<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جشن &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%d8%ac%d8%b4%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 09 Mar 2017 14:34:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>جشن &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>الماس دریاى نور</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%89-%d9%86%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%89-%d9%86%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Mar 2017 14:34:20 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%89-%d9%86%d9%88%d8%b1/</guid>

					<description><![CDATA[این الماس جزو غنایم جنگى نادرشاه است كه از هندوستان همراه خود به ایران آورد. وزن آن قبل از تراش 780 قیراط بوده كه پس از تراش به 270 قیراط رسیده است. / سرگذشت تهران، ص 55.     الماس دریای نور    الماس گوهرى است سخت سپید و مشهور و بسیار گران‌‌قیمت. مشهورترین الماس‌‌هاى [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">این الماس جزو غنایم جنگى نادرشاه است كه از هندوستان همراه خود به ایران آورد. وزن آن قبل از تراش 780 قیراط بوده كه پس از تراش به 270 قیراط رسیده است. <strong><em>/ سرگذشت تهران</em></strong><strong>، ص 55.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong> </strong></p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" align="center">الماس دریای نور</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> الماس گوهرى است سخت سپید و مشهور و بسیار گران‌‌قیمت. مشهورترین الماس‌‌هاى دنیا سیزده عدد است كه تاریخ ایران با سه عدد از آن‌‌ها آشنایى دارد: الماس دریاى نور، الماس اورلف، الماس كوه نور. اینك به شرح هر كدام از آن‌‌ها مى‌‌پردازیم:</p>
<p dir="RTL"> در سال 1151 ق. كه نادرشاه هندوستان را فتح كرد، چون دوباره سلطنت آن‌‌جا را به پادشاه هند یعنى محمد شاه ارزانى داشت، محمد شاه جواهر و ذخایر سلاطین سَلَف خود را كه در دستگاه سلطنت موجود بود، به نادرشاه تقدیم كرد. این سه گوهر جزو آن گوهرهاست. دریاى نور امروز در خزانه ایران است و از حیث شكل به نیمه یك سیب شبیه است و 280 قیراط وزن دارد و معروف است كه قبل از تراش، 780 قیراط وزن آن بوده است. دریاى نور پس از نادر ظاهراً در تصرف نوه او شاهرخ درآمد و بالاخره به دست سلاطین قاجار افتاد و ناصرالدین شاه علاقه مخصوصى به آن گوهر گران‌‌بها داشت و گاهى آن را به جیفه خود و زمانى به بند ساعت وگاه به سینه خود مى‌‌زد و حتى تولیت دریاى نور را منصب مخصوصى قرار داده بود. در سال 1296 ق. تولیت آن به حاجى محمد رحیم‌‌خان خازن‌‌الملك مفوض شده بود.</p>
<p dir="RTL"> سنگ مزبور به موزه فرستاده شد و همان‌‌جا بود تا سال 1327 ق. كه محمدعلى شاه به سفارت روس پناهنده شد و آن الماس را همراه با جواهر دیگر سلطنتى با خود به آن‌‌جا برد و ادعا داشت كه گوهر مزبور ملك شخصى اوست و چیزى نمانده بود كه این گوهر بزرگ و یادگار عهد فتوحات نادرى نیز به روسیه برود؛ لیكن همت ملیون و مشروطه‌‌خواهان تهران آن را نجات داد. ظاهراً تكه‌‌اى از دریاى نور جدا شده كه وزنش 60 قیراط بوده و خود جزو الماس‌‌هاى نامدار است و نام آن «نورالعین» است.</p>
<p dir="RTL"> اورلف (به ضم لام)، شكل آن به دریاى نور شبیه است. این گوهر پس از قتل نادرشاه (1160 ق.) به یك ارمنى فروخته شد و او هم در سال 1186 در مقابل 450 هزار منات نقره و یك فرمان اعیانى به امپراتریس روس (كاترین دوم = خورشید كلاه) فروخت و بدین ترتیب این الماس از ایران جدا شد.</p>
<p dir="RTL">كوه نور، مشهورترین الماس‌‌ها و در حقیقت پادشاه الماس‌‌ها است. مى‌‌گویند دریاى نور خوش آب نیست و اورلف خوش آب است و خوش تراش نیست و این كوه نور است كه از حیث آب و تراش بى‌‌مانند است. كوه نور پس از قتل نادرشاه به دست احمدخان ابدالى افغانى از سرداران او افتاد و سپس از طریق كمپانى هند شرقى به ملكه انگلستان تقدیم شد و اكنون در دستگاه سلطنتى آن كشور است. <strong><em>/ تاریخ تهران، </em></strong><strong>حجت بلاغى.</strong></p>
<p dir="RTL"> مادام كارلا سرنا در سفرنامه‌‌اش از دریاى نور یاد كرده و گفته آن الماس به وزن 168 قیراط به شكل هرم و معروف‌‌ترین جواهر خزانه ملى ایران است. گویا آغامحمدخان قاجار شخصاً آن را از بازو بند لطفعلى‌‌خان زند گشوده است.</p>
<p dir="RTL"> مورخین نوشته‌‌اند آقامحمدخان در سال 1209 ق. هنگام تاج‌‌گذارى خود را به تاج ماه و بازوبند دریاى نور آرایش نموده وسكه به نام خود زد. لرد كرزن انگلیسى ماجراى الماس‌‌هاى مزبور را چنین حكایت مى‌‌كند:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; بعد از مرگ نادرشاه، كوه نور به دست احمد شاه ابدالى افتاد واز او به شاه شجاع رسید. ورونجیب سنگ معروف به «شیر پنجاب» از او گرفت و از طریق فتح و پیروزى نصیب خانواده سلطنتى انگلیس شد&#8230; من تقاضا كرده بودم (وقتى در ایران بودم) دریاى نور را تماشا كنم معلوم شد در صندوق آهنى محفوظ است و وقتى كلید نباشد و صدراعظم حاضر نباشد نشان دادن آن ممنوع است.»</p>
<p dir="RTL"> دكتر پولاك، طبیب ناصرالدین شاه در اوایل سلطنتش مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «.. از میان الماس‌‌هاى سلطنتى به دریاى نور برمى‌‌خوریم. آن را به صورت مسطح تراش داده‌‌اند وكاملاً پاك است اما به علت نوع تراش چندان تلألو ندارد. من اغلب از دیدن آن به یاد تكه‌‌اى یخ مى‌‌افتادم. شاه گاهى دستور مى‌‌داد آن را در بازوبندى كار بگذارند.»</p>
<p dir="RTL"> در ناسخ التواریخ درباره الماس دریاى نور آمده كه خوانین خراسان دو گوهر دریاى نور (هشت مثقال) و تاج ماه (پنج مثقال) را به محمدحسن خان قاجار پیشكش كردند. (البته این سخن درست نیست).</p>
<p dir="RTL"> اعتمادالسلطنه در مرآت‌‌البلدان از دریاى نور چنین مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «در 1209 جشن و سلام نوروزى در تهران انعقاد یافت. حضرت آقامحمد شاه در این سلام به استدعاى امرا و اعیان و سران سپاه تاج شاهى مشهور به تاج ماه و بازوبند مكلل به الماس معروف به دریاى نور را از فرق و بازوى مبارك نامى فرمود و سكه به نام پادشاه ذى‌‌جاه زدند.»</p>
<p dir="RTL"> در كتاب تهران به روایت تاریخ، نحوه انتقال دریاى نور این گونه درج است:</p>
<p dir="RTL"> «این الماس پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ رسید، سپس به دست امیر عَلَم‌‌خان خزیمه و بعداً به دست لطفعلى‌‌خان زند افتاد و پس از قتل وى به آقامحمدخان رسید.»</p>
<p dir="RTL"> دكتر فووریه، پزشك ناصرالدین شاه، در اواخر دوره ناصرى دریاى نور را دیده و از آن چنین مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «امروز قطعه الماس دریاى نور را دیدم. شاه كه تازه از آنفلونزا راحت شده بود ولى هنوز ضعف داشت، آن را از جیب خود بیرون آورد و گفت كه چون همراه داشتن آن باعث تقویت مزاج است آن را در جیب خود گذاشته است. تمام سطوح آن صاف و یكنواخت است، جز یك طرف آن كه فتحعلى شاه نام خود را بر آن حك كرده است. اعلیحضرت به من مى‌‌گفت كه دریاى نور یكى از جواهرات تاج كوروش كبیر بوده است.»</p>
<p dir="RTL"> نویسنده ناسخ‌‌التواریخ [مورخ‌‌الدوله سپهر] درباره وضعیت این الماس در دوره محمد شاه مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; محمدمیرزا بدون زحمت به تهران رسید و در باغ نگارستان فرود آمد، از شهر خسرو خان گرجى شمشیر الماس‌‌نشان و دیگر آلات مرصع به جواهر و دریاى نور و&#8230; را از گنجوران ظل‌‌السلطان انتزاع نموده به خدمت حضرت آورد.»</p>
<p dir="RTL"> در دایرةالمعارف فارسى وزن آن 186 قیراط ذكر شده و شكل آن را هرم مانند نوشته و آن همراه دو الماس كوه نور و تاج ماه از جواهراتى است كه نادرشاه با خود از هندوستان آورده است. دریاى نور از قدیمى‌‌ترین جواهرات شناخته شده جهان به شمار مى‌‌آید كه اكنون در خزانه بانك مركزى ایران نگهدارى مى‌‌شود.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%89-%d9%86%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استخرهاى تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2017 03:31:13 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[استخرهاى آن روز اطراف تهران كه براى عموم آزاد بود، یكى استخر قصر بود كه از زمان فتحعلى شاه تا این اواخر مورد استفاده قرار مى‌‌گرفت. دیگر استخر ملك سر راه دربند و امامزاده قاسم كه تا چند سال پیش گودال خشك آن دیده مى‌‌شد. حاج كاظم ملك‌‌التجار یك قصر قشلاقى در خارج زاویه حضرت [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">استخرهاى آن روز اطراف تهران كه براى عموم آزاد بود، یكى استخر قصر بود كه از زمان فتحعلى شاه تا این اواخر مورد استفاده قرار مى‌‌گرفت. دیگر استخر ملك سر راه دربند و امامزاده قاسم كه تا چند سال پیش گودال خشك آن دیده مى‌‌شد. حاج كاظم ملك‌‌التجار یك قصر قشلاقى در خارج زاویه حضرت عبدالعظیم و یك قصر ییلاقى سر راه دربند و امامزاده قاسم بنا كرده بود و جلوى قصر اخیر، استخرى بود كه كم و بیش مردم در آن شنا مى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> استخر بهجت‌‌آباد در بیرون دروازه یوسف‌‌آباد بود و استخر ونك در كنار آسیاب كه موقع تابستان پاتوق رندان مى‌‌شد. ناگفته نماند كه همه ساله این استخرها تلفاتى هم مى‌‌داد؛ چون بعضى از اشخاص نابلد خود را به آب مى‌‌انداختند و نمى‌‌توانستند بیرون بیایند و غالباً دست و پایشان به خزه مى‌‌گرفت و در زیر آب خفه مى‌‌شدند. اساساً چالِ حوض بازى و شناى استخر در نظر مردم كار پسندیده‌‌اى نبود و اعیان و اشراف و خانواده‌‌هاى محترم اجازه نمى‌‌دادند كه فرزندانشان چالِ حوض بازى كنند و یا در استخر شنا كنند. مثلاً شاهزاده عین‌‌الدوله در عمارت ییلاقى مبارك آباد استخر بزرگى ساخته بود كه فقط از منظره آن استفاده مى‌‌كردند و كنار استخر مثلاً صبحانه و عصرانه مى‌‌خوردند. فقط در بعضى اوقات به دستور شاهزاده بعضى از سواران خاصه در استخر شنا مى‌‌كردند و انعامى مى‌‌گرفتند. همچنین در پارك صدراعظم (كه اكنون سفارت شوروى است) و باغ شاه تهران استخرهاى بزرگى بود كه هیچ‌‌وقت در آن‌‌ها شنا نمى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> روى استخر باغ شاه جزیره‌‌اى ساخته بودند و مجسمه ناصرالدین شاه به امر خودش وسط آن جزیره بود و جزیره با چندین پل آهنى به باغ متصل مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> ولادت ناصرالدین شاه در ششم ماه صفر بود و به عادت آن ایام به حساب ماه‌‌هاى قمرى جشن مى‌‌گرفتند. از آن‌‌رو گاهى هم جشن تولد شاه ]به [تابستان مى‌‌افتاد. در یكى از آن جشن‌‌هاى تابستانى، صدراعظم خواست ابتكارى به خرج بدهد و میهمانان خارجى و داخلى را به باغ شاه دعوت كرد و ضمن سایر تشریفات میهمانى، عده‌‌اى آب باز هم خبر كردند كه نمایش بدهند. اتفاقاً یكى از آب بازها كه قرار بود از بالاى مجسمه شاه به وسط استخر خیز بردارد پایش به نرده آهن گرفت و مغزش تركید.</p>
<p dir="RTL"> مبارزه با تریاك در استخر، اعتمادالسلطنه مى‌‌نویسد: «دیروز به حاكم تهران خبر دادند كه درویشى در استخر كنار ونك بساطى گسترده و چادرى زده و مردم را كه براى ییلاق و گردش به آن‌‌جا مى‌‌روند توى چادر مى‌‌برد و چند شاهى پول سیاه از آن‌‌ها مى‌‌گیرد و باوافور تریاك دهان آن‌‌ها مى‌‌گذارد. مردم هم پس از وافور كشیدن كلافه مى‌‌شوند و كنار استخر مى‌‌آیند و خود را به آب مى‌‌اندازند.</p>
<p dir="RTL"> حاكم شهر تهران دستور داد چند فراش به كنار استخر ونك بروند و ناگهان درویش و مشتریان او را با بساط حشیش و وافور و تریاك توى استخر بیاندازند كه دیگر كسى از این قبیل كثافت كارى‌‌ها نكند.»</p>
<p dir="RTL"> این سخت‌‌گیرى مربوط به آن روزها بود كه استعمال تریاك و حشیش جزو كارهاى زشت بود؛ اما پس از آن وضع برگشت و در كنار همان استخر ونك و مخصوصاً استخر بهجت‌‌آباد، از اواخر بهار تا اوایل پاییز چندین چادر قلندرى براى استعمال حشیش و تریاك برپا مى‌‌شد. كارگردان این چادرهاى لب استخر، قلندرى بود كه او را درویش ماشاالله كابلى و یا درویش كابلى مى‌‌گفتند. درویش ماشاالله شب عید نوروز با عده‌‌اى از قلندران، بوق و كشكول پشت عمارت دربار در میدان ارگ (محل فعلى شیر و خورشید سرخ) به دیوار مى‌‌كوبید و چادر قلندرى را برپا مى‌‌ساخت. تا روز سیزدهم عید بساطش در آنجا دایر بود و البته عیدى و انعام مرتبى از درباریان مى‌‌گرفت و ازمیدان ارگ به پشت سفارت انگلیس، یعنى همین پیاده‌‌روهاى فعلى، نقل مكان مى‌‌كرد و كنار جوى آب بساط خود را راه مى‌‌انداخت. آن روزها این خیابان، به خصوص پیاده‌‌روى آن خیلى خلوت بود. اما اقامت در این منزلگاه آن‌‌قدرها طول نمى‌‌كشید و پس از دو تا سه هفته كنار استخر بهجت‌‌آباد و استخر ونك پاتوق مى‌‌شد.</p>
<p dir="RTL"> سلخ و دریاچه، در غالب دهات ایران استخر بزرگى در كنار ده دیده مى‌‌شود كه به اصطلاح دهاتى‌‌ها آن را سلخ مى‌‌گویند و بعضى‌‌ها هم آن را استلخ مى‌‌نامند. معمولاً از چند جوى مختلف آب به این استخر مى‌‌آید و كم كم پر مى‌‌شود. در چند جاى این استخر راه‌‌آب‌‌هایى هست كه با تیرهاى محكم آن را بسته‌‌اند و همین‌‌كه موعد تقسیم آب مى‌‌شود، میرآب ده به نوبت یكى از آن تیرها را برمى‌‌دارد و قسمتى از آب به مزرعه مى‌‌رود. <strong><em>/ اطلاعات ماهانه</em></strong><strong>، 1332، ص 28.</strong></p>
<p dir="RTL"> استخر میدان ارگ، درباره این استخر ناصر نجمى در كتاب تهران عهد ناصرى مى‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; در سال 1281 ق. به فرمان ناصرالدین شاه در وسط میدان استخر هشت ضلعى بسیار بزرگى ساخته آب قنات جدید ناصرى و آب سایر قنات‌‌هایى را كه در كاخ‌‌هاى سلطنتى آفتابى مى‌‌شدند به وسیله شترگلو از وسط این استخر بیرون آورده و از آن‌‌جا به حوض سبزه میدان و از آن‌‌جا به محله‌‌هاى تهران قدیم كه در جنوب ارگ قرار داشته جارى ساخته، سپس در دور استخر دو جاده سنگفرش درشكه و كالسكه‌‌رو ساخته بقیه میدان را باغچه‌‌بندى كرده با درخت‌‌هاى سرو و كاج و میوه و گل‌‌هاى ایرانى و فرنگى به طرز جدیدى آراستند. ضمناً پیرامون باغچه را نیز با نصب پایه و ستون‌‌هاى سنگى در فواصل معین با معجرهاى چوبى محصور ساخته، میدان خاكى و ناپاكیزه سابق را به صورت دو محوطه سبز و با صفا درآوردند&#8230; .» <strong><em>/ تهران عهد ناصرى.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> كلنگ اولین استخر سرپوشیده تهران در ورزشگاه امجدیه به سال 1339 ش. را غلامرضا پهلوى رئیس كمیته ملى المپیك بر زمین زد. <strong><em>/ روزنامه اطلاعات</em></strong>.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL" align="center">استخر امجدیه</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%89-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
