الهیه

در لغت مؤنث الهى یعنى خدایى، منسوب به خداست. الهیه یا خرازین یك آبادى در شمال زرگنده و جنوب تجریش نزدیك‌‌تر به زرگنده بوده است. این آبادى اكنون دیگر آبادى مجزایى نیست بلكه جزیى از شهر تهران محسوب مى‌‌گردد.

 الهیه پیش از آن‌‌كه به آبادى مستقلى بدل شود، مزرعه‌‌اى متعلق به دیه زرگنده بود. خرازین در اواخر حكومت قجرها به تملك حاج علیخان امین‌‌الدوله، صدراعظم مظفرالدین شاه، درآمد. از الهیه به نام‌‌هاى خورآذین وخلازیر نیز در اسناد تاریخى یاد شده است.

 «امین‌‌الدوله در سال 1308 ق. كارخانه كبریت‌‌سازى با سرمایه بیست هزار لیره توسط كمپانى روس در آن‌‌جا ایجاد كرد كه چون نتوانست با كبریت اتریش و سوئد رقابت كند، بسته شد.» / سفرنامه امین‌‌الدوله، ص 10.

 این آبادى از مناطق بسیار خوش آب و هواى شمیران بوده است. تا حدود سى سال پیش باغ‌‌هاى وسیعى از درختان گیلاس كه از بهترین نوع این میوه در ایران بود، این ناحیه را پوشانده بود كه اكنون ساختمان‌‌هاى بلند مرتبه جاى آن درختان را گرفته است و این روند همچنان ادامه دارد.

 تا دهه‌‌هاى سى و چهل هنوز الهیه پر بود از باغ‌‌هاى گیلاس كه محصولشان از بهترین‌‌ها بود.

 اراضى خوش آب و هواى الهیه سرانجام توسط ورثه خانم فخرالدوله، دختر مظفرالدین‌‌شاه و عروس حاج علیخان امین‌‌الدوله مالك اولیه آن‌‌جا، قطعه قطعه شد و به فروش رسید و تنها خانه بزرگى از آن آبادى كه باقى ماند، متعلق به دكتر على امینى فرزند خانم فخرالدوله، نخست وزیر محمد رضا پهلوى (1332 خ.) بود.

 «اراضى خورآذین متعلق به عزت‌‌الدوله، همسر امین‌‌الدوله بوده است. پس از این‌‌كه میرزا جعفر حكیم الهى این اراضى را خرید و در آن آبادانى كرد، آن را الهیه خواندند.» / جغرافیاى تاریخى شمیران، ص 20.

 عبدالله مستوفى دلیل بسته شدن كارخانه كبریت‌‌سازى الهیه را چنین مى‌‌نویسد: «كبریت روسى در دست آخر بیشتر از هر قوطى یك شاهى قیمت نداشت، این ارزانى عمدى براى بستن كارخانه كبریت‌‌سازى الهیه بود.» / شرح زندگانى من، ج 2، ص 58.

 باغ سفارت آلمان در الهیه، ویپرت بلوشر راجع به این باغ گوید:

 «چون قرار بود به محل تابستانى سفارت كه بسیار زیباتر بود برویم... از جاده عریض شوسه‌‌اى كه از تهران مستقیماً به طرف شمال امتداد یافته بود و به شمیران دلنواز مى‌‌انجامید... شمیران بدون تردید یكى از زیباترین نقاط در سراسر جهان است... پر آب است و در آن درختان شكوهمند كهنسال فراوانى وجود دارد.

 هنگامى كه اتومبیل پیشتاز قافله ما از دروازه باغ بزرگى كه داراى درختان سر به فلك كشیده بود... چون هنوز از برق خبرى نبود اتاق‌‌ها را به چراغ تورى روشن كرده بودند... باغ پنج هكتار وسعت داشت...» / سفرنامه بلوشر، ص 233.

 و باز هم او مى‌‌نویسد: «تاگور شاعر هندى در سال 1934 م. به تهران آمد و یك روز مهمان من در شمیران (الهیه) بود.»

 در حدود پنجاه و اندى سال پیش در اراضى الهیه سه باغ بزرگ وجود داشت كه یكى از آن سه باغ هنوز به همان وضع گذشته باقى مانده و باغ سفارت كبراى شوروى (روسیه فعلى) مى‌‌باشد كه در جنوب الهیه قرار دارد. باغ دوم متعلق به امین‌‌الدوله، پدر بزرگ دكتر امینى بود، كه بین اخلافش تقسیم گردید و بین قسمت‌‌ها دیوار كشیده شد. باغ سوم متعلق به امین دفتر بود كه بعد از فوتش چون وارثى نداشت به فاطمه خانم، همسرش رسید. فاطمه خانم دختر آصف‌‌الدوله والى خراسان است. این باغ تا نزدیك پل رومى رودخانه زرگنده ادامه داشت و در زمان حیات فاطمه خانم به قطعات كوچك و بزرگ تقسیم شد و به فروش رفت ومحل سكونت فاطمه خانم همین عمارت ییلاقى شركت ملى نفت بود.

 شركت سابق نفت در سال 1303 خ. برابر با 1343 ق. (1924م.) این باغ را به وسیله نماینده مدیر عامل شركت سابق نفت در تهران به نام «فرلى« به قیمت 7500 تومان (یك‌‌هزار و پانصد لیره) از فاطمه خانم خرید كه از آن موقع تا زمان خلع ید از شركت سابق نفت، محل سكونت مدیران شركت بود.

 قیمت تقریبى باغ در سال 1350 خ. سیصدهزار تومان بود. / تاریخ قسمت شمالى تهران، ص 51؛ جغرافیاى تاریخى شمیران، ص 27.

 دیهى نیز از دهستان صحنه كرمانشاهان نام «الهیه» دارد.

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.