<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بازار &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sat, 27 Jan 2024 02:23:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>بازار &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>صدر اصفهانی</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%b5/%d8%b5%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%b5/%d8%b5%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 02:23:58 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%b5%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[صدر اصفهانی &#8211; رجوع کنید به باغ هفت حوض.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>صدر اصفهانی &#8211; رجوع کنید به باغ هفت حوض.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%b5/%d8%b5%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سبزیکاری سبزه میدان</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%b3/%d8%b3%d8%a8%d8%b2%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%b3/%d8%b3%d8%a8%d8%b2%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 02:21:45 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%b3%d8%a8%d8%b2%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[سبزیکاری سبزه میدان &#8211; رجوع کنید به باغ هفت حوض.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سبزیکاری سبزه میدان &#8211; رجوع کنید به باغ هفت حوض.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%b3/%d8%b3%d8%a8%d8%b2%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%87-%d9%85%db%8c%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هفت حوض</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%87/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%87/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 02:20:19 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/</guid>

					<description><![CDATA[هفت حوض &#8211; رجوع کنید به باغ هفت حوض.]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هفت حوض &#8211; رجوع کنید به باغ هفت حوض.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%87/%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>باغ هفت حوض</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Jan 2024 02:18:50 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/</guid>

					<description><![CDATA[«هفت حوض» باغی گمشده در دل تهران اگر بخواهیم از باغ‌های گم شده، در تهران سخن بگوییم، باغ‌هایی که بی اغراق عددشان چند صد خواهد بود، اوراق بسیاری لازم است. باغ‌هایی در این شهر بود، که اکنون تنها نامشان باقی است. هرچند گاه دیو فراموشی زمان چنان خونسرد و بی‌احساس نام‌ها را در کام خود [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">«هفت حوض» باغی گمشده در دل تهران</p>
<p dir="RTL">اگر بخواهیم از باغ‌های گم شده، در تهران سخن بگوییم، باغ‌هایی که بی اغراق عددشان چند صد خواهد بود، اوراق بسیاری لازم است.</p>
<p dir="RTL">باغ‌هایی در این شهر بود، که اکنون تنها نامشان باقی است. هرچند گاه دیو فراموشی زمان چنان خونسرد و بی‌احساس نام‌ها را در کام خود فرو می‌برد، که حتی برخی نامشان هم بر باد رفته است. به نحوی که اگر اسناد و کتب تاریخ تهران نیز با دقت وسواس گونه ای، باز خوانی شود، چه بسا هرگز نام آنها را نیز نخواهیم یافت.</p>
<p dir="RTL">باغ هفت حوض از آن دسته باغ‌هایی است، که هیچ اثری از آن نمانده، و عجب آنکه در هیچ یک از آثار مورخینی که از تاریخ تهران نوشته‌اند، هم بدان اشاره نشده و این تعجب زمانی بیشتر جلوه می‌کند، که وقتی بدانیم، محل این باغ در مرکز تهران و نزدیک بزرگترین میدان آن زمان شهر یعنی سبزه میدان بوده و مالکش نیز شخص ناشناسی نبوده، بلکه میرزا حسین خان صدر اصفهانی، صدر اعظم فتحعلی شاه بوده است.</p>
<p dir="RTL">این باغ در اراضی بوستان‌های جنوبی ارگ و شمال بازار که سبزه میدان هم جزو همان اراضی بوده، قرار داشت.</p>
<p dir="RTL">می دانیم در گذشته اراضی سبزه میدان به سبزیکاری اختصاص داشت، و این امر تا اوایل عصر قاجاریه هم ادامه یافت، ولی در دوران سلطنت فتحعلی شاه کم‌کم کاربری این اراضی با ازدیاد جمعیت از کشاورزی به مسکونی و تجاری تغییر کرد.</p>
<p dir="RTL"> در همین دوره است، که صدر اصفهانی، صدر اعظم فتحعلی شاه، باغ نسبتا وسیعی را در جنوب غربی ارگ احداث کرد. بررسی نقشه برزین روسی (که در دوره محمد شاه بسال 1258 قمری، از تهران حصار صفوی ترسیم شده) و مطابقت آن با نقشه موسیو کرشش (چاپ1275قمری) از سویی و دقت در تاریخچه بساتین جنوبی ارگ و سبزه میدان و دلایل تحلیلی و استنباطی از روند توسعه و رشد فضاهای مسکونی و تجاری تهران در آن عصر و جز آن، چنین استنباط می‌شود، هفت حوض باغی بوده است، مثلثی شکل که ضلع شمالی‌اش در امتداد حصار جنوبی ارگ قرار داشت و ضلع شرقی‌اش را کوچه منوچهرخانی تشکیل می‌داد و ضلع دیگرش به طور تقریب، غرب چهارراه کنونی گلوبندک را به انتهای کوچه منوچهرخانی متصل می‌ساخته است.</p>
<p dir="RTL">خاطر نشان شود، که ساخته شدن باغ هفت حوض در دوران پادشاهی فتحعلی شاه در اراضی سبزیکاری اطراف سبزه‌میدان، نشانه ایست، که این زمین‌ها در اواخر دوره فتحعلی شاه کم‌کم جنبه کشاورزی خود را از دست داد، و اراضی دورتر به باغ و سپس به فضای مسکونی و تجاری تبدیل شد، و اراضی مرکزی آن نیز به میدان تبدیل گشت، و برای مقاصد مختلف مورد استفاده قرار گرفت. بنابراین، نظری که می‌گوید؛ سبزه‌میدان در دوره ناصری ساخته شده است، درست نیست، بلکه پیش از این روزگار سبزه‌میدان تشکیل شده است. بعد‌ها تاریخچه سبزه‌میدان را به طور مفصل خواهیم نوشت.</p>
<p dir="RTL">شرح واقعه‌ای از این باغ که در مجله اطلاعات، شماره 98 آمده، خوانندگان عزیز را با باغ مزبور بیشتر آشنا می‌کند:</p>
<p dir="RTL">باغ هفت حوض را میرزا حسین‌خان صدر اصفهانی وزیر اعظم فتحعلی شاه در محلی که فعلا بازار گلوبندک است، ساخت. گویند روزی فتحعلی شاه عازم دیدن باغ شد، و از اتفاق آن سال به واسطه نیامدن باران، آب بسیار نایاب بود، صدراعظم ده‌ها نفر استخدام کرد، تا از کاریزها و آب انبارهای دور و نزدیک شهر، آب بیاورند، و هفت حوض (داخل باغ)را پر کنند. هنگامی که شاه در باغ مهمان بود، ناگاه خبر رسید، که شهر بر هم خورده است، زیرا به میرزا مسیح تهرانی مجتهد تهران اطلاع دادند، که تمام آب‌انبار‌ها را برای این کار خالی کرده‌اند و مردم جهت وضو هم آب ندارند، و خیال حمله به باغ هفت حوض را دارند. میرزا مسیح حکم داده که آب‌های غصبی را به آب‌انبارها برگردانند. در نتیجه عده‌ای تفنگچی اطراف باغ را محاصره کردند، و مردم را متفرق ساختند، اما بساط مهمانی به هم خورد، و بعد از آن صدر اعظم، قسمتی از آن باغ را به مسجد مبدل ساخت و هفت حوض را هم پرکرد.</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL">بعد از درگذشت صدر اصفهانی (مالک باغ) در سال 1239 ق. باغ از میان رفت، به طوری که در نقشه برزین روسی، که متعلق به سال 1258قمری است، هرچند حدود آن باقی مانده، اما از باغ خبری نیست. این نوشتار را با شرحی از زندگی صاحب هفت حوض به پایان می‌بریم:</p>
<p dir="RTL">حاجی محمد‌حسین خان صدر اصفهانی سومین فردی است، که در سلسله قاجاریه به صدارت می‌رسد. او فرزند حاجی محمد علی و نوه حاجی محمد رحیم، معروف به علاف (چون کاه فروشی میکرد، بدان لقب شهرت داشت) بود. به همین جهت است، که پس از به صدارت رسیدن صدر اصفهانی، درباره او فتحعلی‌خان صبا ملک‌الشعرا گفته است:</p>
<p dir="RTL">«از کاه‌کشی به کهکشان شد.»</p>
<p dir="RTL">سبب رشد سیاسی و اقتصادی میرزا حسین را عواملی چند است، که اول پذیرفتن خطر در پذیرایی از آقا محمدخان هنگام فرار از شیراز به وقت در گذشت کریم خان زند است و دیگر کمک به آقامحمدخان در مرحله لشکرکشی او به شیراز (به علت اختلافی که با جعفرخان زند پیدا کرده بود) باید دانست.</p>
<p dir="RTL">گو اینکه صدر اصفهانی در طول زندگی سیاسی‌اش به ویژه صدارت شش ساله‌اش هوشمندانه عمل نکرد و موفق نبود، ولی در بعد اقتصادی بسیار زرنگ بود و یکی از ثروتمندترین صدراعظم‌های دوره قاجاری به شمار می‌رود.</p>
<p dir="RTL">او زمانی که بیگلر بیگی اصفهان بود، چون از فرط علاقه شاه قجر به زنان زیبا روی، خبر داشت «طاووس خانم» ارمنی (یا گرجی) ساکن اصفهان را برای شاه در نظر گرفت. از اتفاق، مهر این زیبا روی جوان، چنان به سرعت در کنج دل شاه جای گرفت، که به میدان نیامده، گوی از کف خیل عظیم چند صد زن حرمسرا ربود و دیرزمانی در دربار یکه تازی کرد.</p>
<p dir="RTL">تخت طاووس (از جواهرات سلطنتی) معروف را صدر اصفهانی برای شب عروسی فتحعلی شاه و همین طاووس خانم مهیا و تقدیم شاه کرد. </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%d8%a7%d8%ba-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%ad%d9%88%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مجمع الصنايع را منیرالسلطنه خرید</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%85/%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%d9%8a%d8%b9-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%86%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%85/%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%d9%8a%d8%b9-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%86%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 23 Apr 2021 14:02:25 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%d9%8a%d8%b9-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%86%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af/</guid>

					<description><![CDATA[مجمع الصنايع را منیرالسلطنه خرید &#8211; وقتى فعاليت مجمع الصنايع به ركود كشيده شد منيرالسلطنه (همسر ناصرالدين شاه) مكان آن را خريدارى كرد و در ايام محرم و صفر در آنجا روضه خوانى برپا مى شد (بازارچه هاى تهران،1336، 41 .(]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">مجمع الصنايع را منیرالسلطنه خرید &#8211; وقتى فعاليت مجمع الصنايع به ركود كشيده شد منيرالسلطنه (همسر ناصرالدين شاه) مكان آن را خريدارى كرد و در ايام محرم و صفر در آنجا روضه خوانى برپا مى شد (بازارچه هاى تهران،1336، 41 .(</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%85/%d9%85%d8%ac%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%84%d8%b5%d9%86%d8%a7%d9%8a%d8%b9-%d8%b1%d8%a7-%d9%85%d9%86%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%84%d8%b3%d9%84%d8%b7%d9%86%d9%87-%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بچه ناف تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Mar 2021 01:25:41 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[بچه ناف تهران انسان (نسل راست قامتان اندیشه ورز)‌ حدود ۶۰٬۰۰۰ سال پیش به دنبال خوراک و شکار، از آفریقا مهاجرت کرد و پا به خاورمیانه نهاد و از آسیا به اروپا رفت و سراسر زمین را در نوردید.  رنگ ها گرفت و مرزها را ساخت. فرق ها را پدید آورد واندک اندک نژادی شاخه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>بچه ناف تهران <br />انسان (نسل راست قامتان اندیشه ورز)‌ حدود ۶۰٬۰۰۰ سال پیش به دنبال خوراک و شکار، از آفریقا مهاجرت کرد و پا به خاورمیانه نهاد و از آسیا به اروپا رفت و سراسر زمین را در نوردید.  رنگ ها گرفت و مرزها را ساخت. فرق ها را پدید آورد واندک اندک نژادی شاخه شاخه یافت و قوم ها پیدا کرد.<br />اقوام بسیاری درفلات ایران و گستره تهران (ری باستان و صدها روستای این پهنه)  زندگی کرده اند؛ از بومیان نه ده هزار سال قبل که پایه تمدنی را در این پهنه ریخته اند تا ایلامیان و فنیقیها و سومریان و اورارتوها و&#8230; و آریاییان که سبب اختلاط نژادی شده اند. با آمد و شد یونانیان، اعراب، ترک نژادان و مغولان و فرنگیهای عصر قجر این تنوع غنا یافته است. آیا قریه کوچک تهران و دیگر قراء هر یک نژاد و هویتی خاص دارند. بطور قطع چنین نیست. گواینکه پروژه  بین المللی ژنوم انسانی با شرکت بسیاری از کشورها در حال انجام است که برای شناسایی قوم ها و نژادها پاسخ خواهد یافت.<br />سهراب سپهری در جست و جوی  نسبش می گوید:<br />نسبم شاید برسد<br />به گیاهی درهند. به سفالینه ای در خاک سیلک &#8230;.<br />امروز هیچیک از ما بیش از دو سه نسل پیش از خود را نمی شناسد و بطور قطع اجدادمان را هم که در عصر فردوسی و سعدی و گالیله و ادیسون می زیستند؛ نمی شناسیم اما با این بزرگان خوب آشنایی داریم و آثار آنان را می شناسیم. تفاوت نخبگان با هم عصرانشان در فلسفه زندگی و اندیشه آنان است که به چنین دستاوردی رسیده اند. اندیشمدان نوع انسان را خویشاوند خود می شمرند و جهان را وطن خویش. همان رسالتی که پیامبران داشتند.<br />به قول شهریار: «جهان مراست وطن ، مذهب من است حقیقت »</p>
<p>به هر روی نسب آدمی یکی است و اگر سخن از برتری به میان آید به استناد قرآن شریف؛ انسانی بر دیگری پیشی گیرد که متّصف به فضائل اخلاقي، كمالات، مقام خليفة‏اللّهي باشد و جز خود به دیگری هم بیاندیشد و برایش قدمی بردارد.  فارغ از اینکه کجایی است یا &#8230;<br />با این مقدمه به شرح تاریخچه عبارت هفتاد هشتاد ساله «بچه ناف تهرون» می پردازیم که ناظر است بر:<br />1.نازیدن به تهرانی که پایتخت است:<br /> کمی بیش از دویست سال است که تهران نشینی افتخاری دارد. (همانطوری که روزگاری اصفهان و قزوین و همدان و &#8230; داشت.) زیرا پیش از پایتختی، تهران دهی بود و افتخاری افزون بر دیگر نقاطی چون؛ برغان و ساوجبلاغ و ابرقو و &#8230; نداشت. تازه اگر قول یاقوت حموی را هم بپذیریم که پیشینه راهزنی را به اجداد تهرانیان منتسب کرده، شاید بسیاری از ایشان از داشتن ریشه کهن تهرانی انصراف دهند.<br />2. اشاره به وجه تمایز میان مرکز نشینان و حاشیه نشینان تهران است:<br />یکی از معانی ناف، وسط و میانه هر چیزی است مانند؛ ناف عالم یا ناف هفته و غیره.<br />پیدایی این سخن، حکایت از تفاخر به اصالت تهرانی دارد که در داخل باروی شهر می زیستند؛ در مقابل حاشیه نشینان که ریشه ای تهران نداشتند.<br />اولیویه معاصر آقامحمدخان می نویسد؛ جمعیت تهران با قشون همراه آقامحمدخان پانزده هزار تن بوده که اگر عده نظامیان همراه شاه را کم کنیم، تهران در زمان پایتختی جمعیتی بیش از شش هفت هزار تن نداشت. تبدیل آن عده قلیل به سیزده چهارده میلیون نفر جمعیت امروز حکایت از غیر بومی بودن پایتخت نشینان دارد. <br /> در دوره فتحعلی شاه بر اثر جدایی بخشهایی از کشور جمعی از اهالی قفقاز (شهرهایی چون ایروان،لنکران &#8230;) و شرق دریای خزر (شهرهایی نظیر مرو و خیوه و &#8230;) گریختند و در شهرهای دیگر از جمله تهران ساکن شدند. این افزایش جمعیت پایتخت، باعث گسترش شهر شد که منجر به ساخت دروازه نو در جنوب محله عتیق بازار و &#8230; در دوره محمدشاه گردید.<br />روند افزایش جمعیت در عصر ناصری، شدت گرفت و باغهای سنگلج و عودلاجان و &#8230; ساخته شد. این امر منجر به تخریب حصار صفوی و ایجاد باروی وسیع ناصری گردید. تا پیش از پهلوی مهاجران روستایی و دیگر شهرها در تهران با ساکنان اولیه خیلی تفاوت نداشتند، زیرا قومها و جمعیتهای بسیاری مانند باجمانلوها قمیها تفرشیها آذربایجانیها و لرها، کردها و&#8230; هر کدام به لهجه و زبان خود سخن می گفتند و تهرانیها هم بیش و کم با زبان خود (مانند پول به جای پل در سرپولک) که نزدیک به لهجه آبادیهای قصران بود گفتگو می کردند. اما رفته رفته لهجه ها در پایتخت روبه نابودی گذاشت و لهجه ای آفریده شد که به هیچیک از دیگر لهجه ها  شبیه نبود و آن شد استاندارد لهجه پایتخت نشینان و از آن روز دیگر لهجه ها و زبان ها به حاشیه رفتند و مظلومانه عزلت گزیدند. از این زمان تهرانیان که متکلم به لهجه تازه شده بودند بر حاشیه نشینان روستایی تفوق یافتند و برتری شان را برآنان تحمیل کردند.<br />تا پایان عصر قجر تهرانیان داخل حصار بودند و مرزی میان آنان و مهاجران پیدا نبود اما با فروپاشی قاجاریه حصار ناصری خراب شد و با روند افزایش ناگهانی جمعیت در پی تحولات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور، محلاتی در حاشیه شهر بنا گردید. باروی قدیم، مرز جغرافیایی آشکاری میان مهاجران جدید و تهرانیان شد. حاشیه نشینان نظیر سلسبیل، نظام آباد، اطراف دولاب، امامزاده معصوم، بریانک و &#8230; روستاییانی کوچیده به پایتخت بودند. همنشینی این گروه کثیر و اختلاط ایشان برای ساکنان قدیم تهران بسیار برخورنده بود. بویژه آنکه شتاب پیشترفت و رشد مالی و توسعه علمی و فنی این جمع پر کار و مصمم سربزیر بر تهرانیان مرکزنشین کم کار خرده گیر پیشی داشت و این، تحمل تهرانیها را طاق کرده و صبرشان را برده بود. به هردری می زدند تا درد این ننگ را بر خود هموار کنند. بچه ناف تهران بودن وجه تمایز ساکنان محله های چال میدان و صابون پزخانه و سنگلج و &#8230; با این (به اصطلاح آنها) قربتی ها بود که به آب می گفتند او و به گاو می گفتند گو و &#8230;. (تلفظ واو معدوله و &#8230;).  بچه های ناف تهران اشعار و هجویاتی از این دست ساخته بودند و در کوچه و بازار می خواندند و بزرگ و کوچک ایشان را به سخره می گرفتند و دلشان را خنک! می کردند. چون می دانستند نسل بعد آنان خود را تهرانی (مانند ایرانیانی که اواخر قاجاریه به اروپا و هند و روس و عثمانی و&#8230;رفتند و اکنون نمی دانند نسبشان ایرانیست. چنانکه ما نمی دانیم چه بر سر نوادگانم خواهد آمد.) خواهند شمرد. بنابراین «بچه ناف تهران» عبارتی است ساخته تهرانیان مرکز(ناف) نشین که اواسط دوره رضا شاه  در فرهنگ عامه پیدا شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a8/%d8%a8%da%86%d9%87-%d9%86%d8%a7%d9%81-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پاچنار و پاچناری</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%be/%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%be/%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Mar 2021 02:58:04 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[پاچنار و پاچناری چنار خونبار تهران، از چنارهای نامدار تهران قدیم و نام چنار امامزاده سید ولی در محله بازار تهران بود. درختان میوه عمری کوتاه دارند، ولی درختان نظیر چنار که ریشه های قوی دارند برای دست یابی به آب دل خاک را می شکافند و در عمق و سطحی وسیع پنجه می گشایند [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">پاچنار و پاچناری</p>
<p dir="RTL">چنار خونبار تهران، از چنارهای نامدار تهران قدیم و نام چنار امامزاده سید ولی در محله بازار تهران بود.</p>
<p dir="RTL">درختان میوه عمری کوتاه دارند، ولی درختان نظیر چنار که ریشه های قوی دارند برای دست یابی به آب دل خاک را می شکافند و در عمق و سطحی وسیع پنجه می گشایند و در مقابل ناملایمات اقلیمی تحملی بسیار دارند و از این روست که تعدادی از آنها را از پس قرن ها هنوز سرزنده و شاداب  در این خطه می توان دیدشان. این چنار تا سده معاصر نیز رنج دوران را بر خود هموار کرد و پایدار ماند، اما عاقبت حریف انسان نشد و از میان رفت. ظاهرا وقتی با آلت برنده تیزی پوست آن را می شکافتند شیرابه ای قرمز رنگ از آن بیرون می زد، از این روی آن درخت را «چنار خونبار»می گفتند. نام« محله پاچنار» و بازار پاچنارهم در این محل یادگار و منسوب بدان درخت است.</p>
<p dir="RTL">«اصطلاح پاچناری (کـه منسوب به محله‌ای به نام پاچنار در تهران بود) به گروه اجلاف آن محله اطلاق می‌شد. رفته‌رفته این اصطلاح در تهران جنبه عمومی یافت و پاچناری را برای لوطیان و همه اشخاص نامقیّد و فرومایه به کار می‌بردند.» (بهار، عجم، لاله تیک چند بهار، ذیل پاچناری، به کوشش کاظم دزفولیان، تهران، ۱۳۸۰ش.)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%be/%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d9%be%d8%a7%da%86%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قرضه ملی</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%82/%d9%82%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%82/%d9%82%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Feb 2021 01:33:12 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%82%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/</guid>

					<description><![CDATA[ قرضه ملی – با تحریم نفتی ایران و بروز دشواری سخت اقتصادی، بنابر لایحه دکتر محمد مصدق در سیزدهم مرداد ۱۳۳۰ مجلس شانزدهم «قانون اجازه انتشار دو میلیارد ریال برگ‌های وام یکصد ریالی به دولت» را تصویب کرد. اوراق قرضه ملی برگه دولتی بود که در دوره دوم دولت دکتر محمد مصدق چاپ شد. ارزش [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL"> قرضه ملی – با تحریم نفتی ایران و بروز دشواری سخت اقتصادی، بنابر لایحه دکتر محمد مصدق در سیزدهم مرداد ۱۳۳۰ مجلس شانزدهم «قانون اجازه انتشار دو میلیارد ریال برگ‌های وام یکصد ریالی به دولت» را تصویب کرد. اوراق قرضه ملی برگه دولتی بود که در دوره دوم دولت دکتر محمد مصدق چاپ شد. ارزش این برگه‌ صد ریال بود. اعتبار آن دوساله و سود سالیانه اش شش درصد و با امضای نخست‌وزیر محمد مصدق و وزیر دارای محمود نریمان بود.</p>
<p dir="RTL">مردم در تهران و شهرستان‌ها برای خریداین اوراق حضور یافتند و با فداکاری دولت ملی را حمایت کردند، اما حزب توده کمونیستی خرید این اوراق را تحریم کرد. احزاب ملی و و بازار با خرید این اوراق از دولت ملی حمایت کردند. محمدحسن شمشیری از رهبران شناخته شده بازار با خرید دو میلیون تومان از این اوراق و دادن وامی به ارزش سه میلیون تومان به بانک بیمه از طرح دولت حمایت کرد و شمشیری را به عنوان قهرمان اوراق قرضه ملی در آن دوران معرفی کرد./ سرنوشت یاران دکتر مصدق، ۱۳۸۳،۱۲۹ تا ۱۳۹.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%82/%d9%82%d8%b1%d8%b6%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هویدا شدن جسد زنی در گورستان</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%87/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d8%b3%d8%af-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%87/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d8%b3%d8%af-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2021 05:15:34 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d8%b3%d8%af-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[هویدا شدن پیکرعریان زنی  در گورستان که آشوب به پا کرد   پیدا شدن پیکر زنی تازه دفن شده در گورستان محله عتیق بازار تهران، آشوب به پا کرد و مردم هیجان زده شوریدند و ساختمان تازه ساز بانک استقراضی روس را در هم کوبیدند. ماجرای این حادثه که در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه در [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">هویدا شدن پیکرعریان زنی  در گورستان که آشوب به پا کرد</p>
<p dir="RTL">  پیدا شدن پیکر زنی تازه دفن شده در گورستان محله عتیق بازار تهران، آشوب به پا کرد و مردم هیجان زده شوریدند و ساختمان تازه ساز بانک استقراضی روس را در هم کوبیدند. ماجرای این حادثه که در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه در تهران رخ داد از این قرار است:</p>
<p dir="RTL">ماجرا این بود که مدرسه و قبرستان متروکه ای بلاصاحب در مجاورت امامزاده سید ولی در وسط محله بازار تهران افتاده بود، مدیر بانک استقراضی روس هم آن روزها در به در پی محلی برای احداث شعبه بانک می گشت، تا این که دلالان رند، اراضی قبرستان سید ولی را به او پیشنهاد کردند، مدیر بانک با عنایت به مرغوبیت جا و موقعیت ممتاز آن اراضی که در دل بازار قرار داشت، بلافاصله تمایل خود را با این معامله اعلام کرد، ولی عملی شدن این معامله بسیار پیچیده بود از آن جهت که اراضی موصوف، موقوفه بود و هیچ یک از مجتهدین (در آن روزگار فقط محضر مجتهدین محل انتقال سند بود.)  پایتخت حاضر به تنظیم سند انتقال مزبور به نام بانک نبود. زیرا مطابق موازین اسلامی انتقال موقوفات امری شرعی نیست./ تاریخ تحولات سیاسی و روابط خارجی.98 .2. 1361.</p>
<p dir="RTL"> گواینکه اطراف آن به پراکنده تکه هایی از زمین مزبور را مردم تصاحب کرده و خانه ساخته بودند ولی مساله بانک روس داستان دیگری بود، رقابت انگلیس و طرفداران داخلی اش در میان بود و این کار را مشکل می کرد.</p>
<p dir="RTL">«  در وسط بازار امیر تهران قبرستان کهنه و مدرسه ای خراب و ویران وجود داشت. به مرور زمان مردم زمین های اطراف قبرستان را تصرف کرده، خانه ساخته بودند، علما و مجتهدین در فروش زمین های مدرسه و قبرستان به منظور تبدیل به احسن اشکالی نمیدیدند./همان منبع.</p>
<p dir="RTL">در چنین اوضاعی بانک استقراضی روس نیز با قول واسطه مبنی بر توانایی او در انتقال سند عزمش جزم شده بود تا آن اراضی را خریداری کند. بانک نخست منازل اطراف را از مالکین خریداری کرد، آنگاه برای خرید مدرسه به وسیله حاج مستشارالتجار دست به دامن سید محمد طباطبائی مجتهد مشهور پایتخت شد، اما طباطبائی آن را نپزیرفت ولی شیخ فضل الله نوری قبول کرد وبا دریافت مبلغی آنجا را به بانک فروخت.</p>
<p dir="RTL">روس ها پس از به دست آوردن این سند شروع به ساخت کردند و از جمله چاهی در حیاط بنا کندند تا استخوان مکشوفه مردگان را در آن بریزند، ضمن درآمدن استخوان ها، جسد تازه دفن شده زنی پیدا شد که با بی اعتنایی آن را هم درون چاه انداختند. خبر این حادثه احساس برانگیز به گوش مخالفان دولت رسید. طباطبائی هم برای اجرای تصمیمات خود به رئیس بانک پیغام داد؛ زمین قبرستان و مدرسه را خراب کردن به هیچ قانونی مشروع نیست و نخواهم گذاشت که این زمین در تصرف شما بماند و عمارت بنا کردن در این مکان تضیع حق خودتان است.</p>
<p dir="RTL">او پاسخ داد:</p>
<p dir="RTL"> من این اراضی را از مستشارالتجار خریده ام و او نوشتجات معتبر در دست دارد./ تحولات  سیاسی اجتماعی ایران از دوران قاجار تا سقوط رضاشاه. 135 1382.</p>
<p dir="RTL">مدیربانک استقراضی روس دلش از جانب حامیان داخلی اش گرم بود. خبر اتفاقات  به نجف رسید و برخی علمای آنجا هم اظهار ناخشنودی نمودند ولی بانک همچنان به کار خود ادامه می داد. تا این که در روز4 آذر1384 ش. محمد واعظ از سخنوران برجسته عهد انقلاب مشروطه بالای منبر رفت و بعد از سخنرانی درباره حرمت رباخواری که کار اساسی بانک ها است و اشاره به داستان قبرستان و بیرون آمدن اجساد تازه، به اتفاق مردم هیجان زده و برانگیخته به سمت قبرستان و محل ساختمان حرکت کردند و بنای نیمه کاره بانک را خراب و ریشه کن کردند. بانک روس به دولت شکایت کرد و بیست هزار تومان ادعای خسارت  کرد. شاه فرمان داد خسارت  بانک را بپردازند و به علما کاری نداشته باشند و این کار شاه، آتش غوغا را فیرو نشاند./ پیشین، ص 17 .رضا.</p>
<p dir="RTL"> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%87/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%af%d8%a7-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%ac%d8%b3%d8%af-%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چلو کبابی نایب</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%da%86/%da%86%d9%84%d9%88-%da%a9%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%a8/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%da%86/%da%86%d9%84%d9%88-%da%a9%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 05 Feb 2021 02:50:10 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%da%86%d9%84%d9%88-%da%a9%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%a8/</guid>

					<description><![CDATA[چلوکباب نایب در دهه سی در بازار تهران و در غرب سبزه میدان چلوکبابی نایب واقع بود. پله می خورد پایین می رفتی و کنار یکی از آن میزهای قدیمی می نشستی. برنج ساده را که می آوردند، منتظر کباب می شدی. در این فاصله باید، کره محلی معطر را لای برنجی که مثل برف [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">چلوکباب نایب</p>
<p dir="RTL">در دهه سی در بازار تهران و در غرب سبزه میدان چلوکبابی نایب واقع بود. پله می خورد پایین می رفتی و کنار یکی از آن میزهای قدیمی می نشستی. برنج ساده را که می آوردند، منتظر کباب می شدی. در این فاصله باید، کره محلی معطر را لای برنجی که مثل برف سفید بود و عطرش اشتهای ترا افزونتر می کرد، پنهان می کردی تا کباب بیاورند. کباب برگ را آقا حجت می آورد و کباب کوبیده را آقا نوروز، دو شاگرد چلوکبابی که هر کدام ناباورانه با پنجاه سیخ کباب در دست از پای منقل برای پخش کباب می آمدند. چیزی که این جمع را تکمیل می کرد، دوغ خوشگوار محلی بود. در پایان با پرداخت 25 ریال شادمانه و مسرور، گردانندگان با انصاف چلوکبابی را ترک می کردی.</p>
<p dir="RTL"> </p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%da%86/%da%86%d9%84%d9%88-%da%a9%d8%a8%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%86%d8%a7%db%8c%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
