاد. رجوع کنید به پست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%ae%d8%b7-%d9%be%d8%b3%d8%aa%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اوسون</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 15:42:45 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d9%88%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[(اوستان)، نام محلى است در كوه شمیران بالاى پس قلعه كه بندى نیز به نام آن شهرت دارد.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>(اوستان)، نام محلى است در كوه شمیران بالاى پس قلعه كه بندى نیز به نام آن شهرت دارد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d8%b3%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انگورى</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88%d8%b1%d9%89/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88%d8%b1%d9%89/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 15:11:32 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88%d8%b1%d9%89/</guid>

					<description><![CDATA[انگورى از مشاغل تهران قدیم بود. تا صداى دلنشین آن‌‌ها طنین انداز كوچه‌‌ها مى‌‌شد، زنان كه بیشتر مشتریان آن‌‌ها بودند. در گذشته وسعت تهران همان محدوده مركزى تهران امروز بود و بسیارى از آبادى‌‌هاى اطراف نظیر طرشت، پونك، فرحزاد، كن، آبادى‌‌هاى شمیران و شهررى و غیره به تهران نپیوسته بود و در بیشتر این آبادى‌‌ها [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">انگورى از مشاغل تهران قدیم بود. تا صداى دلنشین آن‌‌ها طنین انداز كوچه‌‌ها مى‌‌شد، زنان كه بیشتر مشتریان آن‌‌ها بودند. در گذشته وسعت تهران همان محدوده مركزى تهران امروز بود و بسیارى از آبادى‌‌هاى اطراف نظیر طرشت، پونك، فرحزاد، كن، آبادى‌‌هاى شمیران و شهررى و غیره به تهران نپیوسته بود و در بیشتر این آبادى‌‌ها و البته دهكده‌‌هاى كرج و ورامین و شهریار انواع انگور، مانند عسگرى، ریش بابا، مهدى خانى، شاهانى، یاقوتى و&#8230; كشت مى‌‌شد و «انگورى«هاى زحمتكش در نخستین ساعات بامداد با الاغ خود به باغ‌‌هاى دهات اطراف مى‌‌رفتند و انگور روزانه خود را از باغداران مى‌‌خریدند و پیاده به دنبال الاغشان مى‌‌رفتند تا بتوانند در ساعات اولیه روز انگور تازه را به مردم عرضه كنند.</p>
<p dir="RTL"> جعبه‌‌هاى انگور فروشان كه این روزها دیگر نمى‌‌بینیم، شكل خاصى داشت. از چوب نراد ساخته شده بود و شكل هرمى داشت، با ارتفاع تقریبى 80 سانتى متر و از چهار پایه ضخیم عمودى كه تخته‌‌هاى افقى آن‌‌ها را به هم متصل مى‌‌كرد تشكیل شده بود، به‌‌صورتى‌‌كه قاعده‌‌اش كوچك‌‌تر از دهانه گشادش بود.</p>
<p dir="RTL"> در آبادى‌‌هاى مرتفع شمیران مانند سولقان، آهار، شكراب، باغ گل، ایگل و&#8230; به سبب سرماى هوا، كشت انگور مرسوم نبود. انگور در آن مناطق نمى‌‌رسید و بیشتر غوره عسگرى به دست مى‌‌آمد و از آن آبادى‌‌ها، آلبالو و گیلاس نوبرانه به بازار تهران عرضه مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> پس از شرح اولین «انگورى» باید به «انگورى«هاى دیگر هم اشاره كنیم. اگر به نقشه‌‌هاى تهران قدیم و اسناد تاریخى آن زمان نظر افكنیم، چندین باغ و خیابان را با نام «انگورى» مى‌‌یابیم كه اینك به شرح آن‌‌ها مى‌‌پردازیم:</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">آهار</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> 1. باغ انگورى: در جنوب شرقى میدان كنونى محمدیه، زمانى كه هنوز میدان ساخته نشده بود و تنها محوطه براى انجام اعدام‌‌هاى دولتى بود، و خیابان مولوى هم احداث نشده بود و قسمت غربى‌‌اش به نام خیابان معیرالممالك و قسمت شرقى‌‌اش به صورت نامنظم به نام خیابان جلو قبرستان شهرت داشت، خیابانى از محوطه اعدام به جنوب كشیده شده بود با نام قاپوق. در ضلع شرقى این خیابان عمارت بزرگ و مفصل قوام‌‌الدوله در میان باغ طراحى شده وسیعى واقع بود و در جنوب و مجاور آن باغ، باغ دیگرى قرار داشت كه ضلع شمالى‌‌اش باغ قوام‌‌الدوله، ضلع غربى‌‌اش خیابان قاپوق و قسمتى از ضلع جنوبى‌‌اش عمارت اسكندرخان و بخشى از ضلع شرقى‌‌اش اراضى یخچال حاج باقر بود. این باغ را بدان سبب كه در آن انگور فروخته مى‌‌شد و پاتوق انگور فروش‌‌ها بود، انگورى و یا انگورفروشى مى‌‌گفتند. جعفر شهرى، از این باغ یاد كرده است، ولى در بیان نشانى آن دچار اشتباه شده و آن را در جنوب غربى میدان محمدیه معرفى نموده است. غیر از نقشه نجم‌‌الدوله دلیل دیگرى كه بر وجود باغ در شرق خیابان دلالت مى‌‌كند، وجود بنگاه انگورى در جنوب كوچه شهید موسوى در حال حاضر است كه بازمانده همان باغ است.</p>
<p dir="RTL"> جعفر شهرى، در صفحه 156 جلد یكم كتاب تاریخ اجتماعى تهران، مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> در جنوب غربى میدان محمدیه باغى بود به نام باغ انگورى كه روزها در آن معامله انگور انجام مى‌‌شد و شب‌‌ها پاتوق دزدان و راهزنان و امثال آن همراه با زنان بدكاره و مطرب‌‌ها بود و گاه قتل نیز به راحتى در آن‌‌جا رخ مى‌‌داد.»</p>
<p dir="RTL"> 2. باغ انگورى دیگرى كه در گستره تهران بدان بر مى‌‌خوریم، در اراضى احتسابیه است كه حجت بلاغى، در كتاب خود تاریخ تهران بدان اشاره كرده است. احتسابیه از آبادى‌‌هاى كوچك حومه شمیران و نزدیك سوهانك بوده است و به استناد گفته اعتمادالسلطنه آن را اقبال‌‌السلطنه، وزیر قورخانه آباد كرده است، اما بعدها به مالكیت احتساب الملك درآمد و بدان سبب احتسابیه نام گرفت.</p>
<p dir="RTL"> این باغ جزو اراضى احتسابیه به شمار مى‌‌آید <strong><em>/ تاریخ قسمت شمالى تهران</em></strong><strong>، ص 21<em>،نقل در جغرافیاى تاریخى شمیران، ص 146.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> «اهالى دارآباد چنان‌‌كه مى‌‌گفتند سابقاً در محلى دیگر كه محدود بود از شمال به خرگوش نو و از جنوب به ازگل و از شرق به باغ انگورى و سوهانك و از غرب به باقلى زار و فیروزكوه زندگى مى‌‌كردند&#8230;» <strong>/ همان مرجع، ص 540.</strong></p>
<p dir="RTL"> پس از توسعه یافتن شهر در حوالى سال 1309 ق. به خیابان ولى عصر ما بین خیابان سپه و خیابان جمهورى فعلى، خیابان انگورى گفته مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> 3. باغ انگورى دیگرى هم در محل باغ فرمانفرما (كاخ مرمر سابق) در فاصله خیابان امام خمینى (سپه) تا جامى بود. سند ما، نقشه نجم‌‌الدوله به سال 1309 ق. است كه در آن نام قسمت شمالى خیابان ولى عصر كنونى، فاصله بین تقاطع ولى عصر و امام خمینى تا خیابان وزیرى فعلى كه به حدود اراضى وزیر مى‌‌رسید، به نام «خیابان باغ انگورى« درج شده است. نام این خیابان از وجود همین باغ حكایت مى‌‌كند. این باغ بزرگ مستطیل شكل همان اراضى باغ فرمانفرما است كه بعدها رضاخان آن را به خانه خود اختصاص داد و در دوران پهلوى به كاخ مرمر شهرت یافت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88%d8%b1%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اندو</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 14:42:34 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88/</guid>

					<description><![CDATA[جزو دهستان لواسان كوچك از شهرستان شمیراناتِ استان تهران است.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جزو دهستان لواسان كوچك از شهرستان شمیراناتِ استان تهران است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امانیه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 13:18:55 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[تپه‌‌اى بوده است جزو اراضى الهیه كه بعدها با تفكیك و فروش اراضى الهیه توسط ورثه خانم فخرالدوله مالك آن‌‌جا، از الهیه جدا شد و در ساخت و ساز پنجاه شصت سال پیش مورد هجوم بساز و بفروش‌‌ها قرار گرفت و ساختمان‌‌هاى فراوانى در آن‌‌جا احداث شد.  ایرج افشار نقل مى‌‌كند: «&#8230; قوش‌‌باشى باغبان معمر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">تپه‌‌اى بوده است جزو اراضى الهیه كه بعدها با تفكیك و فروش اراضى الهیه توسط ورثه خانم فخرالدوله مالك آن‌‌جا، از الهیه جدا شد و در ساخت و ساز پنجاه شصت سال پیش مورد هجوم بساز و بفروش‌‌ها قرار گرفت و ساختمان‌‌هاى فراوانى در آن‌‌جا احداث شد.</p>
<p dir="RTL"> ایرج افشار نقل مى‌‌كند: «&#8230; قوش‌‌باشى باغبان معمر بازمانده از عصر ناصرالدین شاه كه در سال‌‌هاى آغاز تأسیس دبیرستان شاهپور تجریش زنده بود براى پدرم نقل كرده بود كه معیر الممالك [مالك عمارت باغ فردوس] براى این‌‌كه موقع نشستن در ایوان طبقه سوم به تهران بنگرد به خیال افتاد كه سر تپه «امانیه« واقع در اراضى الهیه رابردارد و به همین منظور دستور داد كه به خاك‌‌بردارى بپردازند ولى پس از این‌‌كه مقدارى از سر آن را برداشتند چون خرج كار زیاد بود از ادامه خاك‌‌بردارى منصرف شد.» <strong><em>/ نامواره دكتر محمود افشار، </em></strong><strong>ج 2، ص 1016.</strong></p>
<p dir="RTL"> «امانیه به نام دكتر امان پور نام‌‌گذارى شده و از نام‌‌گذارى‌‌هاى دوران رضا شاه است. تپه‌‌هاى امانیه در جنوب تجریش و در شرق خیابان پهلوى است&#8230; .» <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em></strong><strong>ج 1، ص 109.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده قاسم</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 15:13:29 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[بقعه امامزاده قاسم (ع) بر فراز بلندى مشرف به قریه ییلاقى كه به مناسبت بقعه مزبور به همین نام خوانده مى‌‌شود، در كنار دره نزهت‌‌انگیز و لطیفى به نام گلاب دره در دامان كوهستان شمیران قرار دارد.   امامزاده قاسم    قسمت قدیمى و اصلى بقعه برج هشت ضلعى آجرى است كه حرم امامزاده را [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">بقعه امامزاده قاسم (ع) بر فراز بلندى مشرف به قریه ییلاقى كه به مناسبت بقعه مزبور به همین نام خوانده مى‌‌شود، در كنار دره نزهت‌‌انگیز و لطیفى به نام گلاب دره در دامان كوهستان شمیران قرار دارد.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده قاسم</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> قسمت قدیمى و اصلى بقعه برج هشت ضلعى آجرى است كه حرم امامزاده را تشكیل مى‌‌دهد و ضریح و صندوق تاریخى عتیقه در آن قرار دارد و گنبد و كاشى بر فراز آن بنیاد گردیده است. برج مزبور به احتمال قوى از آثار قرن هفتم هجرى بوده، هر ضلع داخل آن بالغ بر 2/25 متر مى‌‌باشد. طول تمام حرم از مشرق به مغرب یا از شمال به جنوب 5/32 متر است.</p>
<p dir="RTL"> در زمان شاه طهماسب اول (930-984 ه.ق.) شهریار صفوى صندوقى بر روى مرقد نهاده و ظاهراً طهماسب اول به تكریم و عمران بقاع متبركه در تمام خاك ایران همت به خرج مى‌‌داده است. صندوق امامزاده قاسم به درازاى 1/93 متر و پهناى 1/24 متر و بلندى 1/17 متر در وسط ضریح چوبى عالى عهد قاجاریه قرار دارد. بر حاشیه بالاى اضلاع چهار سمت صندوق قسمتى از ابتداى سوره مباركه «یس« از آغاز سوره تا انتهاى آیه هفدهم، الاالبلاع المبین، به خط ثلث برجسته نوشته شده است و بر روى هر یك از اضلاع غربى و شرقى صندوق كه سمت بالاى سر و پایین پا باشد، نیز كتیبه‌‌هایى به خط نستعلیق به طور برجسته مرقوم مى‌‌باشد كه ذیلاً نقل مى‌‌گردد:</p>
<p dir="RTL"> روى ضلع غربى (طرف بالاى سر) در هفت سطر: «هذا المرقد الشریف و المقبر المنیف صلواة الله على مشرف‌‌ها و هو سلطان المقربین و برهان المتقین سلالة الائمة المعصومین صلواةالله علیهم اجمعین قاسم بن الحسن بن امیرالمؤمنین و یعسوب‌‌الدّین و ابن عمّ رسول رب العالمین اسدالله الغالب على بن  ابى طالب علیه‌‌السلام».</p>
<p dir="RTL"> كلمات «الغالب» به بعد بر روى بدنه صندوق در بالاى لوحه كتیبه نوشته شده است. روى ضلع شرقى (سمت پایین پا) نام بانى و كاتب و سازنده صندوق و تاریخ آن در كتیبه هشت سطرى بدین قرار نوشته شده است: «هذا اللّه العلىّ الكبیر تمام شد، این مرقد منوّر معطر &#8211; به سعى مشكور و اهتمام موفور حضرت عالى جاه حكومت و رفعت، دستگاه كمال الدین، شادى بیك بن جناب مغفرت پناه شاه قلى بیك روشیخلو ذوالقدر، تحریراً فى شهر جمادى‌‌الاخر سنه ثلث ستین و تسع مائه كتبه اللّه وردى، تمام شد این مرقد به عمل قطب‌‌الدین بن و سیف بخار بن اسكندر معصوم لباسانى».</p>
<p dir="RTL"> با ملاحظه كتیبه‌‌هاى فوق معلوم مى‌‌گردد كه در سال 963 ق. یعنى مقارن سى و سومین سال شهریارى شاه طهماسب اول صفوى صندوق مطهر امامزاده قاسم شمیران، وسط حرم قدیمى آن نصب شده است و بانى صندوق كمال الدین شادى بیك و استادان سازنده آن قطب الدین و سیف نجار پسران اسكندر معصوم لواسانى بوده‌‌اند.</p>
<p dir="RTL"> ضریح چوبى با آلت بندى به سبك موسوم به جعفرى به درازى 2/76 متر و پهناى 1/83 متر و بلندى 1/80 متر در عهد قاجاریه و به احتمال نزدیك به یقین در دوران فتحعلى شاه تهیه شده در وسط حرم نصب شده است و دو صندوق عتیقه درون آن محفوظ مى‌‌باشد.</p>
<p dir="RTL"> ساختمان اصلى بقعه را نیز در عهد فتحعلى شاه قاجار (1211-1250 ق.) توسعه داده، ایوان بزرگ فعلى را در طرف قبله رو به جنوب بنا كرده‌‌اند و ایوان كوچك عهد شاه طهماسب اول را به رواق تبدیل ساخته‌‌اند و گنبد و كاشى را برفراز برج هشت ضلعى قدیمى استوار نموده بقعه را به صورت كنونى درآورده‌‌اند. بیرون بقعه در گوشه جنوب غربى بناى قدیمى طاق نماها و رومى‌‌هاى عهد شاه طهماسب اول صفوى هنوز موجود و مشهود است و مى‌‌رساند كه بقعه هشت ضلعى قدیمى را در همان چهارصد و چند سال پیش از بیرون هم تعمیر و مرمت نموده، با احداث جرزها و طاق‌‌ها آن را مستحكم ساخته و به صورت چهار ضلعى در آورده‌‌اند و به شرحى كه قبلاً ذكر گردید، ایوانى از جانب مشرق بر آن افزوده شده است. قصیده‌‌اى را كه سیدالشعرا مجمر اصفهانى شاعر مشهور عهد خاقان مغفور درباره این تعمیر و ماده تاریخ آن سروده است به خط نستعلیق برجسته در حاشیه اطراف ایوان نگاشته‌‌اند كه نمونه‌‌هاى اغراق شاعرانه توأم با اطلاعات تاریخى مفید را در بر دارد. قصیده مجمر در ایوان امامزاده قاسم:</p>
<p dir="RTL"> كجا این عدل در گیتى، كجا این نام در عالم</p>
<p dir="RTL"> كنون این شاه‌‌و آن كسرى، كنون این خسرو و آن جم</p>
<p dir="RTL"> چه دردى دین و دولت را به جسم از تیغ او دارد</p>
<p dir="RTL"> چه زخمى ملك&#8230;&#8230;</p>
<p dir="RTL"> غرض چون یافت تعمیر از پى تاریخ آن مجمر</p>
<p dir="RTL"> رقم زد «شد اساس بقعه قاسم زشه محكم [1224]»</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 107 كتاب روح و ریحان، سطر آخر نام قاسم بن حسن بن زید بن حسن (ع) كه از اولاد حسن امیر(؟) بوده است مذكور مى‌‌باشد، ولى اشاره‌‌اى نشده، كه قاسم بن حسن مزبور همین امامزاده قاسم مدفون در بقعه ذكر شده است یا نه؟</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 124 همان كتاب درباره امامزاده قاسم شمیران بحث شده و انتساب آن را كه محل سر حضرت قاسم (ع) یا مدفن قاسم ثانى باشد رد كرده است. اجمالاً در دنباله بحث راجع به نسب امامزاده قاسم در صفحه 125 كتاب مذكور نتیجه گرفته شده كه مدفن امامزاده واجب التعظیم است. ولى نسبت او را به طور اطمینان نمى‌‌توان تصریح نمود. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران</em></strong><strong>، ص 231.</strong></p>
<p dir="RTL"> طرحى در سال 1275تا1277 ق. از امامزاده قاسم كشیده شده كه در كتاب مسافرت به ایران طرح آنالویى امیل دو هوسه آمده است.</p>
<p dir="RTL"> پیش از این منطقه‌‌اى كه امامزاده قاسم در آن قرار دارد به درج علیا شهرت داشت.</p>
<p dir="RTL"> سیر تحول بناى امامزاده: همان‌‌طوركه اشاره شد بناى اولیه بقعه هشت وجهى بود كه گنبد دو پوش بر فراز آن قرار داشت. بعد در قسمت شرق یك ایوان به بقعه  افزوده شد و بعد دو ایوان كه یكى مدخل ورودى به رواق مى‌‌باشد و دیگرى در قسمت شمال همین ایوان به آن افزوده مى‌‌شود. در حوالى سال 1350 ش. ایوان سرتاسرى رو به قبله به آن اضافه شده است.</p>
<p dir="RTL"> بناى اولیه مربوط به قرن هفتم هجرى مى‌‌باشد و شامل یك بقعه هشت وجهى كه ابعاد داخل آن 2/25 متر و طول تمام برج از بیرون از شمال به جنوب یا شرق به غرب 5/32 متر بوده است، گنبد و بنا فاقد هرگونه تزیینات بوده و در كنار قنات قدیمى ده قرار داشته و هم اكنون نیز قنات آبك از كنار آن مى‌‌گذرد و قبر نیز در یك سردابه قرار داشته است.</p>
<p dir="RTL"> بناى ثانویه: در زمان شاه طهماسب صفوى 930-984 از شمال مدخلى با یك ایوان كوچك باز شده و همچنین یك ایوان در قسمت شرق به بنا اضافه مى‌‌شود، البته ایوان شمالى مدتى تبدیل به شبستان مى‌‌شود، كه تاریخ این تغییر مشخص نیست.</p>
<p dir="RTL"> بناى سوم: در زمان فتحعلى شاه (1211تا1250) این مقبره تعمیر و مرمت مى‌‌شود. در این زمان است كه ایوان شرقى تبدیل به رواق شده و یك ایوان دیگر در قسمت شرق در جلوى این رواق ساخته مى‌‌شود و نیز سر ایوان در قسمت جنوب به كل مجموعه اضافه مى‌‌گردد.</p>
<p dir="RTL"> در اطراف ایوان میانى یك قصیده به صورت كتیبه گچى وجود دارد كه زمان تعمیرات و ساخت بناهاى جدید را بیان مى‌‌كند. در این زمان داخل حرم را با كاشى هفت رنگ برجسته مى‌‌سازند و گنبد آن را نیز با كاشى هفت رنگ كاشى‌‌كارى مى‌‌كنند.</p>
<p dir="RTL"> بناى چهارم: در حدود سال 1350 ایوان‌‌ها را با درب‌‌هاى آهنى مسدود مى‌‌كنند و ایوان جدید با ستون‌‌هاى فلزى و سقف تیرآهنى و چوبى در جلوى آن مى‌‌سازند. در قسمت شمال نیز چند اتاق به مجموعه اضافه مى‌‌كنند، عناصر تشكیل دهنده بنا:</p>
<p dir="RTL"> 1. صحن حرم.</p>
<p dir="RTL"> 2. رواق شرقى (عهد شاه طهماسب).</p>
<p dir="RTL"> 3. شبستان شمالى.</p>
<p dir="RTL"> 4. رواق شرقى (عهد فتحعلى شاه).</p>
<p dir="RTL"> 5. ایوان‌‌هاى جنوبى.</p>
<p dir="RTL"> 6. انبار لوازم.</p>
<p dir="RTL"> 7. مسكونى.</p>
<p dir="RTL"> 8. نمازخانه.</p>
<p dir="RTL"> 9. ایوان جدید.</p>
<p dir="RTL"> در صفحات 542 و 544 جلد اول مرآت البلدان آمده: «چون حضرت خاقان خیال صعود به این كوه (كوه شمیران) فرمود دو روز پیش خیام با احتشام را به قلعه بردند و انواع لوازم از مأكولات و غیره آن‌‌جا حاضر كردند. در اوایل ذیقعده از قصر كاوس امامزاده قاسم انتهاض كرده در مدت چهار ساعت به قلعه رسیدند.»</p>
<p dir="RTL"> در بدایع الانساب اشاره‌‌اى به تاریخ احداث بقعه شده كه مربوط به قرن چهارم است. البته موضوع قابل بررسى است:</p>
<p dir="RTL"> «در سال 370 ق عضدالدوله دیلمى بر قبر امامزاده بقعه‌‌اى بنا كرد و در سال 963 كمال‌‌الدین سبكتكین سلجوقى ضریحى ساخته و بر قبر نهاده است.» <strong><em>/ بدایع الانساب</em></strong><strong>، ص 48.</strong></p>
<p dir="RTL"> برخى از روزهایى كه ناصرالدین شاه در امامزاده قاسم گذرانده است: یكشنبه 21 رمضان 1270 شاه از نیاوران به قصد زیارت امامزاده قاسم رفتند / چهارشنبه 26 محرم 1306 / جمعه 47 ذى الحجه 1307 / یك‌‌شنبه 7 ذى القعده 1309 / سه‌‌شنبه 22 ذى الحجه 1311 / جمعه 6 ذى الحجه 1312 ق. <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، </em></strong><strong>ص 1102</strong>.</p>
<p dir="RTL"> مدفونین در جوار امامزاده قاسم:</p>
<p dir="RTL"> 1. قدیم‌‌تر از همه قبر ابراهیم بن عزیز الله نامى است كه در سنه یك هزار و یك از دنیا رفته است.</p>
<p dir="RTL"> 2. قبر دیگرى است كه شمعدان مسى سه شاخه روى قبر اوست و شبانه روز شمع بر آن مى‌‌سوزد.</p>
<p dir="RTL"> 3. قبر دیگرى در رواق دست راست هنگام ورود به حرم است كه سنگى از مرمر بالاى سر قبر بر دیوار منصوب است.</p>
<p dir="RTL"> 4. قبر محمدتقى قوش بیگى &#8211; صدراعظم سابق بخارا &#8211; متوفى در هفتم آذرماه 1327 خ. در صحن امامزاده است. وى پس از این‌‌كه بخارا به دست روس افتاد به  ایران آمده بود.</p>
<p dir="RTL"> 5. حاج سید جواد مدنى دماوندى از علما و فقها است كه در سال 1364 ق. وفات كرده است.</p>
<p dir="RTL"> البته تعداد زیادى از بزرگان علم و ادب معاصر نیز در محوطه امامزاده مدفون‌‌اند.</p>
<p dir="RTL"> قصر مادر محمدشاه در امامزاده قاسم، مادر شاهنشاه كه چند ساعت قبل از مرگ، پسر را عیادت كرد به قصرى كه در امامزاده قاسم داشت مراجعت كرد، از این قضا موى بكند. <strong><em>/ ناسخ التواریخ، </em></strong><strong>ج 2، در تاریخ قاجاریه، ص 418.</strong></p>
<p dir="RTL"> قبه امامزاده قاسم را به امر ناصرالدین شه از نو عمارت و بنیان كردند. <strong><em>/ همان مرجع، </em></strong><strong>ج 3، از تاریخ قاجاریه، ص 107.</strong></p>
<p dir="RTL"> در این مدت (سال 1261 ق.) كه مرض وبا بالا گرفته بود، بر حسب فرمان محمدشاه، ظل‌‌السلطان در قریه امامزاده قاسم كه از قراى شمیران است سكونت داشت<strong><em>. </em></strong><strong>/ همان مرجع<em>، </em>ج 2، از تاریخ قاجاریه، ص 291.</strong></p>
<p dir="RTL"> حاج مخبرالسلطنه هدایت مى‌‌گوید: «آقاى مستوفى (میرزا حسن خان) سكته قلبى داشت. روز ششم شهریور (1311 ش.) در امامزاده قاسم میهمان سردار فاخر بودند بدون مقدمه از صندلى افتادند و داعیه حق را لبیك اجابت گفتند. <strong><em>/ خاطرات و خطرات، </em></strong><strong>ص 394.</strong></p>
<p dir="RTL"> باغ اللهیار صالح در امامزاده قاسم: باغچه‌‌اى به مساحت تقریبى 2800 متر مربع كه به باغ صالح معروف است، در امامزاده قاسم است. چهار دانگ این باغچه متعلق به خانم صفیه وزیرى (مسمى به مهین بانو) همسر مرحوم اللهیار صالح است و دو دانگ آن متعلق به آن مرحوم بود.</p>
<p dir="RTL"> مدفون میرگوهر على‌‌شاه و تاج على‌‌شاه رشتى و بعضى از فقراى خاكسار و جلالیه در امامزاده قاسم است. <strong><em>/ تاریخ عمومى تهران، </em></strong><strong>صفحات 235 و 236.</strong></p>
<p dir="RTL"> قصر آغا باجى، دختر ابراهیم خان جوانشیر كه یكى از زنان فتحعلى شاه قاجار است در امامزاده قاسم است. <strong><em>/ تاریخ عضدى، </em></strong><strong>صص 13 و 14.</strong></p>
<p dir="RTL"> تاج‌‌الدوله طاووس خانم یكى از زنان فتحعلى شاه در ییلاق امامزاده قاسم به سبب ناخوشى وبا پسرش احمد میرزا را از دست داد. <strong><em>/ همان مرجع</em></strong><strong>، ص 8.</strong></p>
<p dir="RTL"> كنار راه امامزاده قاسم آرامگاه جمعى از بزرگان و هنرمندان است كه در عرف مردم به «سر قبر ظهیرالدوله« شناخته مى‌‌شود. ظاهراً نخست جسد على خان ظهیرالدوله در این‌‌جا به خاك سپرده شده است. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em></strong><strong>صص 300 278 66 57 43 41 و 383.</strong></p>
<p dir="RTL"> دهكده امامزاده قاسم در قدیم به نام «دزج علیا« خوانده مى‌‌شد. مزرعه حسن آباد كه در سابق به صنیع‌‌الدوله تعلق داشت جزو امامزاده قاسم است. قبرستان ظهیرالدوله كه آرامگاه جمعى از رجال نامى است، در این اراضى واقع است.</p>
<p dir="RTL"> علف چین و علف چرهاى دیه: سرچال كوچك، سرچال بزرگ، چالیزون، سیالیز، كُلَك چال (به ضم كاف و فتح لام) و گاهى آن را «كردچال« گویند، درزق نو (به فتح دال و زاء) یا «دزق نو، (به ضم دال و فتح زاء)»، گرزه دره (به ضم گاف و فتح زاء و تشدید راء و كسر آن(، چاشته خورون، پیاز چال، پهنه (به كسر پ وها و فتح نون)، هف برار (به فتح ها و كسر باء)، شیر پلا، فراخ لا، میرمین (به كسر راء)، چال او، یخچال.</p>
<p dir="RTL"> قنات‌‌هاى امامزاده قاسم واقع در باغ‌‌ها و منازل زیر است: قصر ملك التجار، باغ حسن‌‌آباد، معتمدالسلطنه، باغ حاجى محمد مهدى، باغ كهنه، باغ اویسى، باغ شركاء، باغ انجیلى، باغ دكتر شكوه، باغ نخجوانى، منزل كربلایى على، منزل كربلایى رمضان‌‌على، منزل حاجى میرزا على محمد لاریجانى، منزل حاجى سید مرتضى لاریجانى، آبك. <strong>/ همان منبع.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده صالح (تجریش)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 14:23:40 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/</guid>

					<description><![CDATA[         امامزاده صالح در بازار تجریش از پسران امام موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی پسر موسی (رضا) است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و با شماره ۹۰۹ ثبت شده‌است. بر اساس آخرین برآورد تعداد زائران امامزاده ۳۰ هزار نفر است. به استناد کتیبه سردر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">      </p>
<p dir="RTL">امامزاده صالح در بازار تجریش از پسران امام موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی پسر موسی (رضا) است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و با شماره ۹۰۹ ثبت شده‌است. بر اساس آخرین برآورد تعداد زائران امامزاده ۳۰ هزار نفر است. به استناد کتیبه سردر صحن و بر اساس کتب بحرالانساب و کنز الانساب، نسب امامزاده صالح بدین شرح ‌است: «امامزاده صالح فرزند امام موسی کاظم است؛ که به شهرری آمده و در تجریش ایشان را به قتل رسانده‌اند.» زیارت‌نامه منصوبه ایشان نیز آن را تصریح و تایید می کند.</p>
<p dir="RTL"> در بحرالانساب معروف، نام امامزاده صالح آمده است و برخى او را حسن ملقب به صالح مى‌‌دانند. این شخص از نوادگان امام موسى كاظم (ع) است. قصه قتل امامزاده صالح چنین آمده: «حسن نامى بهبهانى از پل كرخ (كَ‌‌رَ) كه امروز به كرج مشهور است، در تعقیب امامزاده صالح بود تا بالاخره در باغ جنت گلشن زیر چنار بزرگ چشمه‌‌سارى او را گرفتار كرد و با بیل كشت. چشمه‌‌سارى كه در قصه قتل امامزاده یاد شد، ظاهراً قناتى است كه در زیر چنار معروف آفتابى مى‌‌شد كه بعدها خشك شد. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران</em></strong><strong>، ص 259.</strong></p>
<p dir="RTL">بنای بقعه</p>
<p dir="RTL">این بقعه بناى چهارگوش بزرگ و محكمى است كه تصور مى‌‌رود با وجود چنار بسیار قدیمى و سنگ‌‌هاى قبر عهد مغول یقیناً بناى اصلى مربوط به قرن هفتم یا هشتم هجرى باشد. در كنار این امامزاده درخت چنار كهنسالى قرار داشت كه متأسفانه از میان رفته است. چنار مزبور با محیطى برابر پانزده متر خود از آثار تاریخى تهران به شمار مى‌‌رفت.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده صالح شمیران</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> هلاكومیرزا فرزند فتحعلى شاه قاجار در سال 1210ه .ق. بانى تعمیر و تزیینات آن شده و نقاشى‌‌ها و اصلاحات داخلى حرم و احداث گنبد و كاشى‌‌كارى آن را انجام داده است. طبق كتیبه‌‌هاى موجود در بنا، مدفن صالح، برادر امام هشتم (ع) و از پسران امام موسى بن جعفر (ع) مى‌‌باشد. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 233.</strong></p>
<p dir="RTL"> در سال 1323 خ. مرحوم حسن فداكار بانى تعمیر و كاشى‌‌كارى مجدد گنبد گردید.</p>
<p dir="RTL"> داخل حرم با نقاشى‌‌هاى زیبایى از دوران قاجاریه مزین است. فضاى درونى آن قریب شش متر و نیم در شش متر ونیم وسعت دارد. در وسط حرم مزبور ضریحى از نقره و چوب كه بنا به گفته‌‌هاى ابوالقاسم امامى متولى بقعه به وسیله میرزا سعیدخان، وزیر امور خارجه، تهیه شده است، نصب مى‌‌باشد. داخل ضریح مزبور ضریح دیگرى از چوب به سبك خانه‌‌بندى مربع خراطى قرار دارد و در میان ضریح دوم، صندوقى كه اهمیت تاریخى ندارد، كمى مورب قرار گرفته است.</p>
<p dir="RTL">ایوان ورودى و رواق، در سمت شمال حرم واقع شده، بالاى دَرِ حرم، در رواق لوحه مستطیل خشت كاشى شامل «بسم الله الرحمن الرحیم« و سنه 1210 بر دیوار نصب است و كمى پایین این كتیبه را به خط نستعلیق گچ‌‌برى نموده‌‌اند:</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده صالح قدیم</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> هوالمعز</p>
<p dir="RTL"> بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p dir="RTL"> سنه 1210</p>
<p dir="RTL"> ادخلوها بسلام آمنین</p>
<p dir="RTL"> ایران كه نظیر روضه رضوان شد</p>
<p dir="RTL">از فتحعلى شاه، شه دوران شد</p>
<p dir="RTL"> هرجا ز ملك‌‌زاده‌‌اى آمد آباد</p>
<p dir="RTL">این روضه چو جنت از هلاكوخان شد</p>
<p dir="RTL"> بر بالاى سر در شمالى صحن دو بیت شعر زیر به خط نستعلیق سفیدرنگ بر خشت كاشى لاجوردى خوانده مى‌‌شود:</p>
<p dir="RTL"> شاهى كه خاك درگهش از عرش برتر است</p>
<p dir="RTL">با حضرت رضا شه هشتم برابر است</p>
<p dir="RTL"> نام نكوش حضرت صالح كه در نسب</p>
<p dir="RTL">گلدسته‌‌اى ز گلشن موسى بن جعفر است</p>
<p dir="RTL"> بناى آن از نظر تناسب طاق‌‌هاى داخل حرم و شكل ساختمان در شمار آثار ممتاز عهد قاجاریه و قرن سیزدهم است. در محوطه داراى مقابر خانوادگى بود كه البته بعد از انقلاب كلیه مقابر تخریب و به محوطه و فضاى باز تبدیل شده است. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران</em></strong><strong>، ص 233.</strong></p>
<p dir="RTL"> مساحت بقعه و بارگاه امامزاده و صحن آن سه‌‌هزار متر مربع است به پلاك 2640 و در شمال صحن مسجدى است به مساحت یكصد متر مربع كه تماماً وقف است.</p>
<p dir="RTL"><strong>نامداران دفن شده:</strong></p>
<p dir="RTL">آستان امامزاده صالح در دورهٔ قاجار مانند اغلب امامزاده های تهران قدیم و روستاهای اطراف گورستان بود. براین اساس بسیاری از چهره های برجسته بر حسب علاقه  و ارادت وصیت می کردند که پیکرشان در کجا دفن شود. منوچهر ستوده فهرست برخی از سرشناسان مدفون شده را اعلام کرده و تعدادی نیز در این سالها به آن فهرست افزوده شده است:</p>
<p dir="RTL"> مدفونین در جوار امامزاده صالح: 1. حاجیه شاهزاده صاحب خانم دختر ولیعهد عباس‌‌میرزا نایب‌‌السلطنه قاجار كه در سال 1310 ق. درگذشته؛ 2. میرزا نصرالله‌‌خان نایینى كه ابتدا ملقب به مشیرالملك بود و سپس لقب مشیرالدوله به او اعطا شد. در سال 1324 ق. فرمان مشروطیت به وسیله وى به ملت ابلاغ شد. در دوم صفر 1325 ق. از صدارت استعفا داد و در جمعه چهارم شعبان 1325 ق. درگذشت.</p>
<p dir="RTL"> 3 و 4. زوجه میرزا نصرالله‌‌خان به نام قدس‌‌الدوله دختر حاج میرزا تقى‌‌خان، و زیبا خانم (مادر و دختر(؛ 5 و 6. مؤیدالسلطنه میرزا عبدالحسین‌‌خان برادر قدس‌‌الدوله، و میرزا تقى خان فرزند مؤیدالسلطان؛ 7. میرزا حسن‌‌خان مشیرالدوله پیرنیا فرزند میرزا نصرالله‌‌خان مذكور كه به سن 63 سالگى، 29 آبان 1314 خ. درگذشت؛ 8. میرزا حسین‌‌خان مؤتمن‌‌الملك پیرنیا فرزند میرزا نصرالله‌‌خان در 9 شهریور 1326 خ. دفن شد؛ 9. محمدولى‌‌خان سپهسالار تنكابنى كه براى ندادن مالیات و نپرداختن قروض سیاسى خودكشى كرد.</p>
<p dir="RTL"> گروه دیگرى از مدفونین امامزاده: 1. میرزا ابوالقاسم‌‌خان آهى؛ 2. میرزا مجیدخان آهى؛ 3. دختر نایب‌‌السلطنه امیركبیر؛ 4. اژدرالممالك وكیل مجلس؛ 5. مساوات؛ 6. مدحت‌‌السلطنه؛ 7. دبیرالملك حاكم تهران؛ 8. پسر ساعدالدوله؛ 9. مؤیدالدوله اصلانى؛ 10. حكیم اعظم؛ 11. شمرانى وكیل مجلس؛ 12. مشارالسلطنه؛ 13. چایچى؛ 14. امیر منتخب؛ 15. امیر شوكت‌‌الملك خواجه نورى؛ 16. حاج صدرالسلطنه نورى؛ 17. حاج محمدجواد گنجه‌‌اى.</p>
<p dir="RTL"> البته در سال‌‌هاى اخیر همه سنگ‌‌هاى قبور را  كنده و مقبره اشخاص را نیز از میان برده‌‌اند. جاى تأسف است كه یك دوره تاریخ این سرزمین را زیر سیمان و سنگ مرمر بروجرد دفن كرده‌‌اند. صورت مفصلى از مدفونین امامزاده در صفحه 270 كتاب «جغرافیاى تاریخى شمیران« درج است.</p>
<p>در سال های اخیر چهره هایی به آن افزوده شده است:</p>
<ul>
<li><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%D9%87_%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87" title="فهرست مسجدهای ایران">طاهره صفارزاده</a></li>
<li><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C">مجید شهریاری</a></li>
<li><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%81%D8%AE%D8%B1%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87" title="مجید شهریاری">محسن فخری‌زاده</a></li>
</ul>
<p dir="RTL">چنار امامزاده</p>
<p dir="RTL"> راجع به چنار امامزاده، مادام دیولافوا  كه در دوره ناصرالدین شاه به ایران آمده، چنین شرحى دارد: «چنار عجیب و غریبى است كه كمتر نظیر آن در دنیا پیدا مى‌‌شود. قطر فوق‌‌العاده آن را نمى‌‌توان دقیقاً با رقم معین كرد، تقریباً محیط آن به پانزده متر مى‌‌رسد. هر یك از شاخه‌‌هاى آن مانند تنه درخت كهنسالى در بالاى بناى مسجد و سایر اطراف سر به آسمان كشیده است. این درخت عده  كثیرى را در سایه خود پناه مى‌‌دهد. مؤمنین در زیر سایه آن نماز مى‌‌خوانند. مكتب‌‌دار، اطفال را در آن‌‌جا جمع كرده ودرس مى‌‌دهد، قهوه‌‌چى سماور و استكان و لوازم خود را درون آن قرار داده است. سقا هم كوزه‌‌هاى پرآب خود را در گوشه‌‌اى از تنه آن گذارده است.» <strong><em>/ سفرنامه دیولافوا ایران، كلده و شوش</em></strong><strong>، ص 160.</strong></p>
<p dir="RTL"> ماركوپولو هم در سفرنامه خود در حدود هفتصد سال پیش، از این چنار یاد كرده است. پولاك نیز در صفحه 75 سفرنامه‌‌اش مى‌‌گوید: «چنار فوق‌‌العاده كهنى در قریه تجریش از مهم‌‌ترین نمونه‌‌هاى این درخت در جهان شمرده مى‌‌شود.»</p>
<p dir="RTL"> پیرمردان تجریش اعتقاد افسانه‌‌وارى درباره تاریخ تجریش دارند: «&#8230; هم‌‌زمان با پیداشدن امامزاده صالح در اراضى اطراف این باغ‌‌ها، گرگ فراوان پیدا شد و اسباب زحمت اهالى گردید. اهالى این اراضى را رها كرده به حوالى امامزاده روى آوردند و ساختمان كردند و تجریش فعلى را به وجود آوردند.» <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em></strong><strong>ص 200.</strong></p>
<p dir="RTL"> اولیویه فرانسوى در عصر آغامحمدخان به تهران آمده از امامزاده صالح چنین مى‌‌نویسد: هنگامى كه صاحب منصب و ملازمان ما مشغول تحصیل و جستجوى منزل براى ما بودند، ما فرصت را مغتنم شمرده، خواستار دیدار از داخل مسجد شدیم و به آسانى رخصت یافتیم. بعد از آن، اندازه و مقیاس و بزرگى و حجم چنارى را  كه در سایه آن نشسته بودیم، معلوم كردیم. داخل مسجد چیزى كه سزاوار ذكر باشد، نداشت، الاّ این‌‌كه مضجع شخصى بود كه ایرانیان بسیار محترم داشته، به زیارت قبر وى مى‌‌آمدند و «امامزاده صالح» مى‌‌نامیدند.</p>
<p dir="RTL"> اما چنار در اسفل ساقه، شكل مخروطى داشته و چنان معلوم بود كه موجب استحكام و دوام شده و اندازه كلفتى آن در جوار زمین، هفتاد قدم به شمار مى‌‌آمد. هر قدم دوازده اصبع است و بیست و سه قدم و چند اصبع قطر دایره آن مى‌‌شود. ساقه و شاخه‌‌هاى آن بى‌‌عیب و سالم بودند. چوب‌‌هاى شاخه‌‌هاى اصلى آن به نظر بهتر و سخت و نسج الیافش بیشتر از ساقه آن بود. آنچه در عمارات دولتى اصفهان از نوع این چوب‌‌ها، به صورت اسباب ساخته بودند، ملاحظه كردیم. بسى بهتر و اعلاتر از چوب گردو مشاهده افتاد. <strong><em>/ سفرنامه، </em></strong><strong>ص 76<em>.</em></strong></p>
<p> </p>
<p dir="RTL"> در بحرالانساب نیز از چنار یاد شده: «حسن نامى بهبهانى از پل كرخ (كَ‌‌رَ) كه امروز به كرج مشهور است، در تعقیب امامزاده صالح بود تا بالاخره در باغ جنت گلشن زیر چنار بزرگ چشمه‌‌سارى او را گرفتار كرد و با بیل كشت. چشمه‌‌سارى كه در قصه قتل امامزاده یاد شد، ظاهراً قناتى است كه در زیر چنار معروف آفتابى مى‌‌شد كه بعدها خشك شد. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران</em></strong><strong>، ص 259.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong><em>قنات امامزاده</em></strong></p>
<p dir="RTL"> دو قنات امامزاده كه اكنون خشك شده‌‌اند قبلاً مظهر آن‌‌ها در امامزاده صالح بود و آب آن را خانه‌‌هاى جنوبى امامزاده مصرف مى‌‌كردند.</p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده اسماعیل بن زكریا (چیذر)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b2%d9%83%d8%b1%db%8c%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b0%d8%b1/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b2%d9%83%d8%b1%db%8c%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b0%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Mar 2017 01:38:18 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b2%d9%83%d8%b1%db%8c%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b0%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[در پایین تپه چیذر اتاقى ساده با پوشش گنبدى و ایوان كوچكى در مشرق قرار دارد. مختصرى كاشى‌‌كارى از عهد ناصرالدین شاه زینت آن را تشكیل مى‌‌دهد و درخت چنار كهنسالى داشته كه اكنون شاخه‌‌هاى متعدد آن هر یك درختى شده است. این امامزاده به باغستان‌‌هاى چیذر و رستم‌‌آباد مشرف است. مطلب قابل توجه این‌‌كه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در پایین تپه چیذر اتاقى ساده با پوشش گنبدى و ایوان كوچكى در مشرق قرار دارد. مختصرى كاشى‌‌كارى از عهد ناصرالدین شاه زینت آن را تشكیل مى‌‌دهد و درخت چنار كهنسالى داشته كه اكنون شاخه‌‌هاى متعدد آن هر یك درختى شده است. این امامزاده به باغستان‌‌هاى چیذر و رستم‌‌آباد مشرف است. مطلب قابل توجه این‌‌كه در روى سنگ‌‌هاى مزارهاى كهنه متعدد نام چیذر را «شیذر« نوشته‌‌اند واین امر مؤید این مطلب مى‌‌باشد كه بالاى تپه كهنه و باستانى چیذر پیش از اسلام آتشكده وجود داشته است. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 238.</strong></p>
<p dir="RTL"> نسبت این امامزاده به امام موسى علیه‌‌السلام مى‌‌رسد<strong><em>. / بدایع‌‌الانساب، </em></strong><strong>ص 12، نقل از تاریخ قسمت شمالى تهران، ص 42.</strong></p>
<p dir="RTL"> در این امامزاده كه مانند بقیه امامزاده‌‌ها در قبرستان بنا شده است، فقط یك سنگ قبر در منتهى‌‌الیه زاویه جنوب شرقى زیر بنا به كار رفته و عبارات زیر بر آن حك شده است: «هذا مرقدالمرحومة المغفورة الى رحمتةالله الملك‌‌الغنى فاطر&#8230;»</p>
<p dir="RTL"> در ایوان كوچكى كه جلوى امامزاده است، قدیمى‌‌ترین یادگارى آن چنین است: «یا على ادركنى این یادگار محمدحسین ولد میرزا بزرگ دهم شهر رمضان 1266» <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران</em></strong><strong>، ج 1، ص 332.</strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده اسماعیل زرگنده و  قلهک</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b2%d9%83%d8%b1%db%8c%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b0%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
