<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>زرتشت &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 26 Oct 2024 15:00:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>زرتشت &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آیین سده</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Feb 2017 13:29:59 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[روز مراسم دینی‌ زرتشتیان كه در تهران هم مانند دیگر نقاطی‌ كه پیروان این مذهب سكونت دارند به اجرا در می‌‌آید. زرتشتیان در روز دهم بهمن ماه «روز مهر وبهمن ماه» طی‌ آیین خاصی‌ جشن سده را برگزار می‌‌كنند. آیین سده به مناسبت پیدایش و آفرینش آتش در زمان هوشنگ از پادشاهان اسطوره‌ای‌ كیانیان با [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">روز مراسم دینی‌ زرتشتیان كه در تهران هم مانند دیگر نقاطی‌ كه پیروان این مذهب سكونت دارند به اجرا در می‌‌آید. زرتشتیان در روز دهم بهمن ماه «روز مهر وبهمن ماه» طی‌ آیین خاصی‌ جشن سده را برگزار می‌‌كنند. آیین سده به مناسبت پیدایش و آفرینش آتش در زمان هوشنگ از پادشاهان اسطوره‌ای‌ كیانیان با مراسم خاص مذهبی‌ برگزار می‌‌شود.</p>
<p dir="RTL"> ایرانیان قدیم پس از گذشت صد روز از آغاز زمستان بزرگ (سده معروف صدمین روز زمستان است. از ابتدای‌ زمستان (اول آبان ماه) تا 10 بهمن كه جشن سده است) و در فاصله پنجاه روز مانده به نوروز كه حكم به آغاز روند افول سرما است جشن سده را برگزار می‌‌كردند<strong><em>.» / روزنامه دوران امروز، 11/11/79.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> آیین‌های‌ دیگری‌ در میان دیگران مرسوم است كه در عنوان زرتشت بدانها خواهیم پرداخت. ر جوع کنید به زرتشت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آریاییها در گستره تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2017 06:42:40 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[كلمه آریا به معنی‌ نجیب، حاكی‌ از نوعی‌ غرور برتری‌‌جویانه بود كه آریایی‌‌ها را به علت قوت جسمانی‌ و زیبایی‌ ظاهری‌ در مقابل همسایگان بومی‌ و عناصر بیگانه به برتری‌‌جویی‌ و خودبینی‌ سوق می‌‌داد. ظاهراً به همین سبب بود كه هم ایرانیان شرقی‌ عنوان ایرانی‌ و آریایی‌ را برای‌ خود مزیتی‌ می‌‌شناختند و هم ایرانیان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">كلمه آریا به معنی‌ نجیب، حاكی‌ از نوعی‌ غرور برتری‌‌جویانه بود كه آریایی‌‌ها را به علت قوت جسمانی‌ و زیبایی‌ ظاهری‌ در مقابل همسایگان بومی‌ و عناصر بیگانه به برتری‌‌جویی‌ و خودبینی‌ سوق می‌‌داد. ظاهراً به همین سبب بود كه هم ایرانیان شرقی‌ عنوان ایرانی‌ و آریایی‌ را برای‌ خود مزیتی‌ می‌‌شناختند و هم ایرانیان غربی‌ ماد و پارس به نژاد آریایی‌ خویش می‌‌نازیدند.</p>
<p dir="RTL"> كشف بقایای‌ معماری‌ سه قلعه عظیم در محوطه ازبكی‌ و یك بنای‌ عمومی‌ متعلق به آریایی‌‌های‌ اولیه در حدود 2500 تا 3500 سال پیش كه اخیراً در دوشان تپه محوطه ازبكی‌ پیدا شده حاكی‌ از آن است كه بزرگ‌ترین مركز اقتدار اقوام آریایی‌ در اطراف تهران بوده گردیده است. این تپه در 73 كیلومتری‌ غرب تهران واقع است<strong><em>. / روزنامه آفتاب یزد، 4/10/1384.</em></strong> این كشف و آثار دیگر از این دست، بیانگر پیشینه كهن تمدن آریاییان در گستره تهران است.</p>
<p dir="RTL"> دسته‌ای‌ از قوم آریا كه در مهاجرت خویش به ایران باختری‌ رسیدند و این سرزمین را از دست بومیان باستانی‌ آن به در آوردند و آن‌جا را برای‌ خویش وطن گرفتند به نام « ماد» معروفند. این قوم تا دیر گاهی‌ زیر نفوذ دولت آشور بودند. تاریخ مهاجرت قوم آریا و دسته ایرانی‌ آن روشن نیست. دونالد ویلبر در كتاب ایران در گذشته و حال گفته:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; در حدود 900 سال پیش از میلاد، ایرانیان كه شعبه خاصی‌ از آریایی‌‌ها هستند پیدا شدند و در نقاط مختلف فلات ایران سكنی‌ جستند، و به تدریج جای‌ سكنه اولیه را گرفتند. خانواده‌های‌ عمده ایرانیان عبارت بودند از: مادها و پارس‌ها&#8230; . مادها در ایران غربی‌ مستقر شدند و مدتی‌ توأم با پارس‌ها تحت نفوذ دولت آشور بودند&#8230; .»</p>
<p dir="RTL"> وی‌ آغاز مهاجرت قوم آریا را در حدود 1500 سال پیش از میلاد گمان برده، و جیمز هنری‌ برستد<a name="_ftnref1" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftn1" title="">[1]</a> نیز در كتاب روزگار باستانی‌ این مهاجرت را در حدود 1800 سال قبل از میلاد احتمال داده است. <strong><em>/ ایران  از نظر خاورشناسان، </em></strong><strong>ص 99.</strong></p>
<p dir="RTL"> مردم ماد پیش از آغاز استقلال مدت‌ها تحت نفوذ دولت جبار آشور و گرفتار تاخت و تازها و تهاجم سران آن دولت بوده‌اند، سرزمین ماد قسمتی‌ از خاك ایشان بود، ماد اصلی‌ عبارت بود از آذربایجان و قسمتی‌ از كردستان و عراق عجم، كه پس از توسعه به دو بخش ماد بزرگ و ماد كوچك تقسیم شد. گروهی‌ ماد را سه بخش پنداشته‌اند، در ایران باستان در این باب چنین ذكر رفته:</p>
<p dir="RTL"> «بعضی‌ به سه ماد قائلند:</p>
<p dir="RTL"> 1. ماد بزرگ یا عراق عجم قرون بعد.</p>
<p dir="RTL"> 2. ماد كوچك یا آذربایجان.</p>
<p dir="RTL"> 3. ماد رازی‌ یا مملكت ری‌.</p>
<p dir="RTL"> ولی‌ بیشتر ماد رازی‌ را جزو ماد بزرگ به شمار می‌‌آورند، چنان‌كه ری‌ تا این اواخر جزو عراق عجم به شمار می‌‌آمده&#8230; .» <strong><em>/ ایران باستان، </em></strong><strong>ج 1، ص 207.</strong></p>
<p dir="RTL"> فقط از آغاز زمانی‌ كه نام مادها وایرانی‌‌ها در تواریخ قرن نهم آشوری‌‌ها ذكر شده واز تاریخ پیدایش مادها در عرصه تاریخ ما می‌‌توانیم درباره آریایی‌‌هایی‌ كه در كشور همنام خود زندگی‌ می‌‌كنند سخن به میان آوریم.</p>
<p dir="RTL"> طرفداران تفوق نژادی‌ این اصطلاح را به غلط تفسیر كرده، لغت آریایی‌ را برای‌ تعمیم یك نظر موهوم تحت عنوان بالاترین نژاد مورد استفاده قرار داده‌اند. چنان‌كه در سال 1939 ا.هرتسفلد و آ. كیس این طور نوشتند «&#8230; مدارك و اطلاعاتی‌ كه در دسترس ماست ارتباط آریایی‌‌ها را با نژاد شمالی‌ اروپا تأیید نمی‌‌نماید&#8230; تقریباً از نهصد سال قبل از میلاد به لهجه آریایی‌ در ایران سخن می‌‌گفته‌اند<strong><em>.» / تاریخ ایران باستان، </em></strong><strong>دیاكونف، ص 45.</strong></p>
<p dir="RTL"> عیسی‌ صدیق می‌‌نویسد: «در حدود چهار هزار سال قبل آریایی‌‌ها و از آن جمله اقوام ماد و پارس از طرف ماوراءالنهر و قفقاز به طرف ایران سرازیر شده و قسمتی‌ از آنان از راه هندوكش و دره رودخانه كابل به هندوستان رفته‌اند. از اواسط این هزاره آهن در ایران به‌كار رفته و در آخر همین هزاره زرتشت سپیتمان پیامبر ایرانی‌ ظهور كرده رسالت خود را انجام داده است.»</p>
<p dir="RTL"> تقریباً سه هزار سال قبل گروه دیگری‌ از قبایل آریایی‌ به این مرز و بوم وارد شده بر ساكنان اولیه تسلط یافته‌اند. در 2800 سال قبل در سالنامه‌ها و روایات پادشاهان آشور از قوم ماد وپارس سخن رفته است.</p>
<p dir="RTL"> در حدود 708 ق.م. دیا اُ كو موفق به متحد كردن قبایل ماد وفراهم ساختن موجبات تاسیس سلطنت گردید.</p>
<p dir="RTL"> در حدود 700 ق. م. پارسی‌‌ها كه تیره دیگری‌ از اقوام آریایی‌ بودند دولت كوچكی‌  به ریاست هخامنش در ولایت شوش (كه آن وقت انشان یا انزان هم می‌‌گفتند) بر پا كردند. <strong><em>/ تاریخ فرهنگ ایران، </em></strong><strong>ص 33.</strong></p>
<p dir="RTL"> مشیرالدوله (پیرنیا) می‌‌نویسد: «آریان‌ها یكی‌ از شعب مردمان هند و اروپایی‌‌اند. از حیث تحقیقاتی‌ كه راجع به مردمان هند و اروپایی‌ می‌‌شود شعبه آریانی‌ شعبه اولی‌ است زیرا آثار تاریخی‌ و ادبی‌ آن‌ها از قرن چهاردهم ق.م. شروع شده، در صورتی‌ كه آثار ادبی‌ یونانی‌ و ایتالیایی‌ بالنسبه جوان‌تر و آثار ادبی‌ پنج شعبه دیگر نسبت به آثار یونانی‌ و ایتالیایی‌ هم خیلی‌ تازه‌تر است. آریان‌ها بعد از جدایی‌ از مردمان هند و اروپایی‌ به طرف جنوب رفته باز به شعبه‌هایی‌ تقسیم شده‌اند: شعبه هندی‌، شعبه ایرانی‌، شعبه سكایی‌.</p>
<p dir="RTL"> آریان‌های‌ هندی‌ و ایرانی‌ پس از آن‌كه مدت‌ها با هم زندگانی‌ كردند، از آسیای‌ وسطی‌ مهاجرت كرده به باختر آمدند و از آن‌جا شعبه هندی‌ به طرف هندوكُش رفته به دره پنجاب هند سرازیر شد و شعبه ایرانی‌ به طرف جنوب و غرب متمایل شده در فلات ایران منتشر گردید كه به معنی‌ نجیب یا با وفا است. اسم ایران هم در سابق آیران بوده كه بعدها در حدود دو هزار سال ق.م. اَیران و اِیران شده زیرا در ضمن تاریخ عیلام &#8211; كه در ذیل بیاید &#8211; به قومی‌ برمی‌‌خوریم كه گمان می‌‌كنند آریایی‌ بوده‌اند، ولی‌ اخیراً عقیده‌ای‌ كه قوت یافته این است كه از قرن چهاردهم این مهاجرت شروع شده و تا قرن هشتم امتداد داشته است اراضی‌ به واسطه بی‌‌آبی‌ و آب و هوای‌ بسیار گرم آریان‌ها را جلب نمی‌‌كرده از این جهت بعد اشغال سیستان به طرف مغرب رفته ولایت جنوبی‌ خراسان و صفحه دماوند و ری‌ را اشغال نموده‌اند. <strong><em>/ تاریخ ایران قدیم</em></strong><strong>، صص 10-13.</strong></p>
<p dir="RTL"> عبدالحسین زرین كوب آریاییان را چنین معرفی‌ می‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «كهنه‌ترین نشانه‌ای‌ كه از رد پای‌ ایرانیان باستانی‌ در نواحی‌ اطراف فلات ایران &#8211; یا چنان‌كه خرده بینان می‌‌گویند نجد ایران &#8211; برای‌ تاریخ باقی‌ مانده است، دورنمای‌ یك «بهشت گمشده» آریایی‌ است كه ایرانی‌‌های‌ نواحی‌ شرقی‌ فلات، به هنگام ترك سرزمین مشترك خویش آن را در پس پشت نهادند و بعدها گه گاه با شوق و حسرت از آن یاد می‌‌كردند: آریانه وئجه، ایران ویج.</p>
<p dir="RTL"> ایرانیان قبل از ورود به این فلات &#8211; كه قرنها قبل از آن‌ها به وسیله بومی‌‌های‌ غیر آریایی‌ مسكون بوده است &#8211; می‌‌بایست سیر خود را از سرزمین دیگری‌ آغاز كرده باشند.</p>
<p dir="RTL"> از پیدایش نخستین انسان تا ظهور پیغمبر خویش &#8211; همه چیز را بدین سرزمین آریاها &#8211; سرزمین نیاكان آریایی‌ خویش، مربوط می‌‌یافته‌اند. <strong><em>/ تاریخ مردم ایران، </em></strong><strong>ص 16.</strong></p>
<div></p>
<hr width="33%" size="1" />
<div id="ftn1">
<p><a name="_ftn1" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftnref1" title="">[1]</a> . James Henry Breated</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%87%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آتشكده ری</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87-%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87-%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 30 Jan 2017 06:15:06 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87-%d8%b1%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[آتشكده كه آذركده نیز گفته‌اند، در مذهب زرتشت به پرستشگاه می‌‌گویند. معبدهای‌ ایران قدیم بیشتر آتشكده نامیده می‌‌شد، آتشدان فروزان در این پرستشگاه‌ها به منزله محراب در مساجد است.  آثاری‌ از آتشكده ری‌ در دوازده كیلومتری‌ جنوب شرقی‌ حضرت عبدالعظیم برفراز تپه‌ای‌ به نام «تپه میل» به جا مانده است. محل آتشكده را كه به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">آتشكده كه آذركده نیز گفته‌اند، در مذهب زرتشت به پرستشگاه می‌‌گویند. معبدهای‌ ایران قدیم بیشتر آتشكده نامیده می‌‌شد، آتشدان فروزان در این پرستشگاه‌ها به منزله محراب در مساجد است.</p>
<div class="list-img text-center mb-3">
<div id="attachment_5027" style="width: 610px" class="wp-caption alignnone"><img fetchpriority="high" decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-5027" class="wp-image-5027" src="https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/600eb6612b31632f6c618c9c012d873d_XL-300x225.jpg" alt="آتشکده ری" width="600" height="451" srcset="https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/600eb6612b31632f6c618c9c012d873d_XL-300x225.jpg 300w, https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/600eb6612b31632f6c618c9c012d873d_XL-768x577.jpg 768w, https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/600eb6612b31632f6c618c9c012d873d_XL-600x451.jpg 600w, https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/600eb6612b31632f6c618c9c012d873d_XL.jpg 900w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-5027" class="wp-caption-text">آتشکده ری</p></div>
</div>
<p dir="RTL"> آثاری‌ از آتشكده ری‌ در دوازده كیلومتری‌ جنوب شرقی‌ حضرت عبدالعظیم برفراز تپه‌ای‌ به نام «تپه میل» به جا مانده است. محل آتشكده را كه به عهد باستان «بركه» می‌‌گفتند، بدین زمان «تپه میل» نام داده‌اند، ازآن جهت كه ازبنای‌ عظیم آتشكده دو جزء به صورت دو میله برفرازتپه به جامانده است. این اواخر به وسیله اداره كل باستان‌شناسی‌ مورد خاكبرداری‌ و تعمیر و مرمت قرار گرفت و اكنون قسمتی‌ از دیواره و طاق‌ها و پی‌‌های‌ آن بنای‌ عظیم مشهود است. اداره باستان‌شناسی‌ برروی‌ تخته سنگی‌ منصوب در آن محل چنین نوشته است:</p>
<p dir="RTL"> «در این محل كه به نام تپه میل خوانده می‌‌شود، بقایای‌ آتشكده عظیمی‌ از دوره ساسانیان است.»</p>
<p dir="RTL" align="center">تپه میل (آتشکده ری)</p>
<p dir="RTL"> اداره كل باستان‌شناسی‌ از سال 1331ش. به بعد كم و بیش به مرمت و تعمیر و خاكبرداری‌ وحفاری‌‌های‌ آن پرداخته است. در صفحه پنج كتاب آینه آیین مزدیستی‌ چنین آمده است:</p>
<p dir="RTL"> «زرتشت در شهر ری‌ زاییده شده» و به همین سبب گروهی‌ بر این عقیده‌اند كه عظمت این آتشكده در زمان حیاتش بدان علت بوده كه آن را در عصر زرتشت ساخته‌اند. لیكن شواهدی‌ وجود دارد كه پیش از ظهور زرتشت این آتشكده بنا شده بود. بر این اساس آن سخن را اعتباری‌ نیست.</p>
<p dir="RTL"> در ترجمه تاریخ طبری‌ آمده: «در ری‌ آتشگاهی‌ بود كه از آن قدیمی‌‌تر نبود.»</p>
<p dir="RTL"> همین‌طور مسعودی‌ مؤلف مروج‌الذهب احداث اولین آتشكده را به فریدون نسبت می‌‌دهد و می‌‌آورد:</p>
<p dir="RTL"> «نخستین كسی‌ كه گفته‌اند آتشكده ساخت، فریدون شاه بود.»</p>
<p dir="RTL"> و سپس شرح می‌‌دهد فریدون قومی‌ را مشاهده می‌‌كند كه آتش را می‌‌پرستیدند و نیز علت پرستش آنان را بازگو می‌‌كند و می‌‌افزاید:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; وقتی‌ فریدون از آنچه بگفتم آگاه شد بگفت تاازآن آتش به خراسان برند و آتشكده‌ای‌ در طوس ساخت و آتشكده دیگر در بخارا و یك آتشكده در سیستان ساخته شد. گویند بهمن پسر اسفندیار پسر ویشتاسب آن را بساخت. آتشكده ری‌ نیز در سیروان و ری‌ بود كه بت‌ها داشت و انوشیروان بت‌ها را برون ریخت. این آتشكده‌ها پیش از ظهور زرتشت پسر اسپیمان پیغمبر مجوس بوده است&#8230;»</p>
<p dir="RTL"> در این باب كه نخستین آتشكده ری‌ در فاصله سیروان (در نواحی‌ ری‌) و ری‌ واقع بوده است، كریستین‌سن، مستشرق غربی‌ نیز در كتاب ایران در زمان ساسانیان اشارتی‌ دارد بدین قرار:</p>
<p dir="RTL"> «در تواریخ بسی‌ از آتشكده‌های‌ جبال را كه سرزمین ماد قدیم باشد، نام برده‌اند. از آن جمله آتشكده سیروان نزدیك ری‌ و كوهش است.»</p>
<p dir="RTL"> به موجب قول مسعودی‌ این آتشكده به فرمان انوشیروان دراین محل پی‌ افكنده شد و بیمارستان باستانی‌ ری‌ كه پزشك عالیقدر، محمد زكریای‌ رازی‌ بعدها چندی‌ ریاست آن را به عهده داشت، جزو مؤسسات وابسته به آتشكده ری‌ به حساب می‌‌آمده است و اگرچنین باشد، بانی‌ این بیمارستان را نیز باید انوشیروان دانست.</p>
<p dir="RTL"> در باب این مهم كه انوشیروان را به آباد كردن آتشكده‌ها همتی‌ می‌‌بود در تاریخ بلعمی‌ نیز اشارت رفته است و در ترجمه تاریخ طبری‌ نیز این قول مذكور است.</p>
<p dir="RTL"> صحرایی‌ كه آتشكده ری‌ آن‌جا بنا شده، صحرای‌ ازدان نام داشته است كه ظاهراً به مناسبت وجود آتشكده (كه جایگاه پرستش ایزدان است) آن‌جا را «صحرای‌ ازدان» می‌‌گفته‌اند، به ظاهر مخفف ایزدان است.</p>
<p dir="RTL"> این شهر پیش از اسلام پایگاه بزرگ مغان و مركز دینی‌ زرتشتیان بوده و شهری‌ مقدس به شمار می‌‌آمده است و نوعی‌ حكومت دینی‌ نظیر حكومت پاپ در واتیكان كه به وسیله موبدان كه عنوان «زرتوشترتمه«، یعنی‌ همانند زرتشت داشته‌اند، در آن‌جا برقرار بوده است.</p>
<p dir="RTL"> پیش از اسلام در پهنه وسیع تهران امروزی‌، ری‌ و دماوند، دین زرتشت رواج داشته است و آن‌جا یك كانون «موبدنشین» ایران به شمار می‌‌آمده است، به همین سبب در جای‌ جای‌ این عرصه به بناهای‌ دینی‌ متعددی‌ برمی‌‌خوریم كه همه آنان به نام ناهید كه از ایزدان بزرگ زرتشتی‌ است، منتسب بوده است. این بناها سه گروهند كه عبارتند از:</p>
<p dir="RTL"> گروه اول، نظیر گنبد بی‌‌بی‌ شهربانو در ری‌ كه امروزه به غلط آن‌جا را مدفن مادر گرامی‌ حضرت سجاد (ع) كه دختر یزدگرد سوم ساسانی‌ بوده است، می‌‌دانند.</p>
<p dir="RTL"> گروه دوم، آن‌ها كه آثارشان هم‌اكنون موجود است، نظیر بقایایی‌ كه در سی‌ كیلومتری‌ از مركز تهران روی‌ یكی‌ از مرتفعات كوه توچال است كه مرحوم كریمان می‌‌گوید، با آزمایش تكه‌چوبی‌ از آن‌جا توسط دانشگاه تهران، به دوران آغاز عهد ساسانی‌ یعنی‌ زمان اردشیر منسوب و تعیین شده است.</p>
<p dir="RTL"> و دیگر، آتشكده عظیم ری‌ است كه در دوازده كیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ حضرت عبدالعظیم بر فراز تپه‌ای‌ كه اكنون تپه میل خوانده می‌‌شود، قرار دارد.</p>
<p dir="RTL"> آتشكده قبلی‌ و قدیمی‌ ری‌ در فاصله میان ری‌ و یكی‌ ازنواحی‌ آن موسوم به سیروان بوده است.<br />
<strong><em>/  معجم البلدان</em></strong><strong>، ج 3، ص 215. </strong></p>
<p dir="RTL"> در نزدیكی‌ رباط كریم (شهریار) بالای‌ تپه‌ای‌ آتشكده‌ای‌ است موسوم به تخت رستم كه ظاهراً به دوران ساسانی‌ مربوط است.</p>
<p dir="RTL"> گروه سوم، آن‌ها كه فقط نام و ذكرشان باقی‌ لكن آثارشان محو شده است. نظیر خاتون بارگاه در ارتفاعات شمال تهران و قلعه هفت دختران وقلعه‌هایی‌ در كمر دشت دشتك در لار لواسان ازتوابع تهران و بنایی‌ در دره اسبولك اوشان و معبدی‌ كه در كنار دریاچه توچال جنب قله توچال بوده است و همین طور «قصر دختر» یا «قزل ماما» كه در سی‌ كیلومتری‌ شمال شهر تهران بوده است. دختر یا ماما مقصود همان ناهید است. این آثار بارها در طول تاریخ مورد هجوم و ویرانگری‌ واقع شده است.</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 153 از جلد سوم البدءالتاریخ آمده:</p>
<p dir="RTL"> نظامی‌ گنجوی‌ در بیان حمله اسكندر به ایران چنین می‌‌سراید:</p>
<p dir="RTL"> هـر آتشگهی‌  كامد آن‌جا به دست</p>
<p dir="RTL">   چو یخ سرد كردش بر آتش‌پرست</p>
<p dir="RTL"> چـو بشكست بـر  هیربد پشت را</p>
<p dir="RTL">   بــرانــداخـت آییـن زردشـت را</p>
<p dir="RTL"> ز گیـلان بـرون  شد درآمد به ری‌</p>
<p dir="RTL">   بـه افكنـدن دشمـن  افكنــد پــی‌</p>
<p dir="RTL"> بـر آتـش‌پـرستـان سیـاسـت نمود</p>
<p dir="RTL">   بــرآورد  از آن دوده یكبــاره دود</p>
<p dir="RTL"><strong><em> / شرفنامه، </em></strong><strong>صص 347 و 348.</strong></p>
<p dir="RTL"> یك بار هم زلزله عظیمی‌ ری‌ را لرزاند و بناهای‌ آن را ویران نمود كه در این واقعه عبادتگاه‌های‌ دینی‌ مصون نماند.</p>
<p dir="RTL"> با آمدن اسلام دراین گستره بسیاری‌ از آن بناها خراب شد یا كاربری‌ مذهبی‌ &#8211; زرتشتی‌ خود را به دلیل تغییر مذهب مردم از دست داد.</p>
<p dir="RTL"> مهدی‌ بازرگان هم راجع به آتشكده ساسانی‌ مطلبی‌ دارد:</p>
<p dir="RTL"> در شرق حضرت عبدالعظیم در دامنه كوه‌های‌ مسگرآباد در میان دره تنگنایی‌، یك آبادی‌ كوچك هست كه این دیه را زندان گویند، (زندان هارون الرشید یا آتشكده ساسانی‌). <strong><em>/ مهدی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> بازرگان</em></strong><strong>، مجله صنعت، شماره 20، خرداد 1323.</strong></p>
<p dir="RTL"> بقایای‌ آتشكده ری‌: در دوازده كیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ حضرت عبدالعظیم، برفراز تپه‌ای‌ به نام تپه میل، آثار بنایی‌ كهنه از عهد ساسانیان به چشم می‌‌خورد. این آثار، بقایا و رسوم و اطلال آتشكده بزرگ ری‌ است.</p>
<p dir="RTL"> «آیین زرتشت را با آتش و آتشكده، ارتباطی‌ تمام است . شهرهای‌ معتبر پیروان این كیش را عموماً آتشكده‌ای‌ بود و در آن‌جا آتش مقدس،كه به اعتقاد آنان از آسمان آمده بوده، پرتوافشانی‌ می‌‌كرد. ساسانیان تصویر آتشكده را در پشت مسكوكات خویش نقش می‌‌كردند.» <strong><em>/ تاریخ ساسانیان، </em></strong><strong>ترجمه فروغی</strong><strong>‌</strong><strong> (ترجمه تاریخ راولینسن)، ج 2، ص 188.</strong></p>
<p dir="RTL"> هر چند بنای‌ موجود را از عهد ساسانیان دانسته‌اند، لكن به موجب پاره‌ای‌ اسناد ظاهراً قدمت بنای‌ آتشكده در ری‌ به زمان‌های‌ پیش از زرتشت می‌‌رسد.</p>
<p dir="RTL"> در ترجمه تاریخ طبری‌ مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> «به ری‌ آتشگاهی‌ بود كه از آن قدیم‌تر نبود&#8230; .»<br />
<strong><em>/ ترجمه تاریخ طبری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>چاپ عكسی</strong><strong>‌</strong><strong>، ص 55.</strong></p>
<p dir="RTL"> مسعودی‌ در مروج الذهب احداث آتشكده را  در ری‌ به فریدون نسبت می‌‌دهد و قصه ذیل را نقل می‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; فاّول مایحكی‌ ذلك عنه افریدون الملك، و ذلك انه وجدنا راً یعظمها اهلها، و هم معتكفون علی‌ عبادتها، فسألهم عن خبرها و وجه الحكمه منهم فی‌ عبادتها، فاخبروه اّنها:</p>
<p dir="RTL"> واسطه بین الله و بین خلقه، وانها من جنس الالهه النوریه،&#8230; و جعلوا للنورمراتب، و فرقوا بین طبع النار والنور وان الحیوان یجتذب فیحرق نفسه كالفراش الطائر باللیل &#8230; و غیر ذلك ممایقع فی‌ صید اللیالی‌ من الغزلان و الطیر والوحوش &#8230; وان النورصلاح هذا لعالم، و شرف النار علی‌ الظلمه ومضادته لها&#8230; فلما اخبرأفریدون بما ذكرنا، امر بحمل جز منها الی‌ خراسان فاتخذ لها بیتا بطوس&#8230; <strong><em>/ مروج الذهب</em></strong><strong>، جزء 1، طبع 1283 ق.، ص293.</strong></p>
<p dir="RTL"> به دنبال این عبارت نام ده آتشكده را، كه ری‌ نیز جزو آن‌هاست، ذكر می‌‌كند و سپس چنین ادامه می‌‌دهد:</p>
<p dir="RTL"> «هذه البیوت العشره كانت قبل ظهور زرادشت بن اسبیمان نبی‌ المجوس.» <strong><em>/ مروج</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>الذهب</em></strong><strong>، جزء 1، طبع 1283 ق.، ص 294.</strong></p>
<p dir="RTL"> «گرچه درستی‌ این خبر مسلم نیست، ولی‌ متأخران نیز ری‌ را از زمان‌های‌ دیرین و پیش از ظهور زرتشت شهری‌ مذهبی‌ و مركز مغان دانسته‌اند، هر چند آتش‌پرستی‌ در مذهب زرتشت رنگی‌ دیگر گرفت.» <strong><em>/ مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>تالیف دكتر محمد معین، ج 1، ص 81.</strong></p>
<p dir="RTL"> بنای‌ آتشكده: دونالد ویلبر<a title="" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftn1" name="_ftnref1">[1]</a>(17) بنای‌ آتشكده را چنین توصیف می‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «معمولاً بنای‌ یك آتشكده عبارت است از یك اطاق چهارگوشه كه سقف آن طاق ضربی‌ است و گاهی‌ اطراف آن را راهرو یا دالانی‌ گرفته و درهریك ازچهار دیوار اطراف ورودیه طاقی‌ ساخته شده كه به همین مناسبت این نوع بناها را بعد از اسلام چهارطاق می‌‌گفتند. قرار دادن گنبد كه مدور است بر روی‌ بنای‌ چهارگوشه و تكیه‌گاه دادن به آن در گوشه‌ها با ایجاد طاق‌های‌ گوشه‌ای‌ سبك خاص ایران است. <strong><em>/ </em></strong><strong>ترجمه<em> كتاب ایران</em>، تألیف ویلبر، در كتاب <em>ایران از نظر خاورشناسان</em>، ص21.</strong></p>
<p dir="RTL"> گیرشمن در تاریخ ایران در بنای‌ معابد در عهد ساسانیان چنین ذكر كرده:</p>
<p dir="RTL"> «در بنای‌ معابد تغییراتی‌ صورت گرفت. تالار مركزی‌ آتشكده، مربع ومحصور به چهار دالان بوده است&#8230; .» <strong>/ ترجمه فارسی</strong><strong>‌</strong><strong><em> تاریخ ایران</em></strong><strong>، گیرشمن، ص 327.</strong></p>
<p dir="RTL"> آثار بازمانده آتشكده ری‌: «چهارطاقی‌، قسمت اصلی‌ بنا را تشكیل می‌‌داد و به منزله محراب در ابنیه مذهبی‌ اسلامی‌ بود، و خرابه‌های‌ چهارطاقی‌ قدیم دراطراف و نواحی‌ فارس و اصفهان وآذربایجان دیده می‌‌شود.» <strong><em>/ تاریخ عمومی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> هنرهای</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> مصور</em></strong><strong>، ج2، ص232<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> دارمستتر در باب نگهداری‌ آتش در آتشكده گوید:</p>
<p dir="RTL"> «آتش باید همه وقت و هر زمان در معبد روشن باشد، و هیزم خشك و خوشبو در نگاهداری‌ آن به كار رود، و به این وسیله برضد دیوها و عفریتان نامرئی‌ مبارزه می‌‌نمودند&#8230; .» <strong><em>/ وندیداد، </em></strong><strong>دارمستتر، ص 292.</strong></p>
<p dir="RTL"> گفته‌اند اسكندر چون ایران را فتح كرد، آتشكده‌ها را ویران ساخت، در البدء و التاریخ در این باب چنین آمده:</p>
<p dir="RTL"> قالوا: فملك الاسكندر اربعه عشر سنه، وهدم بیوت النیران، و قتل الهرابذه، و احرق كتاب دینهم الذی‌ جاءهم به زردشت. <strong><em>/ البدء والتاریخ</em></strong><strong>، ج 3، ص 153.</strong></p>
<p dir="RTL"> اعراب در فتح ری‌ چون با مردم آن‌جا صلح كردند، آتشكده را باقی‌ گذاردند، رافعی‌ در التدوین درباب فتح ری‌ و قزوین گفته:</p>
<p dir="RTL"> «قزوین والری‌ عشریتان لانهما فتحتا صلحاً الاتری‌ انه ترك فیهما بیوت النیران&#8230;» <strong><em>/ التدوین، </em></strong><strong>رافعی</strong><strong>‌</strong><strong>، ص 9.</strong></p>
<p dir="RTL"> در ترجمه تاریخ طبری‌ مذكور است كه یزدگرد پس ازشكست جلولا از حلوان به ری‌ آمد و آتش مقدس را از آن‌جا برگرفت و به مرو برد.</p>
<p dir="RTL"> استاد پورداود در صفحه 9 كتاب یزدگرد شهریار، از آتشكده ری‌ و یزدگرد چنین یاد كرده است:</p>
<p dir="RTL"> به ری‌ رفت شه، شد بر آتشكده</p>
<p dir="RTL">      دلش  چاك چاك و به درد آزده</p>
<p dir="RTL"> یكی‌ بـاژ گفـت  اندر آن دادگاه</p>
<p dir="RTL">      گرفت آذر پاك و بر  شد به راه</p>
<p dir="RTL"> شتابان سـوی‌ مـرو بنهـاد روی‌</p>
<p dir="RTL">      در اندیشـه از دشمن كینه‌جوی‌</p>
<p dir="RTL"> باژ را دعایی‌ كه آهسته برزبان رانند معنی‌ كرده‌اند.</p>
<p dir="RTL"> در ذیل دادگاه نوشته‌اند:</p>
<p dir="RTL"> «دادگاه به معنی‌ آتشكده است&#8230; آتشكده ری‌ به خصوص مقدس شمرده می‌‌شده، یزدگرد از بیم این‌كه ری‌ به دست عرب‌ها افتاده آتشكده ویران شود، آذر مقدس را از آن‌جا برگرفته با خود به مرو برد و در آن‌جا در كاخی‌ فرو نهاد.»</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 332 كتاب آناهیتا، نیز چنین ذكر كرده‌اند:</p>
<p dir="RTL"> «یزدگرد سوم&#8230; به ری‌ آمد و آتش آن‌جا را كه به ویژه ایرانیان آن را بزرگ می‌‌داشتند، از آن‌جا برگرفت&#8230; در سرزمین مرو در كاخی‌ فرو نهاد.</p>
<p dir="RTL"> «به‌جا بودن قسمتی‌ از جرزها و طاق‌های‌ این آتشكده درعصر ما خود دلیل بارزی‌ است از این‌كه این بنا در صدر اسلام خراب نشده بوده، و این امر می‌‌رساند كه فتح ری‌ به صلح صورت گرفته بوده است، احكام بلاد مفتوحه عنه در باب آن صادق نتواند بود.» <strong><em>/ ری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> باستان، </em></strong><strong>ص 343 تا 347.</strong></p>
<p dir="RTL"> آتشكده ری‌ از دیرباز تا عهد اسكندر: آتشكده معبد ایرانیانِ قدیم، و رونق و رواج آن وابسته به رونق و رواج كیش ایشان بوده است. پیش‌تر در ذكر بقایای‌ موجود آتشكده ری‌ واقع در تپه میل، اشارت رفت كه ظاهراً قدمت بنای‌ آتشكده در ری‌ به زمان‌های‌ پیش از زرتشت می‌‌رسد و روایت تاریخ بلعمی‌، ترجمه تاریخ طبری‌ و مروج‌الذهب در این باب نقل شد؛ هرچند كه زمان بنای‌ آثار موجود را از عهد ساسانیان بالاتر ندانسته‌اند، چنان‌كه لویی‌ واندنبرگ در كتاب باستان‌شناسی‌ ایران باستان گفته:</p>
<p dir="RTL"> «آقای‌ ژاك دمرگان درمحلی‌ موسوم به تپه میل یك بنای‌ مستحكم ساسانی‌ مشاهده كرد، كه در فاصله چند كیلومتری‌ مشرق چشمه‌علی‌، نزدیك شهرچال ترخان قرار داشت.</p>
<p dir="RTL"> «آقای‌ اشمیت نیز از روی‌ قلعه‌ای‌ از زمان ساسانی‌ خاكبرداری‌ كرد و در آن ستون‌ها و گچبری‌‌هایی‌ پیدا كرد كه مجالس شكار، خصوصاً شكار بهرام گور را كه آهویی‌ را هدف تیر قرار داده بود نشان می‌‌داد.» <strong><em>/ </em></strong><strong>ترجمه<em> باستان­شناسی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> ایران باستان</em></strong><strong>، ص 121.</strong></p>
<p dir="RTL"> آثار تپه میل همان بقایای‌ آتشكده ری‌ و متعلقات آن است. دلیل دیگر احتمال قدمت آتشكده درری‌ آن است كه این شهر مقرّمغان و شهری‌ مذهبی‌ بوده است؛ و اگر معتقد باشیم كه نخستین آتشكده ری‌ نیز درهمین حدود بنیان یافته بوده، و به قراین موجود و روایات كتب اعتماد كنیم، باید آن را به عهد ماد و هخامنشیان آباد بپنداریم و به موجب روایات منقول در زیر بپذیریم كه این آتشكده همچنان دایر و معمور بود تا زمانی‌ كه اسكندر فرمان داد آتشكده‌ها را خراب كنند.</p>
<p dir="RTL"> در باب توجه مغان ومردم ری‌ درعهد دولت ماد و هخامنشیان به آتش و آتشكده، و احترام و ستایش این عنصر كه لازمه آن آباد بودن آتشكده است، تردیدی‌ وجود ندارد، چنان‌كه استاد پورداود در مقاله خویش در موضوع آذر در كتاب یشت‌ها، درباب اهمیت آن در ادیان آریایی‌ چنین نوشته‌اند:</p>
<p dir="RTL"> «به ملاحظه آن‌كه درمیان عناصر آتش لطیف‌تر و زیباتر و مفیدتر است، به خصوص توجه اقوام روی‌ زمین را به خود جلب نموده است. در ادیان آریایی‌ مثل برهمنی‌ و زرتشتی‌ و بودایی‌ &#8211; چنان‌كه در مذاهب سامی‌، مثل یهودی‌ و عیسوی‌ و اسلام، حتی‌ نزد بت‌پرست‌های‌ افریقا &#8211; آتش دارای‌ اهمیت مخصوصی‌ است&#8230; .» <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها</em></strong><strong>، ج 1، ص 505.</strong></p>
<p dir="RTL"> قول ایشان در باب نقش بازمانده ازعهد ماد در اسحق آوند، كه یك ایرانی‌ را كه در مقابل آتش ایستاده نشان می‌‌دهد، درباره اهمیت آتش به عهد هخامنش علاوه بر آنچه از قول ایشان مذكور در یسنا در صحائف پیشین نقل افتاد در یشت‌ها نیزگفته اند:</p>
<p dir="RTL"> «در قرون بعد هم در آثار پادشاهان هخامنشی‌ در فارس می‌‌بینیم كه پادشاه روبه‌روی‌ آتشدان ایستاده است. بر روی‌ مسكوكات عهد هخامنشی‌ نقش آتشكده دیده می‌‌شود. <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها، </em></strong><strong>ج 1، ص 507.</strong></p>
<p dir="RTL"> هرچند به درستی‌ روشن نیست كه شاهان هخامنشی‌ زرتشتی‌ بوده‌اند یا نه، چنان‌كه جكسون در كتاب تتبعات زرتشتی‌ گفته:</p>
<p dir="RTL"> «بعضی‌ دانشمندان بحث كرده‌اند در این‌كه آیا شاهان اولیه هخامنشی‌ ثنوی‌ مذهب بوده‌اند یا نه، زیرا از سنگ‌نبشته‌ها این معنی‌ روشن نیست. برخی‌ تصور كرده‌اند، اساساً اولین شاهان هخامنشی‌ زرتشتی‌ نبوده‌اند&#8230; . از علمای‌ معروف دارمستتر و گِلدنِر را عقیده بر این است كه داریوش زرتشتی‌ بوده و مطالب راجع به دروغ در كتیبه‌های‌ او به وضوح عقیده وجود شر را دربرابر خیرمی‌ رساند.» <strong><em>/ تتبعات زرتشتی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>تألیف جكسون، ترجمه دكتر رضازاده شفق در كتاب<em> ایران از نظر خاورشناسان، </em>ص 129.</strong></p>
<p dir="RTL"> هنری‌ برستد در كتاب روزگار باستانی‌ نوشته:</p>
<p dir="RTL"> «از كتیبه‌ها واظهارات داریوش پیداست كه هخامنشیان خداپرست و پیروان مؤمن دین زرتشتی‌ بودند. و قدرت آنان، آن دین لطیف را در آسیای‌ صغیرهم منتشر ساخت&#8230;» <strong><em>/ روزگار باستانی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>تألیف برستد، ترجمه دكتر رضازاده شفق، در كتاب<em> ایران از نظر خاورشناسان، </em>ص108.</strong></p>
<p dir="RTL"> در ایران باستان مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> «این مسئله كه شاهان هخامنشی‌ و ایرانیان این دوره چه مذهبی‌ داشته‌اند، روشن نیست، جهت این است كه ازكتیبه‌های‌ شاهان هخامنشی‌ اطلاعات كافی‌ راجع به این مطلب به دست نمی‌‌آید و مورخین یونانی‌ هم نه در این مسئله دقیق شده و نه لااقل به شرح آن پرداخته‌اند&#8230; <strong><em>/ ایران باستان، </em></strong><strong>ج2، ص1515</strong>.</p>
<p dir="RTL"> باری‌ ازاین مجموع چنین استنباط توان كرد كه تقدیس آتش به عهد هخامنشیان رواجی‌ كامل داشته و آتشكده‌ها به ویژه آتشكده ری‌ &#8211; مركز مغان &#8211; معمور و دایر بوده است.</p>
<p dir="RTL"> خرابی‌ آتشكده‌ها و بی‌‌رونقی‌ آیین زرتشت از زمان اسكندر تا عهد ساسانیان: پس از آنكه اسكندر بر ایران دست یافت، به همراه دیگر خرابی‌‌ها كه به دست وی‌ بر كشور ایران وارد آمد، در امور دینی‌ ایرانیان نیز اختلالی‌ عظیم پدید گردید؛ و اوستا بسوخت، و آتشكده‌ها خراب شد. نویسنده كتاب البدء والتاریخ را در باب تخریب آتشكده‌ها بدین عهد قولی‌ است كه پیش‌تر نقل شد. اسكندر در تعقیب داریوش چند روز در ری‌ بماند كه بحث آن در ذكر وی‌ در مبحث تاریخ ری‌ بیاید. بی‌‌گمان شدت عمل اسكندر در این شهر مقدس زرتشتیان بیش ازدیگر بلاد بود.</p>
<p dir="RTL"> خلفای‌ اسكندر نیز در ایران به ترویج یونانی‌‌گری‌ اهتمام داشتند و مذهب اصلی‌ ایرانیان را خوار می‌‌گرفتند و بر پیروان كیش زرتشت خفت روا می‌‌داشتند. در كتاب ایران باستان آمده:</p>
<p dir="RTL"> بعد از آمدن اسكندر به ایران و انتشار یونانیت در ایران، صور یا علامات ارباب انواع یونانی‌ هم بر مسكوكات اشكانی‌ پدید آمد. <strong><em>/ ایران باستان، </em></strong><strong>ج 3، ص 2688.</strong></p>
<p dir="RTL"> در تاریخ ساسانیان فروغی‌ ثبت شده:</p>
<p dir="RTL"> «[خلفای‌ اسكندر] به توهین مذهب عجم پرداخته، بلكه در اواخر فاش به آیین ایشان بی‌‌احترامی‌ می‌‌نمودند&#8230; خلفای‌ او [اسكندر] این مسئله [احترام به كیش زرتشت] را مهم و قابل اعتنا ندانسته بلكه اپیفان چنانكه گفتیم آشكارا دست به توهینِ دین عجم زد&#8230;» <strong><em>/ تاریخ ساسانیان</em></strong><strong>، فروغی</strong><strong>‌</strong><strong>، ج 1، ص 9.</strong></p>
<p dir="RTL"> خلاصه بدین عهد همچنانكه اوستای‌ اصلی‌، كتاب دینی‌ زرتشتیان، از بین رفت و احكام آن ازذهن‌ها به تدریج فراموش می‌‌شد، كانون آتشكده‌ها نیزتاریكی‌ می‌‌گرفت وآن فضاهای‌ گرم مقدس به سردی‌ می‌‌گرایید؛ لكن مصیبت شهركهن ری‌ ازاین حدود هم فراتر رفت، زیرا به زمان سلوكیان زمین لرزه‌ای‌ شدید همه بناهای‌ شهررا درهم كوبید، كه به یقین بقایای‌ آتشكده را نیزبا خاك یكسان ساخت. گرچه شهربه دست سلوكوس اول &#8211; كه مانند همه یونانیان به ارباب انواع معتقد بود &#8211; تجدید بنا یافت و نام اورپس به خود گرفت لكن، ظاهراً چنانكه بیاید آتشكده، كه سلوكوس بدان اعتقاد و اعتنایی‌ نداشت، به بتخانه‌ای‌ برای‌ یونانیان مقیم ری‌ مبدل شد. به عهد اشكانیان نیز بر طبق قراین آتشكده‌های‌ كشور عمرانی‌ نیافت. شهر ری‌، پایتخت بهاره اشكانیان بود، لكن احوال این سلاله از نظر مذهب روشن نیست، و در این باب اقوالی‌ متناقض به چشم می‌‌خورد در كتاب ایران باستان مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> راجع به مذهب پارتی‌‌ها و شاهان اشكانی‌ باز اطلاعات خیلی‌ كم است، با وجود این از كلیه اطلاعاتی‌ كه به ما رسیده، چنین برمی‌ آید كه پارتی‌‌ها قبل ازاینكه به ایران بیایند، وزمانی‌ كه با سكاها معاشر یا همجوار بودند، مانند سایرآریان هاعناصررا می‌‌پرستیدند، و پرستیدن آفتاب و ماه و ستارگان در مذهب آنها داخل بود بعد كه به ایران آمدند و با مردمان دیگر ایرانی‌ معاشر شدند، هرمزد پرستی‌ مذهب آنها گردید، ولی‌ اثراتی‌ هم از مذهب سابق پارتی‌‌ها در آنها ماند&#8230; <strong><em>/ ایران باستان</em></strong><strong>، ج 3، ص 2687.</strong></p>
<p dir="RTL"> شیوه سلاطین اشكانی‌ ارمنستان نیز در این باب همین گونه بوده و در تاریخ ساسانیان آمده:</p>
<p dir="RTL"> سلاطین اشكانی‌ ارمن به آتش متبرك اورمزد اعتنایی‌ نكرده، تا در آتشكده‌ها خاموش شد؛ چنانكه موسی‌ خورنی‌ مورخ قدیم ارمنی‌ گوید: وقتی‌ كه اردشیر بابكان ارمنستان را فتح كرد، دید آتش مبارك منطفی‌ گشته، حكم كرد آن را دوباره روشن كنند.<br />
/ <strong><em>تاریخ ساسانیان، </em></strong><strong>ج1، ص10.</strong></p>
<p dir="RTL"> به عهد ساسانیان: به عهد ساسانیان كیش زرتشت رسمیت یافت و به همراه پیشرفت‌های‌ دیگر شئون این دین كانون‌های‌ آتش مقدس در آتشكده‌ها نیز بار دیگر نور و فروغ خویش را از سر گرفت. ویلبر در كتاب ایران در گذشته و حال ضمن بیان كارهای‌ مهم اردشیر در این باب چنین اشارت كرده:</p>
<p dir="RTL"> این پادشاه بعد از جلوس، دین زرتشت را دین رسمی‌ قرار داد&#8230; <strong><em>/ ایران در گذشته و حال</em></strong><strong>، تألیف ویلبر، ترجمه دكتر رضازاده شفق، در كتاب<em> ایران از نظر خاورشناسان</em>، ص 18.</strong></p>
<p dir="RTL"> و نیز:</p>
<p dir="RTL"> دین زرتشت چنانكه گفتیم دراین عهد قوام یافت، و آیین تقدیس آتش معمول شد، و آتشكده‌های‌ مهم در ایران وجود پیدا كرد، آتشكده‌های‌ محلی‌ را آتشكده وهرام (بهرام) می‌‌نامیدند&#8230; <strong>/ همان مرجع، ص 20.</strong></p>
<p dir="RTL"> و نیز: در سنوات اخیر آتشكده‌های‌ متعدد هم در نقاط مختلف پیدا شده&#8230; <strong>/ همان مرجع، ص 21.</strong></p>
<p dir="RTL"> در تاریخ ایران قدیم آمده: اردشیر (پاپكان) برای‌ اینكه حسّیات مردم را با خود موافق كند به جمع‌آوری‌ اوستا پرداخت؛ با این مقصود مغ‌ها را ترویج، و آتشكده‌های‌ خاموش را روشن، و مذهب زرتشت را مذهب رسمی‌ ایران كرد؛ و رئیس روحانیان را، كه به لقب مؤبذان مؤبذ ملقب بود، به یكی‌ از بلندترین مقام‌های‌ دولتی‌ ارتقاء داد. <strong><em>/ تاریخ ایران قدیم</em></strong><strong>، ص 153.</strong></p>
<div>
<p>&nbsp;</p>
<hr size="1" width="33%" />
<div id="ftn1">
<p><a title="" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftnref1" name="_ftn1">[1]</a> . Donald N. Wilber</p>
<p dir="RTL">آتشكده كه آذركده نیز گفته‌اند، در مذهب زرتشت به پرستشگاه می‌‌گویند. معبدهای‌ ایران قدیم بیشتر آتشكده نامیده می‌‌شد، آتشدان فروزان در این پرستشگاه‌ها به منزله محراب در مساجد است.</p>
<table style="width: 100%;" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td>
<div>
<p dir="RTL">
</div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<table style="width: 100%;" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td>
<div>
<p dir="RTL">
</div>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p dir="RTL" align="center">آتشکده ری</p>
<p dir="RTL"> آثاری‌ از آتشكده ری‌ در دوازده كیلومتری‌ جنوب شرقی‌ حضرت عبدالعظیم برفراز تپه‌ای‌ به نام «تپه میل» به جا مانده است. محل آتشكده را كه به عهد باستان «بركه» می‌‌گفتند، بدین زمان «تپه میل» نام داده‌اند، ازآن جهت كه ازبنای‌ عظیم آتشكده دو جزء به صورت دو میله برفرازتپه به جامانده است. این اواخر به وسیله اداره كل باستان‌شناسی‌ مورد خاكبرداری‌ و تعمیر و مرمت قرار گرفت و اكنون قسمتی‌ از دیواره و طاق‌ها و پی‌‌های‌ آن بنای‌ عظیم مشهود است. اداره باستان‌شناسی‌ برروی‌ تخته سنگی‌ منصوب در آن محل چنین نوشته است:</p>
<p dir="RTL"> «در این محل كه به نام تپه میل خوانده می‌‌شود، بقایای‌ آتشكده عظیمی‌ از دوره ساسانیان است.»</p>
<p dir="RTL" align="center">تپه میل (آتشکده ری)</p>
<p dir="RTL"> اداره كل باستان‌شناسی‌ از سال 1331ش. به بعد كم و بیش به مرمت و تعمیر و خاكبرداری‌ وحفاری‌‌های‌ آن پرداخته است. در صفحه پنج كتاب آینه آیین مزدیستی‌ چنین آمده است:</p>
<p dir="RTL"> «زرتشت در شهر ری‌ زاییده شده» و به همین سبب گروهی‌ بر این عقیده‌اند كه عظمت این آتشكده در زمان حیاتش بدان علت بوده كه آن را در عصر زرتشت ساخته‌اند. لیكن شواهدی‌ وجود دارد كه پیش از ظهور زرتشت این آتشكده بنا شده بود. بر این اساس آن سخن را اعتباری‌ نیست.</p>
<p dir="RTL"> در ترجمه تاریخ طبری‌ آمده: «در ری‌ آتشگاهی‌ بود كه از آن قدیمی‌‌تر نبود.»</p>
<p dir="RTL"> همین‌طور مسعودی‌ مؤلف مروج‌الذهب احداث اولین آتشكده را به فریدون نسبت می‌‌دهد و می‌‌آورد:</p>
<p dir="RTL"> «نخستین كسی‌ كه گفته‌اند آتشكده ساخت، فریدون شاه بود.»</p>
<p dir="RTL"> و سپس شرح می‌‌دهد فریدون قومی‌ را مشاهده می‌‌كند كه آتش را می‌‌پرستیدند و نیز علت پرستش آنان را بازگو می‌‌كند و می‌‌افزاید:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; وقتی‌ فریدون از آنچه بگفتم آگاه شد بگفت تاازآن آتش به خراسان برند و آتشكده‌ای‌ در طوس ساخت و آتشكده دیگر در بخارا و یك آتشكده در سیستان ساخته شد. گویند بهمن پسر اسفندیار پسر ویشتاسب آن را بساخت. آتشكده ری‌ نیز در سیروان و ری‌ بود كه بت‌ها داشت و انوشیروان بت‌ها را برون ریخت. این آتشكده‌ها پیش از ظهور زرتشت پسر اسپیمان پیغمبر مجوس بوده است&#8230;»</p>
<p dir="RTL"> در این باب كه نخستین آتشكده ری‌ در فاصله سیروان (در نواحی‌ ری‌) و ری‌ واقع بوده است، كریستین‌سن، مستشرق غربی‌ نیز در كتاب ایران در زمان ساسانیان اشارتی‌ دارد بدین قرار:</p>
<p dir="RTL"> «در تواریخ بسی‌ از آتشكده‌های‌ جبال را كه سرزمین ماد قدیم باشد، نام برده‌اند. از آن جمله آتشكده سیروان نزدیك ری‌ و كوهش است.»</p>
<p dir="RTL"> به موجب قول مسعودی‌ این آتشكده به فرمان انوشیروان دراین محل پی‌ افكنده شد و بیمارستان باستانی‌ ری‌ كه پزشك عالیقدر، محمد زكریای‌ رازی‌ بعدها چندی‌ ریاست آن را به عهده داشت، جزو مؤسسات وابسته به آتشكده ری‌ به حساب می‌‌آمده است و اگرچنین باشد، بانی‌ این بیمارستان را نیز باید انوشیروان دانست.</p>
<p dir="RTL"> در باب این مهم كه انوشیروان را به آباد كردن آتشكده‌ها همتی‌ می‌‌بود در تاریخ بلعمی‌ نیز اشارت رفته است و در ترجمه تاریخ طبری‌ نیز این قول مذكور است.</p>
<p dir="RTL"> صحرایی‌ كه آتشكده ری‌ آن‌جا بنا شده، صحرای‌ ازدان نام داشته است كه ظاهراً به مناسبت وجود آتشكده (كه جایگاه پرستش ایزدان است) آن‌جا را «صحرای‌ ازدان» می‌‌گفته‌اند، به ظاهر مخفف ایزدان است.</p>
<p dir="RTL"> این شهر پیش از اسلام پایگاه بزرگ مغان و مركز دینی‌ زرتشتیان بوده و شهری‌ مقدس به شمار می‌‌آمده است و نوعی‌ حكومت دینی‌ نظیر حكومت پاپ در واتیكان كه به وسیله موبدان كه عنوان «زرتوشترتمه«، یعنی‌ همانند زرتشت داشته‌اند، در آن‌جا برقرار بوده است.</p>
<p dir="RTL"> پیش از اسلام در پهنه وسیع تهران امروزی‌، ری‌ و دماوند، دین زرتشت رواج داشته است و آن‌جا یك كانون «موبدنشین» ایران به شمار می‌‌آمده است، به همین سبب در جای‌ جای‌ این عرصه به بناهای‌ دینی‌ متعددی‌ برمی‌‌خوریم كه همه آنان به نام ناهید كه از ایزدان بزرگ زرتشتی‌ است، منتسب بوده است. این بناها سه گروهند كه عبارتند از:</p>
<p dir="RTL"> گروه اول، نظیر گنبد بی‌‌بی‌ شهربانو در ری‌ كه امروزه به غلط آن‌جا را مدفن مادر گرامی‌ حضرت سجاد (ع) كه دختر یزدگرد سوم ساسانی‌ بوده است، می‌‌دانند.</p>
<p dir="RTL"> گروه دوم، آن‌ها كه آثارشان هم‌اكنون موجود است، نظیر بقایایی‌ كه در سی‌ كیلومتری‌ از مركز تهران روی‌ یكی‌ از مرتفعات كوه توچال است كه مرحوم كریمان می‌‌گوید، با آزمایش تكه‌چوبی‌ از آن‌جا توسط دانشگاه تهران، به دوران آغاز عهد ساسانی‌ یعنی‌ زمان اردشیر منسوب و تعیین شده است.</p>
<p dir="RTL"> و دیگر، آتشكده عظیم ری‌ است كه در دوازده كیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ حضرت عبدالعظیم بر فراز تپه‌ای‌ كه اكنون تپه میل خوانده می‌‌شود، قرار دارد.</p>
<p dir="RTL"> آتشكده قبلی‌ و قدیمی‌ ری‌ در فاصله میان ری‌ و یكی‌ ازنواحی‌ آن موسوم به سیروان بوده است.<br />
<strong><em>/  معجم البلدان</em></strong><strong>، ج 3، ص 215. </strong></p>
<p dir="RTL"> در نزدیكی‌ رباط كریم (شهریار) بالای‌ تپه‌ای‌ آتشكده‌ای‌ است موسوم به تخت رستم كه ظاهراً به دوران ساسانی‌ مربوط است.</p>
<p dir="RTL"> گروه سوم، آن‌ها كه فقط نام و ذكرشان باقی‌ لكن آثارشان محو شده است. نظیر خاتون بارگاه در ارتفاعات شمال تهران و قلعه هفت دختران وقلعه‌هایی‌ در كمر دشت دشتك در لار لواسان ازتوابع تهران و بنایی‌ در دره اسبولك اوشان و معبدی‌ كه در كنار دریاچه توچال جنب قله توچال بوده است و همین طور «قصر دختر» یا «قزل ماما» كه در سی‌ كیلومتری‌ شمال شهر تهران بوده است. دختر یا ماما مقصود همان ناهید است. این آثار بارها در طول تاریخ مورد هجوم و ویرانگری‌ واقع شده است.</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 153 از جلد سوم البدءالتاریخ آمده:</p>
<p dir="RTL"> نظامی‌ گنجوی‌ در بیان حمله اسكندر به ایران چنین می‌‌سراید:</p>
<p dir="RTL"> هـر آتشگهی‌  كامد آن‌جا به دست</p>
<p dir="RTL">   چو یخ سرد كردش بر آتش‌پرست</p>
<p dir="RTL"> چـو بشكست بـر  هیربد پشت را</p>
<p dir="RTL">   بــرانــداخـت آییـن زردشـت را</p>
<p dir="RTL"> ز گیـلان بـرون  شد درآمد به ری‌</p>
<p dir="RTL">   بـه افكنـدن دشمـن  افكنــد پــی‌</p>
<p dir="RTL"> بـر آتـش‌پـرستـان سیـاسـت نمود</p>
<p dir="RTL">   بــرآورد  از آن دوده یكبــاره دود</p>
<p dir="RTL"><strong><em> / شرفنامه، </em></strong><strong>صص 347 و 348.</strong></p>
<p dir="RTL"> یك بار هم زلزله عظیمی‌ ری‌ را لرزاند و بناهای‌ آن را ویران نمود كه در این واقعه عبادتگاه‌های‌ دینی‌ مصون نماند.</p>
<p dir="RTL"> با آمدن اسلام دراین گستره بسیاری‌ از آن بناها خراب شد یا كاربری‌ مذهبی‌ &#8211; زرتشتی‌ خود را به دلیل تغییر مذهب مردم از دست داد.</p>
<p dir="RTL"> مهدی‌ بازرگان هم راجع به آتشكده ساسانی‌ مطلبی‌ دارد:</p>
<p dir="RTL"> در شرق حضرت عبدالعظیم در دامنه كوه‌های‌ مسگرآباد در میان دره تنگنایی‌، یك آبادی‌ كوچك هست كه این دیه را زندان گویند، (زندان هارون الرشید یا آتشكده ساسانی‌). <strong><em>/ مهدی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> بازرگان</em></strong><strong>، مجله صنعت، شماره 20، خرداد 1323.</strong></p>
<p dir="RTL"> بقایای‌ آتشكده ری‌: در دوازده كیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ حضرت عبدالعظیم، برفراز تپه‌ای‌ به نام تپه میل، آثار بنایی‌ كهنه از عهد ساسانیان به چشم می‌‌خورد. این آثار، بقایا و رسوم و اطلال آتشكده بزرگ ری‌ است.</p>
<p dir="RTL"> «آیین زرتشت را با آتش و آتشكده، ارتباطی‌ تمام است . شهرهای‌ معتبر پیروان این كیش را عموماً آتشكده‌ای‌ بود و در آن‌جا آتش مقدس،كه به اعتقاد آنان از آسمان آمده بوده، پرتوافشانی‌ می‌‌كرد. ساسانیان تصویر آتشكده را در پشت مسكوكات خویش نقش می‌‌كردند.» <strong><em>/ تاریخ ساسانیان، </em></strong><strong>ترجمه فروغی</strong><strong>‌</strong><strong> (ترجمه تاریخ راولینسن)، ج 2، ص 188.</strong></p>
<p dir="RTL"> هر چند بنای‌ موجود را از عهد ساسانیان دانسته‌اند، لكن به موجب پاره‌ای‌ اسناد ظاهراً قدمت بنای‌ آتشكده در ری‌ به زمان‌های‌ پیش از زرتشت می‌‌رسد.</p>
<p dir="RTL"> در ترجمه تاریخ طبری‌ مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> «به ری‌ آتشگاهی‌ بود كه از آن قدیم‌تر نبود&#8230; .»<br />
<strong><em>/ ترجمه تاریخ طبری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>چاپ عكسی</strong><strong>‌</strong><strong>، ص 55.</strong></p>
<p dir="RTL"> مسعودی‌ در مروج الذهب احداث آتشكده را  در ری‌ به فریدون نسبت می‌‌دهد و قصه ذیل را نقل می‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; فاّول مایحكی‌ ذلك عنه افریدون الملك، و ذلك انه وجدنا راً یعظمها اهلها، و هم معتكفون علی‌ عبادتها، فسألهم عن خبرها و وجه الحكمه منهم فی‌ عبادتها، فاخبروه اّنها:</p>
<p dir="RTL"> واسطه بین الله و بین خلقه، وانها من جنس الالهه النوریه،&#8230; و جعلوا للنورمراتب، و فرقوا بین طبع النار والنور وان الحیوان یجتذب فیحرق نفسه كالفراش الطائر باللیل &#8230; و غیر ذلك ممایقع فی‌ صید اللیالی‌ من الغزلان و الطیر والوحوش &#8230; وان النورصلاح هذا لعالم، و شرف النار علی‌ الظلمه ومضادته لها&#8230; فلما اخبرأفریدون بما ذكرنا، امر بحمل جز منها الی‌ خراسان فاتخذ لها بیتا بطوس&#8230; <strong><em>/ مروج الذهب</em></strong><strong>، جزء 1، طبع 1283 ق.، ص293.</strong></p>
<p dir="RTL"> به دنبال این عبارت نام ده آتشكده را، كه ری‌ نیز جزو آن‌هاست، ذكر می‌‌كند و سپس چنین ادامه می‌‌دهد:</p>
<p dir="RTL"> «هذه البیوت العشره كانت قبل ظهور زرادشت بن اسبیمان نبی‌ المجوس.» <strong><em>/ مروج</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>الذهب</em></strong><strong>، جزء 1، طبع 1283 ق.، ص 294.</strong></p>
<p dir="RTL"> «گرچه درستی‌ این خبر مسلم نیست، ولی‌ متأخران نیز ری‌ را از زمان‌های‌ دیرین و پیش از ظهور زرتشت شهری‌ مذهبی‌ و مركز مغان دانسته‌اند، هر چند آتش‌پرستی‌ در مذهب زرتشت رنگی‌ دیگر گرفت.» <strong><em>/ مزدیسنا و تأثیر آن در ادب پارسی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>تالیف دكتر محمد معین، ج 1، ص 81.</strong></p>
<p dir="RTL"> بنای‌ آتشكده: دونالد ویلبر<a title="" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftn1" name="_ftnref1">[1]</a>(17) بنای‌ آتشكده را چنین توصیف می‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «معمولاً بنای‌ یك آتشكده عبارت است از یك اطاق چهارگوشه كه سقف آن طاق ضربی‌ است و گاهی‌ اطراف آن را راهرو یا دالانی‌ گرفته و درهریك ازچهار دیوار اطراف ورودیه طاقی‌ ساخته شده كه به همین مناسبت این نوع بناها را بعد از اسلام چهارطاق می‌‌گفتند. قرار دادن گنبد كه مدور است بر روی‌ بنای‌ چهارگوشه و تكیه‌گاه دادن به آن در گوشه‌ها با ایجاد طاق‌های‌ گوشه‌ای‌ سبك خاص ایران است. <strong><em>/ </em></strong><strong>ترجمه<em> كتاب ایران</em>، تألیف ویلبر، در كتاب <em>ایران از نظر خاورشناسان</em>، ص21.</strong></p>
<p dir="RTL"> گیرشمن در تاریخ ایران در بنای‌ معابد در عهد ساسانیان چنین ذكر كرده:</p>
<p dir="RTL"> «در بنای‌ معابد تغییراتی‌ صورت گرفت. تالار مركزی‌ آتشكده، مربع ومحصور به چهار دالان بوده است&#8230; .» <strong>/ ترجمه فارسی</strong><strong>‌</strong><strong><em> تاریخ ایران</em></strong><strong>، گیرشمن، ص 327.</strong></p>
<p dir="RTL"> آثار بازمانده آتشكده ری‌: «چهارطاقی‌، قسمت اصلی‌ بنا را تشكیل می‌‌داد و به منزله محراب در ابنیه مذهبی‌ اسلامی‌ بود، و خرابه‌های‌ چهارطاقی‌ قدیم دراطراف و نواحی‌ فارس و اصفهان وآذربایجان دیده می‌‌شود.» <strong><em>/ تاریخ عمومی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> هنرهای</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> مصور</em></strong><strong>، ج2، ص232<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> دارمستتر در باب نگهداری‌ آتش در آتشكده گوید:</p>
<p dir="RTL"> «آتش باید همه وقت و هر زمان در معبد روشن باشد، و هیزم خشك و خوشبو در نگاهداری‌ آن به كار رود، و به این وسیله برضد دیوها و عفریتان نامرئی‌ مبارزه می‌‌نمودند&#8230; .» <strong><em>/ وندیداد، </em></strong><strong>دارمستتر، ص 292.</strong></p>
<p dir="RTL"> گفته‌اند اسكندر چون ایران را فتح كرد، آتشكده‌ها را ویران ساخت، در البدء و التاریخ در این باب چنین آمده:</p>
<p dir="RTL"> قالوا: فملك الاسكندر اربعه عشر سنه، وهدم بیوت النیران، و قتل الهرابذه، و احرق كتاب دینهم الذی‌ جاءهم به زردشت. <strong><em>/ البدء والتاریخ</em></strong><strong>، ج 3، ص 153.</strong></p>
<p dir="RTL"> اعراب در فتح ری‌ چون با مردم آن‌جا صلح كردند، آتشكده را باقی‌ گذاردند، رافعی‌ در التدوین درباب فتح ری‌ و قزوین گفته:</p>
<p dir="RTL"> «قزوین والری‌ عشریتان لانهما فتحتا صلحاً الاتری‌ انه ترك فیهما بیوت النیران&#8230;» <strong><em>/ التدوین، </em></strong><strong>رافعی</strong><strong>‌</strong><strong>، ص 9.</strong></p>
<p dir="RTL"> در ترجمه تاریخ طبری‌ مذكور است كه یزدگرد پس ازشكست جلولا از حلوان به ری‌ آمد و آتش مقدس را از آن‌جا برگرفت و به مرو برد.</p>
<p dir="RTL"> استاد پورداود در صفحه 9 كتاب یزدگرد شهریار، از آتشكده ری‌ و یزدگرد چنین یاد كرده است:</p>
<p dir="RTL"> به ری‌ رفت شه، شد بر آتشكده</p>
<p dir="RTL">      دلش  چاك چاك و به درد آزده</p>
<p dir="RTL"> یكی‌ بـاژ گفـت  اندر آن دادگاه</p>
<p dir="RTL">      گرفت آذر پاك و بر  شد به راه</p>
<p dir="RTL"> شتابان سـوی‌ مـرو بنهـاد روی‌</p>
<p dir="RTL">      در اندیشـه از دشمن كینه‌جوی‌</p>
<p dir="RTL"> باژ را دعایی‌ كه آهسته برزبان رانند معنی‌ كرده‌اند.</p>
<p dir="RTL"> در ذیل دادگاه نوشته‌اند:</p>
<p dir="RTL"> «دادگاه به معنی‌ آتشكده است&#8230; آتشكده ری‌ به خصوص مقدس شمرده می‌‌شده، یزدگرد از بیم این‌كه ری‌ به دست عرب‌ها افتاده آتشكده ویران شود، آذر مقدس را از آن‌جا برگرفته با خود به مرو برد و در آن‌جا در كاخی‌ فرو نهاد.»</p>
<p dir="RTL"> در صفحه 332 كتاب آناهیتا، نیز چنین ذكر كرده‌اند:</p>
<p dir="RTL"> «یزدگرد سوم&#8230; به ری‌ آمد و آتش آن‌جا را كه به ویژه ایرانیان آن را بزرگ می‌‌داشتند، از آن‌جا برگرفت&#8230; در سرزمین مرو در كاخی‌ فرو نهاد.</p>
<p dir="RTL"> «به‌جا بودن قسمتی‌ از جرزها و طاق‌های‌ این آتشكده درعصر ما خود دلیل بارزی‌ است از این‌كه این بنا در صدر اسلام خراب نشده بوده، و این امر می‌‌رساند كه فتح ری‌ به صلح صورت گرفته بوده است، احكام بلاد مفتوحه عنه در باب آن صادق نتواند بود.» <strong><em>/ ری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> باستان، </em></strong><strong>ص 343 تا 347.</strong></p>
<p dir="RTL"> آتشكده ری‌ از دیرباز تا عهد اسكندر: آتشكده معبد ایرانیانِ قدیم، و رونق و رواج آن وابسته به رونق و رواج كیش ایشان بوده است. پیش‌تر در ذكر بقایای‌ موجود آتشكده ری‌ واقع در تپه میل، اشارت رفت كه ظاهراً قدمت بنای‌ آتشكده در ری‌ به زمان‌های‌ پیش از زرتشت می‌‌رسد و روایت تاریخ بلعمی‌، ترجمه تاریخ طبری‌ و مروج‌الذهب در این باب نقل شد؛ هرچند كه زمان بنای‌ آثار موجود را از عهد ساسانیان بالاتر ندانسته‌اند، چنان‌كه لویی‌ واندنبرگ در كتاب باستان‌شناسی‌ ایران باستان گفته:</p>
<p dir="RTL"> «آقای‌ ژاك دمرگان درمحلی‌ موسوم به تپه میل یك بنای‌ مستحكم ساسانی‌ مشاهده كرد، كه در فاصله چند كیلومتری‌ مشرق چشمه‌علی‌، نزدیك شهرچال ترخان قرار داشت.</p>
<p dir="RTL"> «آقای‌ اشمیت نیز از روی‌ قلعه‌ای‌ از زمان ساسانی‌ خاكبرداری‌ كرد و در آن ستون‌ها و گچبری‌‌هایی‌ پیدا كرد كه مجالس شكار، خصوصاً شكار بهرام گور را كه آهویی‌ را هدف تیر قرار داده بود نشان می‌‌داد.» <strong><em>/ </em></strong><strong>ترجمه<em> باستان­شناسی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> ایران باستان</em></strong><strong>، ص 121.</strong></p>
<p dir="RTL"> آثار تپه میل همان بقایای‌ آتشكده ری‌ و متعلقات آن است. دلیل دیگر احتمال قدمت آتشكده درری‌ آن است كه این شهر مقرّمغان و شهری‌ مذهبی‌ بوده است؛ و اگر معتقد باشیم كه نخستین آتشكده ری‌ نیز درهمین حدود بنیان یافته بوده، و به قراین موجود و روایات كتب اعتماد كنیم، باید آن را به عهد ماد و هخامنشیان آباد بپنداریم و به موجب روایات منقول در زیر بپذیریم كه این آتشكده همچنان دایر و معمور بود تا زمانی‌ كه اسكندر فرمان داد آتشكده‌ها را خراب كنند.</p>
<p dir="RTL"> در باب توجه مغان ومردم ری‌ درعهد دولت ماد و هخامنشیان به آتش و آتشكده، و احترام و ستایش این عنصر كه لازمه آن آباد بودن آتشكده است، تردیدی‌ وجود ندارد، چنان‌كه استاد پورداود در مقاله خویش در موضوع آذر در كتاب یشت‌ها، درباب اهمیت آن در ادیان آریایی‌ چنین نوشته‌اند:</p>
<p dir="RTL"> «به ملاحظه آن‌كه درمیان عناصر آتش لطیف‌تر و زیباتر و مفیدتر است، به خصوص توجه اقوام روی‌ زمین را به خود جلب نموده است. در ادیان آریایی‌ مثل برهمنی‌ و زرتشتی‌ و بودایی‌ &#8211; چنان‌كه در مذاهب سامی‌، مثل یهودی‌ و عیسوی‌ و اسلام، حتی‌ نزد بت‌پرست‌های‌ افریقا &#8211; آتش دارای‌ اهمیت مخصوصی‌ است&#8230; .» <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها</em></strong><strong>، ج 1، ص 505.</strong></p>
<p dir="RTL"> قول ایشان در باب نقش بازمانده ازعهد ماد در اسحق آوند، كه یك ایرانی‌ را كه در مقابل آتش ایستاده نشان می‌‌دهد، درباره اهمیت آتش به عهد هخامنش علاوه بر آنچه از قول ایشان مذكور در یسنا در صحائف پیشین نقل افتاد در یشت‌ها نیزگفته اند:</p>
<p dir="RTL"> «در قرون بعد هم در آثار پادشاهان هخامنشی‌ در فارس می‌‌بینیم كه پادشاه روبه‌روی‌ آتشدان ایستاده است. بر روی‌ مسكوكات عهد هخامنشی‌ نقش آتشكده دیده می‌‌شود. <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها، </em></strong><strong>ج 1، ص 507.</strong></p>
<p dir="RTL"> هرچند به درستی‌ روشن نیست كه شاهان هخامنشی‌ زرتشتی‌ بوده‌اند یا نه، چنان‌كه جكسون در كتاب تتبعات زرتشتی‌ گفته:</p>
<p dir="RTL"> «بعضی‌ دانشمندان بحث كرده‌اند در این‌كه آیا شاهان اولیه هخامنشی‌ ثنوی‌ مذهب بوده‌اند یا نه، زیرا از سنگ‌نبشته‌ها این معنی‌ روشن نیست. برخی‌ تصور كرده‌اند، اساساً اولین شاهان هخامنشی‌ زرتشتی‌ نبوده‌اند&#8230; . از علمای‌ معروف دارمستتر و گِلدنِر را عقیده بر این است كه داریوش زرتشتی‌ بوده و مطالب راجع به دروغ در كتیبه‌های‌ او به وضوح عقیده وجود شر را دربرابر خیرمی‌ رساند.» <strong><em>/ تتبعات زرتشتی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>تألیف جكسون، ترجمه دكتر رضازاده شفق در كتاب<em> ایران از نظر خاورشناسان، </em>ص 129.</strong></p>
<p dir="RTL"> هنری‌ برستد در كتاب روزگار باستانی‌ نوشته:</p>
<p dir="RTL"> «از كتیبه‌ها واظهارات داریوش پیداست كه هخامنشیان خداپرست و پیروان مؤمن دین زرتشتی‌ بودند. و قدرت آنان، آن دین لطیف را در آسیای‌ صغیرهم منتشر ساخت&#8230;» <strong><em>/ روزگار باستانی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>تألیف برستد، ترجمه دكتر رضازاده شفق، در كتاب<em> ایران از نظر خاورشناسان، </em>ص108.</strong></p>
<p dir="RTL"> در ایران باستان مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> «این مسئله كه شاهان هخامنشی‌ و ایرانیان این دوره چه مذهبی‌ داشته‌اند، روشن نیست، جهت این است كه ازكتیبه‌های‌ شاهان هخامنشی‌ اطلاعات كافی‌ راجع به این مطلب به دست نمی‌‌آید و مورخین یونانی‌ هم نه در این مسئله دقیق شده و نه لااقل به شرح آن پرداخته‌اند&#8230; <strong><em>/ ایران باستان، </em></strong><strong>ج2، ص1515</strong>.</p>
<p dir="RTL"> باری‌ ازاین مجموع چنین استنباط توان كرد كه تقدیس آتش به عهد هخامنشیان رواجی‌ كامل داشته و آتشكده‌ها به ویژه آتشكده ری‌ &#8211; مركز مغان &#8211; معمور و دایر بوده است.</p>
<p dir="RTL"> خرابی‌ آتشكده‌ها و بی‌‌رونقی‌ آیین زرتشت از زمان اسكندر تا عهد ساسانیان: پس از آنكه اسكندر بر ایران دست یافت، به همراه دیگر خرابی‌‌ها كه به دست وی‌ بر كشور ایران وارد آمد، در امور دینی‌ ایرانیان نیز اختلالی‌ عظیم پدید گردید؛ و اوستا بسوخت، و آتشكده‌ها خراب شد. نویسنده كتاب البدء والتاریخ را در باب تخریب آتشكده‌ها بدین عهد قولی‌ است كه پیش‌تر نقل شد. اسكندر در تعقیب داریوش چند روز در ری‌ بماند كه بحث آن در ذكر وی‌ در مبحث تاریخ ری‌ بیاید. بی‌‌گمان شدت عمل اسكندر در این شهر مقدس زرتشتیان بیش ازدیگر بلاد بود.</p>
<p dir="RTL"> خلفای‌ اسكندر نیز در ایران به ترویج یونانی‌‌گری‌ اهتمام داشتند و مذهب اصلی‌ ایرانیان را خوار می‌‌گرفتند و بر پیروان كیش زرتشت خفت روا می‌‌داشتند. در كتاب ایران باستان آمده:</p>
<p dir="RTL"> بعد از آمدن اسكندر به ایران و انتشار یونانیت در ایران، صور یا علامات ارباب انواع یونانی‌ هم بر مسكوكات اشكانی‌ پدید آمد. <strong><em>/ ایران باستان، </em></strong><strong>ج 3، ص 2688.</strong></p>
<p dir="RTL"> در تاریخ ساسانیان فروغی‌ ثبت شده:</p>
<p dir="RTL"> «[خلفای‌ اسكندر] به توهین مذهب عجم پرداخته، بلكه در اواخر فاش به آیین ایشان بی‌‌احترامی‌ می‌‌نمودند&#8230; خلفای‌ او [اسكندر] این مسئله [احترام به كیش زرتشت] را مهم و قابل اعتنا ندانسته بلكه اپیفان چنانكه گفتیم آشكارا دست به توهینِ دین عجم زد&#8230;» <strong><em>/ تاریخ ساسانیان</em></strong><strong>، فروغی</strong><strong>‌</strong><strong>، ج 1، ص 9.</strong></p>
<p dir="RTL"> خلاصه بدین عهد همچنانكه اوستای‌ اصلی‌، كتاب دینی‌ زرتشتیان، از بین رفت و احكام آن ازذهن‌ها به تدریج فراموش می‌‌شد، كانون آتشكده‌ها نیزتاریكی‌ می‌‌گرفت وآن فضاهای‌ گرم مقدس به سردی‌ می‌‌گرایید؛ لكن مصیبت شهركهن ری‌ ازاین حدود هم فراتر رفت، زیرا به زمان سلوكیان زمین لرزه‌ای‌ شدید همه بناهای‌ شهررا درهم كوبید، كه به یقین بقایای‌ آتشكده را نیزبا خاك یكسان ساخت. گرچه شهربه دست سلوكوس اول &#8211; كه مانند همه یونانیان به ارباب انواع معتقد بود &#8211; تجدید بنا یافت و نام اورپس به خود گرفت لكن، ظاهراً چنانكه بیاید آتشكده، كه سلوكوس بدان اعتقاد و اعتنایی‌ نداشت، به بتخانه‌ای‌ برای‌ یونانیان مقیم ری‌ مبدل شد. به عهد اشكانیان نیز بر طبق قراین آتشكده‌های‌ كشور عمرانی‌ نیافت. شهر ری‌، پایتخت بهاره اشكانیان بود، لكن احوال این سلاله از نظر مذهب روشن نیست، و در این باب اقوالی‌ متناقض به چشم می‌‌خورد در كتاب ایران باستان مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> راجع به مذهب پارتی‌‌ها و شاهان اشكانی‌ باز اطلاعات خیلی‌ كم است، با وجود این از كلیه اطلاعاتی‌ كه به ما رسیده، چنین برمی‌ آید كه پارتی‌‌ها قبل ازاینكه به ایران بیایند، وزمانی‌ كه با سكاها معاشر یا همجوار بودند، مانند سایرآریان هاعناصررا می‌‌پرستیدند، و پرستیدن آفتاب و ماه و ستارگان در مذهب آنها داخل بود بعد كه به ایران آمدند و با مردمان دیگر ایرانی‌ معاشر شدند، هرمزد پرستی‌ مذهب آنها گردید، ولی‌ اثراتی‌ هم از مذهب سابق پارتی‌‌ها در آنها ماند&#8230; <strong><em>/ ایران باستان</em></strong><strong>، ج 3، ص 2687.</strong></p>
<p dir="RTL"> شیوه سلاطین اشكانی‌ ارمنستان نیز در این باب همین گونه بوده و در تاریخ ساسانیان آمده:</p>
<p dir="RTL"> سلاطین اشكانی‌ ارمن به آتش متبرك اورمزد اعتنایی‌ نكرده، تا در آتشكده‌ها خاموش شد؛ چنانكه موسی‌ خورنی‌ مورخ قدیم ارمنی‌ گوید: وقتی‌ كه اردشیر بابكان ارمنستان را فتح كرد، دید آتش مبارك منطفی‌ گشته، حكم كرد آن را دوباره روشن كنند.<br />
/ <strong><em>تاریخ ساسانیان، </em></strong><strong>ج1، ص10.</strong></p>
<p dir="RTL"> به عهد ساسانیان: به عهد ساسانیان كیش زرتشت رسمیت یافت و به همراه پیشرفت‌های‌ دیگر شئون این دین كانون‌های‌ آتش مقدس در آتشكده‌ها نیز بار دیگر نور و فروغ خویش را از سر گرفت. ویلبر در كتاب ایران در گذشته و حال ضمن بیان كارهای‌ مهم اردشیر در این باب چنین اشارت كرده:</p>
<p dir="RTL"> این پادشاه بعد از جلوس، دین زرتشت را دین رسمی‌ قرار داد&#8230; <strong><em>/ ایران در گذشته و حال</em></strong><strong>، تألیف ویلبر، ترجمه دكتر رضازاده شفق، در كتاب<em> ایران از نظر خاورشناسان</em>، ص 18.</strong></p>
<p dir="RTL"> و نیز:</p>
<p dir="RTL"> دین زرتشت چنانكه گفتیم دراین عهد قوام یافت، و آیین تقدیس آتش معمول شد، و آتشكده‌های‌ مهم در ایران وجود پیدا كرد، آتشكده‌های‌ محلی‌ را آتشكده وهرام (بهرام) می‌‌نامیدند&#8230; <strong>/ همان مرجع، ص 20.</strong></p>
<p dir="RTL"> و نیز: در سنوات اخیر آتشكده‌های‌ متعدد هم در نقاط مختلف پیدا شده&#8230; <strong>/ همان مرجع، ص 21.</strong></p>
<p dir="RTL"> در تاریخ ایران قدیم آمده: اردشیر (پاپكان) برای‌ اینكه حسّیات مردم را با خود موافق كند به جمع‌آوری‌ اوستا پرداخت؛ با این مقصود مغ‌ها را ترویج، و آتشكده‌های‌ خاموش را روشن، و مذهب زرتشت را مذهب رسمی‌ ایران كرد؛ و رئیس روحانیان را، كه به لقب مؤبذان مؤبذ ملقب بود، به یكی‌ از بلندترین مقام‌های‌ دولتی‌ ارتقاء داد. <strong><em>/ تاریخ ایران قدیم</em></strong><strong>، ص 153.</strong></p>
<div>
<p>&nbsp;</p>
<hr size="1" width="33%" />
<div id="ftn1">
<p><a title="" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A2.docx#_ftnref1" name="_ftn1">[1]</a> . Donald N. Wilber</p>
</div>
</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87-%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آتشكده</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2017 12:26:52 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[آتشخانه، آذركده، و&#8230; . مكانی‌ بوده است كه ایرانیان قدیم در آن  برای‌ ستایش و پرستش خدای‌ آتش را افروخته می‌‌داشتند. شعرا گبر، مغ، موف، و مجوس را نیزبه معنی‌ آتش‌پرست آورده‌اند. / لغتنامه.  از آن‌جا كه آتشكده علاوه بر كاركرد پرستشگاهی‌ كاركردهای‌ دیگری‌ نیز بر آن مترتب بود به تفصیل بدان می‌‌پردازیم:  بیت‌النیران: و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">آتشخانه، آذركده، و&#8230; . مكانی‌ بوده است كه ایرانیان قدیم در آن  برای‌ ستایش و پرستش خدای‌ آتش را افروخته می‌‌داشتند. شعرا گبر، مغ، موف، و مجوس را نیزبه معنی‌ آتش‌پرست آورده‌اند.<br />
<strong><em>/ لغتنامه.</em></strong></p>
<p dir="RTL"><strong><em> </em></strong>از آن‌جا كه آتشكده علاوه بر كاركرد پرستشگاهی‌ كاركردهای‌ دیگری‌ نیز بر آن مترتب بود به تفصیل بدان می‌‌پردازیم:</p>
<p dir="RTL"> بیت‌النیران: و این آتش‌خانه را كه داریم و خورشید را كه داریم نه بدان داریم كه گوییم این را پرستیم اما، به جایگاه آن داریم كه شما محراب دارید (تاریخ سیستان). مجموع سلاح آتشین از توپ وتفنگ ونظایرآن درفوجی‌ از سپاهی‌. آتشخانه سماوروكشتی‌ و راه آهن؛ قسمتی‌ كه آتش درآن است. وهمچنین آتشخانه تفنگ، درون لوله آن است. <strong><em>/ لغتنامه.</em></strong></p>
<div class="list-img text-center mb-3">
<p><div id="attachment_5023" style="width: 610px" class="wp-caption alignnone"><img decoding="async" aria-describedby="caption-attachment-5023" class="wp-image-5023" src="https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/9b2c4b44fb86522964124ed80d03c5e8_XL-300x272.jpg" alt="آتشدان آتشکده که پیوسته فروزان بوده است" width="600" height="544" srcset="https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/9b2c4b44fb86522964124ed80d03c5e8_XL-300x272.jpg 300w, https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/9b2c4b44fb86522964124ed80d03c5e8_XL-768x696.jpg 768w, https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/9b2c4b44fb86522964124ed80d03c5e8_XL-600x544.jpg 600w, https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2017/01/9b2c4b44fb86522964124ed80d03c5e8_XL.jpg 900w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /><p id="caption-attachment-5023" class="wp-caption-text">آتشدان آتشکده که پیوسته فروزان بوده است</p></div>
</div>
<p dir="RTL">مقام آتش در آیین زردشت: از آن زمان كه نژاد آریایی‌ شناخته شده است، ایشان را مردمی‌ دانسته‌اند كه آتش را درپرستشگاه خویش بزرگ می‌‌داشته‌اند؛ و این عنصر از زمان بسیار كهن نزد هندوان و ایرانیان مقدس و محترم بوده است. <strong><em>/ یسنا </em></strong><strong>ج 2، ص 123،<em> مقاله استاد پورداود؛ ویسپرد</em>، ص90 به بعد مقاله استاد پورداود.</strong></p>
<p dir="RTL"> سرودهای‌ آتش همواره بر سر زبان‌های‌ پیشینیان ما بوده است. استاد پورداود درباب آتش و اهمیت آن تحقیق‌هایی‌ پر ارج دارد و در یسنا، در ضمن مقاله خویش نوشته است:</p>
<p dir="RTL"> «در سنگ نبشته‌هایی‌ كه ازهخامنشیان به جای‌ مانده، بسا داریوش در برابر آتشدان به ستایش ایستاده است، درلشكركشی‌‌های‌ آنان پیشاپیش سپاهیان كشورگشای‌ ایرانیان آتشدان‌های‌ زرین و سیمین دیده می‌‌شد. پیش از پیكار، درآتشكده به میانجی‌ زبانه آتش از اهورامزدا پیروزی‌ ورستگاری‌ پژوهش می‌‌كردند، ودرروی‌ هزاران سكه پادشاهان روزگاران پیش، آتشدان دیده می‌‌شود&#8230; .» <strong><em>/ یسنا، </em></strong><strong>ج 2، ص 123.</strong></p>
<p dir="RTL"> در یشت‌ها درهمین باب ذكر كرده‌اند:</p>
<p dir="RTL">نظر به این‌كه در آیین مزدیسنا آنچه آفریده اهورا مزداست باید ستوده و معزز باشد، ایرانیان به آذر بستگی‌ مخصوصی‌ پیدا كرده‌اند و آن را موهبت ایزدی‌ دانسته، شعله‌اش رایادآورفروغ رحمانی‌ خوانده‌اند، و آتشدان افروزان را در پرستشگاهان به منزله محراب قرار داده‌اند. در ریگ وِدای‌ هندوان و در اوستای‌ ایرانیان اسم پیشوای‌ دینی‌ هردودسته ازآریایی‌‌ها «آثرون» می‌‌باشد، یعنی‌ آذربان، و آن كسی‌ است كه از برای‌ پاسبانی‌ آتش گماشته شده&#8230; .» <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها</em></strong><strong>، ج1، ص 506.</strong></p>
<p dir="RTL"> در باب قدمت پرستش آتش اشاره كرده‌اند:</p>
<p dir="RTL"> از زمان بسیاركهن آتش میان آریایی‌‌ها به خصوص مقدس بوده، قطع نظرازگات‌ها كه قدمت آن به عقیده نگارنده تا به هزار سال پیش از مسیح می‌‌رسد. در جزوآثار قدیم ایران دراسحق آوند در جنوب بهستان (بیستون) نقشی‌ ازعهد مادها مانده كه قدمت آن به قرن هشتم پیش ازمسیح می‌‌رسد، والحال، نقش مذكورموسوم است به دكان داود، وآن قبری‌ است در بدنه كوه تراشیده شده، نقش آن عبارت است از یك ایرانی‌ كه درمقابل آتش ایستاده است.» <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها، </em></strong><strong>ج2، ص507.</strong></p>
<p dir="RTL"> قدمت آتش پرستی‌: آتش پرست، كسی‌ است كه آتش را چون قبله‌ای‌ نیایش كند:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> به یك هفته برپیش یزدان بدند</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">مپنـدار كـآتـش پـرستان  بدند</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;" align="right"> فردوسی‌</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> هنـوزم هنـدوان آتـش  پرستند</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">هنوزم چشم چون تركان مستند</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;" align="right"> نظامی‌</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> چوشب رفت وبردشت پستی‌ گرفت</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">هـوا چـون مـغ آتـش پرستی‌ گرفت</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;" align="right"> عنصری‌</p>
<p dir="RTL"> در داستان‌ها گفته‌اند نخستین كس كه آتش پرستید، قابیل بود. در تاریخ بلعمی‌ آمده:</p>
<p dir="RTL"> «آن پسرآدم كه نام اوقابیل بود و برادر خویش هابیل را بكشت، از بهر آنكه قربان برادرش را آتش بخورد &#8230; پس چون سخت پیرشد، ابلیس بیامد و او را گفت: دانی‌ كه آتش قربان هابیل چرا خورد و آنِ تو نخورد؟ گفت: ندانم. [گفت:] زیرا كه هابیل آتش پرستیدی‌ تونیز آتش بپرست&#8230; قابیل آتش پرستیدن گرفت و سجده‌ها كرد &#8230; و نخستین كس كه آتش پرستید او بود و آتشخانه‌ای‌ بنا كرد [اندرعدن]، و خود و فرزندان او همه برآتش پرستی‌ مردند.» <strong><em>/ تاریخ بلعمی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، </em></strong><strong>ج1، ص 110.</strong></p>
<p dir="RTL"> در شاهنامه پدید آوردن آتش به هوشنگ پیشدادی‌ منسوب است كه وی‌ روزی‌ ماری‌ برسرراه بدید. سنگی‌ به سویش افكند و آن سنگ به سنگ دیگر برخورد و آتشی‌ از آن دو جستن كرد:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> بـرآمـد بـه سنـگ گـران سنگ خرد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">  هم آن وهم این سنگ بشكست خرد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> فـروغی‌ پـدیـد آمـد از هر دو سنگ</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">  دل سنـگ گشـت از فـروغ  آذرنـگ</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> نشــد  مــار كشتــه و لیكــن ز راز</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">  پـدیـد آمـد آتـش از آن سنـگ بــاز</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"><strong><em> / شاهنامه طبع بروخیم</em></strong><strong>، ج 1، ص 19.</strong></p>
<p dir="RTL"> و نیز دقیقی‌ در داستان دعوت زرتشت، گشتاسب را به كیش خویش سروده،كه وی‌ آتش مقدس را از بهشت آورد، بدین قرار :</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> خجسته پی‌ ونام او زردهشت</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">كـه  آهرمن بدكنش را بكشت</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> بـه شـاه جهان گفت: پیغمبرم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">تو را سوی‌ یزدان همی‌ رهبرم</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> یكـی‌ مجمـر آتـش بیاورد باز</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">بگفـت از بهشت آوریدم فراز</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> جهـان آفرین گفت  بپذیر این</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">نگه كن بدین آسمان و زمین .</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"><strong><em> / شاهنامه طبع بروخیم</em></strong><strong>، ج 6، ص 1497. (بیت ماقبل آخر به بعد ضمن ابیات منقول از دقیقی</strong><strong>‌</strong><strong>).</strong></p>
<p dir="RTL"> ابن جوزی‌ درتلبیس ابلیس، وضع آتش مقدس را به زرتشت نسبت داده، كه گفته از آسمان نازل گردیده:</p>
<p dir="RTL"> وقد كان زرادشت وضع فاراً، زعم انما جأت من السماء فاكلت قربانهم. <strong><em>/ تلبیس ابلیس</em></strong><strong>، ص66.</strong></p>
<p dir="RTL"> علوِّ مقام آتش در اوستا: در اوستا بیشتر آتش پسر اهورامزدا خوانده شده است، و در یسنای‌ 25، بند 7 چنین آمده:</p>
<p dir="RTL"> «آذر، پسر اهورا مزدا را می‌‌ستاییم؛ تو را ای‌ آذرپاك، پسر اهورا مزدا (و) رد پاك می‌‌ستاییم، همه آتش‌ها را می‌‌ستاییم&#8230; .» <strong><em>/ یسنا، </em></strong><strong>ج 1، ص 226.</strong></p>
<p dir="RTL"> استاد پورداود نوشته‌اند كه از این تعبیر، عُلوِّ مقام آتش را خواسته‌اند، چنانكه سفندارمذ، فرشته موكل زمین نیز، دختر اهورامزدا نامیده شده است. <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها، </em></strong><strong>ج 1، ص 510، س 11<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> یسنای‌ 62 سراسر در نیایش آذر است. <strong><em>/ یسنا </em></strong><strong>ج 2 صص 81 تا 84،<em> نقل از ری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> باستان، </em></strong><strong>صص 2726.</strong></p>
<p dir="RTL"> آتشكده در میان زرتشتیان در حكم معبد در دیگر مذاهب است و آن پرستشگاه و یا نیایشگاه خدایی‌ خاص است، گو این‌كه در آن از پرستش دیگر خدایان نیز غافل نمی‌‌شوند.</p>
<p dir="RTL"> نكته بسیار مهم این‌كه شكل بنای‌ تمامی‌ آتشكده‌ها در همه جا یكسان بوده است. البته آتشكده‌های‌ ناهید از احترامی‌ خاص برخوردار بوده است. آتشكده را آتشگاه نیز می‌‌گویند.</p>
<p dir="RTL"> به دلایل مذكور هرجا كه گروهی‌ از زردشتیان اقامت دارند باید برای‌ خویش آتشگاه بسازند واهمیت آتشگاه‌ها متناسب باكثرت واهمیت گروه هاست كه به طور كلی‌ به سه رتبت منقسم می‌‌گردد، بدین قرار:</p>
<p dir="RTL"> 1. آتش دادگاه: این آتش همان آتش آتشدان خانه‌هاست و مراسم تقدیس ندارد وآتش خانوادگی‌ است و آن را جانِ خانواده می‌‌پندارند و مقام آن با كدخدای‌ خانه برابر است. واژه دادگاه دراوستا «داتیاگاتوم» است، یعنی‌ سزاوار جای‌ آتش. روشن نگاه داشتن آتش خانه جزو اصول دینی‌ ایشان است،حتی‌ میان هندوان ونیزپاره‌ای‌ از قبایل و ایل‌های‌ ایران آتش‌هایی‌ فروزان است كه نسل اندر نسل روشن نگاه داشته شده است و به دعوی‌ مؤلف كتاب پرستشگاه زرتشتیان بین درویشان خاكسار در ایران آتش 350 ساله موجود است كه آن را دوده خوانند.این آتش كه جان خانواده است درهریك ازمخلوقات موجوداست. دراوستا آتش به پنج نوع تقسیم شده است. فروزان نگاه داشتن آن احترام و ستایشی‌ است كه نسبت به گوهرزندگی‌ آفریدگان مراعات می‌‌شود .</p>
<p dir="RTL"> 2. آتش آدران: این آتش را آتش آدریان یا درمهر نیز خوانند. پایه ورتبت این آتش بالاترازمقام آتش دادگاه است . این آتش به دیه‌ها و بلوك بزرگ و شهرها اختصاص دارد. آیین تقدیس آن پیچیده است و نموداری‌ از گوهر زندگی‌ افراد است. آتش بلوك بزرگ قصران از این نمونه است، برطبق مندرجات كتاب پرستشگاه زرتشتیان در تهیه این آتش، آتش‌های‌ اصناف مختلف محل را از زرتشتی‌ و غیر زرتشتی‌ به روشی‌ كه ذكرش بیاید جمع می‌‌كنند، سپس مورد تقدیس قرار می‌‌دهند؛ و پس از تخت نشینی‌ در مهر آن را به منزله روان مقدسی‌ دانند كه در نگاهداشت واحترام آن بایستی‌ اهتمام به عمل آید.</p>
<p dir="RTL"> آتش آدران ازآتش‌هایی‌ كه در منازل چهار صنف مذكور در ذیل به كارمی‌ رود، فراهم می‌‌آید :</p>
<p dir="RTL"> الف) آتش اجاق فرماندار محل .</p>
<p dir="RTL"> ب) آتش اجاق فرمانده ارتش محل .</p>
<p dir="RTL"> ج) آتش اجاق قاضی‌ بزرگ محل .</p>
<p dir="RTL"> د) آتش اجاق كشاورز محل .</p>
<p dir="RTL"> پس ازآن درصورت امكان وتمایل آتش مستعمل در منازل اصناف دیگررا نیز برآن می‌‌افزایند.</p>
<p dir="RTL"> در گرد آوردن این آتش‌ها خود اخگررا از اجاق برنمی‌‌دارند، بلكه در ظرفی‌ دسته دار كه چمچه نامند وكف آن را سوراخ‌های‌ متعددی‌ است كمی‌ پنبه پاك قرار می‌‌دهند وبرروی‌ آن چوب خوشبویی‌ مانند صندل كه زود افروخته گردد، می‌‌چینند و سپس آن را بر روی‌ شعله اخگر آتشدان‌ها به صورتی‌ كه تماسی‌ با آنها پیدا نكند، نگاه می‌‌دارند تا از حرارت افروخته شود.این كار را چندین بار با این آتش افروخته تكرار می‌‌كنند. بدین ترتیب چون آتش از ماهیت غیر تصفیه شد، آنها را یك جا جمع می‌‌كنند، و پس از برگزاری‌ مراسم تقدیس كه یك ماه زمان می‌‌برد، آن را تخت نشین می‌‌كنند و در مهر فروزان نگاه می‌‌دارند، و به اعتقاد ایشان منظور از انجام مراسم پالودن آتش، پاك نگاهداشتن روان است كه گوهری‌ است مینوی‌ و پاره‌ای‌ از روان كل و مطلق است. آتش آدریان به اعتقاد زرتشتیان نیروی‌ فروغ درخشان ایزدی‌ و وابسته به ایزدآذر است. آتش آدریانِ تفت بسیار قدیمی‌ است، و گویا به عهد ساسانیان تقدیس شده و تاكنون در همان محل قدیمی‌ روشن است.</p>
<p dir="RTL"> 3. آتش ورهرام: مقام آتش ورهرام برتر از دیگر آتش‌هاست و به اعتقاد زرتشتیان ستایش و احترام این آتش همچون ستایش واحترام پادشاه برهمگان واجب است و به نزد ایشان آتش به مثابه شاهنشاه روحانی‌ است كه به سبب عشق به آفرینش خود را به مادیات بیالوده است.</p>
<p dir="RTL"> این اندیشه درادب ایرانی‌ پس از اسلام نیزگاه گاه تجلی‌ دارد و در مواردی‌ سرچشمه فعالیت‌های‌ موجودات به آتش تعبیر گردیده است، چنان‌كه مولانا گفته:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> آتش است این بانگ نای‌ و نیست باد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> هـركـه ایـن آتــش نـدارد نیست باد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> آتـش عشـق اسـت كـانـدر نـی‌  فتاد</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> جـوشـش عشـق اسـت كاندر می‌‌فتاد</p>
<p dir="RTL"> حافظ گفته:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> از آن بــه دیــر مغـانـم  عزیز می‌‌دارند</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">كه آتشی‌ كه نمیرد همیشه در دل ماست</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> وحشی‌ بافقی‌ چنین خواسته:</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;"> الهــی‌  سینــه‌ای‌ ده آتـش افـروز</p>
<p dir="RTL" style="text-align: center;">در آن سینه دلی‌ وان دل همه سوز</p>
<p dir="RTL"> باری‌، آتش ورهرام وابسته به ایزد پیروزی‌ یا ورهرام بهرام است و نور هیچ روشنی‌ دیگر از چراغ یا آفتاب و یا آتش نباید بر فضای‌ آتش ورهرام بیفتد.</p>
<p dir="RTL"> آداب و مراسم تقدیس آن بسیار مفصل است و یك سال زمان می‌‌گیرد. در كتاب پرستشگاه زرتشتیان در ترتیب فراهم آوردن این آتش مذكور است كه این آتش از آتش شانزده پیشه‌ور صاحب شغل‌های‌ گوناگون وآتش برق آسمانی‌ تشكیل می‌‌یابد، بدین ترتیب:</p>
<p dir="RTL"> الف) آتش كارخانه رنگرز.</p>
<p dir="RTL"> ب) آتش آتشدان پادشاه یا استاندار یا فرماندار.</p>
<p dir="RTL"> ج) آتش كوزه‌گر.</p>
<p dir="RTL"> د) آتش آجرساز.</p>
<p dir="RTL"> ه) آتش اجاق درویش یا صاحبدل.</p>
<p dir="RTL"> و) آتش زرگر.</p>
<p dir="RTL"> ز) آتش ضرابخانه.</p>
<p dir="RTL"> ح) آتش آهنگر.</p>
<p dir="RTL"> ی‌) آتش كارخانه اسلحه‌سازی‌.</p>
<p dir="RTL"> ك) آتش نانوا.</p>
<p dir="RTL"> ل) آتش تقطیر.</p>
<p dir="RTL"> م) آتش آتشدان فرمانده ارتش.</p>
<p dir="RTL"> ن) آتش آتشدان چوپان.</p>
<p dir="RTL"> س) آتش آتشدان پیشوای‌ دین.</p>
<p dir="RTL"> ع) آتش برق آسمان.</p>
<p dir="RTL"> ف) آتش مرده سوز.</p>
<p dir="RTL"> و بنا به نظریه گروه باطنیان خشنوم، آتش مرده سوز وآتش برق باید در یك آن جمع شود؛ وگرنه آتش مرده سوز را به كار نمی‌‌برند.</p>
<p dir="RTL"> این آتش‌ها پس از سیر از مراسم پیچیده تصفیه تقدیس می‌‌گردد. دروجه تسمیه این آتش در كتاب پرستشگاه زرتشتیان است كه شعله را در اوستا برزنگهه گویند كه درپهلوی‌ بره و سپس وره گردید و به شكل ورهران در آمد. <strong><em>/ قصران</em></strong><strong>، صص 681 تا 684.</strong></p>
<p dir="RTL"> آیین نیایش در آتشگاه: آتش از زمان‌های‌ بسیار كهن در نزدایرانیان وهندوان وهمچنین رومیان و یونانیان مقدس و محترم شمرده می‌‌شد و در باب آن در ادیان باستانی‌ مانند زرتشتی‌ و برهمنی‌ و بودایی‌ و مذاهب سامی‌، همچون یهودی‌ و عیسوی‌ و حتی‌ نزد بت‌پرستان آفریقایی‌ سخن‌ها وجود دارد. قابیل پسر حضرت آدم را نخستین كسی‌ ذكر كرده‌اند كه آتش پرستید.</p>
<p dir="RTL"> این نوع روایات همه توجه بر قدمت آتش درمیان انسان‌ها دارد، در اوستا غالباً آتش پسر اهورمزدا خوانده شده؛ در یسنا 25، بند 7 ذكر شده:</p>
<p dir="RTL"> «آذر پسر اهورامزدا را می‌‌ستاییم؛ تو را ای‌ آذرپاك پسراهورامزدا (و) رد پاك می‌‌ستاییم؛ همه آتش‌ها را می‌‌ستاییم&#8230; .» <strong><em>/ یسنا، </em></strong><strong>ج 1، ص 226.</strong></p>
<p dir="RTL"> كه از تعبیر پسری‌ اهورمزدا علو مقام آتش را می‌‌خواهند. كریستن سن تفصیل مراسم نیایش آتش را در كتاب ایران در زمان ساسانیان به نقل از یكی‌ از نسك‌های‌ اوستای‌ ساسانی‌ بیاورده، كه ملخصی‌ از آن به مناسبت در ذیل درج می‌‌شود:</p>
<p dir="RTL"> آتشكده پر از بوی‌ كندر و سایر مواد معطره بود. یك نفر روحانی‌ برای‌ این‌كه ازنفس خود آتش را نیالاید، دهان‌بندی‌ (پنام) بسته و آتش را با قطعات چوبی‌ كه با مراسم مذهبی‌ تطهیر شده بود، مشتعل نگاه می‌‌داشت. آن روحانی‌ دم به دم به وسیله دسته چوبی‌ كه بَرسم  (baresma) می‌‌خواندند و مطابق آداب خاصی‌ بریده و تهیه می‌‌شد، آتش را به هم می‌‌زد و ادعیه معینی‌ را زمزمه می‌‌كرد و روحانیون (شربت) هوم نثار می‌‌كردند. در اثنای‌ تلاوت ادعیه مقدسه یا سرودن قسمت‌های‌ اوستا، روحانیون شاخه نبات هوم را پس از تطهیر در هاون می‌‌كوبیدند، بعد از تهیه هوم آن را نثار می‌‌كردند. زئوتر<a title="" href="#_ftn1" name="_ftnref1">[1]</a> بعضی‌ از متون اوستا را با تشریفات گوناگون و با استعمال برسم تلاوت می‌‌نمود&#8230; .» <strong><em>/ ایران در زمان ساسانیان، </em></strong><strong>ص 186.</strong></p>
<p dir="RTL"> در باب تعداد روحانیان آتشگاه‌ها در كتاب آثار باستانی‌ جلگه مرودشت چنین درج آمده:</p>
<p dir="RTL"> در عهد باستان آتش به تناسب اجتماعات و شهرها نام و درجه مخصوصی‌ داشته است. آتشخانه را مانبذ یا كدخدای‌ خانه نگاه می‌‌داشته، در هر عشیره یا دیه (آذران) دو مغ بوده، ولی‌ دركوره یا ایالت (بهرام &#8211; ورهران) هیئتی‌ تحت ریاست یك موبد نگاهدارنده آتش بوده‌اند. <strong><em>/ آثار باستانی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> جلگه مرودشت</em></strong><strong>، ص 141.</strong></p>
<p dir="RTL"> باری‌ روحانیان و موبدان موظف بودند كه سرودها و ادعیه اوستا را از بركنند، چون گاه به سبب نبودن یا نادر بودن نسخه اوستا دسترسی‌ بدان امكان نداشت. از این رو در پاره‌ای‌ از آثار زرتشتی‌، حافظه ضعیف و نسیان برای‌ یك تن روحانی‌ زرتشتی‌ در ردیف الحاد و كفر بود و از گناهان كبیره به شمار می‌‌آمد. <strong><em>/ تاریخ ایران باستان، دیاكونف، </em></strong><strong>ص 429.</strong></p>
<p dir="RTL"> روحانیان خواندن دعاهای‌ مقرر پنجگاه روز و همه اعمال مذهبی‌ را در آتشكده‌ها به انجام می‌‌رساندند، به ویژه هنگام اعیاد شش‌گانه سال (عیدهای‌ آفرینش هستی‌) كه گاهان بار (گاهنبار، گهنبار) نام داشت و در فصول معین برگزار می‌‌شد. مراسم جنبه‌ای‌ سخت باشكوه به خود می‌‌گرفت.<br />
<strong><em>/ ایران در زمان ساسانیان</em></strong><strong>، كریستن سن،ص 178.</strong></p>
<p dir="RTL"> در این جشن‌های‌ شش‌گانه به ویژه ویسپرد سروده می‌‌شد. اصحاب دین به بیش از هر چیز دیگر بستگی‌ و ارتباط داشتند و خدمت در آتشكده عمده اشتغال ایشان بود. <strong><em>/ پرستشگاه زرتشتیان</em></strong><strong>، ص 84.</strong></p>
<p dir="RTL"> رفتن به آتشگاه اختصاص به روحانیان نداشت بلكه افراد عادی‌ نیز جهت نیایش آتش بدان‌جا می‌‌رفتند. در كتاب واژه‌ای‌ چند از آذربد مارسپندان در این باب اندرز زیر از وی‌ درج آمده است:</p>
<p dir="RTL"> «72. هر روز سه بار اندرمان آتشان شوید، وآتش را نیایش كنید.</p>
<p dir="RTL"> 73. چه هركه اندرمان آتشان بیش رود وآتش را بیش نیایش كند، او را خواسته وپارسایی‌ بیش بخشند.«</p>
<p dir="RTL"> كریستن‌سن گفته: «اشخاصی‌ كه در زمره روحانیون نبودند، همچنین در آتشكده‌ها راه داشتند و مكلف بودند به آن مقام رفته و دعای‌ آتش نیایش نیایش آتش» را بخوانند. مردم معتقد بودند كه هركس در روز سه بار به آتشكده برود و دعای‌ آتش نیایش را بخواند صاحب ثروت و فضیلت می‌‌شود.» <strong><em>/ ایران در زمان ساسانیان</em></strong><strong>، ص 187.</strong></p>
<p dir="RTL"> در كتاب معماری‌ ایرانی‌ آرتور پوپ آمده است:</p>
<p dir="RTL"> «آتشكده‌ها و پرستشگاه‌های‌ ساسانی‌&#8230; برخی‌ كه محل آنها هشیارانه انتخاب شده بود به شركت كنندگان درنیایش‌ها اختصاص داشت. در بقیه فقط موبدان راه می‌‌یافتند، و به منظور نگهبانی‌ از آتش مقدس بود.» <strong><em>/ معماری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> ایرانی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>، پوپ</em></strong><strong>، ص 54.</strong></p>
<p dir="RTL"> لویی‌ واندنبرگ نوشته است:</p>
<p dir="RTL"> از تشریفات مذهبی‌ آنچه كه مربوط به عموم مردم بوده است دراطراف چهارطاقی‌ انجام می‌‌گرفته &#8230; آتشی‌ كه درزیرآن روشن می‌‌شده از محل محفوظی‌ كه در مجاورت چهارطاقی‌ قرار داشته به آن محل آورده می‌‌شده. <strong><em>/ باستان</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>شناسی</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> ایران باستان، </em></strong><strong>ص 222.</strong></p>
<p dir="RTL"> در برگزاری‌ مراسم مذهبی‌ همیشه دو موبد لازم بوده است. این دو موبد، گاه باهم و گاه جدا ازهم اوستا را با آهنگ مخصوصی‌ از بر می‌‌خواندند. این آداب كه اكنون نیز در میان زرتشتیان مقیم هند معمول است، از عهد ساسانیان یا پیش از آن زمان به جای‌ مانده است. <strong><em>/ یادنامه پورداود، </em></strong><strong>ص77.</strong></p>
<p dir="RTL"> برای‌ ستایش آتش همیشه درآتشگاه به گرد آتش می‌‌ایستادند و آتش قبله ایشان بود و كلمه «پرستیدن» خود براین نكته دلالت دارد و ملخص قول پورداود در این باب چنین است:</p>
<p dir="RTL"> واژه «پرستیدن» در فارسی‌ گویاست كه ایرانیان در پیرامون آتش گردآمده، به ستایش و نیایش می‌‌پرداختند. «ستا» در اوستا و پارسی‌ باستان و سانسكریت به معنی‌ ستادن (ایستادن، استادن) است با جزء «پر» كه در پارسی‌ باستان پری‌ Pariy و در اوستا پئیری‌ Pairi به معنی‌ گرداگرد و پیرامون است درآمیخته است،و روی‌ هم، یعنی‌ پیرامون چیزی‌ ایستادن یا گرداگرد چیزی‌ به نیایش ستادن&#8230; . واژه دودمان نیز در فارسی‌ گویاست كه درپیرامون آتشدان یا ازجایی‌ كه دودی‌ برخاسته وآتشی‌ برافروخته شده، خان ومان خاندان ایرانی‌ ساخته شده است. <strong><em>/ یسنا، </em></strong><strong>ج2، ص123، مقاله پورداود در باب آتش.</strong></p>
<p dir="RTL"> مغان همچنین جهت فال گیری‌ به آتش مقدس می‌‌نگریستند و از آینده خبر می‌‌دادند و با حساب‌های‌ نجومی‌ زایجه طالع می‌‌گرفتند. <strong><em>/ ایران در زمان ساسانیان، </em></strong><strong>كریستن سن، ص202.</strong></p>
<p dir="RTL"> آتشگاه در حكم مدرسه و مركز تعلیم دانش بوده است: به روزگار باستان علوم ومعارف و تعلیمات دین باهم جمع بودند، و دانش‌های‌ زمان، جملگی‌ یا در متن كتب دینی‌ یا در شروح و تفاسیر آنها مضبوط بود؛ در ایران اوستا عمده منبع همه فنون و علوم محسوب می‌‌شد، و هیربدان یا رؤسای‌ آتشكده‌ها وظیفه تعلیم را برعهده داشتند. ذكر این مهم در وندیداد اوستا بدین قرار آمده است:</p>
<p dir="RTL"> در آغاز روز و پایان آن، درآغاز شب و پایان آن باید خرد و پارسایی‌ را نیرو بخشید و به نماز و دعا پرداخت و تعالیم هیربدان و آتروپت‌ها را كه از قدیم الایام تعلیم داده‌اند آموخت. وسط روز و وسط شب برای‌ خوابیدن واستراحت نمودن است. <strong><em>/  وندیداد، </em></strong><strong>ترجمه دكتر موسی</strong><strong>‌</strong><strong> جوان، ص110.</strong></p>
<p dir="RTL"> كلمه هیربد خود به معنی‌ آموزگار است، از اصل ائثر Aethra  برابر آموزش و پئیتی‌ Paiti به معنی‌ دارنده است. در كتاب پرستشگاه زرتشتیان ذكر شده:</p>
<p dir="RTL"> در ایران باستان آتشكده‌ها به غیر از جنبه پرستشگاه جنبه‌های‌ فعالیت دیگر نیز داشته:</p>
<p dir="RTL"> نخست، دادگاهی‌ بوده كه موبد بر كرسی‌ خویش به دادرسی‌ مردم می‌‌پرداخته، وچون ایزد مهر را نگاهبان پیمان و داد می‌‌دانند به تدریج آتشكده به درمهر نامور گردید.</p>
<p dir="RTL"> دوم، درمانگاهی‌ بود كه به معالجه جسمی‌ وروحی‌ مردم می‌‌رسید.</p>
<p dir="RTL"> سوم، آموزشگاهی‌ بود مجهز، با كتابخانه جامع برای‌ تعلیم كودكان به دروس دینی‌ و رسمی‌. / پرستشگاه زرتشتیان، ص12.</p>
<p dir="RTL"> استاد پورداود درباب آموزش به وسیله پیشوایان دینی‌ نوشته:</p>
<p dir="RTL">  &#8230; چون در روزگاران پیش، كارآموزش و پرورش مردم با آترباتان (پیشوایان دینی‌) بوده، این است كه هیربدان یا استادان و آموزگاران از همان گروه پیشوایان به شمار می‌‌رفتند. <strong><em>/ یسنا</em></strong><strong>، بخش 2، ص22، نقل در قصران، صص 715 تا 720.</strong></p>
<p dir="RTL"> در كتاب پرستشگاه زرتشتیان توصیه شده :</p>
<p dir="RTL"> طبق آیین دینی‌ هرشهری‌ به علاوه آدریان فراوان یك آتش ورهرام نیز باید داشته باشد، و دهات و بلوكات فقط درمهر و آتش دادگاه. <strong><em>/ پرستشگاه زرتشتیان، </em></strong><strong>ص 41.</strong></p>
<p dir="RTL"> نیز در روایات داراب هرمزدیار مذكور است:</p>
<p dir="RTL"> هر جانب كه مقام بهدینان باشد ایشان را فریضه است كه آتش آدران نشانند، كه كرفه ارجمند است. هر مقامی‌ كه ده خانه بهدینان باشد، واجب است كه آتش آدران در میان ایشان باشد. ده‌های‌ بزرگ معلوم است كه داشته باشند، كه آتش خانه‌های‌ بهدینان اسپرده نگردد. <strong><em>/ روایات داراب هرمزدیار، </em></strong><strong>ج 1، ص 73.</strong></p>
<p dir="RTL"> در همین كتاب درچند مورد این دستور تأكید شده است:</p>
<p dir="RTL"> البته می‌‌باید كه به هرحلقه بهدین گنبد آتشخانه‌ها بسازند و آتش آدران بنهند و یك خدمتكار مواجب بدهند كه آتش را خدمت كند. <strong><em>/ همان مرجع.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> نظایراین روایات دركتاب‌های‌ دینی‌ زرتشتیان فراوان است كه به همین مقدار بسنده می‌‌كنیم.</p>
<p dir="RTL"> چنان‌كه گذشت آتش آتشگاه‌ها ازاصناف گوناگون تركیب می‌‌یابد و به عقیده زرتشتیان راز آن در این است كه هنگام اشتغال هر صنف از مردم به كار خود، امواج افكار آن‌ها طبعاً آتش منسوب بدیشان را متأثر می‌‌سازد و افكار ایشان در آن آتش تعبیه می‌‌گردد و آتش‌ها صاحب امواج افكار آن پیشه‌وران می‌‌شوند. از این رو كانون آتشگاه كه از آتش اصناف مختلف تركیب یافته از امواج گوناگون پر می‌‌شود و نیایش‌كنندگان كه هر یك دارای‌ موج فكری‌ خاصی‌ هستند، از همان نوع موج موجود در پرستشگاه تاثیر می‌‌یابند و تسلی‌ پیدا می‌‌كنند <strong><em>/ پرستشگاه زرتشتیان، </em></strong><strong>ص 211.</strong></p>
<p dir="RTL"> در آیین زرتشت اصرار شده است كه در هركجا گروهی‌ از زرتشتیان اقامت می‌‌كنند و آن‌جا را وطن می‌‌گیرند، آتشگاهی‌ به وجود آورند. این دستور در همه كتب دینی‌ و رسائل مذهبی‌ ایشان ثبت است. در كتاب روایات داراب هرمزدیار نوشته شده:</p>
<p dir="RTL"> هر دهی‌ یك آتش آدران باید نهادن. مردم بهدین هر سه روز تا هفت روز آتشخانه‌ها باید چیدن و بر سر آتش آدران بردن و آن آتش هریك سال یا سه سال برچیدن وبرسرآتش ورهرام بردن. <strong><em>/ روایات داراب هرمزدیار، </em></strong><strong>ج1، ص72.</strong></p>
<p dir="RTL"> آتشگاه‌ها را بیشتر در بلندی‌ می‌‌ساخته‌اند. گروهی‌ بناهایی‌ ازنوع این آدران را بدان سبب كه برفراز كوه پی‌ افكنده شده آدران نمی‌‌دانند، نظر این گروه بدان سبب كه برمبنای‌ تتبع و تحقیق استوارنیست، فاقدارزش است وبرای‌ رفع ابهام در ذیل آتشگاه‌های‌ عمده‌ای‌ راكه روی‌ كوه‌ها طرح افكنده بوده‌اند، با ایجازی‌ تمام شرح می‌‌دهیم.</p>
<p dir="RTL"> ایرانیان باستان آتشگاه فراوان داشتند، لكن از آن همه سه آتشگاه معظم‌تر و بیشتر مورد تجلیل بوده است: 1. آذر فرنبغ، 2. آذر گشسب، 3. آذر برزین مهر.</p>
<p dir="RTL"> پورداود در مقاله آتش در باب اهمیت این سه و این‌كه محل هرسه برفرازكوه بوده است ازمنابع پهلوی‌ چنین نقل كرده است:</p>
<p dir="RTL"> در سنت دیرین ایرانیان، آن چنانكه در نامه پهلوی‌ بندهش، فرگرد هفدهم آمده از برای‌ پناه و پشتیبانی‌ سه گروه از مردم جهان سه آتش پدید آمده، و درروزگارجمشید هریك ازاین سه آتش نگهبان وپرستار این سه گروه بوده‌اند:</p>
<p dir="RTL"> نخست، آذر فرنبغ كه جمشید آن را در پرستشگاهی‌ در كوه فرهمند خوارزم فرونهاد&#8230; . در روزگار كی‌‌گشتاسب كه دین (زرتشتی‌) پدید آمده، آذرفرنبغ ازخوارزم به كوه روشن كابلستان، در سرزمین كابل، برده شده و تاكنون هم در آن‌جاست.</p>
<p dir="RTL"> دوم، آذرگشسب كه تاروزگارپادشاهی‌ كیخسرو هماره پناه جهانیان بود. آن‌گاه كه او بتكده دریاچه چیچست را برافكند، آن آتش او را راهنمایی‌ كرد و تیرگی‌ آن دژ را بركنار ساخت.</p>
<p dir="RTL"> سوم، آذر برزین مهركه تا هنگام شهریاری‌ گشتاسپ، همچنان پناه مردم گیتی‌ بود&#8230; . <strong><em>/ یسنا، </em></strong><strong>ج2، ص 172 نقل در قصران، ص 694.</strong></p>
<p dir="RTL"> اینك بجاست به نقشه و طرح آتشكده‌ها توجه كنیم. این نكته بیشتر از آن جهت با اهمیت و قابل تأمل است كه معماری‌ آتشكده‌ها در اعصار و قرون بعد مبنای‌ طراحی‌ كلیسا و مسجد قرار گرفت. باید به خاطر داشت كه شكل بنای‌ تمامی‌ آتشكده‌ها یكسان بوده است.</p>
<p dir="RTL"> آرتورپوپ درباره نقشه و طرح معماری‌ آتشكده‌ها می‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; آتشكده‌ها و پرستشگاه‌های‌ ساسانی‌، كه آیین و سنتی‌ چندین هزارساله داشت، در سراسر ایران و شاهنشاهی‌ ساسانی‌ پراكنده بود. برخی‌ درمعرض دید وبرای‌ پرستش همگانی‌ بود و برخی‌ دیگر تنها در دسترس موبدان و برای‌ نگهداری‌ آتش مقدس به كار می‌‌رفت. شكل آنها یكسان بود: گنبدی‌ بر روی‌ گوشواره‌ها و بربالای‌ چهارپایه بزرگ كه طاق‌نماهایی‌ آن‌ها را به یكدیگر می‌‌پیوست. گاه دالانی‌ معبد داخلی‌ را احاطه می‌‌كند و برای‌ آن حالت حفاظ دارد. چند بنای‌ باقی‌ مانده، جز به ندرت، به حالت ویرانه است.</p>
<p dir="RTL"> یك استثنای‌ مهم درمورد حالت ویرانی‌ این چهارطاق‌های‌ كوچك آتشكده بسیار قدیمی‌ ساسانی‌ درنیسار، احتمالاً از سده دوم است كه عاقلانه حفظ شده است. اندازه‌های‌ متناسب اجزای‌ آن افسون كننده است، ولی‌ خیلی‌ مهم‌تر از آن نشانه‌های‌ یك راه حل قدیمی‌ برای‌ انتقال از اتاق چهارگوش به گنبدِ گرد است. از بیرون از سه عنصر مشخص تشكیل شده: یك پی‌ بزرگ چهار گوش با چهار پایه و طاقنمای‌ ورودی‌ متقارن.</p>
<p dir="RTL"> یك چارگوش متحدالمركز كوچك‌تر بر بالای‌ این پی‌ و گنبدی‌ بر روی‌ این چارگوش واسطه، در داخل، در هر گوشه چارگوش كوچك‌تر یك طاق مخروطی‌ كوچك، یعنی‌ گوشواره، گنبد را به پایه‌ها متصل می‌‌كند. در واقع این گوشواره‌ها داخل چهارگوش كوچك را در قاعده به یك هشت گوش (البته با اضلاع نامساوی‌) و در رأس به یك شلجمی‌ تبدیل می‌‌كنند. اقسام سنگچینی‌ از لاشه سنگ‌های‌ بزرگ ناتراش تا قطعه سنگ‌های‌ تراشیده چهارگوش بالای‌ طاقنمای‌ درها بر حالت صمیمیت و سادگی‌ بنا می‌‌افزاید. بقایای‌ آتشكده ساسانی‌ دیگر در قصرشیرین از اواخر آن دوره و آتشكده‌های‌ دیگری‌ از قرون جلوتر، از قبیل آتشكده‌های‌ تنگ چاك &#8211; چاك، كوه خواجه (پارتی‌)، كازرون و فیروزآباد، همگی‌ شواهدی‌ است بر پایداری‌ و توسعه این شكل معماری‌. در همه این‌ها، گچبری‌ تزیینی‌ اصلی‌ و اشكال قالبی‌ بیشتر از میان رفته و اندود ضخیمی‌ كه زمانی‌ دیوارهای‌ سنگی‌ ناهموار را می‌‌پوشاند فروریخته و دیوارهای‌ لخت نمودار شده كه هر چند بدریخت و دلتنگ كننده است، اغلب از لحاظ سادگی‌ و قدرت شكل و حجم برشكوه بنا می‌‌افزاید.</p>
<p dir="RTL"> نقشه و ساختار آتشكده‌های‌ ساسانی‌ چنان ساده و پرهیبت بود كه تأثیری‌ نمایان بر شرق و غرب هر دو اعمال كرد. در سرزمین‌های‌ بودایی‌ آتشكده آن قدربه معبد بودایی‌ شباهت پیدا كرد كه مورد قبول قرار گرفت و به خاطر فضای‌ وسیع داخلش مزایای‌ فراوانی‌ داشت وبه صورت «معبد مجوف» بودایی‌ به كار گرفته شد كه داخل آن برای‌ عبادت به كار می‌‌رفت و پراز پیكره‌های‌ بودا بود. گسترش آن در غرب چشمگیرتر بود. مسیحیت در شاهنشاهی‌ ساسانی‌ جایگاه ویژه‌ای‌ داشت، به‌ویژه در زمان خسروپرویز،ودرنقاط زیادی‌ كلیساهای‌ مسیحی‌ وجود داشت (تنها سه تا از آن كشف شده، در تیسفون، حران و رسافه، هر سه در عراق). این‌ها و شاید سایر كلیساهای‌ قدیمی‌ با نقشه معروف به صلیب چهارگوش دراصل چنان به برخی‌ آتشكده‌ها شبیه است كه مسیحیان و زرتشتیان به تناوب از یك بنا استفاده می‌‌كردند و با نیازهای‌ آیینی‌ هر دو گروه متناسب بوده است. این پذیرش نوع معماری‌ ساسانی‌ از سوی‌ مسیحیان یكی‌ ازراه‌هایی‌ بود كه شكل‌های‌ هنری‌ ایران را به اروپای‌ سده‌های‌ میانه رساند و تأثیر چشمگیری‌ بر معماری‌ رومیان گذاشت. همین نقشه آتشكده ساسانی‌ در یك رشته از كلیساهای‌ ارمنستان تكرارشد و از آن‌جا در بالكان انتشار یافت. تأثیر آن در خود ایران تا به امروز ادامه یافته و سنت واقعاً پایداری‌ است كه هنوز مورد پذیرش است.</p>
<p dir="RTL"> در سده بعدی‌ بناهای‌ مهم بسیاری‌ ساخته شد، كه از آنها تنها اشارات لفظی‌ باقی‌ است: دو مسجد بزرگ در بخارا و چندین مسجد در ری‌، ارگ سمنان، كاروانسرای‌ هارون الرشید در جاده توس، مسجد ساری‌ ومسجد قزوین كه در سال 868 ق. به اتمام رسید. ازدارالاماره ابومسلم در مرو در سال 747 ق. امروز جز خاطره‌ای‌ باقی‌ نیست. ولی‌ به خاطر نماد سنتی‌‌اش به ویژه اهمیت زیادی‌ داشته. نقشه آن در اصل همان نقشه آتشكده ساسانی‌ بود: ساختمان بزرگ گنبد داری‌ كه به هر چهار طرف باز می‌‌شد، با چهارایوان طاقدار به شكل تونل كه به حیاط چهارگوش مركزی‌ راه داشت. در عین حال نمایشی‌ بود از چهاربخش جهان و مانند دروازه تخت جمشید نمایشی‌ از حكومت جهانی‌ بود. ابومسلم عادت داشت در وسط این بنا جلوس كند &#8211; كه شاید نوعی‌ عمل عبادی‌ بود &#8211; و برای‌ طرح جسورانه برانداختن امویان و نشاندن یك ایرانی‌ در مسند دولت اسلامی‌ طلب یاری‌ كند.</p>
<p dir="RTL">  &#8230; بنابر مشهور زادگاه زرتشت در این‌جا بوده &#8230;این محل كه پیش‌تر به شیز یا گنَزَك معروف بود، امروز تخت سلیمان نامیده می‌‌شود&#8230; . آن مكان مقدس خاص و محل آتشكده بزرگی‌ بوده كه ادعا می‌‌شد آتش مقدس همه آتشكده‌ها مدت 700 سال از آن روشن شده بود. <strong><em>/ معماری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em> ایران</em></strong><strong>، صص 65 و 71 و 80 و 275.</strong></p>
<p dir="RTL"> معمولاً بنای‌ یك آتشكده عبارت است از یك اتاق چهار گوشه كه سقف آن طاق ضربی‌ است و گاهی‌ اطراف آن را راهرو یا دالانی‌ گرفته و در هر یك از چهار دیوار اطراف ورودیه طاقی‌ ساخته شده كه بعد از اسلام بدان چهارطاق می‌‌گفتند <strong><em>/ ترجمه كتاب ایران </em></strong><strong>تألیف ویلبر نقل از كتاب ایران از نظر خاورشناسان، ص 21.</strong></p>
<p dir="RTL"> «&#8230; در بنای‌ معابد تغییراتی‌ صورت گرفت. تالار مركزی‌ آتشكده، مربع و محصور به چهار دالان بوده است&#8230; .» <strong><em>/ تاریخ ایران گیرشمن، </em></strong><strong>ص 327.</strong></p>
<p dir="RTL"> آتشكده‌ها عموما دارای‌ ثروت و موقوفات فراوان بودند. <strong><em>/ یشت</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong><em>ها، ج 1، </em></strong><strong>ص 171.</strong></p>
<p dir="RTL"> بنابر این  همیشه مورد طمع دشمنان بوده‌اند. اسكندر مقدونی‌ آتشكده‌ها را ویران ساخت و هیربدان را بكشت و كتاب دینی‌ ایشان را كه زرتشت آورد، بسوزاند. <strong><em>/ البدء والتاریخ، </em></strong><strong>ج3، ص 153.</strong></p>
<p dir="RTL"> و همه اموال و گنجینه‌های‌ سیم و زر آتشكده‌ها را به تاراج برد.</p>
<p dir="RTL"> مورخان اشاراتی‌ دراین باب دارند كه چون اردشیر بر سریر شاهی‌ استقرار پیدا كرد، آتشكده‌ها را خراب و آتش مقدس را خاموش كرد، پس بفرمود تا آتش‌ها را از نو روشن كنند و نیایش آن را از سر گیرند.<br />
<strong><em>/ تاریخ ساسانیان</em></strong><strong>، فروغی</strong><strong>‌</strong><strong>، ج 1، صص 125 و 126.</strong></p>
<p dir="RTL"> هم بدین عهد آتشدان راعلامت ملی‌ قرار دادند. اردشیر بر طبق وعده‌ای‌ كه داده بود مغ‌ها را مورد لطف قرارداد، و رئیس ایشان را كه به لقب موبد موبدان ملقب بود به یكی‌ از بلندترین مقام‌های‌ دولتی‌ ارتقاء بخشید. <strong><em>/ تاریخ ایران قدیم، </em></strong><strong>ص 153. </strong></p>
<p dir="RTL"> در جریان فتح ری‌ به دست مسلمانان به مقدار غنیمت مداین  غنیمت افتاد. <strong><em>/ تاریخ طبری</em></strong><strong><em>‌</em></strong><strong>، ص 253.</strong></p>
<p dir="RTL"> مردم ری‌ با سردار اسلام صلح كردند بر این شرط كه پانصد هزار درم پرداخت نمایند و او آتشكده را خراب نكند. <strong><em>/ فتوح البلدان، </em></strong><strong>ص 318.</strong></p>
<p dir="RTL"> كوتاه سخن این‌كه آتشكده با نام‌های‌ آذركده، آتشخانه، آتشدان، آتشگاه، بركه و&#8230; خوانده می‌‌شد و علاوه بر كاركرد پرستشگاهی‌ آن، آتشكده‌ها محل آموزش كلیه علوم، مداوای‌ جسم و روح، نگهداری‌ كتاب، اهدای‌ نذورات و جمع‌آوری‌ زر و سیم و اشیاء قیمتی‌ بود.</p>
<div>
<p>&nbsp;</p>
<hr size="1" width="33%" />
<div id="ftn1">
<p><a title="" href="#_ftnref1" name="_ftn1"></a>1. Zaotar</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
