<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اندرون &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 19 Mar 2017 14:50:36 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.4</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>اندرون &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آنفلوآنزا</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a2%d9%86%d9%81%d9%84%d9%88%d8%a2%d9%86%d8%b2%d8%a7/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a2%d9%86%d9%81%d9%84%d9%88%d8%a2%d9%86%d8%b2%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 14:50:36 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%d9%86%d9%81%d9%84%d9%88%d8%a2%d9%86%d8%b2%d8%a7/</guid>

					<description><![CDATA[پیشینه شیوع نام این بیمارى در ایران به دوره ناصرى برمى‌‌گردد: «23 ژانویه 1892 م. / 22 جمادى الثانیه 1309 ق.، مرض آنفلوانزا كه چند روزى است در تمام محلات طهران بروز كرده عده زیادى را كشته، مشیرالدوله یكى از اولین كسانى بود كه سه روز قبل با این مرض جان سپرده، امروز هم دو [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">پیشینه شیوع نام این بیمارى در ایران به دوره ناصرى برمى‌‌گردد: «23 ژانویه 1892 م. / 22 جمادى الثانیه 1309 ق.، مرض آنفلوانزا كه چند روزى است در تمام محلات طهران بروز كرده عده زیادى را كشته، مشیرالدوله یكى از اولین كسانى بود كه سه روز قبل با این مرض جان سپرده، امروز هم دو نفر از زنان اندرون مرده‌‌اند.» <strong><em>/ سه سال در دربار ایران، </em></strong><strong>ص 242.</strong></p>
<p dir="RTL"> «7 فوریه 1892 م. / 8 رجب 1309 ق.، شاه كه تازه از آنفلوانزا راحت شده ولى هنوز ضعف دارد&#8230;» <strong>/ همان مرجع، ص 246.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a2%d9%86%d9%81%d9%84%d9%88%d8%a2%d9%86%d8%b2%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اندرون</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 Mar 2017 14:34:36 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[حرمسرا و حرمخانه پادشاهان قاجاریه را اندرون مى‌‌گفتند. حكام قاجار بدون توجه به مردم و وضع زندگى ایشان و آینده این سرزمین، در اندرون كاخ خویش غرق نوشیدن و آشامیدن و عیاشى بودند و هیچ حادثه و هیچ كاستى و نقصانى در زندگى روزمره مردم نمى‌‌توانست به آرامش و اداره «اندرون» خللى وارد كند.  هنگامى‌‌كه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">حرمسرا و حرمخانه پادشاهان قاجاریه را اندرون مى‌‌گفتند. حكام قاجار بدون توجه به مردم و وضع زندگى ایشان و آینده این سرزمین، در اندرون كاخ خویش غرق نوشیدن و آشامیدن و عیاشى بودند و هیچ حادثه و هیچ كاستى و نقصانى در زندگى روزمره مردم نمى‌‌توانست به آرامش و اداره «اندرون» خللى وارد كند.</p>
<p dir="RTL"> هنگامى‌‌كه اروپا در مرحله گذار به سوى تحول بزرگ صنعتى پیش مى‌‌تاخت، در اندرون قاجاریان به ویژه در دوران ناصرى، آبدارخانه و آبدارچى، خواجه سرا و خواجگان، آشپزخانه و آشپزان همه و همه آسوده و بى‌‌خیال نسبت به آینده مردم این سرزمین، دست به دست هم داده بودند تا شاه و حرمیان فارغ از دغدغه مردم وامانده، در عیاشى خویش غوطه ور باشند. اعتمادالسلطنه اندرون را این‌‌گونه توصیف مى‌‌كند: «&#8230; دیگر عمارت جدیدالبناى بهشت آیین اندرون است كه نمونه‌‌اى از خلد برین مى‌‌باشد&#8230;» <strong><em>/ مرآت البلدان، </em></strong><strong>ج 3، ص 102.</strong></p>
<p dir="RTL"> خدمه و سكنه اندرون، خدمه و عمله اندرون را سه دسته تشكیل مى‌‌دادند:</p>
<p dir="RTL"> 1. فراش‌‌ها و سربازها كه از ارگ و اطراف آن حفاظت مى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> 2. كلفت‌‌ها و نوكرها و دیگر كاركنان از قبیل جاروكش، باغبان، چراغچى و سقا و غیره كه در داخل ارگ خدمت مى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> 3. غلامان و كنیزان سیاه كه امور حفاظت ناموس زنان حرم را عهده‌‌دار بوده، مواظبت ایشان از برخورد با اجنبى و نامحرم مى‌‌كردند.</p>
<p dir="RTL"> دسته اخیر زن و مردهایى بودند كه به صورت برده از حبشه و زنگبار خریدارى شده، زن‌‌هایشان را آموزش جاسوسى و خبرچینى داده، مردهایشان را خصیه كشیده به نگاهبانى خانم‌‌ها مى‌‌گماشتند. مردمانى ساده دل و محل اعتماد كه مگر ناپاكى‌‌ها را از معاشرت و همنشینى با بدان مى‌‌آموختند و افرادى كه تا آخر عمر دست از وفادارى به ولى‌‌نعمت خود نمى‌‌كشیدند. دده‌‌باشى نام افتخارى زنان ایشان بوده و خواجه باشى نام مردان این جماعت كه بر اثر خدمتگزارى‌‌هاى صادقانه و امانت و درست كارى به آن مفتخر مى‌‌شدند. <strong><em>/ تهران قدیم، </em></strong><strong>ص 97.</strong></p>
<p dir="RTL"> اندرون شامل محوطه‌‌اى محصور با دیوارهاى بلند و باغچه بندى‌‌هاى مفصل و حوض بزرگ آبى در وسط و اتاق‌‌هاى وسیع با انبارهاى آذوقه و شراب‌‌خانه و دستگاه‌‌ها و مكان‌‌هاى جداگانه براى خاتون‌‌هاى حرم، آقازاده‌‌ها و كلفت نوكرها&#8230; <strong>/ همان، ص 195.</strong></p>
<p dir="RTL"> بناها داراى دو اصل (بیرونى و اندرونى) بوده كه به شرح و چگونگى آن مى‌‌پردازیم:</p>
<p dir="RTL"> قسمت بیرونى: معمولاً درب ورودى در كنار كوچه، گذرگاه (گذر)، بازارچه و یا بازار به راهرویى مربوط مى‌‌شود. در مقابل در ورودى یك یا دو اتاق پیشخوان براى مستخدم و یا نگهبان ساخته مى‌‌شود. ضمناً این مكان محلى جهت پاسخ‌‌گویى به مراجعین نیز مى‌‌باشد. بعد از این قسمت از راهرو به حیاط بیرونى مى‌‌رسیم. در سمت كوچه و یا گذر محلى به نام اصطبل با گنجایش كافى و با رعایت آخوربندى، به ویژه انبار علوفه در كنار آن با درب ورودى از گذر مطرح مى‌‌باشد. همچنین از حیاط بیرونى به اصطبل راه جداگانه جهت نگهدارى ستوران كه وسیله كار و ایاب و ذهاب آن روزگار بوده است از موارد طرح مى‌‌باشد. در سوى دیگر، حیاط بیرونى دو اتاق وسیله زندگى و پذیرایى میهمان‌‌هاى بیگانه و نامحرم بوده. در جوار آن بیوتات كوچكى كه شامل آبریزهاى توالت، منبع و چاه آب و همچنین آشپزخانه (مطبخ) و یا آبدارخانه ساخته مى‌‌شد. در حیاط بیرونى حوض آب و باغچه‌‌هاى مصفا نیز مورد توجه بود.</p>
<p dir="RTL"> قسمت اندرونى: ارتباط قسمت بیرونى و اندرونى به وسیله راهرویى انجام مى‌‌شود. این راهرو از ناحیه حیاط (بیرونى به اندرونى) داراى درب ورودى مى‌‌باشد. ساختمان‌‌هاى قسمت اندرونى به شكل شمالى &#8211; جنوبى و یا شرقى &#8211; غربى نسبت به گذرگاه دوّمى نیز مورد نظر مى‌‌باشد كه طرح آن نسبت به تعداد افراد خانواده به وجود مى‌‌آید.</p>
<p dir="RTL"> تالار، این فضا بزرگ‌‌ترین و زیباترین قسمت این‌‌گونه ساختمان‌‌ها را تشكیل مى‌‌دهد و به نام «شه نشین» نیز معروف مى‌‌باشد و معمولاً به وسیله چند پله از سطح زمین به راهرویى مربوط مى‌‌شود. پنجره‌‌هاى رو به حیاط در ابعاد متناسب و از نوع كارهاى چوبى منبت و گره ساخته مى‌‌شود. وجود پنجره‌‌ها در تعداد پنج یا هفت عددى مورد توجه بوده كه این اتاق و تالار به نام اتاق پنج و یا هفت درى نیز مشهور مى‌‌باشد. سقف اتاق قاب سازى‌‌هاى چوبى و یا گچ‌‌برى و آینه‌‌كارى، رف و پیش بخارى سازى همراه با نقاشى و رنگ روغن از جمله كارهاى تزیینى این فضا مى‌‌باشد. مقابل تالار، اتاق انتظار مى‌‌باشد كه محلى موقت براى برخى از مراجعین است. در جلوى فضاى تالار ایوان سرپوشیده بر روى دو یا چند ستون سنگى و یا چوبى اتكا دارد. زیر این فضاها زیرزمین جهت حوض‌‌خانه و محل استراحتگاه در تابستان منظور مى‌‌شود. تهویه در این قسمت به وسیله كانال هایى از بادگیرهاى مرتفع صورت مى‌‌گیرد. در مقابل تالار چندین اتاق با راهروى میانى از یكدیگر تفكیك مى‌‌شوند. این اتاق‌‌ها وسیله زندگى و خواب براى فرزندان كوچك و بزرگ و همچنین والدین مطرح و طراحى مى‌‌شود. در این قسمت‌‌ها زیرزمینى جهت انبارى و نگهدارى مواد غذایى و همچنین براى آلنگ كردن میوه‌‌ها از سقف آن‌‌ها مورد توجه و استفاده مى‌‌باشد. تهویه هوا به وسیله هواكش‌‌ها كه از درون دیوارها با كانال‌‌هایى كه به صورت عمودى در دیوارها تعبیه شده است، صورت مى‌‌گیرد، از طرف دیگر یك سمت حیاط، جهت بیوتات اندرونى شامل مطبخ (آشپزخانه)، چاه و منبع توالت (مستراح)، همچنین محلى براى نگهدارى گوسفند و لانه ماكیان پیش بینى مى‌‌شود.</p>
<p dir="RTL"><strong> </strong>سنن اجتماعى و قومى در معمارى</p>
<p dir="RTL"> حیاطسازى: حیاطسازى شامل حوض بزرگ آب و در شرایطى با آب منگل‌‌سازى و باغچه‌‌هاى وسیع در اطراف حوض آب و درختان بزرگ تنومند بود. <strong><em>/ معمارى ایران زمرشیدى، </em></strong><strong>ص 27.</strong></p>
<p dir="RTL"><strong> </strong>عمارت اندرونى: معمار سنتى در جستجوى نظمى بر اساس بهره‌‌ورى از مواهب طبیعى و هماهنگ با نظم حاكم بر طبیعت است. او به دنبال آماده كردن مكانى است كه هر آنچه از مواهب طبیعى را مى‌‌تواند، در محدوده زیست فراهم آورد، بدون آن‌‌كه خلوت زندگى بر هم بخورد و پیش چشم غیر و بیگانه، خصوصى‌‌ترین باغ درونى را مى‌‌سازد كه آن را با نام حیاط یا به اعتبارى «باغ درون شهرى» مى‌‌شناسیم.</p>
<p dir="RTL"> در انواع باغ‌‌هاى سكونتگاهى، به‌‌ویژه باغ‌‌هاى سكونتگاهى &#8211; حكومتى یك یا چند عمارت براى سكونت دائمى در نظر گرفته مى‌‌شود كه غالباً آن را اندرونى مى‌‌نامند.</p>
<p dir="RTL"> براى حفظ محرمیت و متمایز ساختن حریم اندرونى از سایر بخش‌‌هاى باغ غالباً اندرونى را در یك سمت باغ به نحوى طراحى و احداث مى‌‌كردند كه از سایر بخش‌‌ها متمایز و محفوظ باشد. در این حالت غالباً یك یا چند فضاى باز مركزى، محصور یا نیمه محصور براى اندرونى در نظر گرفته مى‌‌شد. <strong><em>/ باغ‌‌هاى ایران، </em></strong><strong>ص 27.</strong></p>
<p dir="RTL"> در دوران قاجاریه، به ویژه از اواخر حكومت محمدشاه به بعد «اندرون« همیشه نقش تعیین كننده‌‌اى در سیاست كشور داشت كه البته به تناسب قدرت شاه و سیاست وى از طرفى و شیطنت اهل اندرون از طرف دیگر و نیز شدت و ضعف ارتباط دول خارجى خصوصاً انگلیس و روس با ایشان، این نقش در دوران مختلف متغیر بوده است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امامزاده عباسعلى</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b9%d9%84%d9%89/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b9%d9%84%d9%89/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Mar 2017 14:39:14 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b9%d9%84%d9%89/</guid>

					<description><![CDATA[روزى یكى از خدمه اندرون كه مرتكب خلافى شده بود، از ترس این‌‌كه مبادا مورد خشم و بازخواست بانوى خود (ظاهراً یكى از زنان پرنفوذ حرمسرا) قرار گیرد، شبانه از ارگ گریخت و در بارگاه حضرت عبدالعظیم متحصن شد. وقتى این خبر به گوش ناصرالدین شاه رسید، ابتدا دلش به حال كلفت بیچاره سوخت و [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">روزى یكى از خدمه اندرون كه مرتكب خلافى شده بود، از ترس این‌‌كه مبادا مورد خشم و بازخواست بانوى خود (ظاهراً یكى از زنان پرنفوذ حرمسرا) قرار گیرد، شبانه از ارگ گریخت و در بارگاه حضرت عبدالعظیم متحصن شد. وقتى این خبر به گوش ناصرالدین شاه رسید، ابتدا دلش به حال كلفت بیچاره سوخت و چون موارد مشابه آن فراوان پیش آمده بود و احتمال داشت در آینده نیز چنین حوادثى به وقوع بپیوندد، درصدد برآمد ملجأ و پناهگاه نزدیك‌‌ترى براى اهل حرم و ساكنان ارگ فراهم سازد؛ به همین صورت در نهان به یكى از گیس‌‌سفیدهاى مورد احترام زنان اندرون مأموریت داد تا چنین شایع كند كه خواب‌‌نما شده و به وى گفته‌‌اند در پاى درخت چنار كهنسالى كه بر كنار مظهر قنات واقع شده امامزاده‌‌اى به نام عباسعلى مدفون است و برآورنده حاجات اهل حرم خواهد بود.</p>
<p dir="RTL"> بعد از شیوع این شایعه در داخل ارگ سلطنتى، زنان خوش‌‌باور حرمسرا از شاه خواستند تا دستور نصب نرده‌‌اى را در اطراف درخت بدهد. شاه این درخواست زنان را پذیرفت و مدتى بعد نرده‌‌اى با رنگ سبز اطراف درخت نصب گردید و از آن پس درخت مورد اشاره به چنار عباسعلى معروف شد و به صورت مرجع و ملجأ عده زیادى زن و مرد صاحب‌‌حاجت داخل ارگ درآمد. <strong><em>/ تهران قدیم،جعفر شهری، </em></strong><strong>ص 86.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%a8%d8%a7%d8%b3%d8%b9%d9%84%d9%89/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آشپزخانه ارگ</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 Feb 2017 11:35:39 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af/</guid>

					<description><![CDATA[در دوره قاجاریه به‌خصوص دوران ناصری‌ آشپزخانه از دستگاه‌های‌ مهم سلطنتی‌ به شمار می‌‌رفت به طوری‌‌كه خوانسالاری‌ از مشاغل مهم دربار محسوب می‌‌شد. خوانسالاری‌ گذشته از تهیه ناهار و شام پادشاه، وظیفه مهیا نمودن غذای‌ همسران شاه، كه برخی‌ از ایشان در سیاست و دربار بسیار با نفوذ بودند و ندیمه‌ها و خواجه‌ها را (كه [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در دوره قاجاریه به‌خصوص دوران ناصری‌ آشپزخانه از دستگاه‌های‌ مهم سلطنتی‌ به شمار می‌‌رفت به طوری‌‌كه خوانسالاری‌ از مشاغل مهم دربار محسوب می‌‌شد. خوانسالاری‌ گذشته از تهیه ناهار و شام پادشاه، وظیفه مهیا نمودن غذای‌ همسران شاه، كه برخی‌ از ایشان در سیاست و دربار بسیار با نفوذ بودند و ندیمه‌ها و خواجه‌ها را (كه لشكری‌ را تشكیل می‌‌دادند)، به عهده داشتند. بر این اساس خوانسالار كه اداره امور آشپزخانه را به عهده داشت به لحاظ سیاسی‌ بسیار قدرتمند و با نفوذ بود. آشپزخانه ارگ تا زمان حیات ناصرالدین شاه در كوچه تكیه دولت قرار داشت كه علاوه بر تأمین غذای‌ شاه و اندرون و خدمه هر ظهر و شب تعدادی‌ از سكنه اطراف ارگ و كوچه‌های‌ محله عرب‌ها و اطراف از آن غذای‌ مجانی‌ استفاده می‌‌كردند و گاه نیز از آشپزها یا خدمه به قیمت نازلی‌ می‌‌خریدند.</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; اندرون دو آشپزخانه داشت یكی‌ داخل محوطه، مخصوص شاه و نزدیكان و یكی‌ در بیرون حصار یعنی‌ در خیابان احمد شاهی‌ كه جهت خدمه فعالیت می‌‌نمود. در این آشپزخانه‌ها به چندین برابر تعداد نفرات اندرون طبخ غذا می‌‌گردید چه این سنتی‌ بود كه از شاه شهید بر جای‌ مانده هنوز نگاهداری‌ می‌‌شد. از آن‌جا كه ناصرالدین شاه دستور داده بود اطرافیان اندرون او را هم از سفره‌خانه او بی‌‌نصیب نگذارند، با این نظر كه آشپزخانه شاه باید شاهانه بوده باشد، از این رو هر ظهر و شب مجمعه‌های‌ بی‌‌شماری‌ از انواع اطعمه و اشربه بر سر خدمه اندرون از مطبخ‌ها بیرون آمده به خانه‌های‌ اطراف رفته به فروش می‌‌رسید و كاسه بشقاب دوری‌‌های‌ پر كه در خود محل به پول رسیده پس‌مانده‌هایشان بذل فقرا می‌‌گردید. فروختنی‌‌هایشان شامل قابی‌ پلو، مانند شیرین پلو با یك مرغ تمام كه در لای‌ برنج نهاده شده بود و بشقابی‌ حلوای‌ زعفرانی‌ و چند گل شامی‌ معمولی‌ یا شامی‌ لپه و پیاله‌ای‌ ترشی‌ و ظرفی‌ مربا و تنگی‌ دوغ یا شربت به مناسبت غذا و بشقابی‌ پنیر و سبزی‌ و ظرفی‌ نان شیرینی‌ و بشقابی‌ میوه یا بنا به حالت فصل غذا، چلوخورش، چلوكباب، سبزی‌ پلو با كوكو و ماهی‌، یا باقلاپلوكه همراه میوه‌های‌ سال و اشربه و حلویات تغییر یافته به دست مردم می‌‌رسید.</p>
<p dir="RTL"> این سهمی‌ بود از مجمعه و سینی‌ و ظرف كه برای‌ خانواده هر یك از خدمتكاران مقرر شده بود و چون در اثر فزونی‌ آن حداقل یك نوبت از دو وعده آن اضافه می‌‌آمد آن را به فروش می‌‌رسانیدند و قیمت آن حداكثر دوقران برای‌ هر مجمعه و یك قران جهت هر سینی‌ غذای‌ چهار نفره تا ده‌شاهی‌ و پنج‌شاهی‌ كه در هر قاب و بادیه عرضه می‌‌گردید. فقرا و مستمندان نیز بی‌ نصیب نبوده كه آن‌ها هم از پس‌مانده‌های‌ اهالی‌ اندرون اطعام می‌‌شدند. خانه‌های‌ این زنان ساختمان‌های‌ آجری‌ دواتاقه كرسی‌‌داری‌ بود كه گله به گله اندرون برای‌ ایشان ساخته شده بود و جیره روز و شبشان سینی‌ مجمعه‌هایی‌ كه هر ظهر و شب‌بر سر غلام بچگان و كنیزكان چنان‌كه پلوی‌ نذری‌ می‌‌دهند قرار گرفته، با عجله تمام تا سرد نشود جلو در هر یك از اتاق‌هایشان گذاشته می‌‌شدند. اما آشپزخانه خارج اندرون وسیله‌ای‌ بود تا زنان جوان حرم كه اجازه خروج از حصار را نداشتند به بهانه دستور غذا در آن رفت و آمد كرده با اقوام و دلدادگان خود ارتباط یافته تجدید عهد بكنند. تا آن‌كه در اواخر دوره احمد شاه كه وضع مالی‌ دربار رو به وخامت گذاشت هر دو آشپزخانه تعطیل شد و مطبخی‌ به نام مطبخ احمد شاهی‌ كه در خارجی‌‌اش از كوچه تكیه دولت بود جانشین آن‌ها گردیده و زنان و خدمه و اضافات حرم نیز بیرون رانده شدند، اما تا اسمی‌ از قاجاریه بود مردمی‌ هم از آشپزخانه ارگ اطعام می‌‌شدند.» <strong><em>/ تهران قدیم</em></strong><strong>، (جعفر شهری</strong><strong>‌</strong><strong>) ج 1، ص 87.</strong></p>
<p dir="RTL"> جعفر شهری‌ موقعیت آشپزخانه اندرون را چنین شرح می‌‌دهد:</p>
<p dir="RTL"> «&#8230; دیگر در آشپزخانه كه به در احمد شاهی‌ معروف بود و آن كوچه عریضی‌ در محل خیابان شمالی‌ وزارت دارایی‌ فعلی‌ بود كه با دری‌ از خیابان ناصریه جدا می‌‌گردید و آشپزخانه خدمه اندرون شاهی‌ در آن قرار داشت و امروزه به صورت بنگاه داروپخش در آمده است.</p>
<p dir="RTL"> بعد از آن دیوار چینه‌ای‌ لب كنگره با برج قراولی‌ اندرون شاهی‌ و بعد از آن دو دكان بزرگ به نام تجارتخانه كاشانی‌ كه صورتی‌ مانند سمساری‌ وعتیقه فروشی‌ داشت وعكس‌های‌ قلمی‌ بزرگان و رجال گذشته وحال را زیر ساباط دكان از طرف بیرون كوبیده بود در معرض تماشا گذارده بود و پس از آن « مبال رئیس» كه مستراح عمومی‌ خیابان بود و بعد از آن قهوه‌خانه پنجه‌باشی‌ و چند دكان و در هئیت وزرا و تقریباً در همین‌جا خاتمه خیابان ناصریه كه بعد از آن تا سه راه مسجد شاه، پشت بازار كنار خندق و مخروبه و جزو خیابان اصلی‌ به شمار نمی‌‌آمد.»<br /> <strong>/ همان، ص 41.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a2/%d8%a2%d8%b4%d9%be%d8%b2%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
