<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>آتشکده &#8211; تهران نامه</title>
	<atom:link href="https://tehrannameh.com/list-tag/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%da%a9%d8%af%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<description>دانشنامه تاریخی جغرافیایی تهران به کوشش داریوش شهبازی</description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Feb 2024 06:39:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.0.2</generator>

<image>
	<url>https://tehrannameh.com/wp-content/uploads/2024/10/cropped-logo2-32x32.png</url>
	<title>آتشکده &#8211; تهران نامه</title>
	<link>https://tehrannameh.com</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نخستین مصلی گستره تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d9%86/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b5%d9%84%db%8c-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d9%86/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b5%d9%84%db%8c-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Feb 2024 06:39:39 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b5%d9%84%db%8c-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[نخستین مصلی شیعیان در گستره تهران «صحرای ازدان» مخفف ایزدان و از نام‌های آیین مغان و زردشتیان بوده است و به همین دلیل این نام و آثار موجود در آن محل، متعلق به دوران پیش از اسلام است. بعد از اسلام آوردن ایرانیان، در شهر ری، پیروان مذاهب مختلف اسلام و حتی ادیان دیگر نظیر [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">نخستین مصلی شیعیان در گستره تهران</p>
<p dir="RTL">«صحرای ازدان» مخفف ایزدان و از نام‌های آیین مغان و زردشتیان بوده است و به همین دلیل این نام و آثار موجود در آن محل، متعلق به دوران پیش از اسلام است. بعد از اسلام آوردن ایرانیان، در شهر ری، پیروان مذاهب مختلف اسلام و حتی ادیان دیگر نظیر زردشتی و &#8230; همزمان زندگی می‌کردند. شیعیان نیز در کنار همین صحرا سکنی داشتند.</p>
<p dir="RTL">صحرای ازدان در شرق بقعه حضرت عبدالعظیم (س) قرار دارد و در قرون اولیه اسلامی، شیعیان مصلایی در کنار محل زندگی‌شان داشتند که مجاور این صحرا بود. ری از شهرهای بسیار کهن ایران زمین، بلکه جهان است و با کهن شهرهایی چونان بابل و نینوا در بین‌النهرین در دیرینگی پهلو می‌‌زند.</p>
<p dir="RTL">در سیر تطور فرهنگی اقوام آریایی، در دوران مادها، به کیش مغان درآمدند که آثاری از این آیین و مذهب در نقاط مختلف پهنه تهران، مانند دماوند و &#8230; وجود دارد. مرکز اصلی فعالیت دینی‌ آنان، شهر ری بود. دین ایشان با ادیان اقوام اطراف نظیر آشوریان و &#8230; نیز متأثر از یکدیگر و حتی مرتبط باهم بوده است.</p>
<p dir="RTL">دیاکونف روسی در «تاریخ ماد» می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">گو این که «هرودوت» مورخ یونانی اطلاع صریحی از دین مادها به دست نمی‌‌دهد، لیکن به زندگی مغان یعنی رهبران دینی مادها در شهر ری اشاره دارد. با ظهور زردشت، مغان نیز به آن گرویدند. «دیاکونف»، قدمت این ارتباط را به قرن چهارم پیش از میلاد و «آرتور کریستن سن»، این پیشینه را به هزار سال پیش از میلاد می‌رساند.</p>
<p dir="RTL">دونالد ویلبر می‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">«پهلویان ظرف قرن اول بعد از میلاد به تدریج از زیر نفوذ یونانیان به در آمدند و دین زردشت را از سر نو، در ایران رسمیت دادند.»</p>
<p dir="RTL">نویسنده «تاریخ ساسانیان» می‌‌نویسد:</p>
<p dir="RTL">در عصر ساسانی آتش‌های مقدسی که خاموش شده بود، به فرمان اردشیر از نو روشن شد.</p>
<p dir="RTL">«پورداود» معتقد است، معبدهای ایران قدیم، به طور عموم آتشکده نامیده می‌شد و آتشدان افروزان، در این پرستگاه‌ها به منزله محراب در مساجد بود.</p>
<p dir="RTL">آتشکده ری پس از اسلام نیز باقی بود. رافعی از عالمان نامدار اسلامی از وجود این آتشکده در قرون ششم و هفتم در نوشته‌هایش اشاره کرده است. اوایل قرن هفتم بر اثر حمله مغول، شهر ری و بناهایش از جمله این آتشکده ویران شد.</p>
<p dir="RTL">آتشکده ری در صحرای ازدان در جنوب شرقی ری قرار دارد. قطعات فراوانی از گچبری‌های بسیار نفیس قدیم ری از آتشکده ری و دیگر خرابه‌های عمارات ساسانی و &#8230; گردآوری شد و اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌‌شود.</p>
<p dir="RTL">حسین کریمان در «ری باستان» به این صحرا اشاره دارد و نامگذاری آن را به مناسبت ستایش پروردگار، در آتشکده آنجا می‌‌داند. صحرای «ازدان» نه فقط نزد ایرانیان پیش از اسلام دارای اهمیت بود، بلکه پس از اسلام آوردن ایشان باز هم، این محله مورد توجه بود. شیعیان ری، مصلی و محله سکونتشان را مجاور این صحرا برگزیده بودند.(مولف)</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d9%86/%d9%86%d8%ae%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%85%d8%b5%d9%84%db%8c-%da%af%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انار تهران</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 18 Mar 2017 20:25:18 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/</guid>

					<description><![CDATA[به عهد باستان انار تهران و بهتر بگوییم رى و گستره تهران در خوبى و لطافت شهره آفاق بوده است. از همین رو نام تهران به صورت نسبت (طهرانى) كه در ذكر انار آن‌‌جا در فارسنامه ابن بلخى كه به نام سلطان محمدبن ملك شاه سلجوقى در فاصله سال‌‌هاى 500 تا 510 هجرى فراهم آمده [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">به عهد باستان انار تهران و بهتر بگوییم رى و گستره تهران در خوبى و لطافت شهره آفاق بوده است. از همین رو نام تهران به صورت نسبت (طهرانى) كه در ذكر انار آن‌‌جا در فارسنامه ابن بلخى كه به نام سلطان محمدبن ملك شاه سلجوقى در فاصله سال‌‌هاى 500 تا 510 هجرى فراهم آمده مذكور است. در این كتاب در شرح بلوك «كوار» فارس، انار این بلوك در نیكویى به انار طهرانى شبیه گردیده بدین صورت: «كوار شهركى است سخت خوش و خرم و نواحى بسیار دارد. درختستانى عظیم است، چنان‌‌كه میوه‌‌ها را قیمتى نباشد و همه میوه‌‌هاى آن‌‌جا به غایت نیكوست، خاصه انار، كى مانند انار طهرانى است».</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> از این پس نام انار تهران در كتب انساب و مسالك و تواریخ به استقلال نیز درج است، چنان‌‌كه در الانساب سمعانى از مؤلفان حدود 555 ق. در ذكر تهران اصفهان و تهران رى بدین صورت مذكور آمده (متن مذكور ترجمه متن عربى است.) «و نیز تهران دیهى است در رى و انار نیكو بدان‌‌جا منسوب است&#8230;»</p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> </p>
<p dir="RTL"> ذكر انار تهرانى در عجایب نامه كه چند سالى پس از الانساب تألیف یافته است درج شده است: «رى شهرى است معظم، نعمت‌‌ها آید از آن‌‌جا نیكو پنبه و سنجد رازى و انار تهرانى و انگور&#8230;» <strong><em>/ عجایب نامه</em></strong><strong>، ورق 39 ص 2.</strong></p>
<p dir="RTL"> «.. و طهران ایضاً قریة باالرى و&#8230;» الانساب ورق 373، صفحه 2. یعنى «و نیز طهران دیهى است در رى و انار خوب دارد. میوه‌‌هاى ایشان بسیار است و سخت نیكوست به ویژه انار ایشان كه همانند آن در هیچ سرزمینى یافته نشود.» آثار البلاد، صص 34 و 341 كه به سال 674 ق. توسط زكریاى قزوینى فراهم آمده. <strong><em>/ تاریخ تهران، </em></strong><strong>ص 5.</strong></p>
<p dir="RTL"> ناصرالدین شاه در توصیف میوه‌‌جات سمنان به برترى انار كن اشاره كرده است: «دیگر از میوه‌‌جات سمنان&#8230; انار شیرین [است] كه خیلى وفور دارد امّا انار شیرین كن طهران از انار این‌‌جا بهتر است&#8230;» <strong><em>/ سفرنامه خراسان، </em></strong><strong>ص 214<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> گذشته از آبادى تهران، در بیشتر دیه‌‌هاى اطراف آن هم نظیر مرادآباد، كن، ونك، نارمك، حسین آباد، سوهانك، باغ فیض، قنات كوثر و غیره انار به دست مى‌‌آمده است. به همین سبب در گستره تهران چندین باغ انارى وجود داشته است.</p>
<p dir="RTL"> انار ناحیت رى را در روزگار گذشته ذكر و شهرتى مخصوص بوده، و از طرائف ثمار بلاد به حساب مى‌‌آمده است، چنان‌‌كه در ثمارالقلوب ثعالبى در وضع كشمش هرات ذكر گردیده:</p>
<p dir="RTL"> «و قد یعَدُّ من طرائف ثمرات البلاد، قشمش هراة و تین حُلوان&#8230; و رُمان الرى&#8230;»</p>
<p dir="RTL"> و نیز: «و مِنْ خَصائص الرَّرى الثیاب اَلحَسَنَة&#8230; الرّمان المعروف بالهبرج [كذا]، و المعروف بالاملیسى. و كان یحمَل الى السلطان مع خراج الرى&#8230;» / <strong><em>ثمار القلوب، </em></strong><strong>ص 541<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> انار رى و نواحى آن در قدیم مثل بوده است، چنان‌‌كه در آغاز قرن ششم هجرى ابن بلخى در فارسنامه، انار بلوك كوار از كوره اردشیر خوره فارس را به انار طهران رى تشبیه كرده و گفته:</p>
<p dir="RTL"> «.. همه میوه‌‌هاى آنجا به غایت نیكوست، خاصه اناركى مانند انار طهرانى است&#8230;» <strong><em>/ فارسنامه، </em></strong><strong>ص 175.</strong></p>
<p dir="RTL"> در نزهة القلوب ذكر شده: «از میوه هایش انار و امرود و عباسى و شفتالو و انگور نیكوست امّا خورنده میوه‌‌هاى آن‌‌جا بر مسافران از تب ایمن نبود&#8230;» <strong><em>/ </em></strong><strong><em>نزهة</em></strong><strong><em> القلوب، </em></strong><strong>ص 54<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> انار رى را نیز به قزوین مى‌‌برده‌‌اند، قزوینى در آثار البلاد آورده: «شجرها (انار) لاینبت بارض قزوین و نواحى‌‌ها، انّما یجلب إلیها من الرّى&#8230;» <strong><em>/ آثار البلاد</em></strong><strong>، ص 410.</strong></p>
<p dir="RTL"> در هفت اقلیم آمده: «همچنین انار ملیسى كه رگى از ترشى با اوست.» <strong><em>/ هفت اقلیم، </em></strong><strong>ج 3، ص 4.</strong></p>
<p dir="RTL"> گویا قسمتى از خراج رى را با انار و شفتالوى خشك مى‌‌پرداخته‌‌اند، در كتاب آناهیتا به نقل از لطائف المعارف آمده:</p>
<p dir="RTL"> «ثعالبى (350-429) در سخن از رى مى‌‌نویسد: و من خصائص الرى&#8230; الرمان المعروف بالتهرج و المعروف با ملیسى، و كان یحمل الى السلطان مع خراج الرّى من الرُّمان مائة الف و من الخوخ خشك المقدد الف رطل». <strong><em>/ آناهیتا، </em></strong><strong>ص 273.</strong></p>
<p dir="RTL"> انار مقدس اوشان، از دلایل دیگرى كه انتساب این محل را به ناهید تأیید مى‌‌كند، آن‌‌كه از دیرباز در دامنه كوه شمال غربى دیه اوشان (كوه میانه) چند بوته درخت انار وحشى و جنگلى قدیمى وجود دارد كه در محل آن را مقدس مى‌‌شمارند و مى‌‌گویند این انار در این‌‌جا نظر كرده است (چون انار در سردسیر نمى‌‌روید) و چراغ و شمع نذر آن مى‌‌كنند و این رسم از قدیم در آن‌‌جا به‌‌جا مانده است. در باب این بوته‌‌هاى وحشى در كتاب جغرافیاى دره رودبار چنین نوشته شده: «در طرف غربى اوشان در دامنه كوه تلهرز چند درخت انار مفردى است و مى‌‌گویند بعضى از شب‌‌هاى جمعه آثار روشنایى به مثابه چراغ در میان آن اشجار هویداست و سببش معلوم نیست. شاید این زمین مدفن یا معبر بعضى از اشخاص كامل بوده است.» <strong><em>/ جغرافیاى دره رودبار، </em></strong><strong>ص 41.</strong></p>
<p dir="RTL"> مقدس بودن این بوته‌‌هاى انار ظاهراً ریشه زردشتى دارد و مربوط به دوره اسلامى نیست، دیه اوشان و آبادى‌‌هاى دیگر مجاور آن به تفصیلى كه بیاید تا روزگار تسلط علویان طبرستان بر آن حدود زردشتى بوده‌‌اند و به سبب دشوارى محل آیین مقدس اسلام تا قرن چهارم و پنجم در بسیارى از آبادى‌‌هاى آن‌‌جا راه نیافت و تقدس این انار به سبب ارتباط آن با شخصیت مقدسى در اسلام نتواند بود. انار با آیین زردشت و به ویژه ناهید ارتباطى خاص دارد. پورداود در نوشته‌‌اى درباره برسم ذكر كرده: «در كتب متأخرین قید شده كه برسم باید از درخت انار چیده شود؛ این شاخه‌‌ها یا تاى‌‌ها با شستشو و آداب و ادعیه مخصوصى با كارد مخصوصى كه آن را برسم‌‌چین گویند بریده مى‌‌شود.» <strong><em>/ یشت‌‌ها </em></strong><strong>(پور داود)، ص 566.</strong></p>
<p dir="RTL">مرحوم دكتر معین در شرح وسایل و لوازم آتشگاه ذكر كرده: «برسم كه اساساً از شاخه‌‌هاى تر چوب‌‌هاى مقدس مانند انار تهیه مى‌‌شد، ولى امروزه آن را از فلز نقره یا برنج مى‌‌سازند.» <strong><em>/ مزدیسنا و ادب پارسى، </em></strong><strong>ص 302.</strong></p>
<p dir="RTL"> برسم، كه در اوستا برسمن<a name="_ftnref1" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81.docx#_ftn1" title="">[1]</a> و در پهلوى برسوم<a name="_ftnref2" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81.docx#_ftn2" title="">[2]</a> آمده و در فارسى بر وزن مرهم تلفظ مى‌‌شود، عبارت از شاخه‌‌هاى بریده درخت است كه هر یك از آن‌‌ها را در پهلوى تاك و در فارسى تاى گویند. این شاخه‌‌ها براى به هم زدن آتش و مشتعل كردن آن در آتشگاه به كار مى‌‌رود. ریشه لغوى برسم «برز« (Barez) به معنى بالیدن و نمو كردن و مراد از آن همه رستنى هاست كه این چوب نمونه آن هاست، و چون انار دانه‌‌هاى فراوان دارد و نشان كثرت و فراوانى و بارورى است، تهیه چوب برسم از آن براى بركت است؛ و انار را بدین سبب مظهر ناهید كه الهه حاصلخیزى و فراوانى است دانسته‌‌اند. گیرشمن در كتاب ایران از آغاز تا اسلام نوشته: «ماهى و درخت انار دو مظهر این خداى آب و فراوانى یعنى ناهیدند.» در شاهكارهاى هنر ایران تألیف پوپ در ذكر دختر شاه هند، سپینود، یكى از بانوان حرم بهرام گور، شرح جام منقشى كه بهرام را در حال مبادله تحف با زنى نشان مى‌‌دهد ذكر گردیده: «این زن تاجى با دو شاخ دارد، و این رسم معمول شاهان هند وسكایى بوده است. در میان شاخ‌‌ها انارى است و آن با گلى كه روى جامه زن نزدیك ران نقش شده، رابطه او را با الهه حاصلخیزى نشان مى‌‌دهد، زیرا همچنان‌‌كه شخص شاه با قواى الهى ارتباط دارد، شهبانو هم باید با مقامات آسمانى متقابل رابطه‌‌اى داشته باشد.» <strong><em>/ شاهكارهاى هنر ایران، </em></strong><strong>خانلرى، ص 53.</strong></p>
<p dir="RTL"> ناهید، فرخى و بارورى جهان و جانوران را تضمین كرده و گله‌‌ها و كشتزارها را در پناه خود دارد؛ و گویا از این‌‌جاست كه در قدیم درخت انار را به صورتى كوچك از طلا مى‌‌ساختند و وسیله زینت قرار مى‌‌داده‌‌اند، چنان‌‌كه در كتاب باستان‌‌شناسى ایران باستان تألیف لویى واندنبرگ كه در ذكر اشیا به دست آمده در ویرانه‌‌هاى همدان از یك گنجینه هخامنشى ذكر گردیده: «در میان تزیینات طلا دو شاخه درخت انار با برگ و میوه‌‌هاى كوچك&#8230; به چشم مى‌‌خورد.» <strong><em>/ باستان‌‌شناسى ایران باستان، </em></strong><strong>ص 108<em>.</em></strong></p>
<p dir="RTL"> و در كتاب معمارى ایرانى پوپ درج شده: «در آرایش ساسانى شكل‌‌هاى طبیعى بزرگ‌‌تر شده، آب و رنگ یافته و به صورت طرح كلى نمایان گشته است&#8230; درخت انار و پیچك‌‌هاى تابدار رواج كامل داشت.» <strong><em>/ معمارى ایران</em></strong><strong>، پوپ، ص 65.</strong></p>
<p dir="RTL"> نام بسیارى از اماكن از كلمه انار تركیب یافته، كه مى‌‌توان از این نام انتساب آن‌‌ها را با ناهید دریافت، مانند: نارمك در قصران خارج و ناران (نارون) در لواسان قصران داخل و ناروهه در گرمسار و ناراب در سراب و نارابى در سنندج و ناران در جیرفت و ناربند در مشهد و بسیارى از آبادى‌‌هاى دیگر؛ و گویا به سبب همین مقدس دانستن انار است كه داستان انار فرهاد به وجود آمده است. در فرهنگ آنندراج و برهان قاطع در ذیل «انار فرهاد» ذكر شده:</p>
<p dir="RTL"> «درخت انارى است كه در بیستون واقع است. گویند چون فرهاد از شنیدن فوت شیرین تیشه بر سر خود زد دسته تیشه خون آلود گردید و از كوه بر زمین افتاد و سر آن بر زمین نشست و چون آن از چوب انار بود به قدرت الهى سبز شد و درخت انار به هم رسید و انار آن را چون باز كنند اندرون آن سوخته و خاكستر شده باشد.»</p>
<p dir="RTL"> به موجب این افسانه دسته تیشه فرهاد از چوب انار بوده است. نام دو زیارتگاه در یزد «ناركى« و دیگرى «نارستان« است و این دو نام نیز بى گمان تأییدى در مقدس بودن انار مى‌‌تواند بود.</p>
<p dir="RTL"> انار در آیین مقدس اسلام امتیاز خاصى ندارد و به موجب مطالب پیشین روشن مى‌‌شود كه تقدس بوته انار اوشان اصل زردشتى دارد؛ و چون رسم بود كه در آتشكده‌‌ها چند درخت انار مى‌‌كاشتند و شاخه‌‌هاى آن را جهت تهیه برسم به كار مى‌‌بردند و در آتشكده قصران منسوب به ناهید در آهاربشم و آبادى‌‌هاى آن‌‌جا به سبب شدت سرما انار پرورش نمى‌‌یافت، بوته وحشى انار جنگلى اوشان علاوه بر همه جهات دیگر از این باب نیز مورد توجه بود. بدین دلایل مقدس دانستن بوته انار كه مظهر ناهید است از دیرباز در اوشان، دلیلى بارز بر انتساب آن حدود به ناهید تواند بود كه آن را مؤیدى جهت حرم ناهید دانستن خانه‌‌هاى بنا شده در دره اسبول به حساب توان آورد.</p>
<p dir="RTL"> در این‌‌جا به مناسبت گفته مى‌‌شود كه از انار با اهمیت خاص در تورات یاد شده است؛ و از جمله آن‌‌كه در سفر خروج باب بیست و هشتم بند 31-34 ذكر شده:</p>
<p dir="RTL"> «و رداى ایفود را تماماً از لاجورد بساز و شكافى براى سردر وسطش و حاشیه گرداگرد شكافش از كار نساج مثل گریبان زره تا دریده نشود و در دامنش «انارها« بساز از لاجورد و ارغوان و قرمز گرداگرد دامنش و رنگ‌‌هاى زرین در میان آن‌‌ها به هر طرف. زنگله زرین و «انارى« گرداگرد دامن ردا.» <strong><em>/ ترجمه فارسى تورات</em></strong><strong>، ص 128، نقل از قصران، ص 742.</strong></p>
<p dir="RTL"> انواع مختلف انار در آبادى‌‌هاى گستره تهران به عمل مى‌‌آمده است.</p>
<p dir="RTL"> پوست اناركوبى: پوست انار مانند روناس، حنا، زردچوبه و غیره جزو گیاهانى است كه كوبیده آن به كار رنگرزى نخ، پشم و پارچه مى‌‌آمد و پوست انار كوبى هم از جمله مشاغل تهران قدیم به شمار مى‌‌رفت.</p>
<div></p>
<hr width="33%" size="1" />
<div id="ftn1">
<p><a name="_ftn1" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81.docx#_ftnref1" title=""></a>1. Baresman</p>
</div>
<div id="ftn2">
<p><a name="_ftn2" href="/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81/%23%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%20%D8%A7%D9%84%D9%81.docx#_ftnref2" title=""></a>2. Barsunm</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%87%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اسبولك</title>
		<link>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d9%88%d9%84%d9%83/</link>
					<comments>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d9%88%d9%84%d9%83/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[manger]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 07 Mar 2017 02:25:50 +0000</pubDate>
				<guid isPermaLink="false">http://tehrannameh.com/list/uncategorized/%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d9%88%d9%84%d9%83/</guid>

					<description><![CDATA[نام دره‌‌اى در اوشان كه بنایى منسوب به زردشتیان (آتشكده) در آن قرار دارد  ! آتشگاه.  در مغرب امامه كوهى به نام اسبول واقع است. در این كوه دره‌‌اى بزرگ مقابل دیه اوشان به نام دره اسبولك وجود دارد كه در آن آثار بنایى از عهد باستان در نقطه‌‌اى صعب‌‌العبور و مرتفع دیده مى‌‌شود. متصل به [&#8230;]]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">نام دره‌‌اى در اوشان كه بنایى منسوب به زردشتیان (آتشكده) در آن قرار دارد  ! آتشگاه.</p>
<p dir="RTL"> در مغرب امامه كوهى به نام اسبول واقع است. در این كوه دره‌‌اى بزرگ مقابل دیه اوشان به نام دره اسبولك وجود دارد كه در آن آثار بنایى از عهد باستان در نقطه‌‌اى صعب‌‌العبور و مرتفع دیده مى‌‌شود. متصل به این بنا آبشار بلندى قرار دارد كه در اواخر زمستان و تمام فصل بهار آب نسبتاً زیادى از آن فرو مى‌‌ریزد و وارد رود جاجرود مى‌‌شود. چشمه‌‌اى نیز در آن محل هست كه در تمام مدت سال داراى آب است و بدین سبب در آن جایگاه بلند صخره‌‌اى چند درخت گردو نیز روییده است و بار مى‌‌دهد. در كتاب جغرافیاى دره رودبار كه به سال 1296 ق. فراهم آمده، ذكر شده:</p>
<p dir="RTL"> «در كوه اسبول سه خانه از سنگ است كه مشهور به خانه دیو هستند، و رفتن به میان آن خانه‌‌ها بسیار مشكل بلكه محال است، و در زمستان مسكن شكارهاى كوهى و بهایم‌‌اند«. <strong><em>/ جغرافیاى دره رودبار</em></strong><strong>، ص 80.</strong></p>
<p dir="RTL"> این دره به هیچ روى موقعیت نظامى ندارد تا تصور شود كه این سه خانه قلعه نظامى است. از طرف دیگر این دره درست مقابل آتشگاه قصران به نام «قزل ماما« یا «قصر دختر« یا «آتشگاه ناهید« در آهار بشم قرار دارد و مردم اوشان حدود آن دره را «سوى آتشگاه« مى‌‌نامند. این سه خانه را نیز در این نقطه كوه و جنب آبشار و چشمه و در فاصله‌‌اى از رود جاجرود ظاهراً باید خانه و زیارتگاه ناهید دانست. و دلایل آن همان‌‌هاست كه در نسبت بناى بى‌‌بى شهربانو به ناهید، و بناى كنار دریاچه توچال به ناهید مى‌‌دهند&#8230; . چون آبشار و چشمه و رود همه به ناهید ارتباط مى‌‌یابد. مى‌‌توان چنین پنداشت كه در اوقات مذهبى و اجراى مراسم دینى مانند گاهنبار یا آیین اعیاد شش‌‌گانه زردشتیان آن حدود &#8211; كه در كوه‌‌پیمایى مانند مردم فعلى آن‌‌جا تسلط بلكه تخصص داشته‌‌اند &#8211; در این خانه صعب العبور حاضر مى‌‌شدند و با تقدیس آتش آتشگاه كه از دور پیدا بود به نیایش ناهید مى‌‌پرداختند. <strong><em>/ قصران، </em></strong><strong>ص 74.</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://tehrannameh.com/list/%d8%a7%d9%84%d9%81/%d8%a7%d8%b3%d8%a8%d9%88%d9%84%d9%83/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
