<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>حشیش &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%d8%ad%d8%b4%db%8c%d8%b4/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 10 Mar 2017 01:42:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>حشیش &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>امامزاده اهل بن على (ع) (دولاب)</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%84%d9%89-%d8%b9-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%a8/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%84%d9%89-%d8%b9-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Mar 2017 01:42:19 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%84%d9%89-%d8%b9-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[این بقعه در جنوب دولاب و از بقعه سیده ملك خاتون به شهر تهران نزدیك‌‌تر است. گنبد دو پوشى دارد كه از مهارت سازنده آن حكایت مى‌‌كند. قسمت كمى از بالاى گنبد با كاشى فیروزه رنگ پوشیده شده، بقیه آن آجرى است. از نظر بنا مطلب قابل اهمیتى در آن دیده نمى‌‌شود و تعمیر زیاد [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">این بقعه در جنوب دولاب و از بقعه سیده ملك خاتون به شهر تهران نزدیك‌‌تر است. گنبد دو پوشى دارد كه از مهارت سازنده آن حكایت مى‌‌كند. قسمت كمى از بالاى گنبد با كاشى فیروزه رنگ پوشیده شده، بقیه آن آجرى است. از نظر بنا مطلب قابل اهمیتى در آن دیده نمى‌‌شود و تعمیر زیاد لازم دارد. تصویر مرد روستایى را كه با بیل امامزاده را مقتول مى‌‌كند، در داخل حرم به نحوى غیراستادانه روى گچ نقاشى كرده‌‌اند واین صحنه در امامزاده‌‌هاى دیگر نیز دیده مى‌‌شود. بر دیوار طرفین ایوان دوازده بیت شعر به خط نستعلیق بر خشت بزرگ كاشى نوشته و نصب شده است كه تاریخ سال 1308 ق. را دارد. برخى از ابیات آن در اینجا نقل مى‌‌گردد:</p>
<p dir="RTL"> تبارك‌‌الله از این شوكت و جلال و جاه</p>
<p dir="RTL">كدام نور خدا خفته اندر این خرگاه؟</p>
<p dir="RTL"> امامزاده آزاده اهل ابن على است</p>
<p dir="RTL">شهید گشته ز جور منافق گمراه</p>
<p dir="RTL"> پدر چه شیر خدا شد ز این چنین پسرى</p>
<p dir="RTL">سزد كه كار خدا را كند گه و بیگاه</p>
<p dir="RTL"> گناه اگر به تولاى او بود طاعت</p>
<p dir="RTL">ثواب اگر نه وفق رضاى اوست گناه</p>
<p dir="RTL"> همین اشعار را در سال 1324 خ. با مختصر تغییرات در برخى كلمات وتعویض نام متولى به خط نستعلیق بر كاشى نوشته، بالاى سر در ورودى محوطه بقعه نصب نموده‌‌اند. صاحب مرقد همان‌‌طوركه از اشعار فوق بر مى‌‌آید و در زیارت‌‌نامه هم تصریح شده، از پسران امیرالمؤمنین برادر حسنین معرفى شده است. بر اثر احداث گورستان جدید توده مردم این امامزاده را بیش‌‌تر به نام «امامزاده گل زرد« خوانده و مى‌‌شناسند. <strong><em>/ آثار تاریخى تهران، </em></strong><strong>ص 241<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> «یكى از تفریح‌‌گاه‌‌هایى كه سالى چند بار به آن‌‌جا مى‌‌رفتیم سید ملك‌‌خاتون بود.</p>
<p dir="RTL"> درویشى ژولیده هم معمولاً نزدیك مرقد مى‌‌نشست. ایام بهار و تابستان و قسمتى از پاییز در كنار همان یاس زرد، آش مختصر خود را برپا مى‌‌داشت و كترى و قورى سیاه و دود زده‌‌اش را كنار آن مى‌‌گذاشت و مردم و زائران هم «نیازى« به او مى‌‌دادند. روزهاى سرد و بارانى را در یكى از حجره‌‌هاى كنار حرم به سر مى‌‌برد.</p>
<p dir="RTL"> یك روز فهمیدیم كه آن درویش، خواب‌‌نماى یك «امامزاده« شده است. تقریباً تمام جنوب تهران به سمت سید ملك‌‌خاتون به راه افتاد. ما هم همراه مادر و همسایگان روانه شدیم. صحن خیلى شلوغ بود. اواسط بهار و هنوز تك و توكى گل‌‌هاى زرد به درخت یاس باقى بود. درویش پاى درخت نشسته بود و براى همه توضیح مى‌‌داد كه خواب دیده یك امامزاده پاى همین یاس زرد مدفون است و به او گفته حالا موقع آن رسیده كه مدفنش را آشكار كند و حالا وظیفه مردم است كه اقدام به ساختن آرامگاهى در شأن او بكنند. آن قدر دخیل به درخت بسته بودند كه مادر به زحمت توانست جایى خالى براى بستن «دخیل« در آن پیدا كند. مردم به درویش پول مى‌‌دادند كه دستور امامزاده را اجرا كند. ما هم پول دادیم وكم كم حرم و آرامگاهى ساخته و همان درویش متولى آن شد. دیگر خبر ندارم آیا متولیان كنونى فرزندان همان درویش هستند یا نه؟</p>
<p dir="RTL"> نكته‌‌اى كه سال‌‌ها فكر مرا مشغول مى‌‌كرد، این بود كه چرا نام این امامزاده جدید را امامزاده گل زرد گذاشته‌‌اند. وقتى با پدر این معما را مطرح كردم گفت: «درویش همیشه حشیش مى‌‌كشید و آن شبى هم كه امامزاده به خوابش آمده خیلى نشئه بوده و در نتیجه یا فراموش كرده اسم ایشان را بپرسد و یا پرسیده و ایشان هم خودشان را معرفى كرده‌‌اند، ولى درویش فراموش كرده ولذا چون در جنب یاس زرد دفن شده همان امامزاده گل زرد نامیده شده است.</p>
<p dir="RTL"> اصل این است كه مردم براى «زیارت« مى‌‌روند.» <strong><em>/ در كوچه و خیابان، </em></strong><strong>منظرپور، ص 24</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%a8%d9%86-%d8%b9%d9%84%d9%89-%d8%b9-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استخرهاى تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2017 03:31:13 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[استخرهاى آن روز اطراف تهران كه براى عموم آزاد بود، یكى استخر قصر بود كه از زمان فتحعلى شاه تا این اواخر مورد استفاده قرار مى‌‌گرفت. دیگر استخر ملك سر راه دربند و امامزاده قاسم كه تا چند سال پیش گودال خشك آن دیده مى‌‌شد. حاج كاظم ملك‌‌التجار یك قصر قشلاقى در خارج زاویه حضرت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">استخرهاى آن روز اطراف تهران كه براى عموم آزاد بود، یكى استخر قصر بود كه از زمان فتحعلى شاه تا این اواخر مورد استفاده قرار مى‌‌گرفت. دیگر استخر ملك سر راه دربند و امامزاده قاسم كه تا چند سال پیش گودال خشك آن دیده مى‌‌شد. حاج كاظم ملك‌‌التجار یك قصر قشلاقى در خارج زاویه حضرت عبدالعظیم و یك قصر ییلاقى سر راه دربند و امامزاده قاسم بنا كرده بود و جلوى قصر اخیر، استخرى بود كه كم و بیش مردم در آن شنا مى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> استخر بهجت‌‌آباد در بیرون دروازه یوسف‌‌آباد بود و استخر ونك در كنار آسیاب كه موقع تابستان پاتوق رندان مى‌‌شد. ناگفته نماند كه همه ساله این استخرها تلفاتى هم مى‌‌داد؛ چون بعضى از اشخاص نابلد خود را به آب مى‌‌انداختند و نمى‌‌توانستند بیرون بیایند و غالباً دست و پایشان به خزه مى‌‌گرفت و در زیر آب خفه مى‌‌شدند. اساساً چالِ حوض بازى و شناى استخر در نظر مردم كار پسندیده‌‌اى نبود و اعیان و اشراف و خانواده‌‌هاى محترم اجازه نمى‌‌دادند كه فرزندانشان چالِ حوض بازى كنند و یا در استخر شنا كنند. مثلاً شاهزاده عین‌‌الدوله در عمارت ییلاقى مبارك آباد استخر بزرگى ساخته بود كه فقط از منظره آن استفاده مى‌‌كردند و كنار استخر مثلاً صبحانه و عصرانه مى‌‌خوردند. فقط در بعضى اوقات به دستور شاهزاده بعضى از سواران خاصه در استخر شنا مى‌‌كردند و انعامى مى‌‌گرفتند. همچنین در پارك صدراعظم (كه اكنون سفارت شوروى است) و باغ شاه تهران استخرهاى بزرگى بود كه هیچ‌‌وقت در آن‌‌ها شنا نمى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> روى استخر باغ شاه جزیره‌‌اى ساخته بودند و مجسمه ناصرالدین شاه به امر خودش وسط آن جزیره بود و جزیره با چندین پل آهنى به باغ متصل مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> ولادت ناصرالدین شاه در ششم ماه صفر بود و به عادت آن ایام به حساب ماه‌‌هاى قمرى جشن مى‌‌گرفتند. از آن‌‌رو گاهى هم جشن تولد شاه ]به [تابستان مى‌‌افتاد. در یكى از آن جشن‌‌هاى تابستانى، صدراعظم خواست ابتكارى به خرج بدهد و میهمانان خارجى و داخلى را به باغ شاه دعوت كرد و ضمن سایر تشریفات میهمانى، عده‌‌اى آب باز هم خبر كردند كه نمایش بدهند. اتفاقاً یكى از آب بازها كه قرار بود از بالاى مجسمه شاه به وسط استخر خیز بردارد پایش به نرده آهن گرفت و مغزش تركید.</p>
<p dir="RTL"> مبارزه با تریاك در استخر، اعتمادالسلطنه مى‌‌نویسد: «دیروز به حاكم تهران خبر دادند كه درویشى در استخر كنار ونك بساطى گسترده و چادرى زده و مردم را كه براى ییلاق و گردش به آن‌‌جا مى‌‌روند توى چادر مى‌‌برد و چند شاهى پول سیاه از آن‌‌ها مى‌‌گیرد و باوافور تریاك دهان آن‌‌ها مى‌‌گذارد. مردم هم پس از وافور كشیدن كلافه مى‌‌شوند و كنار استخر مى‌‌آیند و خود را به آب مى‌‌اندازند.</p>
<p dir="RTL"> حاكم شهر تهران دستور داد چند فراش به كنار استخر ونك بروند و ناگهان درویش و مشتریان او را با بساط حشیش و وافور و تریاك توى استخر بیاندازند كه دیگر كسى از این قبیل كثافت كارى‌‌ها نكند.»</p>
<p dir="RTL"> این سخت‌‌گیرى مربوط به آن روزها بود كه استعمال تریاك و حشیش جزو كارهاى زشت بود؛ اما پس از آن وضع برگشت و در كنار همان استخر ونك و مخصوصاً استخر بهجت‌‌آباد، از اواخر بهار تا اوایل پاییز چندین چادر قلندرى براى استعمال حشیش و تریاك برپا مى‌‌شد. كارگردان این چادرهاى لب استخر، قلندرى بود كه او را درویش ماشاالله كابلى و یا درویش كابلى مى‌‌گفتند. درویش ماشاالله شب عید نوروز با عده‌‌اى از قلندران، بوق و كشكول پشت عمارت دربار در میدان ارگ (محل فعلى شیر و خورشید سرخ) به دیوار مى‌‌كوبید و چادر قلندرى را برپا مى‌‌ساخت. تا روز سیزدهم عید بساطش در آنجا دایر بود و البته عیدى و انعام مرتبى از درباریان مى‌‌گرفت و ازمیدان ارگ به پشت سفارت انگلیس، یعنى همین پیاده‌‌روهاى فعلى، نقل مكان مى‌‌كرد و كنار جوى آب بساط خود را راه مى‌‌انداخت. آن روزها این خیابان، به خصوص پیاده‌‌روى آن خیلى خلوت بود. اما اقامت در این منزلگاه آن‌‌قدرها طول نمى‌‌كشید و پس از دو تا سه هفته كنار استخر بهجت‌‌آباد و استخر ونك پاتوق مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> سلخ و دریاچه، در غالب دهات ایران استخر بزرگى در كنار ده دیده مى‌‌شود كه به اصطلاح دهاتى‌‌ها آن را سلخ مى‌‌گویند و بعضى‌‌ها هم آن را استلخ مى‌‌نامند. معمولاً از چند جوى مختلف آب به این استخر مى‌‌آید و كم كم پر مى‌‌شود. در چند جاى این استخر راه‌‌آب‌‌هایى هست كه با تیرهاى محكم آن را بسته‌‌اند و همین‌‌كه موعد تقسیم آب مى‌‌شود، میرآب ده به نوبت یكى از آن تیرها را برمى‌‌دارد و قسمتى از آب به مزرعه مى‌‌رود. <strong><em>/ اطلاعات ماهانه</em></strong><strong>، 1332، ص 28.</strong></p>
<p dir="RTL"> استخر میدان ارگ، درباره این استخر ناصر نجمى در كتاب تهران عهد ناصرى مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; در سال 1281 ق. به فرمان ناصرالدین شاه در وسط میدان استخر هشت ضلعى بسیار بزرگى ساخته آب قنات جدید ناصرى و آب سایر قنات‌‌هایى را كه در كاخ‌‌هاى سلطنتى آفتابى مى‌‌شدند به وسیله شترگلو از وسط این استخر بیرون آورده و از آن‌‌جا به حوض سبزه میدان و از آن‌‌جا به محله‌‌هاى تهران قدیم كه در جنوب ارگ قرار داشته جارى ساخته، سپس در دور استخر دو جاده سنگفرش درشكه و كالسكه‌‌رو ساخته بقیه میدان را باغچه‌‌بندى كرده با درخت‌‌هاى سرو و كاج و میوه و گل‌‌هاى ایرانى و فرنگى به طرز جدیدى آراستند. ضمناً پیرامون باغچه را نیز با نصب پایه و ستون‌‌هاى سنگى در فواصل معین با معجرهاى چوبى محصور ساخته، میدان خاكى و ناپاكیزه سابق را به صورت دو محوطه سبز و با صفا درآوردند&#8230; .» <strong><em>/ تهران عهد ناصرى.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> كلنگ اولین استخر سرپوشیده تهران در ورزشگاه امجدیه به سال 1339 ش. را غلامرضا پهلوى رئیس كمیته ملى المپیك بر زمین زد. <strong><em>/ روزنامه اطلاعات</em></strong>.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" align="center">استخر امجدیه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
