<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شاه &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%d8%b4%d8%a7%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 17 Jul 2021 00:35:22 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>شاه &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>فووریه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%81/%d9%81%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%81/%d9%81%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Jul 2021 00:35:22 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%81%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[فووریه &#8211; ژان باتیست فووریه ( ژوانس؛ 6 اکتبر 1842 &#8211; 29 نوامبر 1926) پزشک نظامی فرانسوی بود که از آگوست 1889 تا اکتبر 1892 به عنوان پزشک شخصی ناصرالدین شاه قاجار (در حدود 1848-1896) خدمت کرد. او سفرنامه ای درباره زندگی خود در ایران ، Trois ans à la cour de Perse نوشت.( Calmard [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">فووریه &#8211; ژان باتیست فووریه ( ژوانس؛ 6 اکتبر 1842 &#8211; 29 نوامبر 1926) پزشک نظامی فرانسوی بود که از آگوست 1889 تا اکتبر 1892 به عنوان پزشک شخصی ناصرالدین شاه قاجار (در حدود 1848-1896) خدمت کرد. او سفرنامه ای درباره زندگی خود در ایران ، Trois ans à la cour de Perse نوشت.( <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jean-Baptiste_Feuvrier#CITEREFCalmard1999">Calmard 1999</a>, pp. 569-571.)</p>
<p dir="RTL">ناصرالدین شاه قرارداد یک ساله‌ای با حقوق سالانه 000/18 تومان با فوریه (Feuvrier) در سال 1889 امضا کرد و این قرارداد مجددا به مدت دو سال در ایران تمدید شد.</p>
<p dir="RTL">او در Saulx ، Haute-Saone از فرانسوا آنتوان، جراح نظامی دامپزشکی متولد شد. پدر او  پزشک نظامی گارد سلطنتی فرانسه بود. او تحصیلات خود در زمینه پزشکی را در استراسبورگ و پاریس به پایان برد.</p>
<p dir="RTL"> در 1861–1865، وی در مدرسه بهداشت نظامی در استراسبورگ تحصیل کرد و موفق به کسب مدرک دکترا در وال دو گروس در پاریس شد. فووریه در الجزایر (1865-1861) و کلمار (1869) خدمت کرد. وی در جنگ فرانسه و پروس شرکت کرد.</p>
<p dir="RTL">سپس وی به عنوان پزشک شخصی به پرنس نیکلاس مونته نگرو خدمت کرد (در حدود 1860–1918). وی همچنین تحت شورش نیکلاس اول در قیام هرزگوین (1877-1875) علیه امپراتوری عثمانی شرکت کرد.</p>
<p dir="RTL">او به عنوان پزشک شخصی شاه جانشین فرانسوی دیگری به نام ژوزف دزیره تولوزان شد. اگرچه دانش وی از زبان و فرهنگ فارسی محدود بود، اما سفرنامه وی اطلاعات دست اول و ارزشمندی را درباره دوره مهمی از دوران قاجار ارائه می دهد. این منبع عمده اطلاعاتی در رابطه با امتیاز تنباکو و اعتراض به تنباکو است. در سفرنامه او از طریق علاقه شخصی وی به فرهنگ ایرانی، اطلاعات مهمی در مورد باستان شناسی، معماری، شهرسازی، اقتصاد و زندگی اجتماعی ایران ارائه شده است. او نشان شیر و خورشید (کلاس اول با ارسی سبز) و Légion d’Honneur (شوالیه ، 1875 ؛ افسر ، 1890) اهدا شد. علاوه بر زبان مادری فرانسوی و فارسی ، فوویر توانایی های زبانی را به زبان های صربی، ایتالیایی، روسی، انگلیسی و آلمانی داشت. او در Saulx درگذشت. ( <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jean-Baptiste_Feuvrier#CITEREFCalmard1999">Calmard 1999</a>, pp. 569-571.)</p>
<p dir="RTL">در نبردهای الجزایرو جنگهای فرانسه و پروس حضور داشت. با سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا، دکتر تولوزان، پزشک فرانسوی شاه از وی تقاضای مدتی مرخصی کرد. این  تقاضا پذیرفته شد و از آنجا که فرانسه به حفظ پزشک فرانسوی در دربار شاه  تمایل داشت دکتر فووریه، پزشک جوان را معرفی کرد. در این میان، رقابت برای انتصاب پزشک میان طرفداران انگلیس نیز در جریان بود. میرزا علی اصغرخان امین‌السلطان که در این زمان  تمایل به سیاست انگلیسی‌ها داشت بنا به پیشنهاد سفیر انگلیس درایران، سر درموند ولف، دکتر ژوزف دیکسون را در نظر داشت که فرصتی برای ارائه این پیشنهاد پیدا نکرد و فوریه بنا به توصیه وزارت امور خارجه فرانسه به تولوزان معرفی و به تایید  ناصرالدین شاه هم رسید.</p>
<p dir="RTL">او در دوم ذی الحجه 1306/ اول اوت 1889 از سوی وزارت امور خارجه فرانسه رسما به سمت طبیب ناصرالدین شاه منصوب شد. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود از استخدام فووریه می‌نویسد: «جمعه   چهارم[ ذی الحجه 1306] امروز وقت ناهار شاه بودم. طلوزان، دکتر فوریه نام طبیبی را معرفی کرد که به جای او طهران بیاید. خودش خیال دارد بماند فرنگ،  دیگر ایران نیاید. قرار شد فوریه را اجیر کنند طهران بیاید. حالا اول فضولیهای حکیم ‌الممالک است که در ایران مترجم این حکیم بشود و کارها بکند». (اعتمادالسلطنه. 655)</p>
<p dir="RTL"> همزمان با سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا، دکتر تولوزان، پزشک فرانسوی  شاه از وی تقاضای مدتی مرخصی کرد. این  تقاضا پذیرفته شد و از آنجا که فرانسه به حفظ پزشک فرانسوی در دربار شاه  تمایل داشت دکتر فوریه، پزشک جوان را معرفی کرد.</p>
<p dir="RTL">دکتر فووریه در همان آغاز راه به ساختار سیاسی ایران و رقابت های تنگاتنگ برای تسلط بر شخص شاه آشنا و متوجه شد که تنها نقشی که دارد نقش پزشک نیست بلکه می تواند نقش یک سیاستمدار را هم باز ی کند. توجه شاه به این پزشک جوان در راه بازگشت از سفر اروپا موجب شد تا امین السلطان که خود گزینه‌ای دیگر برای طبابت شاه در نظر داشت واکنش نشان دهد : «امین‌السلطان که نوکر سیاست انگلیس است و از مقامی که من پیش شاه پیدا کرده ام چندان خشنود نیست  محرمانه ترتیبی کرد که من جزو دسته اول روانه[طهران ] شوم و تا مدتی از شر من راحت باشد».(فووریه، 93-94)</p>
<p dir="RTL">طرح امین السلطان برای دور کردن فوریه بی نتیجه ماند و او در تمام مسیر بازگشت همراه بود .«تصادفا  ساعت پنج بعد از ظهر  یکی از انگشتان شاه در لای در قطار گیر کرد و همین اتفاق کوچک در تغییر سرنوشت من موثر افتاد&#8230; موقعی که صدراعظم برای بردن من به حضور شاه به جستجویم فرستاد من از موضوع کاملا مسبوق شده بودم. به همین  جهت به محض اینکه  پیش او رفتم بدون آنکه  فرصت را از دست بدهم به او گفتم که چون وجود من بستگی به وجود اعلیحضرت دارد جای من هم باید قریب به جای شاه باشد و هیچ کس قادر نخواهد بود که به میل خود مرا از وظیفه ای که مامور ایفای آن هستم باز دارد. امین السلطان &#8230; به من گفت که من به این علت خواستم شما را از راه دریای خزر به ایران بفرستم که نمی خواستم  گرفتار مشقات سفر دور و دراز راه خشکی شوید. من هم با اظهار تشکر از این حسن نیت به او گفتم که چون مزاجا ضعیف نیستم از رنج سفر خشکی باکی ندارم.» (فووریه، 94)</p>
<p dir="RTL">او در مسیر بازگشت به ایران بنا به دستور ناصرالدین شاه با  محمدحسن خان  اعتمادالسلطنه همسفر بود و مناسبات دوستانه‌ای میان این دو شکل گرفت و از این طریق به اطلاعات زیادی از وضعیت سیاسی و رجال ایران دست یافت: «اعتمادالسلطنه که به علت طول آشنایی چه در راه  که در یک کالسکه سفر می‌کردیم چه در منازل که با یکدیگر هم غذا بودیم متدرجا با من محرم شده بود و با من از امور ایران و زمامداران آن آزادتر از دیگران صبحت می‌کرد. امروز بعد از شام در باب امتیازاتی که به خارجیان داده شده مخصوصا امتیاز بانک و مشروبات الکلی با من مفصل گفتگو کرد». (فووریه، 154-155)</p>
<p dir="RTL">ناصرالدین شاه در راه  بازگشت به طهران بیمارشد اما اطبای ایرانی او به تجویزدارو و درمان وی مشغول شدند و از انجام دستوراتی که فووریه  صادر می کرد سرباز زدند. مداوای آنان بی اثر بود و هر روز بر شدت بیماری شاه افزوده می‌شد و همچنان فووریه از طبابت ممنوع بود تا با وخامت حال شاه بعد از چند روز سرانجام میدان به دکتر فووریه واگذار شد. او نیز بعد از گفت و گو با شاه و کسب اعتمادش به درمانش پرداخت.</p>
<p dir="RTL">مدت کوتاهی از ورودش به ایران نگذشته بود  که مامور درمان چشمان امین اقدس هم شد. اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود به این موضوع پرداخته:</p>
<p dir="RTL">[شاه ] به ادیب الملک فرموده بودند به من ابلاغ کند صبح زود در اندرون حاضر باشم که با دکتر فووریه به جهت معالجه چشم امین اقدس اندرون برویم. ظاهرا میرزا سید حسین خان داماد میرزازین العابدین خان که دو سال فرنگ رفته و به اعتقاد خود کحالی آموخته بعد از مراجعت از فرنگ به حکیم تولوزان رشوه داده همه جا او را کحال و جراح قابلی معرفی کرده این شخص مطالب دکتر فووریه را  درست در باب معالجه چشم امین اقدس ترجمه نکرده بوده است. دکتر فووریه  هم از زرنگی که دارد درک این مطلب را نمود عرض کرده بود مترجم من باید   کسی باشد که بی طرف باشد به مترجم طبیب اطمینان ندارم. به این جهت شاه مرا مامور فرموده بودند که با حکیم به اندرون بروم. (اعتمادالسلطنه. 679)</p>
<p dir="RTL">او برای درمان چشمان امین اقدس اعلام آمادگی کرد،اما تمایل شخص امین اقدس بر این بود که معالجه در خارج از ایران صورت گیرد و به همین منظور به اتریش رفت و بدون نتیجه با چشمانی نابینا بازگشت. اما همزمان بدرالسلطنه، یکی دیگر از همسران ناصرالدین شاه، معالجه چشم خود را به  فوریه سپرد و عمل جراحی با موفقیت در کاخ نگارستان صورت گرفت. این اقدام بر محبوبیت  فووریه  نزد شاه افزود .(فووریه، 236-239)</p>
<p dir="RTL">در 1310 دکتر فووریه پس از بازگشت از سفری پنج ماهه در خارج از تهران که به همراه شاه برای  گریز از ابتلا به بیماری وبا صورت گرفته بود تقاضای مرخصی و بازگشت به فرانسه را کرد که با موافقت شاه رو به رو شد. ناصرالدین شاه به پاس خدماتش نشان درجه اول شیرو خورشید را اعطاء کرد:«نظر به اینکه مقرب الخاقان حکیم باشی دکترفووریه طبیب مخصوص ما بر اثر خدمات صادقانه و معالجات  جان نثارانه موجبات رضای خاطر ملوکانه را چه در سفر چه در حضر فراهم ساخته مخصوصادر ایام شیوع مرض وبا از هیچ گونه خدمت به اطرافیان ما مضایقه نکرده و با معالجات و مواظبات خود همه را قرین  خیر و سعادت ساخته و نظر به این مراتب از جانب سنی الجوانب  ما مستحق عنایتی گشته لذا در این سال خجسته فال لوی ئیل او را به اعطای نشان شیر و خورشید از درجه اول و حمایل سبز مخصوص به آن مفتخر می‌نمائیم تا آن را زیب پیکر خود سازد و همواره با اظهار خدمت موجبات رضای مخصوص ما را فراهم  دارد.»(همان. 399)</p>
<p dir="RTL"> بعد از مدتی ناصرالدین شاه او را به بازگشت به ایران دعوت کرد که فووریه از پذیرش آن سرباز زد و جواب مثبت را به  استعفای دکتر تولوزان منوط کرد. زیرا در تمام مدت این سه سال با توجه به اینکه تولوزان از سمت خود به عنوان  پزشک شاه کناره نگرفته بود فووریه حقوقی معادل نیمی از حقوق  تولوزان را دریافت می کرد و این امر باعث تقاضای مرخصی او بود. دکتر تولوزان نیز حاضر به  استعفاء نبود. در نتیجه دکتر فووریه به ایران بازنگشت و شاه با استعفای وی موافقت کرد. «من که  مدت چند سال طبیب مخصوص اعلیحضرت ناصرالدین شاه و شاهد عینی زندگانی روزانه او بوده ام چیزهایی دیده‌ام که نه تنها  هیچ مسافری نمی‌تواند بر آنها اطلاع  یابد بلکه آگاهی از آنها بر هر کسی که در ایران مقیم شده باشد مشکل است. این سفرنامه شرح همان مشاهداتی است که دیگران از آنها اطلاعی ندارند و آن در حکم  پرده‌ای است که کم و بیش حقایق مربوط به شاه ایران در آن نقاشی شده&#8230; با وجود آن که در این یادداشت‌های روزانه کتبی سعی شده است که نهایت دقت رعایت شود محتاج به تذکار نمی‌دانم  که در این نوشته  کاملا اسرار شغل  خود را نگاه داشته و  نسبت به ناصرالدین شاه که مردی تیز هوش و خوش ذات بود و در تمام حوادث به من نیکی کرده است رعایت  کمال احترام را  نموده‌ام.(فووریه،مقدمه،73)</p>
<p dir="RTL">سفرنامه‌ گرانبهایش حاوی اطلاعاتی ارزشمند از اوضاع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران است. نوروز کهن‌ترین جشن ایرانیان و مراسم سلام  و وظیفه منجم‌باشی شاه برای تعیین دقیق تحویل سال مورد توجه او بوده می نویسد:«نوروز در حقیقت اول سال رسمی ایرانیان است، چه سال‌های اسلامی قمری است و اعیاد و ایام سوگواری ایشان در عرض سال همچنان که پیش ما ثابت است، ثابت نمی‌ماند فقط نوروز لایتغیر است و همیشه درست با روز اول اعتدال ربیعی یعنی موقعی که آفتاب به برج حمل می‌رسد و بهار شروع می‌شود، تطبیق می‌کند و نتیجه این کیفیت چنین شده است که امروز زمان تحویل با ساعت شش و نیم بعداز ظهر مصادف گردیده و آن را اخترشناس‌باشی شاه استخراج نموده است.»«تعیین دقیق نوروز بر عهده منجم‌باشی شاه بود. پس از اینکه فرا رسیدن نوروز توسط منجم‌باشی اعلام گردید مردم اقدام به دید و بازدید از یکدیگر می‌کردند. از جمله این ملاقات‌ها دیدار با شاه بود که به آن رسم سلام یا بار عام شاهانه گفته می‌شود. بنابراین رسم همه مردم از طبقات مردم و درباریان و سفرای خارجی در محوطه حیاط یکی از کاخ‌های شاه واقع در ارگ سلطنتی می‌شدند تا با ناصرالدین شاه دیدار کنند. شاه نیز برای حاضرین صحبت می‌کرد و ضمن تبریک سال نو، آرزوی سالی خوب و پر برکت برای مملکت و همگان می‌نمود.»</p>
<p dir="RTL">و می افزاید «امروز روز عید نوروز است و من به عادت هر روز از خیلی زود به انتظار بیرون آمدن شاه از در نارنجستان در باغ گلستان قدم می‌زنم. اعلیحضرت بیرون آمد و مرا به اشاره‌ای به خدمت خود خواست و من پیش رفتم. دامن خود را که پر از فیروزه بود گشود و از آن میان با دقت تمام سه قطعه درشت‌تر را جدا کرد. سپس جمیع آنها را تحت آزمایش آورد و از آنها آن را که منظم‌تر و خوشگل‌تر بود برداشت و به من داد و گفت این عیدی شماست.»</p>
<p dir="RTL">از مراسم سلام روز عید چنین نوشته است: «تالار بزرگ موزه که مراسم سلام در آنجا به عمل خواهد آمد، خیلی زودتر از ساعت شش از جمعیت پر شده بود. تمام اعیان مملکتی در آنجا جمع بودند و وزرا و صاحب‌منصبان نظامی خارجی را هم دیدم. این صاحب‌منصبان خارجی که کم و بیش لباس صاحب‌منصبی ایران را بدون تعارف خریده‌اند در حقیقت خوش‌نشینانی هستند که خواسته‌اند با استخدام این لباس یا ترکیب کردن آن با اجزا دیگری از لباس‌های نظامی گوناگون لباسی داشته باشند که برای مجلس نقلیه مناسب‌تر می‌نماید تا برای مجالس جدی.اعلیحضرت ساعت شش به تالار وارد شد و بر روی قالی زربفت کهنه‌ای که در پای تخت فتحعلیشاه انداخته بودند به رسم معمولی ایرانی‌ها نشست و بر بالش مروارید دوز تکیه داد. شاه مثل روزهای سلام یا مهمانی‌های بزرگ در جواهر غرقه بود و نور فراوان چهل چراغ‌های بزرگ و شمعدان‌ها و چراغ‌های دیواری تلالو عجیبی به آنها می‌داد. به علاوه منظره این تالار که سراپا آینه کاری است بسیار خیره‌کننده است.»</p>
<p dir="RTL">توصیف او از مراسم نوروز: «در هریک از دو طرف تخت عده‌ای از روحانیون ایستاده‌اند و روبه‌روی شاه در چهار قدمی صدراعظم برپا ایستاده و چندقدم عقب‌تر در طرف چپ ظهیرالدوله رئیس تشریفات و داماد شاه قرار گرفته، من در دو قدمی عقب سر امین‌السلطان ایستاده‌ام اما قدری متمایل به طرف راست تا در جلوی جمعیت‌های مختلف اعیان دولت را بهتر ببینم. در دقیقه معین اخترشناس‌باشی باوقار تمام و قدم‌های آهسته به جلوی شاه می‌آمد و پس از تنظیم ساعت به دست شروع سال نو را اعلام می‌کند. سپس عقب عقب خارج می‌شود، و دو تن از سادات به شاه تبریک و سلامت باد می‌گویند.» (فووریه، 1362، 232-236)</p>
<p dir="RTL">شاه در سفر سومش در فرانسه اجازه فعالیت انجمن و مدرسه آلیانس را صادر کرد، اما رییس نظمیه در تهران، فعالیت آن انجمن را همانند مجالس بابیه و فراموشخانه خطرناک دانست. با این حال دکتر فووریه توانست رضایت شاه را جلب کند تا فعالیت انجمن و مدرسه ادامه یابد. او در سال 1308 به ریاست انجمن آلیانس فرانسه در تهران منصوب شد.«دهم شوال [1308] امروز روز جلسه سالیانه انجمن آلیانس فرانسه بود و من بار دیگر به ریاست آن انتخاب شدم. خطر بزرگی از بیخ گوش این انجمن بیچاره  گذشت به این معنی که در میان این همه سرو صدای توطئه رئیس نظمیه هم از حال نگرانی شاه استفاده کرده در گزارشی مخصوص انجمن ما را در دردیف انجمنهای سری و فراموشخانه به قلم  آورده و مثل مجالس بابیه آن را خطرناک  معرفی نموده است .«ما به آسانی به شاه فهماندیم که آلیانس فرانسه جمعیتی  است که نه در مسایل  سیاسی مداخله می کند نه در امور مذهبی بلکه اساسی است که همه ممالک عالم آن را  پذیرفته و برهم زدن آن برای او که دوست مملکت فرانسه است  خوشایند نخواهد بود. »(.همان. 281)</p>
<p dir="RTL">دکتر فووریه پزشک ماهر و عکاس برجسته‌ای بود. با اینکه اقامت وی در ایران سه سال طول کشید، به عکس اغلب اروپاییانی که سالیانی در ایران اقامت داشتند، فارسی نیاموخت و بدین زبان سخن نراند. مدت اقامت فووریه همزمان بود با واقعه تحریم تنباکو بود از این جهت نوشته هایش همراه تصاویر نقاشی او بسیار با اهمیت است. کتاب او حاوی خاطرات و مشاهدات وی از دربار ناصرالدین شاه و ایران و از بهترین منابع درباره اوضاع ایران در دوران ناصری است. توصیفات او از دربار و شهرهای مختلف ایران ارزشمند است.</p>
<p>Calmard, Jean (1999). &#8220;Feuvrier, Jean-Baptiste&#8221;. In Yarshater, Ehsan (ed.). Encyclopædia Iranica, Volume IX/6: Festivals VIII–Fish. London and New York: Routledge &amp; Kegan Paul. pp. 569–571</p>
<p> </p>
<p dir="RTL"> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%81/%d9%81%d9%88%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قصرسازی فتحعلی شاه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%82/%d9%82%d8%b5%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%ad%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%82/%d9%82%d8%b5%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%ad%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Apr 2021 11:16:13 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%82%d8%b5%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%ad%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[قصر سازی فتحعلی شاه &#8211; در قصرسازی‌های دوره فتحعلی‌شاه تزیین تالارها با نقاشی‌های بزرگ دیواری از چهره سران مملکت معمول بود. این سلیقه تحت تأثیر شیوه تزیین قصرهای اروپایی از زمان صفویه پیدا شده بود و گویا فتحعلی‌شاه به این نوع نقاشی علاقه بسیاری داشته است؛ چنان‌که تالار باغ نگارستان و چند تالار در داخل [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">قصر سازی فتحعلی شاه &#8211; در قصرسازی‌های دوره فتحعلی‌شاه تزیین تالارها با نقاشی‌های بزرگ دیواری از چهره سران مملکت معمول بود. این سلیقه تحت تأثیر شیوه تزیین قصرهای اروپایی از زمان صفویه پیدا شده بود و گویا فتحعلی‌شاه به این نوع نقاشی علاقه بسیاری داشته است؛ چنان‌که تالار باغ نگارستان و چند تالار در داخل ارگ را با این نوع نقاشی‌ها تزیین کرده بودند. نوع دیگر تزیین‌های داخلی تالار‌ها، رنگ‌آمیزی روی گچ‌بری با رنگ‌های طلایی، لاجوردی و دیگر رنگ‌ها بود. چنان‌که ژوبر از پرده‌ای تمام‌قد از عباس میرزا و صورت ۳ تن از دیگر شاهزادگان قاجار در یکی از عمارات کلاه فرنگی قصر شاه قاجار یاد کرده است./ مسافرت در ارمنستان و ایران، ج۱، ۱۸۳، ترجمه علیقلی اعتماد مقدم، ۱۳۴۷ش.</p>
<p dir="RTL">جیمز بیلی فریزر که در اواخر زمان فتحعلی‌شاه کاخ‌های سلطنتی را دیده، از باغی سخن می‌گوید که به سبک خارجی آرایش شده بوده است. این نوع گرایش‌ها بدون شک اولین نشانه‌های التقاط سبک‌ها در معماری و باغ‌سازی به شمار می‌روند./ فریزر، ج. ب، سفرنامه، ج۱، ۱۴۰، ترجمه منوچهر امیری، ۱۳۶۴ش.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%82/%d9%82%d8%b5%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%ad%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b4%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایشیك‌‌خانه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%83%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%83%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2017 15:18:41 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%83%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[(تركى) اداره تشریفات سلطنتى قاجاریان. رئیس ایشیك خانه در واقع رییس تشریفات دربار قاجار بود. كارهاى داخلى دربار با ایشیك‌‌خانه بود كه حرم‌‌خانه هم جزو آن به شمار مى‌‌آمد. خواجه‌‌باشى تحت ریاست ایشیك آقاسى انجام وظیفه مى‌‌كرد. در سلام‌‌ها دعوت سلام مى‌‌كرد، كسانى كه مى‌‌خواستند شاه را ببینند، راهنمایى مى‌‌كرد. / خلسه، ص 242.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>(تركى) اداره تشریفات سلطنتى قاجاریان. رئیس ایشیك خانه در واقع رییس تشریفات دربار قاجار بود. كارهاى داخلى دربار با ایشیك‌‌خانه بود كه حرم‌‌خانه هم جزو آن به شمار مى‌‌آمد. خواجه‌‌باشى تحت ریاست ایشیك آقاسى انجام وظیفه مى‌‌كرد. در سلام‌‌ها دعوت سلام مى‌‌كرد، كسانى كه مى‌‌خواستند شاه را ببینند، راهنمایى مى‌‌كرد. <strong><em>/ خلسه، </em>ص 242</strong>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%83%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اندرون در ارگ سلطنتى</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%da%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa%d9%89/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%da%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa%d9%89/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 14:38:44 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%da%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa%d9%89/</guid>

					<description><![CDATA[كریم خان زند پس از غلبه بر مدعیان سلطنت سرانجام در تهران استقرار یافت و به سال 1173 ق. چند عمارت در ارگ بنا كرد كه حرم‌‌خانه یكى از آن‌‌هاست. / مرآت البلدان، ص 844  این حرم‌‌خانه همان خلوت كریم‌‌خانى است كه در دوره‌‌هاى بعدى نیز مورد استفاده گوناگون پادشاهان قرار گرفته و امروز هم [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">كریم خان زند پس از غلبه بر مدعیان سلطنت سرانجام در تهران استقرار یافت و به سال 1173 ق. چند عمارت در ارگ بنا كرد كه حرم‌‌خانه یكى از آن‌‌هاست. <strong><em>/ مرآت البلدان، </em></strong><strong>ص 844</strong></p>
<p dir="RTL"> این حرم‌‌خانه همان خلوت كریم‌‌خانى است كه در دوره‌‌هاى بعدى نیز مورد استفاده گوناگون پادشاهان قرار گرفته و امروز هم باقى است.</p>
<p dir="RTL"> آغامحمدخان فرصتى نیافت تا بنایى در ارك بیفزاید با كمى تعمیرات، از بناهاى مانده از خان زند استفاده كرد. فتحعلى شاه كه مرد زنباره و عیاشى بود در فرصت چهل ساله خود روزبه‌‌روز بر اهمیت اندرون و حرم‌‌خانه خود افزود و عماراتش را گسترش داد.</p>
<p dir="RTL"> كلمنت ماركام در تاریخ ایران از حرم‌‌خانه بسیار معتبر او یاد كرده است. میرزا صالح شیرازى در كتاب خود از كنار دریاچه و باغچه‌‌هاى مصفا در داخل ارك یاد كرده است. میرزا صالح اندرون شاهى را كه مشتمل بر چند دست عمارت بوده در شمال تخت مرمر و خلوت كریم خانى و در مجموعه عمارت سروستان و عمارت خورشید معرفى مى‌‌كند. در حرمخانه عمارت چشمه با حیاط چشمه قرار داشت كه قنات قدیم تهران در آنجا آفتابى مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> معیرالممالك مى‌‌نویسد: «اوایل اندرون ناصرالدین شاه همان اندرون خاقان (فتحعلى شاه) بود&#8230; داراى وسعت زیاد نبود، ولى طرز ساختمان خوش داشت&#8230; پس از آن‌‌كه زن‌‌هاى شاه رو به ازدیاد نهادند رفته رفته جا تنگ شد مجبور به بزرگ كردن اندرون شدند.</p>
<p dir="RTL"> در سال 1301 ق. شاه به آقا ابراهیم امین‌‌السلطان فرمان داد اندرون را بزرگ كنند&#8230; وسعت دادن اندرون لازم بود ولى خراب كردن ابنیه تاریخى هم ضبط بود، خلاصه بنا تمام شد.» <strong><em>/ زندگانى خصوصى ناصرالدین شاه، </em></strong><strong>ص 7.</strong></p>
<p dir="RTL"> هرچند محمد شاه نه جسم سالم و نه فرصت كافى براى عیاشى و توجه و گسترش اندرونى خود داشت. ولى وجود مهد علیا مادر ولیعهد موجب نفوذ سیاست‌‌هاى اندرون در كارهاى حكومت و ارتباط با سفارتخانه‌‌هاى روس و انگلیس و&#8230; شد.</p>
<p dir="RTL"> پنجاه سال سلطنت زمان طولانى و حكومت مستبدانه و بى مدعى شرایط مناسبى را براى ناصرالدین شاه فراهم ساخت تا چنان‌‌كه اشاره شد بر تعداد زنان خود و وسعت و اهمیت اندرون در ارگ و حتى در باغ‌‌هاى اطراف تهران نظیر نیاوران، سلطنت آباد، عشرت آباد و جز آن بیفزاید.</p>
<p dir="RTL"> مظفرالدین شاه و محمدعلى شاه و احمد شاه نه فقط نتوانستند اندرون ناصرى را توسعه دهند بلكه با اضافه شدن مشكلات كشور و تهى شدن خزانه دولت از تعداد زنان حرمسرا كاسته شد.</p>
<p dir="RTL"> رضاخان كه بر سر كار آمد، بناهاى زیادى را خراب و بناهاى مدرن ایجاد كرد. اندرون شاهى ارك را نیز در این عصر خراب كردند و كاخ دارایى را در آن اراضى ساختند.</p>
<p dir="RTL"> محسن معتمدى مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «در ارك سلطنتى قاجار، همچون همه خانه‌‌هاى بزرگ قدیمى و سنتى، یك اندرون خاص اهل حرم وجود داشت كه در میانه جانب شرقىِ ارگ بنا شده بود و امروزه كاخ وزارت دارایى و ساختمان شیر و خورشید سرخ [سابق] در محل آن احداث شده است.</p>
<p dir="RTL"> در روزگار فتحعلى شاه اندرون شامل بناهاى زیر بود: عمارت‌‌هاى زنان شاه، عمارت سروستان، عمارت عشرت آیین و عمارت یا تالار طنبى. در سال 1299 ق. ناصرالدین شاه تصمیم به تعویض و تغییر اندرون گرفت. در محوطه‌‌اى به وسعت چهل و پنج هزار متر مربع یك اندرون به مساحت بیست هزار متر مربع ساخته شد كه در آن هر یك از زنان مورد توجه داراى خانه جداگانه‌‌اى بود و با آدم‌‌ها و اثاثیه خود به منزل تازه انتقال یافت. كمى بعد ناصرالدین شاه یك عمارت سه طبقه براى خوابگاه در وسط اندرون براى خود ساخت كه در اوایل سلطنت رضا شاه به دفتر وزارت دارایى تبدیل شد و كمى بعد عمارت وزارت دارایى در جاى آن ساخته شد.</p>
<p dir="RTL"> در روزنامه شرف (ش 2، ربیع الثانى 1300) درباره اندرون و جزئیات آن در عهد ناصرالدین شاه آمده است:</p>
<p dir="RTL"> «عمارت حرم‌‌خانه مباركه دارالخلافه باهره مسكن حرم جلالت، عبارت از بیوتات عتیقه و ابنیه قدیمه بود كه از چهار پادشاه مانده چنان‌‌كه بعضى از آن‌‌ها كریم خان وكیل در اوان اقامت تهران بنا نهاده، برخى را به فرمان حضرت شاه شهید آغا محمد شاه و چند باب را به امر خاقان گذشته از این دو قنات بسیار معتبر از زیر عمارات مزبور مى‌‌گذرد، یكى قنات مهرگرد كه از قدیم در همین مجرى و محل جارى بوده، دیگر قنات ناصرى كه در اوایل جلوس&#8230; احداث شده و آب آن زیاده از سى سال است كه داخل عمارات حرم‌‌خانه مزبوره مى‌‌شود و مسلم است كه عبور دو قنات معتبر از زیر عمارت موجب خرابى و وهن مبانى آن مى‌‌گردد، درین صورت صواب آن بود كه یكباره به تجدید این عمارت پردازند تا هر سال دیوان همایون گرفتار و دچار خرابى نباشد و از آن‌‌جا كه این كار شغلى نهایت بزرگ بود، امین السلطان وزیر دربار اعظم (میرزا ابراهیم خان) و خزانه عامره را براى&#8230; این قصد اختیار و انتخاب فرمودند تا در ظرف هفت ماه این كار بزرگ و بناى بارفعت&#8230; به ید كفایت جناب امین السلطان و به معمارى حاجى ابوالحسن معمار باشى زیور اتمام و آراستگى حاصل نمود&#8230; این حیاط وسیع خیلى بزرگ و باصفاست، جدول‌‌ها و باغچه‌‌ها، حوض‌‌ها، خیابان‌‌هاى متعدد درین حیاط بزرگ و حیاطهاى دیگر طرح شده و از ابنیه قدیمیه تنها بنایى كه باقى مانده و بنایى قدیمى و محكم و عالى است، تالارى است مشهور به تالار طنبى كه در 1219 به امر فتحعلى شاه ساخته شده، اشكال و تصاویر شكارگاه‌‌ها و جنگ‌‌هاى همان شاهنشاه در آن تالار نقش و مرتسم بود. آن تالار را به جهت یادگار نگه داشته و جزو این عمارات كرده‌‌اند&#8230;</p>
<p dir="RTL"> سطح زمینى كه عمارت شامل آن است 45 هزار ذرع مربع مى‌‌باشد كه بیست هزار آن ساخت و بناست و 25 هزار فضاى حیاط. طول عمارات بزرگ اندرونى 120 ذرع و عرض صد ذرع، فضاى حیاط من حیث المجموع دوازده هزار ذرع است. پنج باب تالار بزرگ در طرف طول واقع شده، چهار تالار در طرف عرض، هشت رختشوى‌‌خانه و حمام و پانزده خلوت مسكون عمارت غیر از راهرو و راه پله تحتانى و فوقانى عبارت از پانصد باب است. در روز هفتم ربیع الاول (1300 ق.) خُدام حرم&#8230; به این سراى&#8230; داخل گردیده هر یك در اماكن و مساكن مقرره خود سكنى گرفتند. <strong><em>/  تاریخچه ساختمان‌‌هاى ارگ&#8230;، </em></strong><strong>ص 250.</strong></p>
<p dir="RTL"> معیرالممالك وضع ساختمان‌‌ها و حیاط­هاى اندرون را چنین وصف مى‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «اندرون فضاى مستطیلى بود كه چهار طرف آن بناهاى دو طبقه بسیار بى‌‌تناسبى با تالارهاى بزرگ ساخته شده و اتاق‌‌ها از طرفى بعضاً وسیع و محصور بین بناها و اطراف دیگر به حیاط­هاى كوچكى كه هر یك متعلق به یكى از زن‌‌هاى شاه با نام مخصوص از قبیل سروستان و انارستان و غیره نامیده مى‌‌شدند. اتاق‌‌هاى انیس‌‌الدوله كه در واقع ملكه بود به حیاطى نگاه مى‌‌كرد كه حیاط طنبى نامیده مى‌‌شد و تالارى داشت كه به همین نام معروف بود و میدان‌‌هاى جنگ فتحعلى شاه با روس‌‌ها به دیوارهاى آن منقوش بود. این نقاشى رنگ روغنى بزرگ دیوارى اكنون در موزه ایران باستان نگهدارى مى‌‌شود.» <strong>/  همان، پاورقى 252.</strong></p>
<p dir="RTL"> در سال 1303 ق. ناصرالدین شاه تصمیم گرفت كه در وسط اندرونى كه باغچه مربع‌‌شكلى بود عمارت سه طبقه خوابگاه به طرز و فرم عمارات اروپایى ساخته شود. ساختن این عمارت به عهده محمد ابراهیم خان امین السلطان صدر اعظم اتابك بود. ساختن عمارت یك سال طول كشید و در روز یكشنبه نهم رجب 1304 ق. تمام شد. این عمارت از روى كاخ «دولمه باغچه» اسلامبول تركیه ساخته شد. <strong>/ همان منبع.</strong></p>
<p dir="RTL"> قسمت پایین عمارت، حوض‌‌خانه با آب فراوان وجود داشت. در ضمن خزانه نیز در قسمت تاریك این طبقه قرار داشت. به گفته ملیجك خزانه قفسه بندى شده، پول، اسكناس و وجوهات در اطراف اتاق‌‌هاى خزانه جا داشت <strong>/ همان منبع، ص 254.</strong></p>
<p dir="RTL"> در طبقه دوم خوابگاه شش اتاق وجود داشت. یك اتاق چهار در چهار متر رو به مشرق براى صرف شام استفاده مى‌‌شد. دو اتاق در طبقه سوم براى استراحت شاه وجود داشت. اتاق طرف مشرق در زمستان و اتاق طرف مغرب در بهار براى استراحت جمع و یا خواب مورد استفاده بود. <strong>/ همان منبع.</strong></p>
<p dir="RTL"> عبداللّه مستوفى  درباره اندرون ناصرالدین شاه نوشته است:</p>
<p dir="RTL"> «محوطه‌‌اى از ضلع جنوبى آن پشت تالار موزه (تالار سلام یا تاج‌‌گذارى) و اتاق‌‌هاى (تالار) برلیان و باقى دیوار شمالى باغ گلستان است و ضلع شرقى آن خیابان ناصر خسرو و ضلع شمالى آن خیابان در اندرون&#8230; و ضلع غربى آن كه از رو به روى مسجد مادر شاه تا پشت خلوت كریم خانى امتداد پیدا مى‌‌كند، به حرم‌‌خانه ناصرالدین شاه تخصیص داشت&#8230; . عمارت خوابگاه همین است كه امروز (1321 ش.) مقر وزیر دارایى و دفتر مخصوص رئیس كل دارایى امریكایى است&#8230;</p>
<p dir="RTL"> هر یك از این حیاطها (حیاط زن‌‌هاى شاه به طرف خارج از حیاط بزرگ وسط) در سه طرف ساختمان داشته و طرف چهارم كه حد فاصل بیرون ساختمان مى‌‌شده به جاى بنا دیوار بلندى ساخته بودند كه گذشتن از آن جز به وسیله نردبان سى چهل پله‌‌اى امكان نداشته باشد. در هر یك از سه طرف یك قسمتى زیر و رو ساخته و در كنج‌‌ها پله‌‌ها و سرسراها بنایى شده بود كه حیاط را به طبقه دوم مربوط مى‌‌كرد. بنابراین هر حیاطى هیجده اتاق كوچك و بزرگ با راهرو و صندوق‌‌خانه و غیره داشت. البته طبقه زیر مال خدمتكارها و طبقه فوقانى متعلق به خانم‌‌ها بوده است كه هر یك، یك سمت از این حیاطها را اشغال مى‌‌كرده‌‌اند، ولى بعضى خانم‌‌هاى مقرب یا جا افتاده كه سمت ریاست به سایرین و حاشیه بیشترى داشتند نیز بوده‌‌اند كه یك حیاط تمام یا بیشتر در تصرف آن‌‌ها بوده است&#8230; .</p>
<p dir="RTL"> &#8230;در ضلع شمالى و دو طرف جلوخان در اندرون یك دو حیاط یك طبقه هم بود كه به عملجات حرم‌‌خانه، خواجه سرایان&#8230; تخصیص داشت&#8230; تالار بزرگى كه از زمان فتحعلى شاه مانده بود و آن مرحوم دیوارها را به مجالس شكار و عیش خود منقش كرده و از زمان وزارت عدلیه مرحوم داور به بعد بعضى از این حیاطها به دادگسترى تخصیص یافت، این تالار هم محل محكمه جنایى گردید.»</p>
<p dir="RTL"> از نوشته‌‌هاى اعتمادالسلطنه چنین بر مى‌‌آید كه شاه تا وقت ناهار با عمله خلوت رو به رو نمى‌‌شد. حسینقلى خان نظام‌‌السلطنه مافى راجع به این موضوع مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> شاه هم در زمستان قبل از طلوع آفتاب بیرون مى‌‌آمد با لباس راحت و خواب، گردش در باغ مى‌‌كرد، بعد مى‌‌رفت سر حمام و ناهار و قلیان مى‌‌خواست و مى‌‌خورد و لباس مى‌‌پوشید و بیرون مى‌‌آمد. من در گردش اول، در میان باغ بودم. اغلب دو دور باغ گلستان را با من صحبت مى‌‌كرد و مى‌‌رفت اندرون.» <strong><em>/ خاطرات نظام‌‌السلطنه&#8230;، </em></strong><strong>ص 137.</strong></p>
<p dir="RTL"> چنان‌‌كه گفته شد بعضى از زن‌‌هاى متشخص شاه براى خود، در اندرون، دستگاه جداگانه كامل داشتند. از جمله آن‌‌ها امینه اقدس بود كه دكتر فووریه شرح اندرون او را نوشته است و آنچه مربوط به حمام خصوصى اوست در این‌‌جا آورده مى‌‌شود تا از روى قیاس بتوان به بقیه تشكیلات اندرون پى برد:</p>
<p dir="RTL"> «روزى دیگر امینه اقدس مرا به تماشاى حمام خود فرستاد. این حمام دو قسمت دارد و تمام دیوارهاى آن از مرمر است. قسمت اول محل رختكن و آرایش، و قسمت دوم براى استحمام است. حوضى در میان سربینه است كه فواره‌‌اى از آن مى‌‌جهد و با آب خود كه به صورت گرد به اطراف پراكنده مى‌‌شود، فضا را خنك مى‌‌كند و طاقچه هایى در آن‌‌جاست كه در آن‌‌ها هر قسم اسباب آرایش گذاشته و در طاق‌‌نماى قرینه عده‌‌اى قالى نهاده و از آن‌‌ها بستر راحتى درست كرده‌‌اند. در این قسمت خانم لباس‌‌هاى خود را پیش از آن‌‌كه در گرم‌‌خانه داخل شود، مى‌‌كند. گرم‌‌خانه دو خزینه دارد پر از آب كه درجه حرارت آن‌‌ها با یكدیگر متفاوت است و ترتیب استحمام به این شكل است كه اول استحمام كننده ده دقیقه در خزینه آب سرد و ده دقیقه در خزینه آب گرم و ده دقیقه هم بیرون از هر دو حمام كه با بخار گرم شده مى‌‌ماند. سپس براى او حوله‌‌هاى پشمى مى‌‌آورند. و او به سربینه مى‌‌آید و تا مدتى در آن‌‌جا دراز مى‌‌كشد و گاهى قریب به یك ساعت در آن‌‌جا مى‌‌ماند تا خوب به حال بیاید. <em>/ سه سال در دربار ایران، </em>ص 137.</p>
<p dir="RTL"> غلامعلى عزیزالسلطان، معروف به ملیجك، در یادداشت هایى كه از خود به جا گذاشته درباره اندرون ارگ و تغییراتى كه ناصرالدین شاه در آن پدید آورد، نوشته است:</p>
<p dir="RTL"> [ناصرالدین شاه] تالار معروف فتحعلى شاهى [را] كه رویش نیز یك گنبد قرار داشت، براى آن‌‌كه یادگار جدش بود خراب نكرد. در طرف شمال این عمارت حیاط انارستان و طرف جنوبش حیاط انیس‌‌الدوله بود. بعد از آن حیاط قهوه خانه بود كه اهالى قهوه خانه هم در آن‌‌جا منزل داشتند&#8230; . حیاط دیگرى به نام حیاط آینه بود كه پشت داشتِ عمارت موزه بود. یكى دیگر هم حیاط شمس‌‌الدوله نام داشت. حیاط نوش‌‌آفرین خانم، حیاط دلپسند خانم و حیاط جیران خانم نیز در كنار هم قرار داشت. شش حیاط مختلف هم در بعضى نقاط اندرون بود.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">ارگ کاخ گلستان</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> تعداد حمام‌‌هاى اندرون ده عدد بود، سه تا از این حمام‌‌ها اختصاصى بود، بقیه متعلق به تمام اهل حرم‌‌خانه بود. [از حمام‌‌هاى اختصاصى] یكى مال امینه اقدس بود كه شاه نیز بیشتر به آن حمام مى‌‌رفت، یكى مال انیس‌‌الدوله بود و یكى مال گلین خانم بود. یك حمام بزرگ هم كه از حمام‌‌هاى [دوره] فتحعلى شاهى بود، سر حمامش چهار ستون سنگ مرمر داشت و خراب شده بود. آن حمام نیز متعلق به شاه بود كه كسى دیگر نمى‌‌رفت و نهر آب [قنات] مهرگرد هم به طور آب نما از طرف شمال جارى بود و به طرف جنوب مى‌‌رفت.</p>
<p dir="RTL"> بیرون عمارت گلستان، جلوى عمارت خوابگاه شاه، حوض مدورى بود كه نُه فواره داشت و از آب قنات ناصرى، كه خود ناصرالدین شاه احداث كرده بود، استفاده مى‌‌كرد. طورى فواره‌‌ها را ساخته بودند كه منبع آب آن‌‌ها بالا بود و فواره‌‌ها قریب چهار ذرع جستن مى‌‌كرد [ند]، بسیار حوض باصفایى بود.</p>
<p dir="RTL"> طرف مغرب، عمارت خورشید و منزل نایب‌‌السلطنه بود. عمارت سروستان هم اندرونى نایب‌‌السلطنه بود كه حیاطهاى متعدد و تودرتو داشت. مادر نایب‌‌السلطنه ملقب به منیرالسلطنه و سرورالدوله، دختر سلطان مراد میرزا حسام‌‌السلطنه و عیال نایب السلطنه در آن‌‌جا منزل داشتند.</p>
<p dir="RTL"> طرف مشرق نیز حیاطى بود كه معروف به حیاط مریم خانم بود. از حیاط مریم خانم به اندرون راه نداشت ولى از حیاط سروستان، اندرونى نایب‌‌السلطنه، به حیاط نایب السلطنه راه داشت ولى همیشه قفل بود. هر وقت منیرالسلطنه و سرورالسلطنه قصد شرفیابى به حضور شاه را داشتند به آغا باشى كلیددار مخصوص خبر مى‌‌دادند. بعد او آمده و با اطلاع شاه در را باز مى‌‌كرد و به حضور شاه مى‌‌رسیدند و دوباره از همان راه به منزلشان مراجعت مى‌‌كردند (..) عمارات جدید حرم‌‌خانه اكثراً دو طبقه بود، مرتبه تحتانى قدرى سقف‌‌هایش كوتاه بود ولى مرتبه فوقانى سقف بلند و وسیعى داشت. هر یك از اتاق‌‌ها سه در داشت كه طبقه زیرین درهایش كم عرض بود. اتاق‌‌ها تودرتو بودند، ولى طبقه دوم شاه نشین بزرگ و تالار داشت. اتاق‌‌هاى بالا هم سه درى و با درهاى ارسى‌‌دار بود. پله‌‌هاى عمارت از بیرون و تماماً از سنگ بود. پشت بام هم بلند و تیغه‌‌هاى اطرافش، تماماً آجرى بود. با حیاطهاى تودرتو و دیوارهاى بلند و یكنواخت تقریباً عمارات اندرون حالت یك قلعه نظامى محكم را داشت. دیوارهاى اطراف به اندازه دو متر از ارتفاع سقف اتاق‌‌هاى عمارات بالاتر بود و به این ترتیب داخل عمارات اندرون با خارج به كلى قطع رابطه كرده بود. <strong><em>/ حسین لعل، ملیجك&#8230; </em></strong><strong>صص 365 تا 368.</strong></p>
<p dir="RTL"> شام حرم اول غروب داده مى‌‌شد زیرا سه ساعت از شب گذشته میخ در اصلى بزرگ را مى‌‌بستند. براى مردم عادى عبور و مرور پنج ساعت از شب گذشته تا سحر ممنوع بود. براى اجراى مقررات منع عبور و مرور یك صد قراول خانه [پست نگهبانى] در شهر بود، ولى در كاخ سلطنتى مقررات منع عبورومرور سه ساعت از شب گذشته اجرا مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> در بیشتر مواقع نقیب الممالك كه داراى بیانى شیرین بود و در فن داستان سرایى بى مانند، پشت در اتاق خواب شاه قصه مى‌‌گفت به‌‌طورى‌‌كه شاه بشنود. جوادخان قزوینى با كمانچه بسیار كوچك بعضى مواقع او را همراهى مى‌‌كرد تا وقتى كه شاه به خواب رود و آن وقتى بود كه پس از ایستادن از قصه گویى و یا نوازندگى صدایى نمى‌‌آمد، بدین معنى است كه مرخص هستند.</p>
<p dir="RTL"> پیش از آن‌‌كه این تالار و تالار آینه كه در جنب آن است احداث شود، در محل آن‌‌ها عمارتى وجود داشت كه تالار الماسیه نامیده مى‌‌شد و پیش از این‌‌كه تالار الماسیه هم ساخته شود، محل آن دیوارى بود كه عمارت آصف‌‌الدوله و سالار را از باغ گلستان جدا مى‌‌ساخت. <strong>/ همان،ص 122.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong> </strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">تالار آینه</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> به نوشته رضا قلى خان هدایت:</p>
<p dir="RTL"> «باغ گلستان كه از ابنیه خاقان صاحبقران بوده ولى قرینه نداشت یك سوى آن باغ كلاه فرنگى و سویى به دیوار وابسته&#8230; بنیان نهاد و حمام خوب بساخت و از قنات موسوم به دولت آباد كه از محدثات جدیده است، آبى فراوان به باغ گلستان آورد كه از فواره و كج‌‌لوله برآمده در حوض فرو مى‌‌ریزد، پس سرازیر شده به آبشار جارى مى‌‌گردد. پس از عبور از حوض مذكور به منازل و بیوتات اهالى شهر نشسته، آنان را فواید مى‌‌بخشد و فواره‌‌هاى حوض و كج‌‌لوله‌‌ها از قوت آن آب به قدر سه ذرع ارتفاع مى‌‌جهد و این فضاى جدید و عمارات سدید و تعدد حوضه و تكثر روضه، محاسن این باغ و عمارت را دو چندان كرده و شكوهى كامل داد.» <strong><em>/ روضة الصفاى ناصرى، صص</em></strong><strong> 814 و 815.</strong></p>
<p dir="RTL"> نتیجه آن‌‌كه در عصر ناصرالدین شاه عمارات الماسیه و چهل ستون را ویران كردند و به جاى آن چند عمارت تازه همچون تالار موزه و آیینه را ساختند. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 219.</strong></p>
<p dir="RTL"> دكتر فووریه طبیب ناصرالدین شاه درباره اندرون دربار مى‌‌نویسد: «اندرون در قسمت شمالى قصر است و من تاكنون چند بار داخل آن شده‌‌ام. گاهى از در نارنجستان كه مخصوص رفت و آمد شاه است، گاهى نیز از در معمولى كه از راه خیابان اندرون به الماسیه منتهى مى‌‌شود. هر وقت كه از در نارنجستان داخل شوم به دستور شاه است و در این صورت خواجه سرایى به امر او تا اندرون را هدایت مى‌‌كند، ولى اگر از اندرون مرا براى عیادت مریض بخواهند از در خارج مى‌‌روم تا به حیاطى كه خواجه سرایان در آن‌‌جا منزل دارند مى‌‌رسم&#8230; .» <strong><em>/ سه سال در دربار ایران، </em></strong><strong>ص 114<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> ناصرالدین شاه در اندرونى زنان متعددى داشت كه به اراده او هر شب یكى از آنان در اتاق او مى‌‌ماند. زمانى كه در سفر اول خود به فرنگستان متوجه شد كه ویلهم اول، امپراتور آلمان، یك زن بیشتر ندارد و ملكه اگوستا را به او معرفى كردند گفت: «عجب، امپراتور آلمان یك زن بیشتر ندارد و آن هم به این پیرى؟!»</p>
<p dir="RTL"> در دوره ناصرى اندرون شاهى مركز تفنن و بازى و آرایشگرى زن‌‌ها بود و از هر جا بیشتر در آن‌‌جا بازار آن رواج داشت و جایى بود كه نمایشگاه مخصوص جواهرات گران‌‌قیمت و پارچه‌‌هاى نفیس و البسه زربفت محسوب مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> در اندرونى ناصرالدین شاه اكثراً مهمانى برپا مى‌‌شد و زن‌‌هاى شاه از خانم‌‌هاى اقوام خود و زن‌‌هاى رجال دعوت مى‌‌كردند؛ ناصرالدین شاه هم به اندرون مى‌‌آمد، زن‌‌هاى خارج هم نباید از او رو بگیرند، البته میان آن‌‌ها دخترهایى بودند كه اگر پسند شاه مى‌‌افتادند با رضایت پدر و مادر ازدواج به عمل مى‌‌آمد.</p>
<p dir="RTL"> «اندرون صاحبقرانیه یكى از بهترین اندرون‌‌هاى سلطنتى است و ظاهراً حرم شاه در این‌‌جا از سایر اندرون‌‌ها راحت‌‌تر و خوش‌‌ترند.» <strong>/ همان مرجع، ص 165.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%da%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d8%aa%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انجمن‌‌هاى تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 14:27:13 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[احتشام‌‌السلطنه در یادداشت‌‌هاى خود مى‌‌نویسد: «زمانى كه ریاست مجلس شوراى ملى را داشتم از طرف انجمن‌‌هاى تهران در قطع‌‌نامه‌‌اى كه به امضاى نمایندگان آن‌‌ها رسیده بود، به من تكلیف شده بود كه استعفا دهم. او اسامى انجمن‌‌هاى تهران را در 25 صفر سال 1326 ق. چنین اعلام مى‌‌نماید:  1. سطوت  2. ملت 3. اتحادیه تلگراف  [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">احتشام‌‌السلطنه در یادداشت‌‌هاى خود مى‌‌نویسد: «زمانى كه ریاست مجلس شوراى ملى را داشتم از طرف انجمن‌‌هاى تهران در قطع‌‌نامه‌‌اى كه به امضاى نمایندگان آن‌‌ها رسیده بود، به من تكلیف شده بود كه استعفا دهم. او اسامى انجمن‌‌هاى تهران را در 25 صفر سال 1326 ق. چنین اعلام مى‌‌نماید:</p>
<p dir="RTL"> 1. سطوت  2. ملت 3. اتحادیه تلگراف  4. شاه آباد 5. اتحادیه ارومى 6. حقیقت 7. انصار حسینى 8. اتفاق حسن آباد 9. اتحادیه طلاب 10. حقوق  11. اداره گمرك 12. فرحیه 13. اداره روزنامه حقوق 14. افتخار كوچه غریبان 15. قدسیه چاله میدان 16. كفاشخانه 17. افتخار قنات آباد 18. مظفرى 19. ناصرى 20. خراسان 21. كاشان 22. فردوسى 23. معمارخانه 24. الفت&#8230; خانه 25. حقیقت 26. مركزى اصناف 27. شرافت سرچشمه 28. اتحادیه حسینى 29. آل محمد 30. دارالعباده 31. فردوس 32. خیریه محله بازار 33. مهدیه 34. محمدیه بهارستان 35. دارالمرز 36. لشكر 37. طبرستان 38. غیرت 39. سواد اعظم 40. خیاط خانه 41. اصلاح 42. اتحادیه لاریجان 43. جنوب 44. مقدس جعفرى 45. آذربایجان 46. برادران وقار 47. اتحادیه مسجدجامع 48. سعادت دروازه قزوین (با انجمن سعادت كه توسط جمعى از ایرانیان در استانبول عثمانى تشكیل داده بودند اشتباه نشود) 49. سادات 50. اتحادیه حقیقت 51. مهاجرین 52. نماینده بین الحرمین.</p>
<p dir="RTL"> در برگزارى اولین جشن مشروطیت در تهران محیط مافى كه خود شاهد و ناظر این جشن ملى بوده است از انجمن‌‌هاى تهران كه در این مراسم شركت داشتند چنین نام مى‌‌برد:&#8230;</p>
<p dir="RTL"> از دیگر انجمن‌‌هاى شهر تهران باید به انجمن‌‌هاى احبا و علمى اشاره كرد.</p>
<p dir="RTL"><strong>انجمن­ها:</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>عاقبت انجمن­ها در دوره محمدعلی شاه</strong></p>
<p dir="RTL">در این دوره چند عامل سبب از هم پاشیدگی انجمن ها و قدرت یابی محمدعلی شاه شد. انجمن ها هزینه ها را بدون ضابطه و محدودیت از مردم می گرفتند که پرداخت کنندگان را می رنجاند. دخالت در کار مجلس و تند روی بی حد و مرز در امور که مجلسیان و حامیان مشروطه را می آزرد. نفوذ ایادی شاه در انجمن ها که سبب تفرقه در آنها می شد.</p>
<p dir="RTL">واگذاری امتیازها به بیگانگان و قرض های فراوان از آنها در دوره های پیش، اقتصادی ورشکسته و خزانه تهی نصیب محمدعلی شاه کرد. وی دوران سختی را می گذراند. محمدعلی شاه گواینکه ظاهر نمی کرد اما با مشروطه مخالف بود.انجمن ها با دقت اوضاع مجلس را تحت نظر داشتند.</p>
<p dir="RTL">حادثه میدان توپخانه کودتای نافرجام محمدعلی شاه در سرکوب مشروطیت بود او به بهانه دفاع از مشروعه با حمایت درباریان و عوامل دولتی نظیر؛ قاطرچی ها وزنبورک چی ها و&#8230;غایله ای بپا کرد که با تجمع انجمن های تهران و &#8230; موفق نشد.</p>
<p dir="RTL">روابط انجمنها و دربار روز به روز تیره تر شد.اولین اقدام کمیته سری انقلاب ایجاد نیروی ملی متشکل از هزاران جوان و حتی پیر مشروطه خواه بود.</p>
<p dir="RTL">تب تشکیل قشون ملی میان انجمن ها بالا گرفت. هر انجمنی پنجاه نفر، صد نفر تا پانصد نفرسرباز ملی ترتیب دادند. <strong><em>/ محیط مافی، </em></strong><strong>ج1، ص294.</strong></p>
<p dir="RTL">روسای انجمن­ها برای تامین هزینه در هر محله از ثروتمندان مبالغ نقد و تفنگ و غیره می گرفتند. در واقع متهم به اخاذی شدند./ملک زاده، ج3، ص523.</p>
<p dir="RTL">رییس مجلس به خاطر تندروی انجمنها استعفا داد. <strong><em>/ احتشام السلطنه، </em></strong><strong>ص614<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL">مردم و اهالی انجمنها دو سه هزار نفر اند جلو مجلس جمع شده داد و فریاد راه می اندازند./مغیث السلطنه، ص193.</p>
<p dir="RTL">انجمن ها با توجه به قدرت روزافزونی که داشتند حوزه عملکرد خود را گسترش می دادند.روزنامه وطن نوشت از تشکیل انجمن تفتیش دوایر دولتی یاد کرده است./ندای وطن1326، ش196،ص6.</p>
<p dir="RTL">گارتویک، سفیر روسیه 1908 به دولت خود تلگراف زد که انجمنها صاحب چنان قدرتی شده اند که به ماموران دولتی امر و نهی می کنند./ایوانف، ص70.</p>
<p dir="RTL">مخبرالسلطنه وزیر علوم کابینه اتابک از دخالت انجمنها بسیار شکایت دارد./مذاکرات مجلس،1325ق.، ص27.</p>
<p dir="RTL">احتشام السلطنه در فکر تحدید انجمن ها بر آمد.</p>
<p dir="RTL">محمدعلی شاه از تهران خارج شد و به باغشاه رفت و آماده حمله به مجلس شد.</p>
<p dir="RTL">23جمادی الثانی 1326 ق. روز رویارویی شاه با انجمنها بود.</p>
<p dir="RTL">چند دستگی میان نیروهای انقلابی و حاضر در مجلس و &#8230; از دیگر علل عمده ضعف و در نهایت شکست انقلابیون بود./ حیات یحیی، ج2 ،ص374.</p>
<p dir="RTL">مهره های شاه در تمام انجمن های مهم نفوذ کرده، ماموریت داشتند. عضو اصلی انجمن ها شوند و از اوضاع با خبر باشند./مافی، ص196.</p>
<p dir="RTL">شاه توانست انقلابیون را دچار هراس و آشفتگی کند. وی بر نیروهای خود افزود و آنها را مجهز کرد.</p>
<p dir="RTL">علل دیگر شکست انقلابیون عدم توانایی اقتصادی بود، به علت عدم همکاری تجار مانند؛ امین الضرب ومعین التجارو&#8230;/حیات یحیی، ج2 ،ص303.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انجمن لاریجان</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 13:40:19 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[ریاست این انجمن كه از لاریجانى‌‌هاى ساكن تهران تشكیل شده بود، بر عهده سردار مفخم بود. آگاهى در باب این انجمن بسیار محدود بوده، تنها از حضور نماینده آن، یعنى آقا میرزا سیدمحمد نامى در جلسه استنطاق متهمان پرتاب بمب به اتومبیل شاه اطلاع در دست است.  از انجمن‌‌هاى دیگرى كه به نام اهالى ولایات [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">ریاست این انجمن كه از لاریجانى‌‌هاى ساكن تهران تشكیل شده بود، بر عهده سردار مفخم بود. آگاهى در باب این انجمن بسیار محدود بوده، تنها از حضور نماینده آن، یعنى آقا میرزا سیدمحمد نامى در جلسه استنطاق متهمان پرتاب بمب به اتومبیل شاه اطلاع در دست است.</p>
<p dir="RTL"> از انجمن‌‌هاى دیگرى كه به نام اهالى ولایات ساكن در تهران تأسیس شده بودند به انجمن‌‌هاى دارالعباده، قزوین، رشت، عربستان، دامغان، سمنان و قم در منابع این دوره اشاره‌‌اى بسیار گذرا شده است. <strong><em>/ حبل‌‌المتین، </em></strong><strong>ش 202، ص 2؛ <em>خاطرات عین‌‌السلطنه، </em>ج 3، ص 2095.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%84%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انجمن حمیت</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 12:03:59 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[انجمن حمیت از طبقه نوكرباب (منظور از طبقه نوكرباب، كاركنان دربار یا درخانه بود. درباریان یا به اصطلاح آن زمان نوكران شاه از صدراعظم گرفته تا آبدارباشى و مأمور اصطبل شاهى خدمت در دربار افتخار دانسته همگى شغل نوكر درخانه داشتند.) طبقه دوم تشكیل شده بود و در اواخر سال 1325ق. اعلام وجود كرد. هرچند [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">انجمن حمیت از طبقه نوكرباب (منظور از طبقه نوكرباب، كاركنان دربار یا درخانه بود. درباریان یا به اصطلاح آن زمان نوكران شاه از صدراعظم گرفته تا آبدارباشى و مأمور اصطبل شاهى خدمت در دربار افتخار دانسته همگى شغل نوكر درخانه داشتند.) طبقه دوم تشكیل شده بود و در اواخر سال 1325ق. اعلام وجود كرد. هرچند اعضاى تشكیل‌‌دهنده آن از طبقه نوكرباب بودند، اما ظاهراً پس از مدتى ورود كلیه افراد از هر طبقه به این انجمن آزاد شده بود. <strong><em>/ حبل‌‌المتین</em></strong><strong>، 1325، ش 181.</strong></p>
<p dir="RTL"> روز تشكیل جلسه انجمن چهارشنبه‌‌ها بود و محل آن نیز در خیابان علاءالدوله، بالاخانه‌‌هاى اداره صوراسرافیل، محاذى خانه علاءالدوله، قرار داشت. <strong><em>/ حبل‌‌المتین،</em></strong><strong> 1326، ش 224.</strong></p>
<p dir="RTL"> مبصرالدوله غفارى كاشانى و منتصرالدوله از اعضاى برجسته انجمن بودند. این انجمن در روز بیست و سوم جمادى‌‌الاولى 1326ق. براى دفاع از مجلس در محل خود انجمن با نیروهاى دولتى به جنگ پرداخت. <strong><em>/ حیات یحیى، </em></strong><strong>ج 2، ص 318.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امیر قاسم میرزا</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 16:57:25 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[«شاهزاده امیر قاسم میرزا كه ولیعهد دولت ایران بود در روز هیجدهم ذیقعده وفات یافت. (سال 1274 ق.).» / عین‌‌الوقایع، ص 73.  مادر او جیران زن پنجم ناصرالدین شاه ملقب به فروغ‌‌السلطنه است. ! رجوع کنید به ملك قاسم.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">«شاهزاده امیر قاسم میرزا كه ولیعهد دولت ایران بود در روز هیجدهم ذیقعده وفات یافت. (سال 1274 ق.).» <strong><em>/ عین‌‌الوقایع</em></strong><strong>، ص 73.</strong></p>
<p dir="RTL"> مادر او جیران زن پنجم ناصرالدین شاه ملقب به فروغ‌‌السلطنه است. ! رجوع کنید به ملك قاسم.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%b2%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده محمدباقر</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 15:29:17 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[شاهان قاجار و نیكوكاران آن عهد در تعمیر بقاع سادات كوششى داشته‌‌اند، چنان‌‌كه در دیه رودك از دیه‌‌هاى قصران داخل (رودبار قصران) بقعه‌‌اى است به نام امامزاده محمدباقر كه مرقد و آثار آن از فتحعلى شاه است. / (جغرافیاى دره رودبار، ص 24). و این تفصیل بر روى سنگى كه در ایوان آن نصب است [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>شاهان قاجار و نیكوكاران آن عهد در تعمیر بقاع سادات كوششى داشته‌‌اند، چنان‌‌كه در دیه رودك از دیه‌‌هاى قصران داخل (رودبار قصران) بقعه‌‌اى است به نام امامزاده محمدباقر كه مرقد و آثار آن از فتحعلى شاه است. <strong><em>/ (جغرافیاى دره رودبار، </em>ص 24<em>). و این تفصیل بر روى سنگى كه در ایوان آن نصب است ذكر گردیده است.</em></strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده قاسم</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 15:13:29 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/</guid>

					<description><![CDATA[بقعه امامزاده قاسم (ع) بر فراز بلندى مشرف به قریه ییلاقى كه به مناسبت بقعه مزبور به همین نام خوانده مى‌‌شود، در كنار دره نزهت‌‌انگیز و لطیفى به نام گلاب دره در دامان كوهستان شمیران قرار دارد.   امامزاده قاسم    قسمت قدیمى و اصلى بقعه برج هشت ضلعى آجرى است كه حرم امامزاده را [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">بقعه امامزاده قاسم (ع) بر فراز بلندى مشرف به قریه ییلاقى كه به مناسبت بقعه مزبور به همین نام خوانده مى‌‌شود، در كنار دره نزهت‌‌انگیز و لطیفى به نام گلاب دره در دامان كوهستان شمیران قرار دارد.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">امامزاده قاسم</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> قسمت قدیمى و اصلى بقعه برج هشت ضلعى آجرى است كه حرم امامزاده را تشكیل مى‌‌دهد و ضریح و صندوق تاریخى عتیقه در آن قرار دارد و گنبد و كاشى بر فراز آن بنیاد گردیده است. برج مزبور به احتمال قوى از آثار قرن هفتم هجرى بوده، هر ضلع داخل آن بالغ بر 2/25 متر مى‌‌باشد. طول تمام حرم از مشرق به مغرب یا از شمال به جنوب 5/32 متر است.</p>
<p dir="RTL"> در زمان شاه طهماسب اول (930-984 ه.ق.) شهریار صفوى صندوقى بر روى مرقد نهاده و ظاهراً طهماسب اول به تكریم و عمران بقاع متبركه در تمام خاك ایران همت به خرج مى‌‌داده است. صندوق امامزاده قاسم به درازاى 1/93 متر و پهناى 1/24 متر و بلندى 1/17 متر در وسط ضریح چوبى عالى عهد قاجاریه قرار دارد. بر حاشیه بالاى اضلاع چهار سمت صندوق قسمتى از ابتداى سوره مباركه «یس« از آغاز سوره تا انتهاى آیه هفدهم، الاالبلاع المبین، به خط ثلث برجسته نوشته شده است و بر روى هر یك از اضلاع غربى و شرقى صندوق كه سمت بالاى سر و پایین پا باشد، نیز كتیبه‌‌هایى به خط نستعلیق به طور برجسته مرقوم مى‌‌باشد كه ذیلاً نقل مى‌‌گردد:</p>
<p dir="RTL"> روى ضلع غربى (طرف بالاى سر) در هفت سطر: «هذا المرقد الشریف و المقبر المنیف صلواة الله على مشرف‌‌ها و هو سلطان المقربین و برهان المتقین سلالة الائمة المعصومین صلواةالله علیهم اجمعین قاسم بن الحسن بن امیرالمؤمنین و یعسوب‌‌الدّین و ابن عمّ رسول رب العالمین اسدالله الغالب على بن  ابى طالب علیه‌‌السلام».</p>
<p dir="RTL"> كلمات «الغالب» به بعد بر روى بدنه صندوق در بالاى لوحه كتیبه نوشته شده است. روى ضلع شرقى (سمت پایین پا) نام بانى و كاتب و سازنده صندوق و تاریخ آن در كتیبه هشت سطرى بدین قرار نوشته شده است: «هذا اللّه العلىّ الكبیر تمام شد، این مرقد منوّر معطر &#8211; به سعى مشكور و اهتمام موفور حضرت عالى جاه حكومت و رفعت، دستگاه كمال الدین، شادى بیك بن جناب مغفرت پناه شاه قلى بیك روشیخلو ذوالقدر، تحریراً فى شهر جمادى‌‌الاخر سنه ثلث ستین و تسع مائه كتبه اللّه وردى، تمام شد این مرقد به عمل قطب‌‌الدین بن و سیف بخار بن اسكندر معصوم لباسانى».</p>
<p dir="RTL"> با ملاحظه كتیبه‌‌هاى فوق معلوم مى‌‌گردد كه در سال 963 ق. یعنى مقارن سى و سومین سال شهریارى شاه طهماسب اول صفوى صندوق مطهر امامزاده قاسم شمیران، وسط حرم قدیمى آن نصب شده است و بانى صندوق كمال الدین شادى بیك و استادان سازنده آن قطب الدین و سیف نجار پسران اسكندر معصوم لواسانى بوده‌‌اند.</p>
<p dir="RTL"> ضریح چوبى با آلت بندى به سبك موسوم به جعفرى به درازى 2/76 متر و پهناى 1/83 متر و بلندى 1/80 متر در عهد قاجاریه و به احتمال نزدیك به یقین در دوران فتحعلى شاه تهیه شده در وسط حرم نصب شده است و دو صندوق عتیقه درون آن محفوظ مى‌‌باشد.</p>
<p dir="RTL"> ساختمان اصلى بقعه را نیز در عهد فتحعلى شاه قاجار (1211-1250 ق.) توسعه داده، ایوان بزرگ فعلى را در طرف قبله رو به جنوب بنا كرده‌‌اند و ایوان كوچك عهد شاه طهماسب اول را به رواق تبدیل ساخته‌‌اند و گنبد و كاشى را برفراز برج هشت ضلعى قدیمى استوار نموده بقعه را به صورت كنونى درآورده‌‌اند. بیرون بقعه در گوشه جنوب غربى بناى قدیمى طاق نماها و رومى‌‌هاى عهد شاه طهماسب اول صفوى هنوز موجود و مشهود است و مى‌‌رساند كه بقعه هشت ضلعى قدیمى را در همان چهارصد و چند سال پیش از بیرون هم تعمیر و مرمت نموده، با احداث جرزها و طاق‌‌ها آن را مستحكم ساخته و به صورت چهار ضلعى در آورده‌‌اند و به شرحى كه قبلاً ذكر گردید، ایوانى از جانب مشرق بر آن افزوده شده است. قصیده‌‌اى را كه سیدالشعرا مجمر اصفهانى شاعر مشهور عهد خاقان مغفور درباره این تعمیر و ماده تاریخ آن سروده است به خط نستعلیق برجسته در حاشیه اطراف ایوان نگاشته‌‌اند كه نمونه‌‌هاى اغراق شاعرانه توأم با اطلاعات تاریخى مفید را در بر دارد. قصیده مجمر در ایوان امامزاده قاسم:</p>
<p dir="RTL"> كجا این عدل در گیتى، كجا این نام در عالم</p>
<p dir="RTL"> كنون این شاه‌‌و آن كسرى، كنون این خسرو و آن جم</p>
<p dir="RTL"> چه دردى دین و دولت را به جسم از تیغ او دارد</p>
<p dir="RTL"> چه زخمى ملك&#8230;&#8230;</p>
<p dir="RTL"> غرض چون یافت تعمیر از پى تاریخ آن مجمر</p>
<p dir="RTL"> رقم زد «شد اساس بقعه قاسم زشه محكم [1224]»</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 107 كتاب روح و ریحان، سطر آخر نام قاسم بن حسن بن زید بن حسن (ع) كه از اولاد حسن امیر(؟) بوده است مذكور مى‌‌باشد، ولى اشاره‌‌اى نشده، كه قاسم بن حسن مزبور همین امامزاده قاسم مدفون در بقعه ذكر شده است یا نه؟</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 124 همان كتاب درباره امامزاده قاسم شمیران بحث شده و انتساب آن را كه محل سر حضرت قاسم (ع) یا مدفن قاسم ثانى باشد رد كرده است. اجمالاً در دنباله بحث راجع به نسب امامزاده قاسم در صفحه 125 كتاب مذكور نتیجه گرفته شده كه مدفن امامزاده واجب التعظیم است. ولى نسبت او را به طور اطمینان نمى‌‌توان تصریح نمود. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران</em></strong><strong>، ص 231.</strong></p>
<p dir="RTL"> طرحى در سال 1275تا1277 ق. از امامزاده قاسم كشیده شده كه در كتاب مسافرت به ایران طرح آنالویى امیل دو هوسه آمده است.</p>
<p dir="RTL"> پیش از این منطقه‌‌اى كه امامزاده قاسم در آن قرار دارد به درج علیا شهرت داشت.</p>
<p dir="RTL"> سیر تحول بناى امامزاده: همان‌‌طوركه اشاره شد بناى اولیه بقعه هشت وجهى بود كه گنبد دو پوش بر فراز آن قرار داشت. بعد در قسمت شرق یك ایوان به بقعه  افزوده شد و بعد دو ایوان كه یكى مدخل ورودى به رواق مى‌‌باشد و دیگرى در قسمت شمال همین ایوان به آن افزوده مى‌‌شود. در حوالى سال 1350 ش. ایوان سرتاسرى رو به قبله به آن اضافه شده است.</p>
<p dir="RTL"> بناى اولیه مربوط به قرن هفتم هجرى مى‌‌باشد و شامل یك بقعه هشت وجهى كه ابعاد داخل آن 2/25 متر و طول تمام برج از بیرون از شمال به جنوب یا شرق به غرب 5/32 متر بوده است، گنبد و بنا فاقد هرگونه تزیینات بوده و در كنار قنات قدیمى ده قرار داشته و هم اكنون نیز قنات آبك از كنار آن مى‌‌گذرد و قبر نیز در یك سردابه قرار داشته است.</p>
<p dir="RTL"> بناى ثانویه: در زمان شاه طهماسب صفوى 930-984 از شمال مدخلى با یك ایوان كوچك باز شده و همچنین یك ایوان در قسمت شرق به بنا اضافه مى‌‌شود، البته ایوان شمالى مدتى تبدیل به شبستان مى‌‌شود، كه تاریخ این تغییر مشخص نیست.</p>
<p dir="RTL"> بناى سوم: در زمان فتحعلى شاه (1211تا1250) این مقبره تعمیر و مرمت مى‌‌شود. در این زمان است كه ایوان شرقى تبدیل به رواق شده و یك ایوان دیگر در قسمت شرق در جلوى این رواق ساخته مى‌‌شود و نیز سر ایوان در قسمت جنوب به كل مجموعه اضافه مى‌‌گردد.</p>
<p dir="RTL"> در اطراف ایوان میانى یك قصیده به صورت كتیبه گچى وجود دارد كه زمان تعمیرات و ساخت بناهاى جدید را بیان مى‌‌كند. در این زمان داخل حرم را با كاشى هفت رنگ برجسته مى‌‌سازند و گنبد آن را نیز با كاشى هفت رنگ كاشى‌‌كارى مى‌‌كنند.</p>
<p dir="RTL"> بناى چهارم: در حدود سال 1350 ایوان‌‌ها را با درب‌‌هاى آهنى مسدود مى‌‌كنند و ایوان جدید با ستون‌‌هاى فلزى و سقف تیرآهنى و چوبى در جلوى آن مى‌‌سازند. در قسمت شمال نیز چند اتاق به مجموعه اضافه مى‌‌كنند، عناصر تشكیل دهنده بنا:</p>
<p dir="RTL"> 1. صحن حرم.</p>
<p dir="RTL"> 2. رواق شرقى (عهد شاه طهماسب).</p>
<p dir="RTL"> 3. شبستان شمالى.</p>
<p dir="RTL"> 4. رواق شرقى (عهد فتحعلى شاه).</p>
<p dir="RTL"> 5. ایوان‌‌هاى جنوبى.</p>
<p dir="RTL"> 6. انبار لوازم.</p>
<p dir="RTL"> 7. مسكونى.</p>
<p dir="RTL"> 8. نمازخانه.</p>
<p dir="RTL"> 9. ایوان جدید.</p>
<p dir="RTL"> در صفحات 542 و 544 جلد اول مرآت البلدان آمده: «چون حضرت خاقان خیال صعود به این كوه (كوه شمیران) فرمود دو روز پیش خیام با احتشام را به قلعه بردند و انواع لوازم از مأكولات و غیره آن‌‌جا حاضر كردند. در اوایل ذیقعده از قصر كاوس امامزاده قاسم انتهاض كرده در مدت چهار ساعت به قلعه رسیدند.»</p>
<p dir="RTL"> در بدایع الانساب اشاره‌‌اى به تاریخ احداث بقعه شده كه مربوط به قرن چهارم است. البته موضوع قابل بررسى است:</p>
<p dir="RTL"> «در سال 370 ق عضدالدوله دیلمى بر قبر امامزاده بقعه‌‌اى بنا كرد و در سال 963 كمال‌‌الدین سبكتكین سلجوقى ضریحى ساخته و بر قبر نهاده است.» <strong><em>/ بدایع الانساب</em></strong><strong>، ص 48.</strong></p>
<p dir="RTL"> برخى از روزهایى كه ناصرالدین شاه در امامزاده قاسم گذرانده است: یكشنبه 21 رمضان 1270 شاه از نیاوران به قصد زیارت امامزاده قاسم رفتند / چهارشنبه 26 محرم 1306 / جمعه 47 ذى الحجه 1307 / یك‌‌شنبه 7 ذى القعده 1309 / سه‌‌شنبه 22 ذى الحجه 1311 / جمعه 6 ذى الحجه 1312 ق. <strong><em>/ روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه، </em></strong><strong>ص 1102</strong>.</p>
<p dir="RTL"> مدفونین در جوار امامزاده قاسم:</p>
<p dir="RTL"> 1. قدیم‌‌تر از همه قبر ابراهیم بن عزیز الله نامى است كه در سنه یك هزار و یك از دنیا رفته است.</p>
<p dir="RTL"> 2. قبر دیگرى است كه شمعدان مسى سه شاخه روى قبر اوست و شبانه روز شمع بر آن مى‌‌سوزد.</p>
<p dir="RTL"> 3. قبر دیگرى در رواق دست راست هنگام ورود به حرم است كه سنگى از مرمر بالاى سر قبر بر دیوار منصوب است.</p>
<p dir="RTL"> 4. قبر محمدتقى قوش بیگى &#8211; صدراعظم سابق بخارا &#8211; متوفى در هفتم آذرماه 1327 خ. در صحن امامزاده است. وى پس از این‌‌كه بخارا به دست روس افتاد به  ایران آمده بود.</p>
<p dir="RTL"> 5. حاج سید جواد مدنى دماوندى از علما و فقها است كه در سال 1364 ق. وفات كرده است.</p>
<p dir="RTL"> البته تعداد زیادى از بزرگان علم و ادب معاصر نیز در محوطه امامزاده مدفون‌‌اند.</p>
<p dir="RTL"> قصر مادر محمدشاه در امامزاده قاسم، مادر شاهنشاه كه چند ساعت قبل از مرگ، پسر را عیادت كرد به قصرى كه در امامزاده قاسم داشت مراجعت كرد، از این قضا موى بكند. <strong><em>/ ناسخ التواریخ، </em></strong><strong>ج 2، در تاریخ قاجاریه، ص 418.</strong></p>
<p dir="RTL"> قبه امامزاده قاسم را به امر ناصرالدین شه از نو عمارت و بنیان كردند. <strong><em>/ همان مرجع، </em></strong><strong>ج 3، از تاریخ قاجاریه، ص 107.</strong></p>
<p dir="RTL"> در این مدت (سال 1261 ق.) كه مرض وبا بالا گرفته بود، بر حسب فرمان محمدشاه، ظل‌‌السلطان در قریه امامزاده قاسم كه از قراى شمیران است سكونت داشت<strong><em>. </em></strong><strong>/ همان مرجع<em>، </em>ج 2، از تاریخ قاجاریه، ص 291.</strong></p>
<p dir="RTL"> حاج مخبرالسلطنه هدایت مى‌‌گوید: «آقاى مستوفى (میرزا حسن خان) سكته قلبى داشت. روز ششم شهریور (1311 ش.) در امامزاده قاسم میهمان سردار فاخر بودند بدون مقدمه از صندلى افتادند و داعیه حق را لبیك اجابت گفتند. <strong><em>/ خاطرات و خطرات، </em></strong><strong>ص 394.</strong></p>
<p dir="RTL"> باغ اللهیار صالح در امامزاده قاسم: باغچه‌‌اى به مساحت تقریبى 2800 متر مربع كه به باغ صالح معروف است، در امامزاده قاسم است. چهار دانگ این باغچه متعلق به خانم صفیه وزیرى (مسمى به مهین بانو) همسر مرحوم اللهیار صالح است و دو دانگ آن متعلق به آن مرحوم بود.</p>
<p dir="RTL"> مدفون میرگوهر على‌‌شاه و تاج على‌‌شاه رشتى و بعضى از فقراى خاكسار و جلالیه در امامزاده قاسم است. <strong><em>/ تاریخ عمومى تهران، </em></strong><strong>صفحات 235 و 236.</strong></p>
<p dir="RTL"> قصر آغا باجى، دختر ابراهیم خان جوانشیر كه یكى از زنان فتحعلى شاه قاجار است در امامزاده قاسم است. <strong><em>/ تاریخ عضدى، </em></strong><strong>صص 13 و 14.</strong></p>
<p dir="RTL"> تاج‌‌الدوله طاووس خانم یكى از زنان فتحعلى شاه در ییلاق امامزاده قاسم به سبب ناخوشى وبا پسرش احمد میرزا را از دست داد. <strong><em>/ همان مرجع</em></strong><strong>، ص 8.</strong></p>
<p dir="RTL"> كنار راه امامزاده قاسم آرامگاه جمعى از بزرگان و هنرمندان است كه در عرف مردم به «سر قبر ظهیرالدوله« شناخته مى‌‌شود. ظاهراً نخست جسد على خان ظهیرالدوله در این‌‌جا به خاك سپرده شده است. <strong><em>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </em></strong><strong>صص 300 278 66 57 43 41 و 383.</strong></p>
<p dir="RTL"> دهكده امامزاده قاسم در قدیم به نام «دزج علیا« خوانده مى‌‌شد. مزرعه حسن آباد كه در سابق به صنیع‌‌الدوله تعلق داشت جزو امامزاده قاسم است. قبرستان ظهیرالدوله كه آرامگاه جمعى از رجال نامى است، در این اراضى واقع است.</p>
<p dir="RTL"> علف چین و علف چرهاى دیه: سرچال كوچك، سرچال بزرگ، چالیزون، سیالیز، كُلَك چال (به ضم كاف و فتح لام) و گاهى آن را «كردچال« گویند، درزق نو (به فتح دال و زاء) یا «دزق نو، (به ضم دال و فتح زاء)»، گرزه دره (به ضم گاف و فتح زاء و تشدید راء و كسر آن(، چاشته خورون، پیاز چال، پهنه (به كسر پ وها و فتح نون)، هف برار (به فتح ها و كسر باء)، شیر پلا، فراخ لا، میرمین (به كسر راء)، چال او، یخچال.</p>
<p dir="RTL"> قنات‌‌هاى امامزاده قاسم واقع در باغ‌‌ها و منازل زیر است: قصر ملك التجار، باغ حسن‌‌آباد، معتمدالسلطنه، باغ حاجى محمد مهدى، باغ كهنه، باغ اویسى، باغ شركاء، باغ انجیلى، باغ دكتر شكوه، باغ نخجوانى، منزل كربلایى على، منزل كربلایى رمضان‌‌على، منزل حاجى میرزا على محمد لاریجانى، منزل حاجى سید مرتضى لاریجانى، آبك. <strong>/ همان منبع.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%82%d8%a7%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
