<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روسیه &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 25 Mar 2021 13:48:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.4</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>روسیه &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>پیمان نامه نابودی صنایع ایران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%be/%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%be/%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2021 13:48:51 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[پیمان نامه نابودی صنایع ایران   «والعصر. ان الانسان لفی خسر&#8230;»  امین السلطان  گفته بود:«ايرانيان نفري دو قران بيشتر نمي ‌ارزند!» نمی دانیم اگر او هم از اصابت تیر عباس آقا در دم نمی مرد و چون ناصرالدین شاه فرصتی می یافت تا دم آخر بگوید:« اگر زنده بمانم جور دیگری بر این مردم سلطنت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پیمان نامه نابودی صنایع ایران</p>
<p> </p>
<p>«والعصر. ان الانسان لفی خسر&#8230;»</p>
<p> امین السلطان  گفته بود:«ايرانيان نفري دو قران بيشتر نمي ‌ارزند!» نمی دانیم اگر او هم از اصابت تیر عباس آقا در دم نمی مرد و چون ناصرالدین شاه فرصتی می یافت تا دم آخر بگوید:« اگر زنده بمانم جور دیگری بر این مردم سلطنت خواهم کرد.» او نیز اقرار به خیانتش می کرد و نادمانه می گفت؛ جور دیگری بر این مردم صدارت خواهم کرد و یا خیر. به هر روی از باز خوانی تاریخ، باید چنین درس گرفت که هرگز نمی توان به انسان جایزالخطا اختیار و قدرت تام داد تا وزیری بتواند ملتی را گستاخانه و ظالمانه به قول خودش به ثمن بخس بفروشد، بلکه وزیر و وکیل ندارد، شخص منتخب مردم تنها باید در چهارچوب قانون تصمیم بگیرد ولاغیر.</p>
<p> </p>
<p>مطابق پیمان دو کشور تضمین بقای سلطنت در خاندان قاجاریه با روسیه بود. بر این اساس تمامی شاهان قجر پس از آقامحمدخان که تنها پادشاه مستقل قاجاریان است، مقابل این کشور اختیاری نداشتند به همین جهت روسیه سیاستمدارانی که چنین سیاستی را برنمی تافتند مانند؛ امیرکبیر و قایم مقام فراهانی از پیش رو بر می داشت و به رویه استعماری خود ادامه می داد.</p>
<p>تحلیل روابط ایران و روسیه و تسلط استعمارگونه روسیه بر مقدرات دولت قاجار را می توان از قرارداد گمرکی میان دو کشور استنباط کرد:</p>
<p>گمركات ايران از زمان صفويه تا سال 1317قمری / 1899میلادی به صورت مقاطعه اداره مي‌ شد و هيچ‌ گاه قواعد و مقررات ثابت و معيني براي دريافت حقوق گمركي وجود نداشت، بلكه معمولاً شخص مقاطعه‌ كار آن‌ طور كه مي ‌خواست عمل مي ‌كرد. امين‌الدوله در دوران صدارت كوتاهش تصميم گرفت براي سر و سامان دادن به امور گمركي چند نفر متخصص از اروپا استخدام كند. به همين منظور، سه نفر بلژيكي را به عنوان اينكه از يك كشور بي ‌طرف هستند استخدام كرد. اين سه نفر بعد از بركناري امين‌الدوله به ايران رسيدند و روس‌ها آنها را نيز «مثل امين‌السلطان نوكر مخصوص خودشان كردند». با رسيدن بلژيكي‌ها به ايران در سال 1317/ 1899 اصول اجاره در دو ولايت كرمانشاه و آذربايجان منسوخ گرديد؛ ادارة آنها به بلژيكي‌ها سپرده شد و مستقيماً زير نظر دولت قرار گرفت. اجارة گمرك در تمام ايران منسوخ و ادارة گمركات به نوز بلژيكي واگذار شد. </p>
<p>با تلاش نوز مقدمات قرارداد گمركي جديدي بين ايران و روسيه فراهم شد تا اينكه روس‌ها يكي از شرايط پرداخت قرضة دوم به ايران را در سال 1319 / 1901 عقد پيمان جديد بازرگاني عنوان كردند. قرارداد گمركي ايران و روس در سال 1319/ 1901 در تهران امضا شد و سال بعد، يعني زماني كه مظفرالدين شاه در روسيه بود، تصديق و در سال 1321/ 1903 به اجرا گذاشته شد.</p>
<p>عبدالله مستوفي در مورد عملكرد نوز در گمركات و همچنين نقش او در قرارداد گمركي بين ايران و روس و انگليس مي ‌نويسد:</p>
<p>تعرفه جديد، جانشين فصل گمركي عهدنامه تركمانچاي گشت.</p>
<p>حاج سياح در خاطرات خود درباره امين‌السلطان مي ‌نويسد؛ زماني يكي از علما به او گفت: «ميرزا علي اصغرخان! ايرانيان را خيلي ارزان فروختي، من حساب كرده‌ام هر فرد ايراني به دولت خارجه به پانزده قران فروخته شده!» امين‌السلطان در جوابش گفته بود: «خيلي گران فروخته‌ام؛ ايرانيان نفري دو قران بيشتر نمي ‌ارزند!»</p>
<p>در واقع، امين‌السلطان بود كه با اخذ وام‌هاي كلان و مكرر از روس‌ها زمينة انعقاد قرارداد گمركي ايران و روسيه را مهيا كرد. روس‌ها يكي از شرايط پرداخت قرضة دوم خود به ايران را در سال 1319/ 1901 عقد پيمان جديد بازرگاني عنوان نمودند. احمد كسروي عنوان مي ‌كند كه مذاكرات قرارداد گمركي ايران و روس از زمان امين‌الدوله آغاز شده بود و يكي از علل برافتادن امين‌الدوله از صدارت نيز مخالفت با اين قرارداد بوده است. وي در ادامه مي‌ افزايد:</p>
<p>همسايه شمالي از سست ‌نهادي شاه و از ناپاكي امين‌السلطان و ناآگاهي توده، فرصت يافته، خواست خود را با دست بلژيكيان و ديگران پيش مي ‌برده.</p>
<p>بدين ترتيب مي ‌توان گفت كه امين‌السلطان در آخرين ماه‌هاي صدارتش در دورة مظفرالدين شاه ضربة جبران‌ ناپذير ديگري بر پيكره اقتصادي و سياسي جامعة ايران وارد آورد.</p>
<p>قرارداد گمركي ايران و روس با تلاش‌هاي آرگيرو پولو وزير مختار روس در تهران و زمينه‌ سازي‌هاي نوز بلژيكي وزير گمركات ايران، در زمان صدارت امين‌السلطان در سال 1319/ 1901 بين دو كشور منعقد شد. </p>
<p>قرارداد گمركي ايران و روسيه حلقه‌هاي سلطة همه‌ جانبه روسيه را بر ايران تکميل مي‌ كرد؛ روس‌ها كه قبلاً با تشكيل بريگاد قزاق و بانك استقراضي، نيروي اجرايي و سرماية لازم را براي توسعة نفوذ خود در ايران فراهم كرده بودند، اكنون با اين قرارداد نيز سلطة اقتصادي ـ سياسي بر ايران پيدا مي ‌كردند. روسيه تزاري در همه امتيازاتي كه از ايران مي‌ گرفت در پي اهداف سياسي بود و رﺅياي سلطه بر خليج فارس را كه از زمان پتركبير شروع شده بود، در سر مي‌ پروراند. روزنامة «بيرژويه ودموستي»، چاپ سن پطرزبورگ در سال 1322 / 1904 در برابر تلاش‌هاي انگلستان جهت راضي ساختن روس‌ها براي تقسيم ايران به دو منطقة نفوذ نوشت: «تقسيم ايران به دو منطقة نفوذ امكان ندارد، زيرا ايران و آب‌هاي ساحلي آن بايد در حمايت مادي و معنوي روسيه باقي بماند.»</p>
<p>يكي ديگر از روزنامه‌هاي روسي نيز نوشت: «بگذاريد انگلستان بداند كه ما هندوستان را نمي‌ خواهيم، بلكه تنها خليج فارس را مي ‌خواهيم».</p>
<p>حاج سياح پس از بررسي اوضاع گيلان نتيجه سلطه اقتصادي روس‌ها را اين‌ گونه مي‌ نويسد:</p>
<p>«مال‌التجارة ايران كه از گيلان حمل مي‌شود، پنبه و ابريشم و خشكبار و پوست بره و گوسفند و فروش برنج و ماهي است و مال‌التجارة روسيه از آنجا همة حوايج ايران. اين تجارت به اين ترتيب در اندك‌ زمان، صنايع ايران را نابود و اهل ايران را پريشان و گرسنه خواهد كرد.»</p>
<p>يكي از عوارض قرارداد گمركي ايران و روسيه سرازير شدن كالاهاي ارزان‌ قيمت روسي به ايران بود كه صنايع تازه ‌تأسيس داخلي توانايي رقابت با آنها را نداشتند. به عنوان مثال، روس‌ها براي ورشكست كردن كارخانة قند كهريزك، قند روسيه را در ايران به بهايي بسيار كمتر از بازارهاي روسيه به فروش مي ‌رساندند. سرانجام «قند روسي در ايران ارزان ‌تر از روسيه» به فروش مي ‌رسيد.</p>
<p> </p>
<p>حاج سياح پس از بررسي اوضاع گيلان نتيجه سلطه اقتصادي روس‌ها را اين‌ گونه مي‌ نويسد:</p>
<p>«مال‌التجارة ايران كه از گيلان حمل مي‌شود، پنبه و ابريشم و خشكبار و پوست بره و گوسفند و فروش برنج و ماهي است و مال‌التجارة روسيه از آنجا همة حوايج ايران. اين تجارت به اين ترتيب در اندك‌ زمان، صنايع ايران را نابود و اهل ايران را پريشان و گرسنه خواهد كرد.»</p>
<p>يكي از عوارض قرارداد گمركي ايران و روسيه سرازير شدن كالاهاي ارزان‌ قيمت روسي به ايران بود كه صنايع تازه ‌تأسيس داخلي توانايي رقابت با آنها را نداشتند. به عنوان مثال، روس‌ها براي ورشكست كردن كارخانة قند كهريزك، قند روسيه را در ايران به بهايي بسيار كمتر از بازارهاي روسيه به فروش مي ‌رساندند. سرانجام «قند روسي در ايران ارزان ‌تر از روسيه» به فروش مي ‌رسيد.</p>
<p> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%be/%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b5%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%b9-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اولتیماتوم (اتمام حجت)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%ac%d8%aa/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%ac%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 15:51:02 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%ac%d8%aa/</guid>

					<description><![CDATA[در اواخر قاجاریه وضع كشور بسیار اسفبار بود. پادشاهان ضعیف، درباریان و ملایان و بازاریان وابسته و ترسو كه غالباً تابعیت یكى از دو كشور روس و انگلیس را داشتند، گردن كشى سركشان و ناامنى، اقتصاد مرده و مردم رنجور و سرخورده و عوامل دیگر همه دست به دست هم داده ایران زمین را چنان [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در اواخر قاجاریه وضع كشور بسیار اسفبار بود. پادشاهان ضعیف، درباریان و ملایان و بازاریان وابسته و ترسو كه غالباً تابعیت یكى از دو كشور روس و انگلیس را داشتند، گردن كشى سركشان و ناامنى، اقتصاد مرده و مردم رنجور و سرخورده و عوامل دیگر همه دست به دست هم داده ایران زمین را چنان خوار و خفیف كرده بودند كه هر روز كشور در معرض اولتیماتومى از سوى قدرت‌‌هاى خارجى بود. عباراتى از تاریخ آن زمان: «جواب سربالاى وكلاء ]مجلس [به خصوص دموكرات‌‌ها به وزیرخارجه سبب شد كه سفارت رسماً وارد كار شده مراسله‌‌اى به وزارت خارجه بنویسد و تخلیه باغ و عمارت  و املاك شعاع‌‌السلطنه را از دولت بخواهد. عاقلانه این بود كه خود دولت ژاندارم‌‌هاى مالیه را بردارد و ممكن بود در ضمن مذاكره قرارى هم بگذارند كه سفارت سالداتى هم به آن‌‌جا نفرستد، ولى باز شوستر با قواى دموكرات‌‌ها ایستادگى كرد و راضى به برداشتن مأمورین خود نشد. بالاخره این بار اولتیماتومى از طرف سفارت به وزارت خارجه رسید كه باید شوستر [آمریكایى] كه مؤسس این اهانت به سفارت روس شده است به جرم این رفتار از كار خارج شود و دولت ایران تعهد كند كه من‌‌بعد بدون رضایت دولت روس از خارجه مستشار استخدام نكند و وزیر خارجه رسماً به سفارت آمده عذرخواهى نماید.» انتشار این اخبار در تهران و ولایات همه طبقات را اعم از آزادى طلب و ارتجاعى به هیجان آورد. در تهران یكى از فارغ التحصیل‌‌هاى دوره آخر مدرسه سیاسى كه هنوز وارد كار دولتى هم نشده بود و خود را دموكرات مى‌‌خواند عده‌‌اى از شاگردان مدارس را دور خود جمع كرد. این عده در خیابان‌‌ها راه افتادند و با ذكر (یا مرگ یا استقلال) نمایشاتى بر ضد این اقدام سفارت دادند. مردم شهر از سوارى ترامواى اسبى و ترن راه آهن حضرت عبدالعظیم استنكاف كردند. اكثر مردم از خوردن قند روسى هم خوددارى كردند&#8230; .» <strong><em>/ شرح زندگانى من، </em></strong><strong>ج 2، ص 504.</strong></p>
<p dir="RTL">«در موقع اولتیماتوم روس شاگردان مدارس با عَلَم یا مرگ یا استقلال دور شهر گشتند، در این موقع هم دانشجویان در میدان بهارستان میتینگ دادند و الغاى نفت جنوب و انحلال بانك شاهنشاهى را مى‌‌خواستند&#8230; .» <strong><em>/ خاطرات و خطرات، </em></strong><strong>ص 465.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong> </strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">  «در نتیجه اتمام حجت (اولتیماتوم) روسیه در مورد مستر شوستر مستشار مالیه آمریكایى و اخراج او، تشنجى سخت به خود گرفت و نبرد عنیفى بین دموكرات و اعتدال در كار شد. عاقبت دموكرات‌‌ها مغلوب گردیدند و مستر شوستر از ایران رخت بربست و مجلس هم به سر آمد و ناصرالملك دیگر انتخابات را تجدید نكرد.» <strong><em>/ تاریخ مختصر احزاب سیاسى، </em></strong><strong>ج 2، ص 13.</strong></p>
<p dir="RTL"> «شوستر چاره‌‌اى جز جا خالى كردن نداشت در دهه اول محرم 1310 ق. در همان روزهاى اول اعلان اولتیماتوم از تهران براى اروپا و آمریكا خارج شد&#8230;» <strong><em>/ شرح زندگانى من، </em></strong><strong>ج 2، ص 504.</strong></p>
<p dir="RTL"> «روسیه انفصال شوستر و دیگر مستشاران را مى‌‌خواست و انگلستان هم از آن حمایت مى‌‌كرد&#8230;» <strong><em>/ از سید ضیاء تا بختیار، </em></strong><strong>ص 15<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> «تا آغاز جنگ جهانى اول، دو قدرت، گاه با هم و گاه جدا از هم در كار ایجاد اغتشاش و آشوب به هر نحو ممكن در ایران بودند تا هم امكان پا گرفتن حكومتى مستقل را از بین ببرند و هم شرایط را براى اعمال نفوذ دائمى خود مساعد نگه دارند. اولتیماتوم انگلستان به ایران و تهدید به پیاده كردن نیرو در جنوب كشور، به بهانه اغتشاشات جنوب كه خود باعث آن بودند، قتل صنیع‌‌الدوله كه در صدد كشیدن راه آهن و جلب نفوذ آلمان‌‌ها در ایران بود، نفوذ دادن محمدعلى شاه مخلوع در داخل خاك ایران&#8230; مخالفت با مستشاران آمریكایى و بلژیكى و ایجاد غائله مربوط به املاك شعاع‌‌السلطنه كه به اولتیماتوم روسیه انجامید&#8230;» <strong>/ همان مرجع، ص 15.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%88%d9%84%d8%aa%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ad%d8%ac%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>الهیه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Mar 2017 14:55:53 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[الهیه زرگنده در گذشته از جنوب پل رومی شروع می‌شده و تا جنوب امامزاده اسماعیل و حسن‌آباد کشیده می‌شده است و آن باریکه‌ای متشکل از باغات و خانه‌هایی عمدتا در حاشیه رودخانه زرگنده بوده است و خلازیر (خورآذین) و الهیه بعدی نیز جزو این آبادی بوده است.   وجه تسمیه الهیه از اوایل سلطنت مظفرالدین [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">الهیه</p>
<p dir="RTL">زرگنده در گذشته از جنوب پل رومی شروع می‌شده و تا جنوب امامزاده اسماعیل و حسن‌آباد کشیده می‌شده است و آن باریکه‌ای متشکل از باغات و خانه‌هایی عمدتا در حاشیه رودخانه زرگنده بوده است و خلازیر (خورآذین) و الهیه بعدی نیز جزو این آبادی بوده است.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">وجه تسمیه الهیه</p>
<p dir="RTL">از اوایل سلطنت مظفرالدین شاه این اراضی به الهیه شهرت یافت.</p>
<p dir="RTL">در ارتباط با وجه تسمیه الهیه تنها دکتر منوچهر ستوده از آن یاد کرده است: «اراضی خورآذین متعلق به عزت‌الدوله همسر امین‌الدوله بود حکیم الهی آنجا را خرید و در آن آبادانی کرد آنجا را الهیه خواند. / جغرافیای تاریخی شمیران، ص20.</p>
<p dir="RTL">بلاغی الهیه را منسوب به حکیم الهی لواسانی می داند./بلاغی،44.</p>
<p dir="RTL">«میرزا جعفر حکیم الهی در 1298ق. در گذشت.» / المآثروالآثار، ص199؛ ایرانیکا؛ رجال ایران، ج1، ص235.</p>
<p dir="RTL">وی زاده 1215ق. در لواسان و از هم ولایتی های امین الدوله بود.</p>
<p dir="RTL">اینکه الهیه منسوب به حکیم الهی است درست است اما خبر صحیح در مورد نحوه خریداری زمین و مالکان قبلی آن (به لطف جناب محمدرضا بهزادی میسر شد.) در صفحه 77 «اسناد و فرمان‌های تاریخی دودمان الهی»، نشر ذخایر اسلامی، 1393، گردآوری امیرسعید الهی، درج شده و موضوع روشن می‌شود:</p>
<p dir="RTL">«در سال 1286ق. میرزا جعفر حکیم الهی در سه نوبت شش قطعه از زمین‌های خلازیر یا خورآذین را از وراث میرزا حسین تجریشی و ملامحمدعلی تجریشی خریداری می‌کند. بعدها این اراضی به مناسبت همین تملک الهیه نامیده می‌شود.»</p>
<p dir="RTL"> در همان سال سه سهم از شش دانگ قنات مزرعه خلازیر و یک قطعه باغ نونهال را هم از ملا محمدعلی تجریشی می خرد.</p>
<p dir="RTL">وجود تپه در الهیه</p>
<p dir="RTL">اراضی مزرعه الهیه (قسمت شمالی باغ سفارت روسیه) مسطح بوده، اما منطقه الهیه تپه ماهور بوده است. برخی در زمان‌های مختلف از تپه‌های الهیه و از طراف یاد کرده‌اند:</p>
<p dir="RTL">ممتحن‌الدوله از ولی خان سرتیپ (سپهسالار اعظم) که در زرگنده باغی داشت، می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«&#8230; با ولی خان به شمیران یعنی زرگنده رفته بودیم روی چند تپه که به طرف جنوب و مغرب این قریه واقع است به من گفت: فلانی خواب دیدم &#8230; در سر یکی از این تپه‌ها پیرمرد بسیار محترم بلند بالا و خوش اندامی ایستاده &#8230; فرمود تفضل خدا شامل حال تو است &#8230; سرو صورت مرا مسح کشید از خواب بیدار شدم (1296 ق.) &#8230;» / خاطرات ممتحن‌الدوله، ص 296.</p>
<p dir="RTL">«از محاذات زرگنده که می‌گذشتم این طرف تپه بزرگی واقع است &#8230; پیاده شده بالا رفتم. عمارتی طومانیانس‌ها بر زبر تپه ساخته‌اند، جدیداً &#8230; که مشرف بر زرگنده و تهران است &#8230;» / وقایع‌الزمان، صص 33و36.</p>
<p dir="RTL">تقی فکری درباره حدود و مشخصات زرگنده می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«زرگنده &#8230; از غرب به تپه الهیه محدود می‌شود.»</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">و باز همو می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«زرگنده از غرب به تپۀ الهیه محدود می‌شود. کمبود آب محل از چاهی که ورثۀ خانم فخرالدوله در الهیه زده‌اند تأمین می‌شود و ساعتی 300 ریال خریده می‌شود. باغ سفارت شوروی در زرگنده است.» / رساله تقی فکری که در سال 1342 ش. گردآوری شده است.</p>
<p dir="RTL">«از باغ فردوس راه می‌افتیم از روی تپه‌های الهیه و بیابان‌های اطرافش میانبر می‌زنیم تا پل رومی می‌رویم و برمی‌گردیم…. تپه‌های الهیه خلوت &#8230;» / دو دنیا، گلی ترقی، انتشارات نیلوفر، 1383، ص 112.</p>
<p dir="RTL">«الهیه از دو طرف به دو تپه شرقی غربی محدود می‌شود.» / جغرافیای تاریخی تهران، ص357.</p>
<p dir="RTL">«معیرالممالک برای اینکه موقع نشستن در ایوان طبقه سوم به تهران بنگرد به خیال افتاد که سر تپه امانیه واقع در اراضی الهیه را بر دارد.» / نقل قول ایرج افشار، نامواره دکتر محمد افشار، 2 / 1016.</p>
<p dir="RTL">«تپه خلازیر در شمال اراضی الهیه است &#8230; معروف به تپه عرقچینک بود که بعدا تسطیح شد.» / جغرافیای تاریخی شمیران، ص220.</p>
<p dir="RTL">«تپه زرگنده یا الهیه که قسمتی از آن امانیه نامیده می‌شود از جنوب الهیه تا خیابان پهلوی (ولیعصر) ادامه دارد.» / همان.</p>
<p dir="RTL">در دهه‌های سی و چهل شمسی در ضلع جنوبی الهیه منطبق با ضلع جنوبی باغ سفارت روسیه بود که شمالی‌ترین نقطه زرگنده هم می‌شد، خانه‌های اسفندیاری (محتشم‌السلطنه) و سرهنگ پرنگ و لسانی (نماینده مجلس) و چند خانه متمکنین دیگر بود. ضلع شمالی خانه‌های یادشده و ضلع غربی سفارت روسیه بلندترین تپه ناحیه قرار داشت که به تپه &#8230; مشهور (سه تپه به این نام در تهران مشهور بودند.) بود. این تپه به سبب سوار نشدن آب (قبل از لوله کشی) لم‌یزرع و بی‌استفاده بود. جایی است که امروز الهیه خوانده می‌شود و برج‌های شمیران (متعلق به معتضدی) و برج الهیه &#8230; در آن قرار دارند که قسمت غربی‌اش را اتوبان مدرس بریده است. موقعیت جغرافیایی تپه الهیه بخش شمال شرقی تقاطع اتوبان‌های صدر و مدرس است و مدخل تونل پای این تپه و تقریبا جنوب خانه‌های رجال یاد شده است. شیب اتوبان مدرس بالاتر از خیابان ظفر تا حوالی تقاطع خیابان جردن همان امتداد شیب تپه الهیه (تندتر) است.</p>
<p dir="RTL">کسانی که دهه 1340 شمسی را دیده‌اند، می‌دانند تمام مسیر اتوبان شاهنشاهی (مدرس) و قسمت‌هایی از اتوبان صدر و بخش اعظم آپارتمان‌های جدید الهیه، تپه ماهور بود، ولی برای جوانانی که آن دوران را ندیده‌اند، باید به نقشه‌های اطراف تهران در گذشته مراجعه کنند یکی از آن نقشه‌ها، نقشه ارکان حرب (1302ش.) است. گو اینکه بررسی میدانی کوچه‌ها و خیابان‌های الهیه و به طور کل شمیران تپه ماهور بودن دامنه جنوبی البرز را روشن‌تر خواهد ساخت.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">ذکر نام الهیه در منابع:</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">منابع بسیاری از الهیه یاد کرده‌اند ولی نخستین‌ها عبارتند از:</p>
<p dir="RTL">در سال 1304 اعتمادالسلطنه از الهیه یاد کرده است. / یادداشت آقای عبد امین.</p>
<p dir="RTL">«روز 11 صفر 1315ق. پدرم به صاحبقرانیه رفت &#8230; امین‌الدوله ایشان را با خودش به الهیه می‌برد.» / خاطرات و خطرات، ص 104.</p>
<p dir="RTL">«(1315ق) بندگان اقدس همایون بر حسب استدعای جناب مستطاب امین‌الدوله تشریف فرمای الهیه باغ و منزل ییلاقی ایشان است شدند.» / افضل‌التواریخ، ص141.</p>
<p dir="RTL">«جناب امین‌الدوله پس از عزل (1316ق.) از صدارت به منزل ییلاقی خود خورآذین (الهیه) رفت &#8230;» / همان، ص233.</p>
<p dir="RTL"> «بعدها کمکم نام الهیه جایگزین خلازیر شد&#8230;پس از مدتی به تملک امین الدوله در آمد&#8230;»/اعتمادالسلطنه،345.</p>
<p dir="RTL">قدمت زرگنده و برتری آن نسبت به خلازیر و خورآذین و الهیه:</p>
<p dir="RTL">زرگنده از قرای کهنسال شمیران است. از سال 1229 ق. (سلطنت فتحعلی‌شاه) فرمانی (در فرمان شاه تهماسب صفوی که در باب موقوفات حضرت عبدالعظیم به سال 961 ق. صادر شده) در کتاب آستانه ری ضبط است که آمده: «&#8230; قریه زرگنده، و اسکله و بالغ‌آباد و چهار هرز (چالهرز) متعلق به قریه مذکوره که واقع است در بلوک شمیران دارالخلافه تهران &#8230;» / آستانه ری، ص 109؛ ری باستان، ص 506.</p>
<p dir="RTL">«زرگنده و اسلکه و بالغ‌آباد و چهارهرز وقف بر آستانۀ متبرکه حضرت عبدالعظیم (ع) است: حکم والا شد آنکه چون قریۀ زرگنده و اسلکه و بالغ‌آباد و چهارهرز متعلق به قریۀ مذکوره که واقع است در بلوک شمیران دارالخلافه تهران وقف آستانۀ مقدسۀ عرش درجه و مزار کثیرالانوار ملایک آشیان متبرکۀ امامزاده واجب‌التعظیم و لازم‌التکریم حضرت عبدالعظیم علیه‌التحیة و التسلیم بود &#8230; محرم 1229» / آستانه ری مقابل، ص 108.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">خلازیر، خورآذین، خرازین و خلازیل:</p>
<p dir="RTL">«منطقه الهیه در سابق خلازیر یا خورآذین نام داشته و ده مستقلی نبوده بلکه جزیی از زرگنده شمرده می‌شده است.» / جغرافیای تاریخی تهران، ص357.</p>
<p dir="RTL">«&#8230; خورآذین جزو زرگنده است.» / فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 1، ص 104؛ کتاب اسامی دهات کشور، ج 1، ص 259.</p>
<p dir="RTL">اعتمادالسلطنه در 19 رمضان 1301ق و در 22 شعبان 1304ق خلازیر را به کار برده است. / روزنامه خاطرات، صص 345 و 566 (نقل در جغرافیای تاریخی شمیران، 362.)</p>
<p dir="RTL">اعتمادالسلطنه در صفحه 585 خاطرات از کلمه خرازین استفاده کرده است. / همان، 362.</p>
<p dir="RTL">«کارخانه کبریت‌سازی در خورآذین ایجاد شد &#8230;» / گنج شایگان، سید محمد علی جمال زاده، 94.</p>
<p dir="RTL">در فرهنگ جغرافیایی ایران، رزم آرا، جلد اول، خلازیل درج شده است.</p>
<p dir="RTL">در روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه صفحات 308، 320، 381، 503، 515 خلازیر یاد شده است. / جغرافیای تاریخی تهران، 357.</p>
<p dir="RTL">«8 ذیقعده 1311ق خلازیر در خاطرات ناصرالدین شاه یاد شده است.» / یادداشت آقای عبدامین.</p>
<p dir="RTL">افضل‌الملک در سال 1315ق. خورآذین رادو بار به کار برده است. / افضل التواریخ، 141و 233.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">خلازیر کجا و چه بوده:</p>
<p dir="RTL">خلازیر یا خورآذین ده مستقلی نبوده &#8230;. / جغرافیای تاریخی تهران، 356.</p>
<p dir="RTL">الهیه نزدیک خورآذین جزو قراء و متنزهات بلوک شمیران است. / افضل التواریخ، 141.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">تعلق مزرعه الهیه به زرگنده:</p>
<p dir="RTL">«مزرعه الهیه جزو این آبادی است که به ورثۀ خانم فخرالدوله تعلق دارد و پاره‌ای از مذاکرات نفت در الهیه انجام یافت. امامزاده‌ای قدیمی در این دهکده به نام امامزاده اسماعیل است. جمعیت زرگنده سه هزار نفر است که در تابستان‌ها بالغ بر هزار تن بر این تعداد افزوده می‌شود.» / فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 1، ص 104؛ کتاب اسامی دهات کشور، ج 1، ص 259.</p>
<p dir="RTL">حسین کریمان می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«در آبادی زرگنده الهیه (کبریت‌سازی در آنجاست)، درویش و حسن‌آباد به دهکده زرگنده تعلق دارد.</p>
<p dir="RTL">«مزرعه الهیه جزو زرگنده بوده &#8230;» / تاریخ قسمت شمالی تهران، 1 / 50 و 142.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">تعلق باغ سفارت روسیه که مجاور مزرعه الهیه بوده به زرگنده:</p>
<p dir="RTL">«محمدشاه طی حکمی زرگنده را به وزیر مختار روس بخشید. الملک لله تعالی حکم همایون شد، آن که چون قریه زرگنده شمیران در دست عالیجناب میرزا سید علی متولی‌باشی حضرت شاهزاده عبدالعظیم بوده و مداخل کلی از آنجا می‌برد و نظر به این که قریه مزبوره محل ییلاق وزیر مختار روس بود، قریه مزبور را واگذار به وزیر مختار روس فرمودیم &#8230; ربیع‌الثانی سنه 1260.» / آستانه ری، مقابل ص 112.</p>
<p dir="RTL">«حاجی میرزا آغاسی را در این وقت مجال اقامت محال افتاد و &#8230; شتافتن گرفت و از قضا وزیر مختار از قریۀ زرگنده به نزدیک او سرعت می‌کرد تا &#8230;» / ناسخ‌التواریخ، ج 3، ص 428.</p>
<p dir="RTL">حسین کریمان می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«زرگنده در داخل محدودۀ پنج ساله در سوی شمال واقع است و متصل به تیغستان است و عمارت ییلاقی سفارت روس آنجاست.»</p>
<p dir="RTL">«ساختمان ییلاقی سفارت شوروی در این قصبه است.» (بلاغی، 1386: 142)</p>
<p dir="RTL">«از زرگنده قدری بالاتر برویم به الهیه می‌رسیم باغ سفارت روس دارای دو رشته قنات جداگانه و ملکی است.» / تاریخ قسمت شمالی تهران، ج 1، ص 51.</p>
<p dir="RTL">حسین کریمان می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«در آبادی زرگنده &#8230; الهیه (کبریت‌سازی در آنجاست)، درویش و حسن‌آباد به دهکده زرگنده تعلق دارد.»</p>
<p dir="RTL">حجت بلاغی دربارۀ زرگنده می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«زرگنده متصل به تیغستان است و عمارت تابستانی سفارت روس در آنجاست. روس‌ها هم تا مدتی مانند انگلیس‌ها در زرگنده امتیازاتی داشتند که اکنون هیچ‌یک از آنها باقی نیست.» . / تاریخ قسمت شمالی تهران، ج 1، ص 50.</p>
<p dir="RTL">«&#8230; ولی اختیار حکومت آن قراء در دست سفرای مزبور است. احدی نمی‌تواند بدون اجازه سفارتخانه بخرد یا کرایه کند. هرگاه میان سکنه این دهات نزاعی واقع شود باید سفرای مزبور حکم آن را بنمایند مثل این که در خود مملکت روس و انگلیس باشند.» / همان، ص 164.</p>
<p dir="RTL">«جناب جلالت‌مآب وزیرمختار دولت بهّیۀ روس بنا داشتند &#8230; و چند روز است که عمارت‌نشمین ایشان را در زرگندۀ شمیران دارند به جهت ورودشان تعمیر می‌کنند.» / اولین‌ها، ص 133.</p>
<p dir="RTL">در روزنامه وقایع‌اتفاقیه سنه 1267 ق. نمره سی و ششم آمده:</p>
<p dir="RTL">«شب پنجشنبه هفته گذشته وزیر مختار دولت بهیه روس در قریه زرگنده شمیران در عمارت خود مهمانی با اسباب و آراستگی تمام کردند &#8230;»</p>
<p dir="RTL">دکتر بروگش سفیر پروس گوید:</p>
<p dir="RTL">«&#8230; سفارت روس در زرگنده، باغ وسیع‌تر (نسبت به انگلیس در قلهک) و ساختمان‌های بهتری دارد &#8230;» / سفری به دربار سلطان صاحبقران، ص 193.</p>
<p dir="RTL">دکتر پولاک پزشک ناصرالدین شاه در این‌باره می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«سفارت‌های روس و انگلیس از سال‌ها پیش دوده (زرگنده و قلهک) را با التمام برای اقامتگاه ییلاقی خود در اختیار گرفته‌اند، در حالی که وزرای مختار دیگر دولت‌ها برای خود خانه‌های بزرگی اجاره می‌کنند &#8230;» / سفرنامه پولاک، ص 78.</p>
<p dir="RTL">دعوت مسیوانچکوف شارژدافر دولت روسیه در زرگنده: روز جمعۀ یازدهم شوال‌المکرم 1270 ق. که عید مولود اعلیحضرت امپراتور ممالک روسیه بود، جناب مسیو انچکوف، شارژ دافر دولت روسیه در قریۀ زرگنده که محل ییلاق سفارت روس است &#8230; / روزنامۀ وقایع‌اتفاقیه، ش 180.</p>
<p dir="RTL">سموئل گرین سفیر امریکا در ایران می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«فرنگی‌های تهران، فصل تابستان را در شمیران، در قرای تجریش و قلهک و زرگنده به سر می‌برند. این دو مکان آخری را، اعلیحضرت شاه (محمدشاه قاجار) به سفارت‌های روس و انگلیس بخشیده است.» / ایران و ایرانیان، ص 158.</p>
<p dir="RTL">همو در صفحات دیگر کتاب خود می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«چند سال قبل، دولت ایران دهات قلهک و زرگنده را به سفارت‌های انگلیس و روس عطا فرموده و آنها ابنیۀ نیمه‌فرنگی برای سفرا و نایب‌های سفارت بنا کرده‌اند و در دور آن باغات انبوه احداث نموده‌اند. در فصل تابستان فرنگی‌های زیادی به این دهات ییلاق می‌روند. همچنین بعضی ایرانی‌ها در آنجا خانۀ ملکی دارند یا منزل کرایه می‌کنند. ولی اختیار حکومت آن قراء در دست سفرای مزبور است. احدی نمی‌تواند بدون اجازۀ سفارتخانه بخرد یا کرایه کند.» / همان، ص 164.</p>
<p dir="RTL">مادام کارلاسرنا دربارۀ محل ییلاقی سفیر روسیه می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«اقامتگاه ییلاقی سفیر روسیه در زرگنده است.» / آدم‌ها و آیین‌ها در ایران، ص 201.</p>
<p dir="RTL">جمعه 18 شوال سال 1310 ق. امروز بندگان همایون (ناصرالدین شاه) به زرگنده تشریف بردند و مهمان نصرالسلطنه بودند. / روزنامۀ خاطرات اعتمادالسلطنه، ص 998.</p>
<p dir="RTL">«روزنامه «اکو دو پرس» (صدای ایران) به سرپرستی اعتمادالسلطنه نوشت؛ زرگنده تحت حمایت دولت روس است اما اعتمادالسلطنه آن را حک کرد. چون سفیر روس باخبر شد به شاه شکایت کرد. شاه هم اعتمادالسلطنه را مواخذه کرد.» / جغرافیای تاریخی تهران، ص381.</p>
<p dir="RTL">«در سال 1325 ق. هنگامی که مأمورین وزارت دادگستری ملک‌التجار را که تقصیرش ثابت شده و گناهش آشکار بود از شمیران به تهران می‌آوردند، در زرگنده به مأمورین سفارت روس برمی‌خورند و آنان متهم را از ایشان به زور می‌گیرند.» / روزنامه جمل‌المتین، نقل در رجال ایران، ج 3، ص 144.</p>
<p dir="RTL">«محمدعلی شاه که از مشروطه‌خواهان شکست می‌خورد از ترس ناگزیر می‌شود در روز جمعه 28 تیر ماه 1288 ش. / 28 جمادی‌الاخری 1327 ق. از سلطنت‌آباد همراه با امیربهادر جنگ‌اش و 500 سرباز و همراه به زرگنده و سفارت روس پناهنده شود و از سلطنت خلع می‌شود.» / همان، ص 441.</p>
<p dir="RTL">«روز 27 جمادی‌الاخری 1327 ق. محمدعلی شاه با جماعتی از اصحاب به زرگنده رفته در سفارت روس تحصن می‌جوید و تخت و تاج را از لوث وجود خود پاک می‌کند. لعن‌الله اللجاج. روس و انگلیس بیرق بالای سر او زدند.» / گزارش ایران، ص 238.</p>
<p dir="RTL">«شاه از باغشاه به شمیران رفت و عده‌ای سیلاخوری و قزاق برای حفظ خویش به دور خویش جمع کرده بود.» / شرح زندگانی من، ج 2، ص 280.</p>
<p dir="RTL">«ماندن محمدعلی شاه در باغ زرگنده زیر بیرق سفارتین روس و انگلیس &#8230; از این کشور مهاجرت نماید.» / همان، ص 289.</p>
<p dir="RTL">«پس از پناهنده شدن محمدعلی شاه به سفارت روس در زرگنده &#8230; جلسۀ فوق‌العادۀ کنکاش ملی &#8230; در تهران &#8230; تشکیل یافت. برکناری محمدعلی شاه از تخت و تاج سلطنت رسماً اعلام شد و فرزند خردسال او احمد میرزا ولیعهد به پادشاهی انتخاب گردید.» / رجال ایران، ج 2، ص 442.</p>
<p dir="RTL">«بالاخره روزنامۀ عصر روسکواسلوو رسید و به موجب خبر رویتر &#8230; محمدعلی میرزا &#8230; به باغ سفارت روس در زرگنده رفته است.» / همان، ص 285.</p>
<p dir="RTL">«روز 27 جمادی‌الاخری 28 تیرماه 1327 ق.، محمدعلی شاه با جماعتی از اصحاب به زرگنده رفته، در سفارت روس تحصن می‌جوید و تخت و تاج را از لوث وجود خود پاک می‌کند. لعن‌الله اللجاج. روس و انگلیس بیرق بالای سر او زدند.» / گزارش ایران، ص 238.</p>
<p dir="RTL">«پس از پناهنده شدن محمد علی شاه به سفارت روس در زرگنده &#8230;» / رجال ایران، ج 2، ص 442.</p>
<p dir="RTL">حجت بلاغی می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«محمدعلی شاه قاجار پس از ورود مجاهدین به تهران از عمارت سلطنتی سلطنت‌آباد به زرگنده آمد و در سفارت روس متحصن شد.»</p>
<p dir="RTL">«پس از پناهندگی محمدعلی شاه به زرگنده حاج سید ابوالقاسم امام جمعه تهران &#8230; از ترس به زرگنده سفارت روس پناهنده شد و شخص امپراتور روس او را به تبعیت روس پذیرفت.» / رجال ایران، ج 1، ص 56.</p>
<p dir="RTL">«در تهران گروهی از هواخواهان محمدعلی شاه بر آن شدند که به سفارت روسیه در زرگنده حمله برند و شاه را به تخت سلطنت باز گردانند &#8230;» / رهبران مشروطه، ج 1، ص 272.</p>
<p dir="RTL">پناهندگان سفارت روس در زرگنده در سال 1329 ق.: دوستعلی خان معیرالممالک می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«سعدالملک، برهان‌الدوله، مجیرالسلطنه، موفق‌الملک که اینها همگی در زرگنده می‌باشند و بینواهای بی‌تقصیر جرأت خروج ندارند.» / وقایع‌الزمان، ص 46.</p>
<p dir="RTL">«صدرالاسلام که نیز از پناهندگان زرگنده می‌باشد با میرزا اسدالله خان از دور پیدا شده آمدند (در رجب سال 1329 ق.) .» / همان، ص 45.</p>
<p dir="RTL">«روز سیزدهم رجب 1327 حاجی سید ابوالقاسم با وحشت زیادی که او را گرفته بود از قلعۀ امامیه با شتاب هرچه تمام‌تر خود را به سفارت روس در زرگنده رسانیده و در آنجا متحصن شد.» / رجال ایران، ج 1، صص 57 &#8211; 56.</p>
<p dir="RTL">«23 شعبان شاه از زرگنده حرکت کرد.» / گزارش ایران، ص 240.</p>
<p dir="RTL">زرگنده در غره شعبان 1329 ق.: دوستعلی خان معیرالممالک می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«&#8230; این روزها زرگنده حکم لانۀ حشرات را پیدا کرده است که روی هم در خانه‌ها چیده‌اند. سیر در آنجا عالمی دارد.» / وقایع‌الزمان، ص 52.</p>
<p dir="RTL">«احمد شاه را به مشایعت عده‌ای قزاق روس و سوار هندی و قزاق ایرانی از زرگنده به سلطنت‌آباد آوردند و از تحت حمایت بیرون آمد و بر تخت سلطنت قرار گرفت.» / گزارش ایران، ص 242.</p>
<p dir="RTL">«6 ژوئن 1915 م. سفارت روس اجازه خواسته است دویست و پنجاه نفر سالدات برای امنیت خود وارد زرگنده نماید.» / ایران در جنگ بزرگ، ص 178.</p>
<p dir="RTL">«(1916 م.) خبر تصرف کرمانشاه به دست عساکر عثمانی موجب نگرانی وزرا شده امروز جلسه فوق‌العاده در منزل شخصی سپهسالار اعظم واقع در زرگنده تشکیل یافت.» / همان، ص 358.</p>
<p dir="RTL">«روس‌ها در زرگنده امتیازاتی داشتند که در 1922 م. از آن صرفنظر کردند و انگلیسی‌ها هم با ناراحتی در سال 1929 م. از این امتیازات چشم پوشیدند.» / تاریخچه بست‌نشینی، ص 101.</p>
<p dir="RTL">امروز 29 جمادی‌الاخری 1327 ق. عضدالملک و &#8230; از طرف ملت رفتند به زرگنده در سفارتخانه روس که ولیعهد احمدمیرزا را از پدرش گرفته ببرند به سلطنت‌آباد.</p>
<p dir="RTL">«من سپهدار را که رئیس‌الوزراست می‌پسندم که مردانه است و بعضی صفات رذل را ندارد. او هم عجالتاً در زرگنده، گوشۀ باغ خود (الهیه) خزیده است و خارج نمی‌شود.» / وقایع‌الزمان، ص 36.</p>
<p dir="RTL">«سپهدار اعظم که چند روزی است که از گیلان ورود کرده، در باغات زرگنده خود می‌باشند و به شهر نرفته و نمی‌روند.» همان، ص 33.</p>
<p dir="RTL">«&#8230; بعد با اخوی به زرگنده رفته منزل برهان‌الدوله؛ قدری نشستیم &#8230; رو به زرگنده و خانۀ حشمت‌الدوله راهی گردیدیم. این روزها، زرگنده حکم لانۀ حشرات را پیدا کرده است که روی هم در خانه‌ها چپیده‌اند. سیر در آنجا عالمی دارد &#8230; در ابتدای خیابان درختی که می‌رود برای سرپل سفارت (روس) &#8230; عصر با اسب به زرگنده رفتم. در منزل مجدالدوله، اجماعی را دیده که نشسته‌اند، از قبیل: حضرت ابوی، علاء‌الدوله، حاجی خسروخان سردار ظفر، حشمت‌الدوله و بعضی‌های دیگر. بنده هم ورود کرده، سردار ظفر حکایت می‌کرد از کشته شدن رشیدالسلطان که به چه وضع بوده است &#8230; به صحرای زرگنده رفته که همه قسم جمعیت پراکنده است &#8230; صدرالامام که نیز از پناهندگان زرگنده می‌باشند، با میرزا اسدالله خان از دور پیدا شده، آمدند &#8230; بنده با میرزا اسدالله خان داخل ده زرگنده رفتیم &#8230;» / همان، ص 45.</p>
<p dir="RTL">سلیمان بهبودی در این‌باره می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«قبل از کودتا حکومت قلهک با سفارت انگلیس و حکومت زرگنده با سفارت روس بود و مأمورین دولت حق مداخله نداشتند. به این معنی که یکی از مستخدمین سفارت انگلیس در قلهک در داخل سفارت دفتر داشت هرکس از اهالی قلهک گرفتاری داشت یا هرگاه بین دو نفر نزاعی درمی‌گرفت باید بروند سفارت انگلیس نزد آن مستخدم که به نام کدخدا بود عرض حال خود را بدهد و او رسیدگی کند. همین‌طور بود در زرگنده که مأمورین دولتی مداخله نداشتند به همین مناسبت مأمور دولتی به قلهک و زرگنده نمی‌آمد. / خاطرات، صص 11 &#8211; 10و 17.</p>
<p dir="RTL"> حسین کریمان می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«زرگنده در داخل محدودۀ پنج ساله در سوی شمال واقع است و متصل به تیغستان است و عمارت ییلاقی سفارت روس آنجاست.»</p>
<p dir="RTL">«زرگنده متصل به تیغستان است و عمارت تابستانی سفارت روس در آنجاست. روس‌ها هم مدتی مثل انگلیس‌ها در زرگنده امتیازاتی داشتند که اکنون هیچ یک از آنها باقی نیست و تنها عمارت تابستانی سفارت شوروری در آن قصبه است.» / بلاغی، 1386: 143.</p>
<p dir="RTL">«اعلام به جای تحصن نبودن سفارت‌خانۀ انگلیس در قلهک و سفارت‌خانۀ روس در زرگنده (سکنۀ این دو قریه هم تحت‌الحمایۀ آن دو سفارت نیستند، زیرا کاپیتولاسیون ملغی شده) .» / تاریخ قسمت شمالی تهران، 1 / 1، 279.</p>
<p dir="RTL">«قبل از کودتا، حکومت قلهک با سفارت انگلیس و حکومت زرگنده با سفارت روس بود و مأمورین دولت در این مناطق حق مداخله نداشتند &#8230; همین‌طور بود در زرگنده که مأمورین دولتی حق مداخله نداشتند. در نتیجه مأمور دولتی به قلهک و زرگنده نمی‌آمد. چندی قبل از کودتا، نظمیه به فکر افتاد پاسگاهی در قلهک ایجاد کند و به کار مردم رسیدگی کند.» / خاطرات بهبودی، ص 17.</p>
<p dir="RTL">«ساختمان ییلاقی سفارت شوروی در زرگنده است. مزرعه الهیه جزو این قصبه است.» / تاریخ قسمت شمالی تهران، 1 / 50.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">تقسیم اراضی الهیه و عاقبت آن</p>
<p dir="RTL">در اواخر حکومت قاجاریه قسمت اصلی الهیه به امین‌الدوله تعلق داشت. فرزندان او پس از حفر چاه و لوله کشی آب و قطعه‌بندی آن از سال 1335ق. به بعد آنجا را قسمت بندی کردند و برخی از قسمت‌ها را فروختند.</p>
<p dir="RTL">«کمبود آب محل از چاهی که ورثۀ خانم فخرالدوله در الهیه زده‌اند تأمین می‌شود و ساعتی 300 ریال خریده می‌شود. / رساله تقی فکری که در سال 1342 ش. گردآوری شده است.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> «امین‌‌الدوله در سال 1308 ق. كارخانه كبریت‌‌سازى با سرمایه بیست هزار لیره توسط كمپانى روس در آن‌‌جا ایجاد كرد كه چون نتوانست با كبریت اتریش و سوئد رقابت كند، بسته شد.» <em><strong>/ سفرنامه امین‌‌الدوله، </strong></em><strong>ص 10.</strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> این آبادى از مناطق بسیار خوش آب و هواى شمیران بوده است. تا حدود سى سال پیش باغ‌‌هاى وسیعى از درختان گیلاس كه از بهترین نوع این میوه در ایران بود، این ناحیه را پوشانده بود كه اكنون ساختمان‌‌هاى بلند مرتبه جاى آن درختان را گرفته است و این روند همچنان ادامه دارد.</p>
<p dir="RTL"> تا دهه‌‌هاى سى و چهل هنوز الهیه پر بود از باغ‌‌هاى گیلاس كه محصولشان از بهترین‌‌ها بود.</p>
<p dir="RTL"> اراضى خوش آب و هواى الهیه سرانجام توسط ورثه خانم فخرالدوله، دختر مظفرالدین‌‌شاه و عروس حاج علیخان امین‌‌الدوله مالك اولیه آن‌‌جا، قطعه قطعه شد و به فروش رسید و تنها خانه بزرگى از آن آبادى كه باقى ماند، متعلق به دكتر على امینى فرزند خانم فخرالدوله، نخست وزیر محمد رضا پهلوى (1332 خ.) بود.</p>
<p dir="RTL"> «اراضى خورآذین متعلق به عزت‌‌الدوله، همسر امین‌‌الدوله بوده است. پس از این‌‌كه میرزا جعفر حكیم الهى این اراضى را خرید و در آن آبادانى كرد، آن را الهیه خواندند.» <em><strong>/ جغرافیاى تاریخى شمیران، </strong></em><strong>ص 20.</strong></p>
<p dir="RTL"> عبدالله مستوفى دلیل بسته شدن كارخانه كبریت‌‌سازى الهیه را چنین مى‌‌نویسد: «كبریت روسى در دست آخر بیشتر از هر قوطى یك شاهى قیمت نداشت، این ارزانى عمدى براى بستن كارخانه كبریت‌‌سازى الهیه بود.» <em><strong>/ شرح زندگانى من، </strong></em><strong>ج 2، ص 58.</strong></p>
<p dir="RTL"> باغ سفارت آلمان در الهیه، ویپرت بلوشر راجع به این باغ گوید:</p>
<p dir="RTL"> «چون قرار بود به محل تابستانى سفارت كه بسیار زیباتر بود برویم&#8230; از جاده عریض شوسه‌‌اى كه از تهران مستقیماً به طرف شمال امتداد یافته بود و به شمیران دلنواز مى‌‌انجامید&#8230; شمیران بدون تردید یكى از زیباترین نقاط در سراسر جهان است&#8230; پر آب است و در آن درختان شكوهمند كهنسال فراوانى وجود دارد.</p>
<p dir="RTL"> هنگامى كه اتومبیل پیشتاز قافله ما از دروازه باغ بزرگى كه داراى درختان سر به فلك كشیده بود&#8230; چون هنوز از برق خبرى نبود اتاق‌‌ها را به چراغ تورى روشن كرده بودند&#8230; باغ پنج هكتار وسعت داشت&#8230;» <em><strong>/ سفرنامه بلوشر، </strong></em><strong>ص 233.</strong></p>
<p dir="RTL"> و باز هم او مى‌‌نویسد: «تاگور شاعر هندى در سال 1934 م. به تهران آمد و یك روز مهمان من در شمیران (الهیه) بود.»</p>
<p dir="RTL"> در حدود پنجاه و اندى سال پیش در اراضى الهیه سه باغ بزرگ وجود داشت كه یكى از آن سه باغ هنوز به همان وضع گذشته باقى مانده و باغ سفارت كبراى شوروى (روسیه فعلى) مى‌‌باشد كه در جنوب الهیه قرار دارد. باغ دوم متعلق به امین‌‌الدوله، پدر بزرگ دكتر امینى بود، كه بین اخلافش تقسیم گردید و بین قسمت‌‌ها دیوار كشیده شد. باغ سوم متعلق به امین دفتر بود كه بعد از فوتش چون وارثى نداشت به فاطمه خانم، همسرش رسید. فاطمه خانم دختر آصف‌‌الدوله والى خراسان است. این باغ تا نزدیك پل رومى رودخانه زرگنده ادامه داشت و در زمان حیات فاطمه خانم به قطعات كوچك و بزرگ تقسیم شد و به فروش رفت ومحل سكونت فاطمه خانم همین عمارت ییلاقى شركت ملى نفت بود.</p>
<p dir="RTL"> شركت سابق نفت در سال 1303 خ. برابر با 1343 ق. (1924م.) این باغ را به وسیله نماینده مدیر عامل شركت سابق نفت در تهران به نام «فرلى« به قیمت 7500 تومان (یك‌‌هزار و پانصد لیره) از فاطمه خانم خرید كه از آن موقع تا زمان خلع ید از شركت سابق نفت، محل سكونت مدیران شركت بود.</p>
<p dir="RTL"> قیمت تقریبى باغ در سال 1350 خ. سیصدهزار تومان بود. <em><strong>/ تاریخ قسمت شمالى تهران</strong></em><strong>، ص 51؛ جغرافیاى تاریخى شمیران، ص 27.</strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">کاربری اولیه</p>
<p dir="RTL">کاربری اولیه این اراضی کشاورزی، صیفی و باغ میوه بود که از جنبش مشروطه به بعد اندک اندک تغییر کرد.</p>
<p dir="RTL">باغ های الهیه</p>
<p dir="RTL">باغ‌های سفارت خانه‌های آلمان، ترکیه در پل رومی(مربوط به 1300ق.) و روسیه(مربوط به دوره سلطنت محمدشاه قاجار)، باغ بیمارستان آمریکایی.</p>
<p dir="RTL">باغ‌های کبریت سازی، از باغ های امین الدوله امین دفتر، امین‌الدوله، سپهدار، تیغستان، باغ باشگاه شرکت نفت</p>
<p dir="RTL">باغ شریف نفیسی متعلق به خانم معصومه امینی بود ( مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران فعلی)</p>
<p dir="RTL">باغ دیبا در شمال پل رومی(باغ برادر ناتنی دکتر مصدق)</p>
<p dir="RTL">بخش اعظم  تیغستان(خیابان خزر) در گذشته متعلق به بصیرالدوله و سپهدار تنکابنی بود. از جنگ جهانی دوم به بعد تیغستان با درختان انبوه و فضای دلنشین و سرسبز، از گردشگاه های راه شمیران به شمار می رفت.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%84%d9%87%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعزام محصل</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b9%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ad%d8%b5%d9%84/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b9%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ad%d8%b5%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Mar 2017 01:12:57 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b9%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ad%d8%b5%d9%84/</guid>

					<description><![CDATA[اعزام محصل به فرنگ براى فراگرفتن علوم و فنون جدید در دوره قاجاریه، به زمان فتحعلى شاه و امپراتورى ناپلئون بر مى‌‌گردد، كه بر اثر شكست‌‌هاى مكرر ایران از روسیه ابعاد تازه‌‌اى به خود گرفت. البته در دوران صفویه هم با باز شدن پاى اروپاییان به دربار ایران چنین عملى سابقه دارد. عباس‌‌میرزا نایب‌‌السلطنه فتحعلى [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">اعزام محصل به فرنگ براى فراگرفتن علوم و فنون جدید در دوره قاجاریه، به زمان فتحعلى شاه و امپراتورى ناپلئون بر مى‌‌گردد، كه بر اثر شكست‌‌هاى مكرر ایران از روسیه ابعاد تازه‌‌اى به خود گرفت. البته در دوران صفویه هم با باز شدن پاى اروپاییان به دربار ایران چنین عملى سابقه دارد.</p>
<p dir="RTL">عباس‌‌میرزا نایب‌‌السلطنه فتحعلى شاه، كه از مشاورت و صدارت قائم مقام اول برخوردار بود، اولین بار در سال 1230 ق. / 1189 خ. چهار نفر از جوانان ایرانى را به اروپا اعزام كرد و چهار سال بعد پنج نفر دیگر را اعزام نمود. میرزاجعفر كه بعداً مشیرالدوله لقب یافت و میرزاصالح، ناشر نخستین روزنامه ایران، جزو این دسته بودند.  در بازگشت پنج نفر محصل اعزامى به انگلستان در صفر 1235 ق. در سال 1226 ق. / 1811 م. سر هارفورد جونز متقبل شد كه دو نفر از جوانان ایرانى را با خود به لندن ببرد تا در انگلستان به تحصیل علم و هنر جدید بپردازند. این دو جوان ظاهراً در ماه رمضان یا شوال 1226 ق. (سپتامبر یا اكتبر 1811 م.) به لندن رسیدند. آن‌‌كه بزرگ‌‌تر بود «كاظم» نام داشت و پسر نقاش‌‌باشى عباس‌‌میرزا و دیگرى «حاجى بابا» افشار پسر یكى از صاحب‌‌منصبان عباس‌‌میرزا بود. / <strong>مجله یادگار، ش 5، ص 3؛ مجله یغما، ش 5، ص 183 </strong><strong>!رجوع کنید به</strong><strong> </strong><strong>محصل.</strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> اسامى دسته دوم اعزامى از این قرار است:</p>
<p dir="RTL"> 1. میرزا صالح شیرازى پسر حاجى باقرخان كازرونى.</p>
<p dir="RTL"> 2. میرزا سید جعفر پسر میرزا تقى، وزیر تبریز.</p>
<p dir="RTL"> 3. میرزا محمدجعفر.</p>
<p dir="RTL"> 4. میرزا رضا، سلطان توپخانه.</p>
<p dir="RTL"> 5. استاد محمدعلى چخماق‌‌ساز.</p>
<p dir="RTL"><strong><em> / مجله یادگار</em></strong><strong>، ش 5، ص 40.</strong></p>
<p dir="RTL"> در سال 1222 خ. به موجب دست‌‌خط محمدشاه، پنج نفر محصل ایرانى به پاریس رفتند و مدتى بعد گروه دیگرى به فرانسه اعزام شدند. به تدریج بعضى از مردم متمول فرزندان خویش را با هزینه شخصى به اروپا، به ویژه فرانسه اعزام مى‌‌كردند. در سال 1254 خ. تعداد سى دانشجو به اروپا اعزام شدند. پانزده نفر براى معلمى؛ هشت نفر علوم نظامى؛ دو نفر مهندسى راه و ساختمان؛ پنج نفر براى مدرسه حِرَف و صنایع و شیمى و فلاحت. امیر كبیر نیز تعدادى محصل به فرنگستان اعزام كرد كه پس از اتمام تحصیل به كشور برگشتند. <strong><em>/ صدرالتواریخ، </em></strong><strong>ص 213.</strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" align="center">اعزام دانشجو</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> در سال 1307 خ. قانونى در مجلس شوراى ملى تصویب شد كه دولت مكلف است همه ساله عده‌‌اى محصل براى یادگیرى رشته‌‌هایى كه دولت تعیین مى‌‌كند با آزمون انتخاب كند تا به خارج از كشور اعزام شوند. با بازگشت محصلان اعزامى به خارج، فرهنگ غربى كه دلخواه بعضى از مردم نبود، وارد كشور شد و فرنگ رفته‌‌ها باعث پیدایى فرهنگ تازه‌‌اى شدند. حكایت جالبى در این ارتباط از دوره ناصرى نقل مى‌‌كنند:</p>
<p dir="RTL"> «صحاف‌‌باشى از محصلین دارالفنون كه در فن صحافى آشنا شده بود، در بازگشت خیلى از كلمات فارسى را با لهجه فرانسوى به كار مى‌‌برد. روزى در حیاط دارالفنون با دیگر محصلین صحبت مى‌‌كرد حوض را «اوز» تلفظ كرد. على‌‌قلى‌‌میرزا اعتضادالسلطنه وزیر علوم آن‌‌جا بود. گفت او را ببندید به فلك آن‌‌قدر او را بزنید كه زیر فلك حوض را درست تلفظ كند و پس از اصلاح تلفظ وى را رها كردند.»</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b9%d8%b2%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ad%d8%b5%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ازبک‌</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b2%d8%a8%da%a9/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b2%d8%a8%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2017 01:59:55 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b2%d8%a8%da%a9/</guid>

					<description><![CDATA[ازبیک‌ها یکی از اقوام ترک‌تبار ساکن آسیای میانه هستند . ازبیک‌ها در دره فرغانهکه شامل شمال و باختر تاجیکستان و جنوب قرقیزستان می‌شود و سواحل آمودریا در خاور ترکمنستان و شمال افغانستان نیز جمعیت زیادی دارند. جمعیت این قوم حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد می‌شود. آنان از خانواده زبان‌های ترکی سخن می‌گویند و بیشتر آن‌ها مسلمان سنی و پیرو مکتب حنفی هستند. مطالعات ژنتیکی حکایت دارد که تبار آسیای شرقی (شامل تورکها)، آسیای میانه‌ای، اروپایی و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">ازبیک‌ها یکی از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%E2%80%8C%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1" title="اقوام ترک‌تبار">اقوام ترک‌تبار</a> ساکن <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87" title="آسیای میانه">آسیای میانه</a> هستند . ازبیک‌ها در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B1%D9%87_%D9%81%D8%B1%D8%BA%D8%A7%D9%86%D9%87" title="دره فرغانه">دره فرغانه</a>که شامل شمال و باختر <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86" title="تاجیکستان">تاجیکستان</a> و جنوب <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86" title="قرقیزستان">قرقیزستان</a> می‌شود و سواحل <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7" title="آمودریا">آمودریا</a> در خاور <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%D9%85%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86" title="ترکمنستان">ترکمنستان</a> و شمال <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86" title="افغانستان">افغانستان</a> نیز جمعیت زیادی دارند. جمعیت این قوم حدود ۳۰ میلیون نفر برآورد می‌شود. آنان از خانواده <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C" title="زبان‌های ترکی">زبان‌های ترکی</a> سخن می‌گویند و بیشتر آن‌ها مسلمان سنی و پیرو مکتب <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%86%D9%81%DB%8C" title="حنفی">حنفی</a> هستند.</p>
<p dir="RTL">مطالعات ژنتیکی حکایت دارد که تبار آسیای شرقی (شامل تورکها)، آسیای میانه‌ای، اروپایی و خاورمیانه‌ای به ترتیب شایعترین تبارها در این قوم هستند.</p>
<p dir="RTL">ریشه واژه ازبیک به نام <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%D8%BA%D9%88%D8%B2_%D8%AE%D8%A7%D9%86" title="اوغوز خان">اوغوزخان</a> میرسد، اوغوزخان بنام اوغوز بیک نیز مشهور بود است. این واژه به احتمال زیاد از نام این امپراتور ترک ریشه دارد. <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%88" title="باتو">باتو</a> فرزند <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%88%DA%86%DB%8C" title="جوچی">جوچی</a> و نوادهٔ چنگیز به اروپا حمله کرد و برادرش <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86" title="شیبان">شیبان</a> را به فرمانروایی مجارستان برگزید. بیشتر سربازان باتو از میان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D8%B1%DA%A9" title="اقوام ترک">اقوام ترک</a> بودند و تنها افسران عالی رتبه از میان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%BA%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86" title="مغولان">مغولان</a> بودند. سربازان تحت فرماندهی شیبان بعدها در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DB%8C%D9%88%D9%85%D9%86" title="تیومن">تیومن</a> در مرکز <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87" title="روسیه">روسیه</a> امروزی و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D8%B1%DB%8C" title="سیبری">سیبری</a> حاکمیت یافتند. محمد خان شیبانی به افتخار جدش تخلص شیبک را برگزید و به سرزمین‌های آباد <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%AF" title="فرارود">فرارود</a>یورش برد. او دولت <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86" title="تیموریان">تیموریان</a> را از میان برد ولی خودش گرفتار <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84_%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C" title="شاه اسماعیل صفوی">شاه اسماعیل صفوی</a> گشت. بعد از او <a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%B2%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%86&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&amp;withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js" title="ازبیکان (صفحه وجود ندارد)">ازبکان</a> در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7%DB%8C_%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87" title="آسیای میانه">آسیای میانه</a>باقی‌ماندند.</p>
<p dir="RTL">وجه تسمیه ازبیک به سربازان شیبانیان این بود که فرمانروای <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DB%8C_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D9%86" title="اردوی زرین">اردوی زرین</a> در زمان <a href="http://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D9%86%DA%AF%D9%88_%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1&amp;action=edit&amp;redlink=1&amp;preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&amp;editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&amp;summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&amp;nosummary=&amp;prefix=&amp;minor=&amp;create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&amp;withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js" title="منگو تیمور (صفحه وجود ندارد)">منگو تیمور</a> فرزند <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%88%D9%84%D8%A7%DA%A9%D9%88" title="هولاکو">هولاکو</a> و پشت ششم شیبان فردی به نام ازبیک خان بود. از فرمانروایان ازبیک، ازبیک‌خان و پسرش جانی‌بیگ در تاریخ قبل از <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1" title="تیمور">تیمور</a> مشهورند. بعد از دورهٔ تیمور این امرا در<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%A1%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%87%D8%B1" title="ماوراءالنهر">ماوراءالنهر</a> قدرت یافتند. در <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%B5%D9%81%D9%88%DB%8C" title="دوره صفوی">دوره صفوی</a>، ازبیک و ازبیکان عنوان سلسله امرای <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="شیبانی">شیبانی</a> است که بوسیلهٔ <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%B4%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C" title="محمد شیبانی">محمدشاه‌بخت</a> (محمد شیبانی) مشهور به شاهی‌بیک یا شیبیک تأسیس شد (۹۰۵ ق.) و غالباً به سبب تعصب در مذهب تسنن و تجاوز به <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86" title="خراسان">خراسان</a> با شاهان صفوی در زدوخورد بوده‌اند. مرکز امرای این سلسله <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D9%85%D8%B1%D9%82%D9%86%D8%AF" title="سمرقند">سمرقند</a> بوده‌است و امرای مزبور با <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%AE%DB%8C%D9%88%D9%87" title="خانات خیوه">خانات خیوه</a> و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%A7" title="خانات بخارا">خانات بخارا</a> و <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%AE%D9%88%D9%82%D9%86%D8%AF" title="خانات خوقند">خانات خوقند</a> و امرای <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86" title="آستراخان">آستراخان</a> (معروف به خانان جانی) خویشاوند و منسوب بوده‌اند. دولت آنها نیز عاقبت بوسیلهٔ امرای <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86" title="هشترخان">هشترخان</a> (حاجی طرخان) منقرض شد.</p>
<p dir="RTL">منابع:</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.britannica.com/EBchecked/topic/621020/Uzbek">«Uzbek»</a>. Encyclopedia Britannica.</p>
<p dir="RTL">دایرةالمعارف فارسی</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b2%d8%a8%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ارسى</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%89/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%89/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2017 00:45:06 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%89/</guid>

					<description><![CDATA[دو لغت متفاوت با یك املاء و تلفظ در زبان فارسى كاربرد دارد. براى جلوگیرى از خلط مبحث به شرح این تفاوت مى‌‌پردازیم:  الف) اُرْس (به ضم الف و سكون را) نام درختى است بسیار مقاوم و دیرپاى كه در مناطق كوهستانى ایران از جمله رشته كوه البرز مى‌‌روید و بدان سرو كوهى نیز گویند. [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">دو لغت متفاوت با یك املاء و تلفظ در زبان فارسى كاربرد دارد. براى جلوگیرى از خلط مبحث به شرح این تفاوت مى‌‌پردازیم:</p>
<p dir="RTL"> الف) اُرْس (به ضم الف و سكون را) نام درختى است بسیار مقاوم و دیرپاى كه در مناطق كوهستانى ایران از جمله رشته كوه البرز مى‌‌روید و بدان سرو كوهى نیز گویند. در گذشته پوشش انبوه‌‌ترى از آن در البرز وجود داشت. به نظر مى‌‌رسد پنجره‌‌هاى كشویى ارسى از چوب آن یا دست كم بیشتر از آن مى‌‌ساختند و این نام بسیار قدیمى است.</p>
<p dir="RTL">ارس کهنسال کرج – درآسارای کرج ارس در ارتفاع 2500 متری با 17 متر ارتفاع و قطر قیصر 14 متر و قدمت 2500 ساله وجود دارد در حال ثبت نام آن در فهرست آثار طبیعی ملی است.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> ب) اُرُس (به ضم الف و را) یا اروس، ریشه فارسى ندارد و لفظى بود كه در گذشته به روس مى‌‌گفتند. قائم مقام فراهانى در شعرى روسیه را اروس و انگلیس را انگریز بكار برده است. قدمت آن بیش از دویست سال نیست. بدین ترتیب اسامى منسوب به روسیه نظیر كفش و قند و یا هر كالاى وارداتى از روسیه را اروسى مى‌‌گفتند.</p>
<p dir="RTL"> اُرسى، پنجره‌‌هایى با مشبك چوبى كه لته‌‌هاى آن بالا مى‌‌رود و به طور معمول در فاصله دو تالار یا در نماى تالار به طرف حیاط قرار دارد و با شیشه‌‌هاى رنگى و نقش و نگار منبت‌‌كارى آن را زینت مى‌‌دهند. <strong><em>/ سرزمین قزوین</em></strong><strong>، ص 488.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong> </strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"><strong><em> </em></strong></p>
<p dir="RTL">چنان که گفته شد پنجره ارسی از چوب ارس ساخته می شد و اصلاً ایرانی و قدیمی است و ربطی به اروس ندارد ولی برخی نویسندگان به اشتباه این پنجره­ها را روسی پنداشته­اند نظیر:</p>
<p dir="RTL">«اُرسى، نام درهاى كشویى بود كه در ناودانى‌‌هاى دو طرف به طور عمود بالا و پایین مى‌‌شد. درهایى پر كار با آلت چینى‌‌هاى ممتاز و شیشه‌‌هاى كوچك الوان كه طرح آن از روسیه براى بهترین اتاق‌‌هاى خانه آمده بود.» <strong><em>/ تهران قدیم، </em></strong><strong>ص 45.</strong></p>
<p dir="RTL"> كریم پیرنیا: معتقد است: پنجره‌‌هاى ارسى و اتاق‌‌هاى ارسى ارتباطى به ارس روسیه ندارد بلكه از گذشته در معمارى ایرانى بوده است.</p>
<p dir="RTL"> ارسى، نقش و نگار آلت و لغد (لغت) نوعى از كارهاى تزیینى چوبى كه بیشتر در تزیین ارسى‌‌ها و منبرهاى چوبى به كار مى‌‌رود.</p>
<p dir="RTL"> نوعى در چوبى بزرگ هلالى مشبك با شیشه‌‌هاى رنگى جلوه‌‌اى خاص داشت. این نوع پنجره عمودى بالا و پایین مى‌‌رفت و قلابى در زیرشان بود تا پس از بالا رفتن ثابت بماند.</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; از آن‌‌جا رفتیم پیش ولیعهد (ناصرالدین میرزا، سال 1260 ق) كه پشت پنجره‌‌هاى ارسى اتاق بزرگ نشسته و ما در حیاط روبه‌‌روى او چند دقیقه ایستادیم&#8230;» <strong><em>/ تهران به روایت تاریخ، </em></strong><strong>ج 1، ص 492، نقل از خلیل ثقفى (اعلم‌‌الدوله)، ص 115.</strong></p>
<p dir="RTL"> این پنجره‌‌ها غالباً به شكل (ارسى) و درهاى كشویى است كه بالا و پایین مى‌‌روند<strong><em>&#8230;» / سفرى به دربار سلطان صاحبقران، </em></strong><strong>ج 1، ص 262.</strong></p>
<p dir="RTL"> پنجره‌‌هاى ارسى، مانند منبرها با نقش و نگار آلت و لغد برجسته و&#8230; تزیین مى‌‌گردید كه این روزها حكم كیمیاست. از این رو بسیارى از آن نوع پنجره‌‌ها از كشور خارج شده و زینت‌‌بخش موزه‌‌هاى ممالك دیگر است.</p>
<p dir="RTL"> ارسى‌‌ها به سبب كار زیادى كه مى‌‌برد نظیر گره چینى و غیره در اواخر قاجاریه بسیار گران از آب درمى‌‌آمد، به همین دلیل در عصر پهلوى منسوخ شد.</p>
<p dir="RTL"> تعداد لنگه ارسى‌‌ها همیشه فرد (9 7 5 3) بود و علاوه بر حجم كار زیاد نجارى، رنگ كارى آن‌‌ها نیز با چربى و لاك الكل بسیار وقت‌‌گیر بود.</p>
<p dir="RTL"> ارسى، بخشى از فضاى داخلى ساختمان‌‌ها را ارسى مى‌‌گفتند. میرزا صالح شیرازى كه از جمله پنج دانشجویى بود كه عباس میرزا در سال 1230 ق.  جهت تحصیل به اروپا فرستاده بود، راجع به ابنیه سلطنتى چنین نوشته است: «در میدان دیوان‌‌خانه ارگ قاپوقى مثل قاپوق اصفهان مى‌‌باشد و اُرسى در بالاى در دیوان‌‌خانه است كه شاه اكثر اوقات در آن مى‌‌نشیند&#8230; در عقب تالار ارسى ساخته‌‌اند، حوض مرمرى میان آن ارسى است. در چنین تالار چهار ارسى است. دو ارسى به جهت پیشخدمتان و غلام پیشخدمتان و دو ارسى دیگر نشیمن نقاشان و زرگران و میناكاران كه به جهت شاه و اندرون شاهى شب و روز كار مى‌‌كنند.» <strong><em>/ بستان السیاحه، </em></strong><strong>صص 5 و 384.</strong></p>
<p dir="RTL"> از این فضاها در كاخ‌‌ها به نام ارسى خانه هم یاد شده است. احمد میرزا در شرح عزادارى شاه از خبر درگذشت نایب‌‌السلطنه مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; وقت عصرى بود كه حضرت خاقان [فتحعلى شاه] به قاعده معمول در اتاق سر ارسى رو به قبله خلوت كریم‌‌خانى نشستند&#8230;» <strong><em>/ تهران به روایت تاریخ، </em></strong><strong>ج 1، ص 288،<em> نقل از احمد میرزا قاجار، </em>ص 151.</strong></p>
<p dir="RTL"> ارسى (اروسى)، (به ضم همزه و را) منسوب به اُرُس روس. كفش مردانه یا زنانه پاشنه‌‌دار را گویند. در محدوده بازار تهران نیز بازار اروسى دوزها (بازار كفاش‌‌ها) مربوط به فعالیت همین صنف است.</p>
<p dir="RTL"> ارسى‌‌ها چند نوع بود، اما همگى از چرم به رنگ‌‌هاى زرد و سرخ و سیاه دوخته مى‌‌شد (آن زمان شبرو و ورنى پدید نیامده بود.)</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; به جاى پوتین و غندره و ارسى، گیوه پیكانى و ملكى شیرازى به پا كرد&#8230;» <strong><em>/ افضل التواریخ</em></strong><strong>، ص 277، نقل از اولین‌‌هاى تهران، ص 390.</strong></p>
<p dir="RTL"> استعمال ارسى زنانه مربوط به دوره ناصرى است. <strong><em>/ المآثر و الآثار، </em></strong><strong>صص 101-129.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ارابه</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Feb 2017 22:29:32 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d9%87/</guid>

					<description><![CDATA[(معرب آن عرابه است) یكى از وسایل نقلیه تهران قدیم بود شبیه گارى كه از چوب ساخته مى‌‌شد. دو چرخ و گاه چهار چرخ داشت و اسبى آن را با هدایت شخصى مى‌‌كشید و براى حمل افراد و كالا به كار مى‌‌رفت.  دكتر هینریش بروگش، سفیر پروس (آلمان) در ایران (1859-1861 م)، در سفرنامه خویش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">(معرب آن عرابه است) یكى از وسایل نقلیه تهران قدیم بود شبیه گارى كه از چوب ساخته مى‌‌شد. دو چرخ و گاه چهار چرخ داشت و اسبى آن را با هدایت شخصى مى‌‌كشید و براى حمل افراد و كالا به كار مى‌‌رفت.</p>
<p dir="RTL"> دكتر هینریش بروگش، سفیر پروس (آلمان) در ایران (1859-1861 م)، در سفرنامه خویش چندین بار از ارابه یاد كرده كه ذكر آن مطالب براى آشنایى خوانندگان با این وسیله نقلیه كهن خواندنى است: «.. درحالى‌‌كه ارابه حركت مى‌‌كرد من در این فكر بودم كه قرن‌‌ها قبل از این شاردن، اولئاریوس و سیاحان دیگرى كه عازم مشرق زمین و ایران مى‌‌شدند با چه وسایل و امكاناتى مسافرت مى‌‌كردند و حالا ما در سال 1860 در روسیه با این ارابه‌‌هاى بارى اسبى چگونه سفر مى‌‌كردیم.» <strong><em>/ سفرى به دربار سلطان صاحبقران، </em></strong><strong>ص 55.</strong></p>
<p dir="RTL"> «&#8230; سورچى‌‌هاى ارابه‌‌ها شلاق‌‌هاى خود را تكان مى‌‌دادند و بدون توجه به تاریكى شب و تنگى و نشیب و فراز جاده اسب‌‌ها را به جلو مى‌‌راندند، ظاهراً آن‌‌ها به علت سرماى زیاد مشروب زیادى خورده، از حال طبیعى خارج شده بودند&#8230; .» <strong><em>/ همان مرجع، </em></strong><strong>ص 61.</strong></p>
<p dir="RTL"> «ارابه‌‌هاى ما جلوى چاپارخانه توقف كردند و در میان انبوهى از مسافران و سورچى‌‌ها درصدد یافتن اتاق و محلى براى استراحت و خواب برآمدیم&#8230;» <strong><em>/ همان مرجع</em></strong><strong>، ص 63.</strong></p>
<p dir="RTL"> «صبح روز بعد كالسكه شش اسبه ما به حركت درآمد و دو ارابه حامل اسباب و اثاثیه نیز به دنبال آن روان شدند&#8230;» <strong><em>/ همان مرجع</em></strong><strong>، ص 65.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
